متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۲۵ - بخش ۱ : شکایت از سستی کوفیان
[منبع]من خطبة له (علیه السلام) و قد تواترت عليه الأخبار باستيلاء أصحاب معاوية على البلاد و قدم عليه عاملاه على اليمن و هما عبيد الله بن عباس و سعيد بن نمران لما غلب عليهما بُسر بن أبي أرطاة.
فقام (علیه السلام) على المنبر ضجرا بتثاقل أصحابه عن الجهاد و مخالفتهم له في الرأي فقال :
مَا هِيَ إِلَّا الْكُوفَةُ أَقْبِضُهَا وَ أَبْسُطُهَا، إِنْ لَمْ [يَكُنْ] تَكُونِي إِلَّا أَنْتِ تَهُبُّ أَعَاصِيرُكِ فَقَبَّحَكِ اللَّهُ.
وَ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ الشَّاعِرِ:
لَعَمْرُ أَبِيكَ الْخَيْرِ يَا عَمْرُو إِنَّنِي عَلَى وَضَرٍ مِنْ ذَا الْإِنَاءِ قَلِيلِ- تَوَاتَرَ عَلَيْهِ الأخْبَار :
- به آن حضرت پى در پى اخبار رسيد.
- اقْبِضُهَا وَ ابْسُطُها :
- در آن تصرف (قبض و بسط) ميكنم.
- الَاعَاصِير :
- جمع «اعْصَار»، گرد بادها.
- الْوَضَر :
- ته مانده چربى كه در ظرف باقى مى ماند.
- تواتَرَ :
- پى در پى رسيد
- استيلاء :
- غلبه نمودن
- ضَجر :
- ناراحتى و نارضايتى قلبى
- تَثاقُل :
- سنگينى و بى اعتنائى نشان دادن
- تَهُبّ :
- مى وزد
- أعاصير :
- جمع اعصار: گردباد
- وَضَر :
- چربى كه در ته و اطراف ظرف باقى مى ماند
(1) نيست در تصرّف من مگر كوفه كه اختيار و قبض و بسط آن در دست من است، اى كوفه اگر نباشد مرا جز تو و گرد بادهاى توهم بوزد (فتنه و فساد و نفاق و دوروئى اهل تو انگيخته شود) پس خدا زشت گرداند ترا (خراب و ويران كند كه هيچكس بتو متوجّه نگردد) و بر سبيل مثال شعر شاعر را خواند:
(لعمر أبيك الخير يا عمرو إنّنى على وضر مّن ذا الإناء قليل)
يعنى اى عمرو سوگند بجان پدر خوب تو كه من رسيده ام به چركى و چربى كمى از اين ظرف طعامى كه باقى مانده است (كنايه از اينكه بهره من از مملكت باين پستى و كمى شده است).
خطبه ۲۵ - بخش ۲ : نافرمانی از امام حق
[منبع]ثُمَّ قَالَ (علیه السلام) :
أُنْبِئْتُ بُسْراً قَدِ اطَّلَعَ الْيَمَنَ وَ إِنِّي وَ اللَّهِ لَأَظُنُّ أَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ سَيُدَالُونَ مِنْكُمْ بِاجْتِمَاعِهِمْ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ، وَ بِمَعْصِيَتِكُمْ إِمَامَكُمْ فِي الْحَقِّ وَ طَاعَتِهِمْ إِمَامَهُمْ فِي الْبَاطِلِ، وَ بِأَدَائِهِمُ الْأَمَانَةَ إِلَى صَاحِبِهِمْ وَ خِيَانَتِكُمْ، وَ بِصَلَاحِهِمْ فِي بِلَادِهِمْ وَ فَسَادِكُمْ، فَلَوِ ائْتَمَنْتُ أَحَدَكُمْ عَلَى قَعْبٍ لَخَشِيتُ أَنْ يَذْهَبَ بِعِلَاقَتِهِ.
- اطَّلَعَ الْيَمَنَ :
- به يمن لشگر كشيد و آنجا را بطور ناگهانى مورد حمله قرار داد.
- سَيُدَالُونَ مِنْكُمْ :
- بزودى بجاى شما حكومت خواهند كرد.
- الْقَعْب :
- ظرف بزرگ.
- عِلَاقَةُ الْقَعْب :
- ريسمانى كه به عنوان آونگ از ليف و مانند آن به ظرف مى بندند.
