جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد

خطبه ۳۶ : نبرد با خوارج

[منبع]
من خطبة له (علیه السلام) في تخويف أهل النهروان :
فَأَنَا نَذِيرٌ لَكُمْ أَنْ تُصْبِحُوا صَرْعَى بِأَثْنَاءِ هَذَا النَّهَرِ وَ بِأَهْضَامِ هَذَا الْغَائِطِ عَلَى غَيْرِ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لَا سُلْطَانٍ مُبِينٍ مَعَكُمْ.
قَدْ طَوَّحَتْ بِكُمُ الدَّارُ وَ احْتَبَلَكُمُ الْمِقْدَارُ.
وَ قَدْ كُنْتُ نَهَيْتُكُمْ عَنْ هَذِهِ الْحُكُومَةِ فَأَبَيْتُمْ عَلَيَّ إِبَاءَ [الْمُخَالِفِينَ] الْمُنَابِذِينَ حَتَّى صَرَفْتُ رَأْيِي إِلَى هَوَاكُمْ.
وَ أَنْتُمْ مَعَاشِرُ أَخِفَّاءُ الْهَامِ سُفَهَاءُ الْأَحْلَامِ وَ لَمْ آتِ لَا أَبَا لَكُمْ بُجْراً وَ لَا أَرَدْتُ لَكُمْ ضُرّاً.
النَّهْرَوَان :
نهروان در كنار نهرى نزديك كوفه، در سمت صحراى «حروراء» قرار دارد. همين گروه بودند كه مسئله حكميت را مطرح كردند و در نهايت، بيعت خود را شكسته و دشمنى خويش را با حضرت على (ع) آشكار نمودند و در همين مكان (صحراى حروراء) جنگى را بر عليه او بر پا كردند و چون محل جنگ حروراء نام داشت اين گروه بنام «حروريَّة» معروف شدند. رئيس اين جمعيت «حرقوص بن زهير السّعدى» ملقب به «ذى الثديّة» است. حضرت امير ابتدا به سوى آنها رفت و آنها را موعظه نمود و از آنها خواست كه به بيعت خود باز گردند ولى آنها جواب حضرت را با تير دادند و آن حضرت نيز به جنگ با ايشان برخاست و قبل شروع نبرد اين خطبه را قرائت فرمود. 
صَرْعَى :
جمع «صريع»، (بخاك) افتاده ها. 
الأهْضَام :
جمع «هضم»، قسمتهاى پست و هموار بيابان. 
الْغَائِط :
زمينهاى گود، منظور در اينجا گودالهاست. 
طَوَّحَتْ بِكُمُ الدَّارُ :
دنيا شما را به انحراف و گمراهى انداخت. 
احْتَبَلَكُمُ الْمِقْدَارُ :
قَدر الهى شما را در بند خود انداخت. 
اخِفّاءُ الْهَامِ :
سبك سران، كم عقلان. 
السُّفَهَاء :
احمقها. 
الَاحْلَام :
عقلها. 
الْبُجْر :
شر، امر عظيم، حادثه و مصيبت سخت.
تَخويف :
ترساندن 
صَرعَى :
كشته گان، جمع صريع شخص كشته و بزمين افتاده 
أهضام :
جاهاى مطمئن و آرام 
غائِط :
جاى پست و گود، بفضله انسان هم غائط مى گويند چون عربها در جاهاى گود قضاى حاجت مى كردند 
سُلطان :
دليل علمى و عقلى 
طَوَحَّت بِكُم الدِار :
خانه شما را انداخته يعنى از جامعه طرد و رانده شده ايد 
احتَبَلَكُم المِقدار :
قضا و قدر شما را بدام انداخته است، از كلمه حباله: دام و تور 
اخِفّاءُ الهَامِ :
اشخاص سبك سر و بى مغز 
أحلام :
افكار و خيالات 
لا أبَا لَكُم :
براى شما پدر نيست، مى گويند: اين كلمه در مقام مذمت و سرزنش است يعنى شما اشخاص بى اصل و بى ريشه هستيد و بعقيده بعضى در مقام تعريف و تشويق است يعنى شما اشخاص خود ساخته هستيد و به پدر احتياج و افتخار نداريد 
بُجر :
كار شر و قبيح، لم آتِ بُجرا: كار قبيح انجام نداده ام 
از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است كه در ترسانيدن اهل نهروان فرموده:
(نهروان اسم موضعى است در كنار نهرى در راهى كه به كوفه نزديك است سمت صحراى حروراء، و حروراء نام قريه ايست نزديك كوفه، و اينكه خوارج نهروان را حروريّه مى نامند از جهت اين است كه اجتماع ايشان براى مخالفت با امير المؤمنين در آن صحرا بوده است، و سبب جنگ حضرت با خوارج نهروان آنست كه چون در جنگ صفّين كارزار بر معاويه و اصحابش سخت شد مخصوصا در ليلة الهرير كه سى و شش هزار نفر از هر دو لشگر كشته شد، و هرير الكلب در لغت زوزه كشيدن سگ را گويند، و روبرو شدن دليران را در كارزار بآن تشبيه مى نمايند، خلاصه بامداد آن شب معاويه بدستور عمرو ابن عاص حيله بكار برده فرمان داد تا لشگريان