متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۹۰ - بخش ۱ : صفات خداوند متعال
[منبع]و من خطبة له (علیه السلام) و تشتمل على قِدَم الخالق و عِظَم مخلوقاته، و يختمها بالوعظ :
الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمَعْرُوفِ مِنْ غَيْرِ رُؤْيَةٍ وَ الْخَالِقِ مِنْ غَيْرِ رَوِيَّةٍ، الَّذِي لَمْ يَزَلْ قَائِماً دَائِماً، إِذْ لَا سَمَاءٌ ذَاتُ أَبْرَاجٍ وَ لَا حُجُبٌ ذَاتُ إِرْتَاجٍ وَ لَا لَيْلٌ دَاجٍ وَ لَا بَحْرٌ سَاجٍ وَ لَا جَبَلٌ ذُو فِجَاجٍ وَ لَا فَجٌّ ذُو اعْوِجَاجٍ وَ لَا أَرْضٌ ذَاتُ مِهَادٍ وَ لَا خَلْقٌ ذُو اعْتِمَادٍ، ذَلِكَ مُبْتَدِعُ الْخَلْقِ وَ وَارِثُهُ وَ إِلَهُ الْخَلْقِ وَ رَازِقُهُ، وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ دَائِبَانِ فِي مَرْضَاتِهِ، يُبْلِيَانِ كُلَّ جَدِيدٍ وَ يُقَرِّبَانِ كُلَّ بَعِيدٍ.
- رَوِيّة :
- فكر، انديشه.
- الِارْتَاج :
- جمع «رتج»، درهاى بزرگ.
- الدَّاجِى :
- تاريك.
- السَّاجِى :
- آرام، ساكن.
- الْفِجَاج :
- جمع «فج»، راههاى گشاد بين دو كوه.
- الْمِهَاد :
- گسترده شده، بستر.
- الْخَلْق :
- مخلوق.
- ذُو اعْتِمَاد :
- صاحب اراده و قدرت.
- مُبْتَدِعُ الْخَلْقِ :
- آفريننده پديده ها از عدم محض.
- وَارِثُهُ :
- ماندگار بعد از آن، وارث آن.
- دَائِبَانِ :
- تثنيه «دائب»، مجد، كوشا، از اين جهت خورشيد و ماه به اين صفت خوانده شده اند، چون طى ساليان دراز بدون لحظه اى توقف همواره در حركت و گردش هستند.
- أبراج :
- جمع برج: منزلهاى ماه كه دوازده تا است
- إرتاج :
- جمع رتج: درب بزرگ
- ليلٌ دَاج :
- شب بسيار تاريك
- بَحرٌ سَاج :
- درياى ساكت و آرام
- فِجاج :
- جمع فج: راه وسيع ميان دو كوه
- ذات مِهاد :
- صاحب گهواره
- مُبتَدِع :
- از عدم بوجود آورنده
- دائِبان :
- هميشه حركت و تلاش كننده اند، تثنيه دائب
(1) سپاس خداوندى را سزاست كه بدون ديده شدن بچشم (بوسيله عقول و آثار و صنائع) شناخته شده است (زيرا ممكن را بچشم مى توان ديد و واجب را كه محدود بحدّى نيست نمى توان) و بدون فكر و انديشه ايجاد كننده (عوالم) است (زيرا فكر و انديشه در نا معلوم بكار آيد و جهل و نادانى بر ذات واجب محال است، پس چيزى بر او نا معلوم نيست كه براى دانستن آن انديشه بكار آرد) خداوندى كه باقى و برقرار است و هميشه بوده زمانيكه آسمان داراى برجها و منازل و حجابهاى داراى درهاى بزرگ (كرات معلّقه در جوّ كه بوسيله قوّه جاذبه و دافعه مجذوب يكديگر نمى شوند) نبوده و نه شب تاريك و نه درياى آرام و نه كوه داراى راههاى گشاده (درّه هاى بزرگ واقع بين دو كوه) و نه راه فراخ داراى اعوجاج و كجى (كه بهر طرف راه دارد) و نه زمين گسترده شده و نه مخلوق داراى توانائى و توانگرى وجود داشته،
(2) او است آفريننده و اختراع كننده خلائق بى سابقه و مانند (يا از عدم و نيستى بوجود و هستى آورنده) و (پس از فناء و نابودى آنها) وارث ايشان و باقى و برقرار، او است معبود خلائق و روزى دهنده آنها، خورشيد و ماه در طلب رضاى او (بر طبق اراده و حكمتش) سير ميكنند و هر تازه اى را كهنه و هر دورى را نزديك مى گردانند (با سير آنها مدّت عمر هر چيز بسر آمده زائل و نابود گردد).
خطبه ۹۰ - بخش ۲ : علم گستردۀ خداوند
[منبع]قَسَمَ أَرْزَاقَهُمْ، وَأَحْصَى آثَارَهُمْ وَ أَعْمَالَهُمْ وَ عَدَدَ أَنْفُسِهِمْ وَ خَائِنَةَ أَعْيُنِهِمْ وَ مَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ مِنَ الضَّمِيرِ وَ مُسْتَقَرَّهُمْ وَ مُسْتَوْدَعَهُمْ مِنَ الاَْرْحَامِ وَالظُّهُورِ، إِلَى أَنْ تَتَنَاهَى بِهِمُ الْغَايَاتُ.
