متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۴ - بخش ۱ : هدایت اهل بیت علیهم السلام
[منبع]و هي من أفصح كلامه عليه السلام و فيها يعظ الناس و يهديهم من ضلالتهم و يُقال :
إنه خطبها بعد قتل طلحة و الزبير :
بِنَا اهْتَدَيْتُمْ فِي الظَّلْمَاءِ وَ [تَسَنَّمْتُمُ] تَسَنَّمْتُمْ ذُرْوَةَ [الْعَلْيَاءَ] الْعَلْيَاءِ وَ بِنَا [انْفَجَرْتُمْ] أَفْجَرْتُمْ عَنِ السِّرَارِ.
وُقِرَ سَمْعٌ لَمْ يَفْقَهِ الْوَاعِيَةَ وَ كَيْفَ يُرَاعِي النَّبْأَةَ مَنْ أَصَمَّتْهُ الصَّيْحَةُ، رُبِطَ جَنَانٌ لَمْ يُفَارِقْهُ الْخَفَقَانُ.
- تَسَنَّمْتُم الْعَلْياءِ :
- بر فراز كوهان بلند شرف برآمديد.
- أَفْجَرْتُمْ :
- در فجر داخل شديد. در بيشتر نسخه ها «انفجرتم» آمده ولى «افجرتم» فصيح تر است.
- السِّرار :
- شب آخر ماهى كه ماه در آن شب ناپيدا باشد و اين كنايه از تاريكى بسيار است.
- وُقِرَ :
- كر شد، كر باد.
- الْواعِيَة :
- فرياد، مقصود عبرتها و پندهاست.
- النَبْأة :
- صداى نرم، خفيف.
- رُبِطَ جَنانُهُ :
- قلبش محكم باد.
- تَسَنّمتم :
- سوار كوهان شديد، بالا رفتيد، از كلمه سنام است بمعنى كوهان شتر
- عَلياء :
- حالت بلند و بالائى
- إنفَجَرتم :
- بصبح و فجر رسيديد، بروشنائى رسيديد
- سِرار :
- شبهاى آخر ماه كه تماما تاريك ميباشد
- وُقِر :
- سنگين و كر شد، كرباد
- واعِية :
- دعوت، صداى منادى
- نَبأة :
- صداى مخفى و آهسته
- أصَمَّت :
- كر نموده است
- رُبِط :
- بسته و محكم باد، بسته و محكم شده
- جَنان :
- قلب، دل
- خَفقان :
- طپش قلب
(1) موقعى كه در تاريكى گمراهى و نادانى بوديد بسبب ما هدايت شديد و براه راست قدم نهاديد، و بر كوهان بلندى سوار شديد (سيادت و بزرگى بدست آورديد) و بواسطه ما از تيرگى شبهاى آخر ماه (منتهى درجه كفر و شرك) داخل روشنائى صبح (دين اسلام) گرديديد (از بد بختى و سرگردانى نجات يافتيد، پس ما را بر شما حقّ بسيار بزرگى است كه بايد قدر آنرا بدانيد)
(2) كر شود گوشى كه از فرياد رهنما پند نگرفته (تدبّر در سخنان او نكند، اين نفرين بر كسانى است كه از راه حقّ اعراض نمودند مانند طلحه و زبير و معاويه، راهزن دين مسلمانان بوده ايشان را گمراه كردند) و گوشى كه از صداى رسا (كلمات خدا و سخنان حضرت رسول) سنگين و كر گشته چگونه مى شنود صداى آهسته را (در صورتيكه موعظه و پند خدا و رسول در ايشان تأثيرى نكرد، البتّه آواز و پند من اثرى نخواهد داشت) مطمئنّ باشد دلى كه از خوف و ترس خدا مضطرب و نگران است (اين دعاء براى كسانيست كه از عذاب الهىّ ترسيده در راه حقّ ثابت قدم هستند).
خطبه ۴ - بخش ۲ : پیمان شکنی
[منبع]مَا زِلْتُ أَنْتَظِرُ بِكُمْ عَوَاقِبَ الْغَدْرِ وَ أَتَوَسَّمُكُمْ بِحِلْيَةِ الْمُغْتَرِّينَ حَتَّى سَتَرَنِي عَنْكُمْ جِلْبَابُ الدِّينِ وَ بَصَّرَنِيكُمْ صِدْقُ النِّيَّةِ أَقَمْتُ لَكُمْ عَلَى سَنَنِ الْحَقِّ فِي جَوَادِّ الْمَضَلَّةِ حَيْثُ تَلْتَقُونَ وَ لَا دَلِيلَ وَ تَحْتَفِرُونَ وَ لَا تُمِيهُونَ.
- اتَوَسَّمُكُمْ :
- با فراستم در شما ديدم.
- حِلْيَةُ الْمُغْتَرِّيِن :
- اصل «حلية» به معنى زينت است ولى در اينجا تعريضى بر اهل غرور و اوصاف آنهاست.
