(به نقل برخى از شارحان، اين خطبه در سال ۳۶ هجرى پس از قتل عثمان در مدينه ايراد شد).
عوامل هلاكت انسانها:
پس از ستايش پروردگار، خدا هرگز جبّاران دنيا را در هم نشكسته مگر پس از آن كه مهلت هاى لازم و نعمت هاى فراوان بخشيد، و هرگز استخوان شكسته ملّتى را باز سازى نفرمود مگر پس از آزمايش ها و تحمّل مشكلات. مردم در سختى هايى كه با آن روبرو هستيد و مشكلاتى كه پشت سر گذارديد، درس هاى عبرت فراوان وجود دارد. نه هر كه صاحب قلبى است خردمند است، و نه هر دارنده گوشى شنواست، و نه هر دارنده چشمى بيناست.
از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (كه در آن مردم را بجهت اختلاف در دين و اعتماد بر آراء و عقائد باطله و پيروى نكردن از پيغمبر و امام سرزنش مى فرمايد):
(1) پس از اداى حمد و سپاس خداى تعالى و درود بر خاتم انبياء (بدانيد رسم دنيا بر اين بوده كه) خداوند سبحان گردنكشان روزگار را هرگز نابود ننموده مگر پس از مهلت دادن و خوشگذرانى، و شكستگى استخوان هيچيك از امّتها (ى پيغمبران) را اصلاح نكرده مگر پس از تنگى و رنج (در زندگى، پس شما هم به ستمگرى ستمكاران شكيبا بوده منتظر روزى باشيد كه خدا دست ظلم و تعدّى آنها را كوتاه نمايد) و سختيهايى كه بآن رو آورديد (شما را دريافت) و كارهاى بزرگ و گرفتاريهايى كه از آن پشت گردانيديد (رهائى يافتيد) عبرت است (تا شما را آگاه گرداند كه خداوند هيچ قومى را در سختى نگذارد و عاقبت، ستمكاران را از پاى در آورد و هر مصيبت و بلائى را زوالى است)
(2) و (ليكن) هر دلدارى خردمند نيست (تا حقائق را بفهمد) و هر گوش دارى شنوا نيست (تا حقّ را بشنود) و هر چشمدارى بينا نيست (تا از ديدن پيشآمدهاى روزگار عبرت گيرد، و معلوم است براى درك حقائق دلهاى هشيار و گوشهاى شنوا و چشمهاى بينا لازم است، نه اين دلها و گوشها و چشمها كه حيوانات هم آنرا دارند).
اما بعد. خداوند سبحان، جباران روزگار را در هم نشكست، مگر آن گاه كه مهلتشان داد كه روزگارى در آسايش و شادخوارى بگذرانند. و استخوان شكسته هيچ ملتى را نبست مگر بعد از بلاها و سختيهايى كه به آنها رسيد. در آن دشواريها كه به آنها روى نهاده ايد و آن رنجها و بلاها كه از آنها پشت گردانيده ايد شما را پند و عبرت است. نه هر كه دلى در سينه دارد خردمند است و نه هر كه گوشى براى شنيدن دارد شنوا است و نه هر كه چشمى براى ديدن دارد بيناست.
بعد از حمد و ثناى الهى: خداوند هرگز ستمگران دنيا را درهم نشکسته، مگر بعد از آنکه به آنان مهلت داده و نعمت فراوان بخشيده (تا فرصت فکر و انديشه را داشته باشند و شکر نعمت هاى الهى را بجا آورند، ولى غالباً به جاى شکرِ نعمت، مغرور شدند و بر ظلم خود افزودند). و (نيز) هرگز استخوانِ شکسته هيچ امّتى را ترميم نکرده، مگر بعد از تحمّل مشکلات و آزمون ها; و در سختى هايى که شما با آن روبرو شديد و مشکلاتى که پشت سر گذارديد، درس هاى عبرت فراوانى است (تا به ضعف هاى خود پى بريد و راه حلّ مشکلات را بياموزيد). ولى نه هر کس مغز دارد، انديشمند است و نه هر صاحب گوشى شنوا و نه هر صاحب چشمى بينا.
امّا بعد، خداوند ستمكاران روزگار را شكست نداده، جز آنكه نخست آنان را لختى مهلت داده، و در آسايش به روى شان گشاده. و شكست هيچ مردمى را نبسته، جز از پس آنكه -گرد- سختى و بلا بر سرشان نشسته. پس در كمتر آن دشوارى كه از آن استقبال كرديد و اندك آن سختى كه بدان پشت كرديد، مايه عبرت است. نه هر كه دلى دارد، بخردى داننده است و نه هر كه گوشى دارد نيك شنونده است، و نه هر كه ديده اى دارد بيننده است.
از خطبه هاى آن حضرت است در بيان عوامل هلاكت مردم:
پس از حمد حق، خداوند سركشان هيچ روزگارى را درهم نشكست مگر پس از مهلت دادن و آسايش، و شكستگى هيچ امتى را جبران ننمود مگر بعد از تنگنايى و سختى و رنج، و در سختى هايى كه به سوى آن مى رويد، و در حوادثى كه پشت سر گذاشتيد عبرتهاست. هر صاحب دلى خردمند نيست، و هر صاحب گوشى شنوا نمى باشد، و هر چشم دارى بينايى ندارد.