- خَائِنَةُ الَاعْيُن :
- نگاه هاى گناه آلود، خيانت چشمها.
خطبه ۹۰ - بخش ۳ : کسی یارای او نیست
[منبع]هُوَ الَّذِي اشْتَدَّتْ نِقْمَتُهُ عَلَى أَعْدَائِهِ فِي سَعَةِ رَحْمَتِهِ، وَ اتَّسَعَتْ رَحْمَتُهُ لاَِوْلِيَائِهِ فِي شِدَّةِ نِقْمَتِهِ، قَاهِرُ مَنْ عَازَّهُ، وَ مُدَمِّرُ مَنْ شَاقَّهُ، وَ مُذِلُّ مَنْ نَاوَاهُ، وَ غَالِبُ مَنْ عَادَاهُ.
مَنْ تَوَکَّلَ عَلَيْهِ کَفَاهُ، وَ مَنْ سَأَلَهُ أَعْطَاهُ، وَ مَنْ أَقْرَضَهُ قَضَاهُ، وَ مَنْ شَکَرَهُ جَزَاهُ.
- النِّقْمَة :
- غضب.
- عَازَّه :
- در عزيز شدن، با او معارضه كرد.
- شَاقَّهُ :
- با او دشمنى و منازعه كرد.
- نَاوَاَهُ :
- با او مخالفت كرد.
- مَنْ اقْرَضَهُ قَضَاهُ :
- كسى را كه به او قرض داد، پاداش مى دهد، در اينجا انجام عمل صالح به منزله قرض، و پاداش خداوند بمنزله اداء قرض بيان شده، چنانكه در آيه 245 بقره آمده «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً».
- عازَّه :
- آنكه مى خواهد در مقابل خدا اظهار عزت و بزرگى كند
- مُدَمِّر :
- هلاك و ريشه كن كننده از ماده دمار
- شَاقَّه :
- با او عداوت كند
- نَاوَأه :
- با او مخالفت كرد
(5) كفايت ميكند هر كه را كه بر او توكّل نمايد (هر كه كار خود را باو واگذارد امر دنيا و آخرت او را انجام مى دهد) و بهر كه از او (چيزى) در خواست كند، عطاء مى فرمايد، و هر كه باو قرض دهد (از مال خود در راه او انفاق نمايد) قرض خويش را اداء خواهد فرمود (در دنيا و آخرت باو عوض مى دهد، و اينكه از انفاق در راه او بقرض تعبير شده براى آنست كه بدانيم انفاق در راه خدا عوض دارد، چنانكه قرض مستلزم اداء پرداخت است) و پاداش كسيكه او را شاكر و سپاسگزار باشد خواهد داد.
خطبه ۹۰ - بخش ۴ : رسیدگی به حساب خود
[منبع]عِبَادَ اللَّهِ زِنُوا أَنْفُسَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُوزَنُوا، وَ حَاسِبُوهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تُحَاسَبُوا، وَ تَنَفَّسُوا قَبْلَ ضِيقِ الْخِنَاقِ، وَ انْقَادُوا قَبْلَ عُنْفِ السِّيَاقِ؛ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ لَمْ يُعَنْ عَلَى نَفْسِهِ حَتَّى يَكُونَ لَهُ مِنْهَا وَاعِظٌ وَ زَاجِرٌ، لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنْ غَيْرِهَا لَا زَاجِرٌ وَ لَا وَاعِظ.
- الْعُنْف :
- خشونت، درشتى.
- السِّياق :
- مصدر ساق - يسوق، راندن، سوق دادن.
- لَمْ يُعَنْ :
- كمك نشد.
- ضِيق الخِنَاق :
- به تنگ افتادن نفس گاه، خفه شدن
- عُنف السِّياق :
- با شدت و خشونت راندن و بسوئى كشيدن
- لَم يُعَن :
- عنايت و توجه داده نشده
(7) و بدانيد كسيكه از خويشتن كمك و يارى نشود (خداوند او را مساعدت و همراهى ننمايد و قوّه عاقله او را بر نفس امّاره اش غلبه و توانائى ندهد) تا اينكه از جانب خود پند دهنده و جلو گيرنده (از معاصى) برايش باشد، منع كننده و پند دهنده اى از غير براى او نمى باشد (هر گاه خود شخص خويشتن را پند نداده براى هدايت و رستگارى آماده نباشد، گفتار ديگران در او سودى نخواهد بخشيد، و اين جمله اشاره بآن است كه استعانت و يارى خواستن از خداوند متعال در هر حال براى اصلاح نفس و دفع شيطان واجب و لازم است، نه آنكه كسى در طاعت و عصيان مجبور باشد تا سخن به مسئله جبر بكشد).