متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۳۷ - بخش ۱ : فضایل امیرالمؤمنین عليه السلام
[منبع]من كلام له (عليه السلام) و فيه يذكر فضائله، قاله بعد وقعة النهروان :
فَقُمْتُ بِالْأَمْرِ حِينَ فَشِلُوا وَ تَطَلَّعْتُ حِينَ تَقَبَّعُوا وَ نَطَقْتُ حِينَ تَعْتَعُوا وَ مَضَيْتُ بِنُورِ اللَّهِ حِينَ وَقَفُوا، وَ كُنْتُ أَخْفَضَهُمْ صَوْتاً وَ أَعْلَاهُمْ فَوْتاً، فَطِرْتُ بِعِنَانِهَا وَ اسْتَبْدَدْتُ بِرِهَانِهَا كَالْجَبَلِ لَا تُحَرِّكُهُ الْقَوَاصِفُ وَ لَا تُزِيلُهُ الْعَوَاصِفُ، لَمْ يَكُنْ لِأَحَدٍ فِيَّ مَهْمَزٌ وَ لَا لِقَائِلٍ فِيَّ مَغْمَزٌ.
الذَّلِيلُ عِنْدِي عَزِيزٌ حَتَّى آخُذَ الْحَقَّ لَهُ، وَ الْقَوِيُّ عِنْدِي ضَعِيفٌ حَتَّى آخُذَ الْحَقَّ مِنْهُ.
رَضِينَا عَنِ اللَّهِ قَضَاءَهُ وَ سَلَّمْنَا لِلَّهِ أَمْرَهُ.
- فَشِلُوا :
- سستى كردند، ترسيدند.
- تَقَبَّعُوا :
- پنهان شدند، «تقبّع القنفذ»: جوجه تيغى سرش را در پوستش فرو برد.
- تَعْتَعُوا :
- در سخن گفتن لكنت گرفتند.
- الْفَوْت :
- گذشتن، سبقت گرفتن.
- طِرْتُ :
- سبقت گرفتم.
- الْعِنَان :
- افسار.
- اسْتَبْدَدْتُ :
- تنها من بودم.
- الرِّهَان :
- شرط بندى، مسابقه.
- لَمْ يَكُنْ فِيَّ مَهْمَزٌ وِ لَا مَغْمَزٌ :
- در من عيبى نبود كه مورد عيب جويى واقع شوم. «مهمز» از ماده «همز» به معنى عيب جوئى و «مغمز» از ماده «غمز» به معناى طعن است.
- فَشِلوا :
- سستى و تنبلى نمودند
- تَطَلّعتُ :
- خود را نشان دادم، گردن بر افراختم
- تَقَبَّعوا :
- خود را پنهان كردند، سر بلاك خود كشيدند
- أخفَضهُم صَوتاً :
- از همه ايشان كم صدا بودم
- أعلاهُم فَوتاً :
- در پيشرفت و سبقت از همه ايشان بالاتر بودم
- طِرتُ :
- پرواز كردم از ماده طيران
- استَبدَدتُ :
- تنها برنده شدم، بخود اختصاص دادم
- رِهان :
- چيز گرو نهاده شده در اينجا جايزه مسابقه منظور است
- مَهمَز :
- جاى بدگوئى
- مَغمَز :
- جاى عيب گيرى
(1) براى يارى دين اسلام قيام كردم هنگاميكه مسلمين ضعيف و ناتوان بودند، و خود را آشكار نمودم آنگاه كه ايشان (از عجز و ناتوانى) سر در گريبان بودند و (در مسائل دين) گويا شدم وقتى كه آنان وا ماندند، و بنور خدا (از ظلمات جهل) گذشتم (هر مجهولى نزد من معلوم بود) زمانيكه آنها حيران و سرگردان بودند، و (با اين وصف در خود نمائى) از همه خاموشتر و در پيشى گرفتن (بمراتب كمال) از آنها برتر بودم،
(2) پس زمام فضايل را گرفته پرواز نمودم (براى گشايش مشكلات به چابكى حاضر مى شدم) و گرو آن فضائل را بردم (مرتبه هيچكس در فضل و كمال بمن نرسيد، و در هر امرى ثبات قدم داشتم) مانند كوه كه بادهاى شكننده و تند آنرا نمى جنباند و از جا نمى كند،
(3) هيچكس نتوانسته از من (در حضور يا در غياب) عيب و نقصى بگيرد.
(4) ذليل و ستمكشيده نزد من عزيز و ارجمند است تا آنگاه كه حقّ او را (از ظالم) بستانم، و قوىّ و ستمگر نزد من ناتوان است تا وقتى كه حقّ (مظلوم) را از او بگيرم،
(5) ما از قضاء و قدر الهىّ خوشنود و تسليم فرمان او هستيم.
خطبه ۳۷ - بخش ۲ : علت كناره گيرى از خلافت
[منبع]
أَتَرَانِي أَكْذِبُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ
(صلی الله علیه وآله)
، وَ اللَّهِ لَأَنَا أَوَّلُ مَنْ صَدَّقَهُ، فَلَا أَكُونُ أَوَّلَ مَنْ كَذَبَ عَلَيْهِ.
فَنَظَرْتُ فِي أَمْرِي، فَإِذَا طَاعَتِي قَدْ سَبَقَتْ بَيْعَتِي وَ إِذَا الْمِيثَاقُ فِي عُنُقِي لِغَيْرِي.
- ميثاق :
- عهد و پيمان
(7) پس (سبب اينكه با خلفاء مدارا نمودم آنست كه) در امر خلافت خود انديشه كرده، ديدم اطاعت و پيروى از فرمان حضرت رسول (که فرموده بود اگر كار بجدال بكشد سر فرود آرم) بر من واجب است، بيعت كردم و بر طبق عهد و پيمان خود با آن حضرت رفتار نمودم.