جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد

خطبه ۲۶ - بخش ۱ : عصر جاهلیت

[منبع]
العرب قبل البعثة :
إِنَّ اللَّهَ [تَعَالَى] بَعَثَ مُحَمَّداً
(صلی الله علیه وآله) نَذِيراً لِلْعَالَمِينَ وَ أَمِيناً عَلَى التَّنْزِيلِ وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَى شَرِّ دِينٍ وَ فِي شَرِّ دَارٍ، مُنِيخُونَ بَيْنَ حِجَارَةٍ خُشْنٍ وَ حَيَّاتٍ صُمٍّ تَشْرَبُونَ الْكَدِرَ وَ تَأْكُلُونَ الْجَشِبَ وَ تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَكُمْ، الْأَصْنَامُ فِيكُمْ مَنْصُوبَةٌ وَ الْآثَامُ بِكُمْ مَعْصُوبَةٌ.
مُنِيخُونَ :
سكنى كنندگان، اقامت كنندگان. 
الْخُشْن :
جمع «خشناء»، سخت و خشن. 
حَيَّاتُ صُمٍ :
مارهاى كر، از آن جهت صفت كرى براى مارها آورده شده، چون آنها با صدايى رانده نمى شوند، گوئى كه اصلا نمى شنوند. 
الْجَشِبْ :
غذاى خشن، غذاى بدون خورشت. 
مَعْصُوبَةٌ :
بسته. 
مَعشَر :
گروه و جماعت 
مُنيخ :
كسى كه شتر خود را خوابانده است 
حِجارة :
سنگها، جمع حجر 
حَيَّة :
مار جمعش حيات 
صُمّ :
جمع اصم: كر 
كَدِر :
آب آلوده 
جُشب :
طعام خشك و خالى 
سَفك :
ريختن خون 
أصنام :
بتها جمع صنم 
آثام :
گناهان جمع اثم 
مَعصوبَة :
مثل دستمال بسته شده 
از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (كه پيش از حركت بنهروان فرموده):
(1) بتحقيق خداوند متعال فرستاد حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را در حالتى كه ترساننده بود جهانيان را از عذاب الهىّ و امين بود بر آنچه باو نازل مى شد، و شما اى گروه عرب در آن هنگام پيرو بدترين كيش بوديد (كه شرك و بت پرستى بود) و در بدترين جايگاه (حجاز) بسر مى برديد (كه قحطى و فتنه و فساد در آنجا بسيار بود) در زمينهاى سنگلاخ و ميان مارهاى پر زهرى كه از آوازها نمى رميدند مانند اينكه كر بودند اقامت داشتيد، 
(2) آب لجن سياه را مى آشاميديد، و غذاى خشن (مانند آرد جو پر سبوس و آرد، هسته خرما و سوسمار) مى خورديد، و خون يكديگر را مى ريختيد، و از خويشاوندان دورى مى كرديد (بر اثر سختى معيشت و بدى اخلاق رعايت صله رحم نمى نموديد) 
(3) بتها در ميان شما نصب شده بود (ساخته دست خود را پرستش مى نموديد) و از گناهان اجتناب و دورى نمى كرديد (پس بسبب وجود مقدَّس حضرت رسول اكرم از آن زندگانى بد و فساد عقيده و همه گرفتاريها نجات يافتيد و در ميان مردم دنيا به سيادت و بزرگى مشهور شديد، اكنون آيا سزاوار است كه بر خليفه بحقّ و جانشين آن بزرگوار ياغى شده او را نافرمانى كنيد). 

خطبه ۲۶ - بخش ۲ : تنهایی علی علیه السلام

[منبع]
صفته قبل البيعة له :
 فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَيْسَ لِي مُعِينٌ إِلَّا أَهْلُ بَيْتِي، فَضَنِنْتُ بِهِمْ عَنِ الْمَوْتِ وَ أَغْضَيْتُ عَلَى الْقَذَى وَ شَرِبْتُ عَلَى الشَّجَا، وَ صَبَرْتُ عَلَى أَخْذِ الْكَظَمِ وَ عَلَى أَمَرَّ مِنْ طَعْمِ الْعَلْقَمِ.
اغْضَيْتُ :
چشم فرو به ستم، (با درد و رنج) سكوت كردم. 
الشَجَا :
استخوان و يا هر چيز ديگرى كه در گلو گير كند. 
الْكَظْم :
راه تنفس، يعنى برگرفتگى راه تنفس صبر كردم. 
ضَنِنتُ :
بخل ورزيدم 
أغضَيتُ :
چشم فروبستم 
قَذى :
خار و خسى كه بچشم مى افتد 
شَجى :
آنچه در گلو مى ماند 
كَظَم :
گلو، نفس گاه 
أمَرّ :
تلخ تر 
عَلقَم :
هندوانه ابو جهل، چيز تلخ 
(4) و قسمتى از اين خطبه است (كه پيشآمد خود را بعد از وفات حضرت رسول اكرم بطور اجمال بيان مى فرمايد: چون مخالفين خلافت را كه حقّ من بود غصب كردند): پس (در كار خويش) انديشه كرده ديدم در آن هنگام بغير از اهل بيت خود (بنى هاشم) ياورى ندارم (و ايشان هم نمى توانستند با آن همه مخالفين ستيزه كنند، لذا) راضى نشدم كه آنها كشته شوند، 
(5) و چشمى كه خاشاك در آن رفته بود بهم نهادم و با اينكه استخوان گلويم را گرفته بود آشاميدم، و بر گرفتگى راه نفس (از بسيارى غمّ و اندوه) و بر چيزهاى تلخ تر از طعم علقم (كه گياهى است بسيار تلخ) شكيبائى نمودم.

