متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۲۳۳ - بخش ۱ : سخنوری اهل بیت علیهم السلام
[منبع]و من كلام له (عليه السلام) بعدَ أن أقدم أحدهم على الكلام فحصر، و هو في فضل أهل البيت، و وصف فساد الزمان :
أَلَا وَ إِنَّ اللِّسَانَ بَضْعَةٌ مِنَ الْإِنْسَانِ، فَلَا يُسْعِدُهُ الْقَوْلُ إِذَا امْتَنَعَ وَ لَا يُمْهِلُهُ النُّطْقُ إِذَا اتَّسَعَ؛ وَ إِنَّا لَأُمَرَاءُ الْكَلَامِ وَ فِينَا تَنَشَّبَتْ عُرُوقُهُ وَ عَلَيْنَا تَهَدَّلَتْ غُصُونُهُ.
- بَضْعَة :
- قطعه، يك پاره گوشت.
- تَنَشّبَتْ فِيهِ :
- به آن آويخت و ثابت شد.
- الْعُرُوق :
- ريشه ها، مقصود در اينجا ريشه هاى علوم و افكار متعالى است.
- تَهَدَّلَتْ :
- آويزان شد.
- بَضعَة :
- قطعه گوشت
- لا يُسعِدُ :
- يارى نمى كند، فراهم نمى شود
- نَشَّبَت :
- بند و محكم شده است
- تَهَدَّلَت :
- آويزان شده است
(1) آگاه باشيد زبان پاره اى از انسان است كه گفتار با آن همراهى نكند هرگاه شخص ناتوان باشد (گويا نگردد، يعنى چون كسى را توانائى سخن گفتن نباشد گفتار بر زبان او نيايد، مانند سائر اعضاء چنانكه شخص تا توانائى راه رفتن نداشته باشد پا به خودى خود راه نمى رود) و گفتار زبان را مهلت ندهد هرگاه شخص توانا باشد،
(2) و ما (خاندان رسالت) اميران سخن هستيم (سخن در فرمان ما است) و ريشه هاى آن در ما فرو رفته و شاخه هايش بر ما گسترده شده (هر مطلبى را مى توانيم در موقع مقتضى با منتهى درجه فصاحت و بلاغت و جامعيّت بيان كنيم).
خطبه ۲۳۳ - بخش ۲ : ویژگیهاى جامعه فاسد
[منبع]فساد الزمان :
وَ اعْلَمُوا -رَحِمَكُمُ اللَّهُ- أَنَّكُمْ فِي زَمَانٍ الْقَائِلُ فِيهِ بِالْحَقِّ قَلِيلٌ وَ اللِّسَانُ عَنِ الصِّدْقِ كَلِيلٌ وَ اللَّازِمُ لِلْحَقِّ ذَلِيلٌ؛ أَهْلُهُ مُعْتَكِفُونَ عَلَى الْعِصْيَانِ، مُصْطَلِحُونَ عَلَى الْإِدْهَانِ؛ فَتَاهُمْ عَارِمٌ، وَ شَائِبُهُمْ آثِمٌ، وَ عَالِمُهُمْ مُنَافِقٌ، وَ [فَارِئُهُمْ] قَارِنُهُمْ مُمَاذِقٌ؛ لَا يُعَظِّمُ صَغِيرُهُمْ كَبِيرَهُمْ، وَ لَا يَعُولُ غَنِيُّهُمْ فَقِيرَهُم.
- كَلِيل :
- عاجز، درمانده.
- عَارِم :
- بد اخلاق.
- مُمَاذِق :
- كسى كه در اظهار دوستى خالص و صادق نيست.
- كَلِيل :
- كند و خسته
- مُعتَكِفون :
- ملازمت كننده اند
- مُصطَلِحون :
- اتفاق نموده اند
- عارِم :
- بى حيا، بد خلق
- شائِب :
- پير
- مُماذِق :
- كسى كه خوب و بد، محبت و عداوت را بهم مخلوط كند
(4) مردم بر نافرمانى (خدا و رسول) آماده شده اند، و بر مماشات و سازگارى با هم (براى پيروى از خواهشهاى نفس) يار شده همراه گشته اند، جوانشان بد خو، و پيرشان گناهكار، و داناشان دو رو، و سخنرانشان چاپلوس است، كوچكشان به بزرگشان احترام نمى نهد، و توانگرشان از بينواشان دستگيرى نمى نمايد.