- اُنبِئتُ :
- خبر داده شدم، بمن خبر رسيد
- إطّلَع :
- سرازير شده، غلبه نموده است
- سَيُدالون :
- بزودى دولت را مى گيرند، غالب ميشوند
- قَعب :
- كاسه بزرگ
- عِلاقة :
- بند چيزى مثل بند شمشير، بند كاسه
و آنان در راه باطل از پيشواى خودشان پيروى مى نمايند، و آنها امانت او را اداء ميكنند و شما خيانت مى نماييد (بيعت و پيمان آنها پايدار است و شما پيمان خود را مى شكنيد)
و براى اصلاحى كه آنها در شهرهاى خودشان مى نمايند (با يكديگر الفت و دوستى و يگانگى دارند) و فساد شما (كه با يكديگر بغض و حسد و نفاق و دوروئى و جدائى داريد، و اين سبب مغلوبيّت و شكست هر قومى است)
(3) پس (من شما را آنقدر خيانتكار مى دانم كه) اگر يكى از شما را بر قدح چوبى بگمارم مى ترسم بند و جنگك آنرا (كه به پالان شتر آويزان ميكنند) ببرد.
خطبه ۲۵ - بخش ۳ : نفرین یاران بی وفا
[منبع]
اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ مَلِلْتُهُمْ وَ مَلُّونِي وَ سَئِمْتُهُمْ وَ سَئِمُونِي، فَأَبْدِلْنِي بِهِمْ خَيْراً مِنْهُمْ وَ أَبْدِلْهُمْ بِي شَرّاً مِنِّي.
اللَّهُمَّ مِثْ قُلُوبَهُمْ كَمَا يُمَاثُ الْمِلْحُ فِي الْمَاءِ.
أَمَا وَ اللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنَّ لِي بِكُمْ أَلْفَ فَارِسٍ مِنْ بَنِي فِرَاسِ بْنِ غَنْمٍ «هُنَالِكَ لَوْ دَعَوْتَ أَتَاكَ مِنْهُمْ، فَوَارِسُ مِثْلُ أَرْمِيَةِ الْحَمِيمِ».
ثُمَّ نَزَلَ (علیه السلام) مِنَ الْمِنْبَرِ.
قال السيد الشريف أقول الأرمية جمع رميّ و هو السحاب و الحميم هاهنا وقت الصيف و إنما خص الشاعر سحاب الصيف بالذكر لأنه أشد جفولا و أسرع خفوفا لأنه لا ماء فيه و إنما يكون السحاب ثقيل السير لامتلائه بالماء و ذلك لا يكون في الأكثر إلا زمان الشتاء و إنما أراد الشاعر وصفهم بالسرعة إذا دعوا و الإغاثة إذا استغيثوا و الدليل على ذلك قوله: «هنالك لو دعوت أتاك منهم». - مِثْ قُلُوبَهُمْ :
- دلهايشان را بگداز، آب كن.
- خُفُوفاً :
- مصدر غير معروف «خَفّ» يعنى بسرعت گذشتن و مصدر معروف آن «خفّا» است.
- مَل :
- دل افسرده شد
- سَئِم :
- خسته و ناراحت شد
- مَاثَ :
- آب شد، يماث: آب مى شود، مِثْ: آب كن
- جُفول :
- با سرعت حركت كردن
- خُفوف :
- سبك وزنى، با سبكى راه رفتن
(5) بار خدايا دلهاى ايشان را (از عذاب و ترس) آب كن مانند نمك در آب (اى اهل كوفه)(6) آگاه باشيد بخدا سوگند دوست داشتم بجاى شما هزار سوار از فرزندان فراس ابن غنم (كه به غيرت و شجاعت و همراهى مشهور بودند) براى من بود (در اينجا در تعريف فرزندان فراس بر سبيل مثال اين شعر شاعر را خواند:)
هنالك لو دعوت أتاك منهم فوارس مثل أرمية الحميم
يعنى اى امّ زنباع (امّ زنباع كنيه زنى است) جاى نصرت و يارى اگر ايشان (بنى تميم) را بخوانى سوارانى از آنها مانند ابرهاى تابستان بسوى تو مى آيند.
پس از آن حضرت از منبر فرود آمد.
(سيّد رضىّ فرمايد:) مى گويم: أرمية جمع رمّى و معنى آن ابر است، و حميم در اينجا فصل تابستان است، و اينكه شاعر ابر تابستان را ذكر نموده براى آنست كه ابر تابستان چون آب ندارد و تند رو است.