(در سال ۳۷ هجرى پس از ورود به صحراى صفّين براى در اختيار گرفتن آب فرات خطاب به خط شكنان سپاه فرمود):
فرمان خط شكستن و آزاد كردن آب فرات:
شاميان با بستن آب شما را به پيكار دعوت كردند.(۱) اكنون بر سر دو راهى قرار داريد: يا به ذلّت و خوارى بر جاى خود بنشينيد، و يا شمشيرها را از خون آنها سيراب سازيد تا از آب سيراب شويد. پس بدانيد كه مرگ در زندگى توأم با شكست، و زندگى جاويدان در مرگ پيروزمندانه شماست. آگاه باشيد، معاويه گروهى از گمراهان را همراه آورده و حقيقت را از آنان مى پوشاند، تا كور كورانه گلوهايشان را آماج تير و شمشير كنند.
_____________________________(۱) عبد اللّه بن عوف نقل مى كند: پيش از آنكه سپاه كوفه به صحراى صفّين برسد، سربازان معاويه به فرماندهى «ابو الأعور» رودخانه فرات را در اختيار گرفتند، امام على عليه السّلام «صعصعة بن صوحان» را به سوى معاويه فرستاد كه چرا شريعه فرات را بستند؟ معاويه با ياران خود مشورت كرد. «وليد بن عقبه» و «عبد اللّه بن سعيد» گفتند آب را همچنان بسته نگهداريد تا سپاه كوفه از تشنگى بميرند، ولى «عمرو عاص» گفت «على مردى نيست كه تشنه بماند، او همان مردى است كه مى گفت اگر چهل نفر ياور داشتم حق خود را پس از سقيفه مى گرفتم، اكنون كه بزرگان عراق و حجاز همراه او مى باشند!» معاويه هم چنان دستور داد كه آب را بسته نگه دارند. به فرمان امام عليه السّلام خط شكنان سپاه به فرماندهى امام حسن عليه السّلام حمله كردند، آب را در اختيار گرفته، سپاه معاويه را كنار زدند، امّا امام على عليه السّلام دستور داد كه آب براى هر دو لشكر آزاد باشد، اين عمل جوانمردانه امام، باعث بيدارى بسيارى از شاميان شد كه برخى از آنان به سپاه امام پيوستند.
از سخنان آن حضرت عليه السّلام است آنگاه كه لشگر معاويه در جنگ صفّين بر اصحاب آن بزرگوار پيشى جسته راه ورود به آب فراتر بتصرّف در آورده آنان را از برداشتن آب مانع گشتند:
(1) لشگر معاويه (با تصرّف شريعه فرات و منع شما از برداشتن آب) كارزار با شما را طالبند، پس شما يا بر ذلّت و خوارى اقرار كرده شجاعت و شرافت را از دست بدهيد (اظهار عجز و ناتوانى كرده از تشنگى بيچاره شده خود را به دشمن تسليم نمائيد) يا آنكه شمشيرهاتان را از خونها (ى ايشان) سيراب كنيد تا از آب سير آب شويد،
(2) پس مرگ (حقيقىّ) در زندگانى شما است اگر مغلوب بشويد، و (حقيقت) زندگانى در مرگ شما است آنگاه كه (بر دشمن) غالب آئيد (مرگ با عزّت و شرافت بهتر است از زندگانى با ذلّت و خوارى)
(3) آگاه باشيد كه معاويه عدّه قليلى از گمراهان و نادانان را بكار زار آورده (با اينكه لشگر معاويه زياد بوده ايشان را به عدّه قليلى تعبير فرموده، اشاره است باينكه بعلم جنگ آشنا نيستند) و حقيقت امر را (كه جنگ براى بدست آوردن سلطنت و رياست است) از آنان پنهان نموده (و خونخواهى عثمان را بهانه قرار داده) تا اينكه آنها گلوهاى خود را هدف (تيرهاى) مرگ قرار داده اند (از روى نادانى و گمراهى براى كشته شدن آماده هستند).
سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه ياران معاويه در صفين بر آب فرات غلبه يافتند و آب را به روى اصحاب او بستند:
از شما مى خواهند كه بر سفره جنگ مهمانشان كنيد و شما را دو راه در پيش است، يا تن به مذلّت دادن و فرو افتادن از منزلتى كه در آن هستيد، يا سيراب كردن شمشيرها از خون و سيراب كردن خود از آب. اگر مقهور شويد، زندگيتان مرگ است و اگر پيروز شويد، مرگتان زندگى است. بدانيد، كه معاويه جماعتى از گمراهان را به ميدان جنگ كشيد و حقيقت حال از آنان پوشيده داشت، تا گلوهاى خود هدف تير بلا ساختند.
آنها (سپاه معاويه با بستن آب به روى شما) از شما جنگ طلبيده اند، بنابراين (در برابر اين عمل ناجوانمردانه دو راه در پيش داريد;) يا بايد تن به ذلّت و انحطاط منزلت خويش بدهيد، يا شمشيرهايتان را از خون (اين بيرحمان) سيراب کنيد، تا بتوانيد از آب سيراب شويد. (بدانيد) مرگ در زندگى توأم با شکست شماست، و حيات در مرگ پيروزمندانه شما، آگاه باشيد معاويه گروهى از بيخبران گمراه را همراه خود آورده و حق را با نيرنگ و تزوير بر آنها پنهان نموده، تا آنجا که گلوهاى خويش را آماج تيرها و شمشيرهاى مرگ آور ساخته اند!
و از خطبه هاى آن حضرت است چون سپاهيان معاويه در نبرد صفيّن شريعه فرات را گرفتند و ياران على را از برداشتن آب بازداشتند:
از شما خواستند تا دست به جنگ بگشاييد. پس يا به خوارى برجاى بپاييد و از رتبه اى كه داريد فروتر آييد، يا شمشيرها را از خون تر كنيد، و آب را از كف آنان به در كنيد. خوار گشتن و زنده ماندنتان مردن است، و كشته گشتن و پيروز شدن، زنده بودن. معاويه گروهى نادان را به دنبال خود مى كشاند و حقيقت را از آنان مى پوشاند. -كوركورانه پى او مى تازند- تا خود را به كام مرگ در اندازند.
از خطبه هاى آن حضرت است زمانى كه ارتش معاويه در جنگ صفين بر ياران آن حضرت پيشى گرفته، راه ورود به آب فرات را اشغال كردند و لشگر امام را از برداشتن آب مانع شدند:
آنان از شما خوراك جنگ خواستند، يا به پستى تن داده و شرف خود را از دست بگذاريد، يا شمشيرتان را از خون آنان سيراب كرده تا از آب سيراب شويد. زيرا نابودى شما در آن زندگى است كه محصولش شكست از دشمن است، و زندگى شما در آن مرگى است كه نتيجه اش پيروزى بر دشمن است. بدانيد معاويه دسته اى گمراهان منحرف را به دنبال خود آورده، و حقيقت را از آنان پنهان كرده، تا اين بى خبران گلوهاى خود را آماج تير مرگ نموده اند.