خطبه ۲۶ - بخش ۳ : آمادگی برای جنگ

[منبع]
وَ لَمْ يُبَايِعْ حَتَّى شَرَطَ أَنْ يُؤْتِيَهُ عَلَى الْبَيْعَةِ ثَمَناً، فَلَا ظَفِرَتْ يَدُ الْبَائِعِ وَ خَزِيَتْ أَمَانَةُ الْمُبْتَاعِ.
فَخُذُوا لِلْحَرْبِ أُهْبَتَهَا وَ أَعِدُّوا لَهَا عُدَّتَهَا، فَقَدْ شَبَّ لَظَاهَا وَ عَلَا سَنَاهَا؛ وَ اسْتَشْعِرُوا الصَّبْرَ فَإِنَّهُ أَدْعَى إِلَى النَّصْرِ.
خَزِيَتْ :
ذليل و رسوا باد. 
المُبْتَاع :
مشترى، خريدار. 
اهْبَتَهَا :
ساز و برگ آن (جنگ). 
شَبَّ لَظَاهَا :
آتش آن (جنگ) زبانه كشيد. 
سَنَاهَا :
شعله و نور آن. 
اسْتَشْعِرُوا الصَّبْرَ :
(شعار و شعار بمعنى زيرپوش و لباس زير است) يعنى همانگونه كه لباس زير با بدن ملازم است و در تماس نزديك است شما نيز صبر را همواره ملازم خود سازيد و از آن دور نشويد.
خَزِيَت :
خوار و ذليل باد 
مُبتاع :
خريدار و مشترى 
أهبَة :
تدارك و آمادگى 
أعِدّوا :
مهيا كنيد 
شَبَّ :
جوان و تيز شده است 
لَظى :
آتش و زبانه 
عَلا :
بلند شده است 
سَنا :
روشنائى 
استشعِروا :
شعار كنيد 
أدعَى :
باعث تر است 
(6) و قسمت دوم از اين خطبه است (كه طريقه بيعت كردن عمرو ابن عاص با معاويه را بيان مى فرمايد، و مختصر اين قضيّه آنكه پس از فراغت از جنگ جمل حضرت به كوفه تشريف آورد و در آنجا به معاويه نامه اى نوشت و در آن از او بيعت خواست و آنرا بوسيله جرير ابن عبد اللّه بجلّى فرستاد، چون جرير وارد شام شد نامه را به معاويه داد، پس از آنكه معاويه نامه را خواند در انديشه فرو رفت و جرير را براى گرفتن پاسخ معطّل نگاه داشت و گروهى از مردم شام را طلبيد و راجع به خونخواهى عثمان با آنها سخن گفت، ايشان با رأى او موافقت نموده براى نصرت و ياريش خود را آماده نشان دادند، بعد از آن با برادرش عتبة ابن ابى سفيان در اين باب مشورت كرد، عتبه گفت: عمرو ابن عاص را در اين كار بكمك بطلب، زيرا تو بفتنه انگيزى و رأى و تدبير او آگاهى، پس نامه اى بعمرو ابن عاص نوشت و در آن به كمالات او را بستود و به نصرت و يارى خويش و خونخواهى عثمان دعوتش نمود، عمرو در پاسخ او نوشت: نامه ترا خوانده مقصودت را فهميدم، بدان كه من حاضر نيستم از دين اسلام خارج شده به ضلالت و گمراهى و متابعت تو رو آورم و بروى علىّ ابن ابى طالب با آن همه فضائل و منزلت و شجاعت شمشير كشم، اى معاويه تو به مردن عثمان از حكومت شام معزول گشتى و بوسيله خونخواهى از او مى خواهى خلافت را براى خود بدست آورى و باين حيله مانند منى را نمى توان فريب داد كه در راه تو از دين گذشته جانبازى نمايم، معاويه چون نامه او را خواند دانست كه بدون رشوه نمى توان راضيش نمود، و مى دانست كه او خواهان حكومت مصر است، وعده حكومت مصر را باو داد، عمرو هم دنيا را بر آخرت اختيار كرده به معاويه پيوست، لذا حضرت مى فرمايد): عمرو به معاويه بيعت نكرد تا اينكه شرط كرد ثمن و بهايى (حكومت مصر را) در مقابل آن باو بدهد، پس دست فروشنده (دين بثمن دنيا) بركت نيابد، و عهد و پيمان خريدار (معاويه) سبب رسوايى او گردد، 
(7) پس (اكنون كه عمرو به معاويه پيوست) براى جنگ آماده شويد و لوازم آنرا فراهم كنيد كه آتش كار زار افروخته و روشنائى آن بلند شد،
(8) و شكيبائى را شعار خود قرار دهيد (در جنگ پايدارى كنيد و صدمات آنرا متحمّل شويد) كه مهمّترين راه رسيدن بفتح و فيروزى و غلبه بر دشمن شكيبائى است. 
حامد کاشانی

پیشنهاد میشود برای آشنایی با کتاب شریف نهج البلاغه ، در ابتدا این ۵ قسمت از برنامه سمت خدا با حضور حجة الاسلام کاشانی را مشاهده فرمایید :
جلسه اول | جلسه دوم | جلسه سوم | جلسه چهارم | جلسه پنجم

محمد علی انصاری

همچنین برای مشاهده ی شرح تصویری تمامی خطبه های نهج البلاغه توسط استاد انصاری ، اینجا را کلیک نمایید

در حال بارگذاری ...
لطفا صبر نمایید
ساخته شده به عشق اباصالح المهدی صلوات الله و سلامه علیه
ایمیل : admin mahdi14.com | شبکه های اجتماعی : mahdi14dotcom