متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۹۶ - بخش ۱ : خداشناسی
[منبع]من خطبة له (علیه السلام) في اللّه و في الرسول الأكرم:
اللّه تعالى :
الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ فَلَا شَيْءَ قَبْلَهُ، وَ الْآخِرِ فَلَا شَيْءَ بَعْدَهُ، وَ الظَّاهِرِ فَلَا شَيْءَ فَوْقَهُ، وَ الْبَاطِنِ فَلَا شَيْءَ دُونَهُ.
قسمت أول خطبه :
(1) سپاس خداوندى را سزا است كه اوّل (و مبدا همه اشياء) است، پس چيزى پيش از او نبوده، و آخر (و مرجع همه مخلوقات) است، پس چيزى بعد از او نمى باشد،
(2) و (بسبب آيات و نشانه ها) ظاهر و هويداست، پس چيزى آشكارتر از او نيست و (كنه ذات او) مخفى و پنهان است، پس چيزى ناپيداتر از او نيست (و به عبارت ديگر:) ظاهر و توانا است، پس چيزى فوق او نيست (همه اشياء مقهور قدرت و توانائى او هستند) و باطن و دانا بجزئيّات اشياء است، پس چيزى از او (به اشياء) نزديكتر نيست.
خطبه ۹۶ - بخش ۲ : برکت وجودی رسول اعظم
[منبع]و منها في ذكر الرسول (صلی الله علیه وآله) :
مُسْتَقَرُّهُ خَيْرُ مُسْتَقَرٍّ وَ مَنْبِتُهُ أَشْرَفُ مَنْبِتٍ فِي مَعَادِنِ الْكَرَامَةِ وَ مَمَاهِدِ السَّلَامَةِ، قَدْ صُرِفَتْ نَحْوَهُ أَفْئِدَةُ الْأَبْرَارِ وَ ثُنِيَتْ إِلَيْهِ أَزِمَّةُ الْأَبْصَارِ، دَفَنَ اللَّهُ بِهِ الضَّغَائِنَ وَ أَطْفَأَ بِهِ [النَّوَائِرَ] الثَّوَائِرَ، أَلَّفَ بِهِ إِخْوَاناً وَ فَرَّقَ بِهِ أَقْرَاناً، أَعَزَّ بِهِ الذِّلَّةَ وَ أَذَلَّ بِهِ الْعِزَّةَ، كَلَامُهُ بَيَانٌ وَ صَمْتُهُ لِسَانٌ.
- الْمَمَاهِد :
- جمع «ممهد»، خوابگاهها.
- الَأزِمَّة :
- زمامها، ثُنيت إليه ازِمَّةُ الَابصَار: زمام چشمها بسوى او متوجه شد.
- الضَغَائِن :
- حقدها، كينه ها.
- الثَوَائِر :
- جمع «ثائرة» عدوات و دشمنى ها.
- مَماهِد :
- جايگاهها و خوابگاهها از ماده مهد: گهواره
- ثُنِيَت :
- برگردانده شده، متوجه شده است
- أزِمَّة :
- لجامها و افسارها، جمع زمام
- ضَغائِن :
- كينه ها، جمع ضغينة
- أطفَأَ :
- خاموش نمود
- ثَوائِر :
- عداوتهاى تحريك شده، جمع ثائرة
- ذِلَّة :
- ناتوانها و ضعيفان
(3) قرار گاه او (مكه معظّمه كه در آنجا به رسالت مبعوث گرديد) بهترين قرارگاه، و جاى نموّ او (مدينه طيّبه كه در آنجا احكام الهىّ را منتشر نمود) شريفترين جا است (و آن بزرگوار) در كانهاى كرامت و بزرگوارى (اصلاب شامخه و ارحام مطهّره) و آرامگاههاى سلامت (كه از هر عيب و نقص ظاهرىّ و باطنىّ منزّه و مبرّى بوده روييده شده است)
(4) دلهاى نيكوكاران شيفته او گشت، و زمام چشمها (ى خردمندان) بسوى او خيره شد (تا ببينند در ضلالت و گمراهى جهل و نادانى كه سر تا سر جهان را فرا گرفته چه ميكند، ديدند)
(5) خداوند بوسيله آن حضرت كينه هاى ديرينه را نابود ساخت (از ميان مردم برداشت) و آتش دشمنيها را خاموش نمود، و ميان برادران ايمانى را (مانند اميرالمؤمنين و سلمان) الفت و دوستى انداخت، و ميان خويشان (مانند حمزه و ابى لهب بسبب اسلام و كفر) جدائى افكند، و بواسطه ظهور و پيدايش آن بزرگوار ذلّت و بيچارگى مؤمنين را به عزّت و سرورى و برترى و بزرگى و كفّار را به نكبت و بد بختى مبدّل نمود،
(6) سخن او بيان و خاموشيش زبان بود (چون سخنى مى فرمود احكام الهىّ را بيان ميكرد، و چون گفتار و كردارى ديده خاموش مى ماند دليل بر صحّت و درستى و مباح بودن آن بود).