- جِلْبابُ الدِّين :
- پوشش دينى و رسوم ظاهرى آن.
- جَوادُّ المَظَلّة :
- جوادّ: جمع «جادّة»، جادّه هاى گمراهى.
- لا تَمِيهُونَ :
- آبى نمى يابيد.
- أتوَسَّم :
- با علائم و نشانه ها درك ميكنم
- جِلباب :
- لباس بالا و گشادى كه بالاى لباسها مى پوشند مثل عبا
- جَوادّ :
- جمع جاده: راه بزرگ
- مَضَلّة :
- گمراه كننده، راهى كه انسان در آن گم مى شود
- تَحتَفِرون :
- از ماده حفر: چاه مى كنديد
- لا تَمِيهون :
- به آب نمى رسيد توسم با علائم و نشانه ها درك ميكنم
(4) لباس تقوى و پيراهن ديندارى مرا از شما پنهان كرد (كه دست از من برداشته با ديگران بيعت كرديد، بسبب آنكه من هرگز لباس فسق نپوشيده بر خلاف رضاى خدا در هيچ كارى اقدام نكردم) بينا كرد مرا بر حال شما صفاى باطنم (حيله و مكر و نفاق و دوروئى شما را دانستم)
(5) برخاستم براى رهنمايى شما زمانيكه در راههاى ضلالت همگى بدور هم گرد آمده و راه را گم كرده رهنمايى نداشتيد (در بيابان جهل و نادانى از تشنگى علم و دانائى نزديك به هلاكت بوديد) چاه مى كنديد و آب بدست نمى آورديد (شما را از هلاكت و بد بختى نجات دادم).
خطبه ۴ - بخش ۳ : اطاعت از امام
[منبع]
الْيَوْمَ أُنْطِقُ لَكُمُ الْعَجْمَاءَ ذَاتَ الْبَيَانِ، عَزَبَ رَأْيُ امْرِئٍ تَخَلَّفَ عَنِّي، مَا شَكَكْتُ فِي الْحَقِّ مُذْ أُرِيتُهُ.
لَمْ يُوجِسْ مُوسَى
(علیه السلام)
خِيفَةً عَلَى نَفْسِهِ بَلْ أَشْفَقَ مِنْ غَلَبَةِ الْجُهَّالِ وَ دُوَلِ الضَّلَالِ.
الْيَوْمَ تَوَاقَفْنَا عَلَى سَبِيلِ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ، مَنْ وَثِقَ بِمَاءٍ لَمْ يَظْمَأْ.
- العَجْماء :
- حيوان، چهار پا، امام مطالب و سخنان خود را بخاطر دارا بودن رموز و اشارات خاص و نكات ظريفى كه تنها براى اهل بصيرت مشهود و قابل درك است به موجودى بى زبان تشبيه كرده است.
- عَزَبَ :
- دور شد، غائب شد، يعنى كسى كه از من تخلف كند نظرى (صحيح) نخواهد داشت.
- لَمْ يُوجِسْ مُوسى خِيفَةً :
- حضرت موسى ترسى احساس نكرد. اشاره است به آيه «فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى».(طه، 67)
- تَوافْقنا :
- بيكديگر رسيديم و رو در رو شديم.
- عَجماء :
- بى زبانها، منظور آيات قرآنى است
- عَزَب :
- پنهان شد
- لَم يُوجَس :
- احساس ترس نكرد
- دُوَل :
- دولتها جمع دولت
- لَم يَظمَأ :
- تشنه نمى ماند، ظمأ: عطش
دور باد رأى كسيكه مرا مخالفت كند (از اطاعتم بيرون رود، زيرا در راه غير حقّ قدم ننهاده ام، و)(7) از زمانيكه حقّ را يافته ام در آن شكّ و ترديد نكرده ام (هميشه ثابت قدم بوده هرگز باطل در من راه نيافته، از معارضه و غلبه دشمن مانند طلحه و زبير و ديگران نمى ترسيدم، بلكه ترس من اين بود كه مبادا مردم بسبب پيشرفت ايشان گمراه شوند، چنانكه) حضرت موسى از خود ترس و باكى نداشت (زيرا به حقيقت و راستى خويش و مغلوب شدن دشمنان و ساحرين يقين و اطمينان داشت) ترسيد كه مبادا نادانان غلبه يافته و ارباب ضلالت و گمراهى پيشى گيرند (بر اثر آن مردم گمراه شوند، و چنانكه موسى با ساحرين روبرو شد و هر كه باو ايمان آورد از گمراهى رست و هر كه مخالفت كرد در دنيا و آخرت بعذاب خدا مبتلى گرديد)
(8) امروز ما و شما بر راه حقّ و باطل مصادف شديم (من بر راه حقّ و شما بر راه باطل) كسيكه اعتماد به آب داشته باشد (از گفتار و كردار من پيروى نمايد، هرگز) تشنه نمى شود (در وادى كفر و شرك و نفاق حيران و سرگردان نمى ماند).