متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۲۸ - بخش ۱ : دنیا، مزرعۀ آخرت
[منبع]و من خطبة له (علیه السلام) و فيه أحد عشر تنبيها :
أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ الدُّنْيَا [قَدْ] أَدْبَرَتْ وَ آذَنَتْ بِوَدَاعٍ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ قَدْ أَقْبَلَتْ وَ أَشْرَفَتْ بِاطِّلَاعٍ.
أَلَا وَ إِنَّ الْيَوْمَ الْمِضْمَارَ وَ غَداً السِّبَاقَ وَ السَّبَقَةُ الْجَنَّةُ وَ الْغَايَةُ النَّارُ.
أَ فَلَا تَائِبٌ مِنْ خَطِيئَتِهِ قَبْلَ مَنِيَّتِهِ؟ أَلَا عَامِلٌ لِنَفْسِهِ قَبْلَ يَوْمِ بُؤْسِهِ؟ أَلَا وَ إِنَّكُمْ فِي أَيَّامِ أَمَلٍ مِنْ وَرَائِهِ أَجَلٌ، فَمَنْ عَمِلَ فِي أَيَّامِ أَمَلِهِ قَبْلَ حُضُورِ أَجَلِهِ فَقَدْ نَفَعَهُ عَمَلُهُ وَ لَمْ يَضْرُرْهُ أَجَلُهُ؛ وَ مَنْ قَصَّرَ فِي أَيَّامِ أَمَلِهِ قَبْلَ حُضُورِ أَجَلِهِ فَقَدْ خَسِرَ عَمَلُهُ وَ ضَرَّهُ أَجَلُهُ.
- آذَنَتْ :
- اعلام كرد.
- اشْرُفَتْ بِاطّلَاعِ :
- بطور ناگهانى رو آورد آشكار شد.
- الْمِضَمار :
- مكان يا زمانى كه اسبان را از نظر بدنى براى مسابقه آماده ميكنند، اصل معناى «تضمير» لاغر كردن اسب و آب كردن گوشتهاى اضافى آن است تا در روز مسابقه به خوبى بتواند حركت كند.
- الْسَّبْقَةُ :
- خط پايان مسابقه.
- الْمَنِيَّة :
- مرگ، اجل.
- البُؤس :
- نيازمندى شديد، بينوايى.
- أدبَرَت :
- پشت كرده است
- آذَنت :
- اعلان نموده است
- أشرَفت :
- نزديك شده است
- إطّلاع :
- از محل بلند نمايان شدن
- مِضمار :
- میدانى و زمانى كه اسبها را در آن براى مسابقه مهيا كنند
- سَبقَة :
- با فتح سين و سكون باء، آخرين خط ميدان مسابقه، و با ضم سين جايزه مسابقه
- غايَة :
- آخر و انتهاى چيزى
- مَنِيَّة :
- مرگ و اجل
- بُؤس :
- فقر و پريشانى
(1) پس از ستايش حضرت بارى و درود بر پيغمبر اكرم، بتحقيق دنيا پشت كرده و به مفارقت و جدائى (شما را از چيزهائى كه بآن علاقه داريد) آگاه مى نمايد، و آخرت نزديك و آشكار شده است (دنيا براى هر كس در گذر است و آخرت كه به مردن تحقّق پيدا ميكند آمدنى است، پس به دنياى فانى نبايد دل بست و براى رفتن به جايگاه هميشگى بايستى آماده گرديد)
(2) آگاه باشيد امروز (مدّتى كه از عمر باقى مانده بر اثر انجام كارهاى نيكو و رسيدن به اخلاق پسنديده) روز مضمار و روز مهيّا شدن است (كه از لذّات دنيوىّ بايد چشم پوشيد) و فردا (آخرت) روز پيشى گرفتن است (مضمار مدّتى را گويند كه اسبها را براى روز مسابقه و اسب دوانى تربيت ميكنند باين طريق كه مدّتى بر عليق اسب مى افزايند تا خوب فربه و پر زور گردد، پس از آن مدّتى تدريجا آنچه بر عليق افزوده اند كم ميكنند تا بقرار عادى برسد و اسب از خامى بيرون آيد و براى روز مسابقه حاضر باشد) و پيشى گرفتن (برنده مسابقه) بهشت است، و پايان (عقب مانده) آتش است (هر كه در اين مدّت مضمار خود را به اعمال صالحه و اخلاق پسنديده رياضت داد و تربيت نمود، فردا در آن ميدان امتحان سبقت گيرد و بهشت را بربايد، و هر كه در آن كوتاهى نمود و غفلت ورزيد فردا خوار و شرمسار گرديده در آتش داخل شود)