پانصد قرآن بر سر نيزه ها كرده جلو لشگر حضرت آورده فرياد كردند: اى مسلمانان كارزار دمار از روزگار عرب بر آورد و اين همه مخالفت بنياد قبائل ما و شما را بر انداخت، بياييد تا بكتاب خدا باز گشته بآنچه ميان ما حكم كند رضاء داده دست از مخالفت برداريم، اين حيله ايشان مؤثّر شد و لشگر عراق از آن سخنان متردّد گشته در جنگ سستى نمودند و دوازده هزار كس رو گرداندند و بحضرت گفتند: مالك اشتر را از جنگ باز گردان و گر نه با تو مى جنگيم، آن جناب ناچار مالك را باز گردانيد و قضيّه حكمين رو داد، و حضرت از زيادى اصرار ايشان به حكميّت آنان تن داد، و آنها بعد از دانستن رأى حكمين و حيله عمرو ابن عاص بيش از پيش با حضرت مخالفت نموده گفتند: چون خلق را در كار خالق و امر خلافت حكم ساختى اكنون بكفر و خطاى خويش اقرار و پس از آن توبه كن تا از تو اطاعت و پيروى نماييم، حضرت ابتداء عبد اللّه ابن عبّاس را فرستاد تا ايشان را نصيحت نمود و پس از آن خودش با آنان سخن گفته شبهاتشان را رفع فرمود تا اينكه هشت هزار تن از گفتار و تصميم خود باز گشتند و چهار هزار نفر درصدد جنگ با آن جناب بر آمده متوجّه نهروان شدند، و همه آنها در حوالى آن نهر كشته گرديدند مگر نه نفر كه به اطراف گريختند، و اكثر نواصب و خوارج از نسل ايشانند، و سبب اينكه ايشان را خوارج مى گويند آنست كه بر آن حضرت خروج كردند، و سبب ناميدن نواصب آنست كه به عداوت و دشمنى اهل بيت «عليهم السّلام» و شيعيان ايشان متظاهرند، خلاصه حضرت پيش از جنگ براى اتمام حجّت آنها را ترسانيده فرمود): 
(1) من شما را مى ترسانم از اينكه صبح كنيد در حالتى كه در ميان اين نهر و در بين اين زمينهاى پست و بلند كشته افتاده باشيد بدون آنكه نزد پروردگار خود (بر مخالفت و ياغى شدن با من) حجّت و دليلى داشته و نه (در اين كار) برهان واضحى با شما است، 
(2) دنيا شما را هلاك ميكند و قضاء و قدر الهىّ شما را در دام مى اندازد (با مخالفت با امام خود راهى جز كشته شدن براى شما نيست) 
(3) من شما را از حكومت حكمين (كه اكنون پشيمان شده ايد) نهى كردم، پس شما امتناع كرده مخالفت نموديد مانند مخالفين پيمان شكن (هنگاميكه لشگر معاويه در جنگ صفّين قرآنها را بر سر نيزه ها كردند گفتيد: ايشان ما را بسوى كتاب خدا دعوت مى نمايند و ما را لازم است دعوت آنها را اجابت كنيم، و من مى دانستم آنان چون شكست خورده اين حيله را بكار برده اند، گفتارشان را باور نكردم، شما با من مخالفت نموده گفتيد: اگر دعوت ايشان را اجابت نكنى ترا بآنها تسليم مى نماييم، پس من بدون رضايت چاره نداشتم) تا اينكه بميل و خواهش شما رفتار كردم (از جنگ دست كشيده مالك اشتر را هم از كار زار باز گردانيدم) 
(4) و شما (ديروز كه حكومت حكمين را واجب دانسته امروز آنرا كفر مى پنداريد، پس) گروهى سبك سر و سفيه و بى بردبارى هستيد (زيرا در گفتار و كردار ثابت قدم نبوده از روى خردمندى سخن نگفته كارى نمى كنيد). من شرّى براى شما نياوردم، اى بى پدرها (جمله «لا أبا لكم» را عرب در موقع مذمّت و نفرين گويد، زيرا پدر نداشتن نزدشان سبب ذلّت و خوارى است) و نخواستم بشما زيانى وارد شود. 
حامد کاشانی

پیشنهاد میشود برای آشنایی با کتاب شریف نهج البلاغه ، در ابتدا این ۵ قسمت از برنامه سمت خدا با حضور حجة الاسلام کاشانی را مشاهده فرمایید :
جلسه اول | جلسه دوم | جلسه سوم | جلسه چهارم | جلسه پنجم

محمد علی انصاری

همچنین برای مشاهده ی شرح تصویری تمامی خطبه های نهج البلاغه توسط استاد انصاری ، اینجا را کلیک نمایید

در حال بارگذاری ...
لطفا صبر نمایید
ساخته شده به عشق اباصالح المهدی صلوات الله و سلامه علیه
ایمیل : admin mahdi14.com | شبکه های اجتماعی : mahdi14dotcom