(مرحوم صدوق در من لا يحضره الفقيه ج ۱ ص ۴۶۱، خطبه ۵۲ و ۵۳ را يك خطبه به حساب آورد):
وصف قربانى:
كمال قربانى در اين است كه گوش و چشم آن سالم باشد، هر گاه گوش و چشم سالم بود، قربانى كامل و تمام است، گر چه شاخش شكسته باشد و با پاى لنگ به قربانگاه آيد.
سید رضی: منظور امام از كلمه «منسك» در اينجا «قربانگاه است».
در بيان عيد قربان و صفت حيوان قربانى است:
(6) از جمله شرائط حيوان قربانى آنست كه تمام گوش باشد (بريده و شكافته نباشد) و چشمش سالم باشد، پس اگر گوش و چشمش بى عيب بود، قربانى صحيح و درست است،
(7) و اگر شاخ شكسته باشد (براى قربانى صلاحيّت ندارد، مانند گوسفند پا شكسته ايست كه) براى رفتن به قربانگاه مى لنگد (قربانى گوسفند پا شكسته و شاخ شكسته درست نيست).
سيّد رضىّ فرمايد: مَنسك (اگر چه بمعنى محلّ عبادت و پرستش است، و ليكن) در اينجا بمعنى قربانگاه و آن موضعى است كه قربانى را در آنجا سر مى برند.
شرط كامل بودن قربانى اين است كه گوشش را بنگرند تا سالم باشد، نه بريده يا شكافته، و در چشمش عيبى نباشد. پس اگر گوش و چشمش درست بود قربانى كامل است، هر چند، شاخ شكسته يا لنگ باشد و لنگ لنگان به سوى قربانگاه رود.
سید رضى گويد: مَنسَك در اينجا به معنى مَذبَح (قربانگاه) است.
از شرايط کمال قربانى، آن است که گوشهايش صاف و برافراشته و چشمانش سالم باشد، بنابراين هر گاه گوش و چشم قربانى سالم باشد قربانى کامل و سالم است، هر چند شاخش شکسته باشد و با پاى لنگ به قربانگاه آيد.
در يادآورى روز قربان و چگونگى قربانى:
قربانى آن گاه كامل و تمام است كه گوش آن را نيك بنگرند، تا بريده يا شكافته نباشد، و چشم آن نيز درست بود. اگر گوش و چشم درست بود قربانى درست و تمام است، هر چند شاخش شكسته و پايش لنگ بود و لنگان لنگان به قربانگاه رود.
[سید رضى گويد، «منسك» در اينجا به معنى قربانگاه است.]
در باره عيد قربان و مشخصه قربانى است:
از تماميت قربانى كامل بودن گوش و سلامت چشم آن است. بنا بر اين اگر گوش و چشمش سالم باشد قربانى سالم و كامل است، هر چند شاخش شكسته باشد و پايش را به محل قربانى بكشد.
[سید رضی: «منسك» در اينجا به معناى قربانگاه است.]