(3) پس آيا نيست كسيكه پيش از رسيدن مرگش از گناه خود توبه كند و آيا نيست كسيكه پيش از رسيدن روز بد بختى خود براى نجات خويشتن (از عذاب الهىّ) چاره اى نمايد (كردار نيكوئى بجا آورد كه در آن روز هيچ چيز باعث نجات نمى شود مگر اعمال صالحه)
(4) آگاه باشيد، شما در ايّام اميد و آرزو هستيد (به بقاى حيات و استمرار زندگانى) كه از پى آن مرگ است (كه بى خبر مى رسد) پس كسيكه در روزهاى اميد و آرزوى خود پيش از رسيدن اجلش كار كرد (خلق را يارى و خداوند را بندگى نمود) عملش او را نفع بخشيده مرگش زيانى وارد نياورد.
(سيّد رضىّ فرمايد:) مى گويم: اگر باشد كلامى كه مردم را بزهد و بى رغبتى در دنيا و كارهاى نيكوئى كه بكار آخرت آيد وادار نمايد هر آينه همين كلام حضرت است و بس كه مردم را از آمال و آرزوهائى كه علاقه فراوانى بآن دارند منصرف مى نمايد، و شعله هاى پند و منع از عصيان و نافرمانى از خدا و رسول را مى افروزد، و شگفت سخن آن حضرت اينست كه مى فرمايد: «أَلا و إِنَّ الْيَوْمَ الْمِضْمارُ وَ غَداً السِّباقُ وَ السَّبْقَةُ الجَنَّةُ وَ الْغايَةُ النَّارُ» زيرا در اين كلام با وجود عظمت لفظ و بزرگى معنى و با تمثيل و تشبيهى كه مطابق واقع و نفس الأمر است رازى شگفت و معنايى لطيف است كه فرموده: «و السَّبقة الجنّة و الغاية النّار» پس براى اختلاف دو معنى دو جور لفظ بيان كرده يعنى لفظ السّبقة را براى بهشت و لفظ الغاية را براى آتش بيان نموده و نفرموده: و السّبقة النّار چنانكه فرموده: «و السّبقة الجنّة» زيرا لفظ استباق و پيشى گرفتن براى امر محبوب و مقصود مطلوب مى باشد كه صفت بهشت است و اين معنى در آتش موجود نيست «كه از آن آتش پناه بخدا مى بريم» پس جائز نبوده كه بفرمايد: «و السّبقة النّار، بلكه فرموده: و الغاية النّار» زيرا غايت براى كسيكه بدانجا منتهى مى گردد گاهى شادى نمى آورد و گاهى مسرور مى گرداند پس تعبير از اين دو لفظ براى هر دو معنى صلاحيّت دارد، و اين كلمه غايت در اينجا مانند كلمه مصير و مآل است كه خداوند متعال فرموده (در قرآن كريم سوره 14 آیه 30) «قُلْ تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ» يعنى بگو از كارهاى ناشايسته لذّت ببريد پس پايان كار شما به آتش است. و جائز نيست در اين موضع گفته شود: فإنّ سبقتكم إلى النّار پس در اين گفتار تأمّل و انديشه كن كه باطن آن شگفت آور و ژرفى آن دور است، و بيشتر سخنان آن حضرت چنين است، و در بعضى از نسخ است كه در روايت ديگرى سبقة بضمّ سين وارد شده و سبقة بضمّ سين نزد عرب اسم مال يا متاعى است كه جائزه داده ميشود به سبقت گيرنده وقتى كه پيشى مى گيرد، و معنى سبقة بفتح و بضمّ سين بهم نزديكست، زيرا سبقة بضمّ سين جزاى كار امر مذموم و نكوهيده نيست، بلكه پاداش كارى است كه بر امر محبوب و پسنديده باشد.
خطبه ۲۸ - بخش ۲ : تلاش برای بهشت
[منبع]
أَلَا فَاعْمَلُوا فِي الرَّغْبَةِ كَمَا تَعْمَلُونَ فِي الرَّهْبَةِ.
أَلَا وَ إِنِّي لَمْ أَرَ كَالْجَنَّةِ نَامَ طَالِبُهَا وَ لَا كَالنَّارِ نَامَ هَارِبُهَا.
أَلَا وَ إِنَّهُ مَنْ لَا يَنْفَعُهُ الْحَقُّ يَضُرُّهُ الْبَاطِلُ وَ مَنْ لَا يَسْتَقِيمُ بِهِ الْهُدَى يَجُرُّ بِهِ الضَّلَالُ إِلَى الرَّدَى.
أَلَا وَ إِنَّكُمْ قَدْ أُمِرْتُمْ بِالظَّعْنِ وَ دُلِلْتُمْ عَلَى الزَّادِ.
وَ إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمُ اثْنَتَانِ:
اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ.
فَتَزَوَّدُوا فِي الدُّنْيَا مِنَ الدُّنْيَا مَا [تُحْرِزُونَ] تَحْرُزُونَ بِهِ أَنْفُسَكُمْ غَداً.
- الرَّهْبَة :
- مصدر «رهب»، وحشت و ترس.
- الظَعْن :
- كوچ كردن از دنيا.
- تَحْرُزُونَ انْفُسَكُمْ :
- خويش را از هلاك ابدى حفظ مى كنيد.
- رَغبَة :
- حرص و طمع
- رَهبَة :
- ترس و اضطراب
- رَدَى :
- هلاكت و نابودى
- ظَعن :
- كوچ كردن
- دَللتمُ :
- راهنمائى شده ايد
- تَحرُزون :
- حفظ مى كنيد
- قادِح :
- آتش بيرون كننده
- زناد :
- چوب و سنگى كه از آن آتش بيرون مى آيد
- اتّعاظ :
- پند و موعظه گرفتن
- إزدجار :
- متنبه شدن و دست از كار بد كشيدن
(6) آگاه باشيد، من نعمتى مانند بهشت نديده ام كه خواهان آن در خواب غفلت باشد، و نه عذابى را مانند آتش كه گريزان از آن در خواب بيهوشى باشد (شگفتى از مردمانى است كه از بزرگترين نعمتها كه بهشت باشد غافل مانده اند و حال آنكه براى كوچكترين صرفه اى كوشش ميكنند، و از احتراز و دورى از چنين آتش باين بزرگى بى پروا هستند در صورتيكه از ترس ضرر بسيار اندك وسيله زياد بر مى انگيزند)
(7) آگاه باشيد هر كه از حقّ نفع نبرد، زيان باطل حتما باو مى رسد، و هر كه را هدايت براه راست نياورد، ضلالت و گمراهى او را به هلاكت و بيچارگى مى كشاند،
(8) آگاه باشيد، شما مأمور شده ايد (چاره نداريد مگر) به كوچ كردن (رفتن از اين سرا به سراى باقى) و دلالت شده ايد به توشه برداشتن (در قرآن كريم سوره 2 آیه 197 مى فرمايد: «تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى» يعنى در سفر توشه برداريد و بهترين توشه پرهيزكارى است)
(9) و دو چيز است ترسناكترين چيزيكه بر شما از آن بيم دارم يكى متابعت هواى نفس (كه حقائق را پيش چشم شما مى پوشاند) و ديگرى طول امل و آرزو است (كه شما را از تهيه زاد و توشه آخرت غافل گرداند) پس در دنيا تهيه توشه نمائيد چيزى را (از خدمت بخلق و بندگى خالق) كه فرداى قيامت خود را (از عذاب ابدى) بآن حفظ كنيد.