۱. تناسب نعمت ها با استعدادهاى گوناگون:
پس از ستايش پروردگار، بدانيد كه تقديرهاى الهى چون قطرات باران از آسمان به سوى انسانها فرود مى آيد، و بهره هر كسى، كم يا زياد به او مى رسد پس اگر يكى از شما براى برادر خود، برترى در مال و همسر و نيروى بدنى مشاهده كند، مبادا فريب خورد و حسادت كند، زيرا مسلمان (تا زمانى كه دست به عمل پستى نزده كه از آشكار شدنش شرمنده باشد و مورد سرزنش مردم پست قرار گيرد) به مسابقه دهنده اى(۱) مى ماند كه دوست دارد در همان آغاز مسابقه پيروز گردد تا سودى به دست آورد و ضررى متوجّه او نگردد.
هم چنين مسلمانى كه از خيانت پاك است انتظار دارد يكى از دو خوبى نصيب او گردد: يا دعوت حق را لبيك گفته عمر او پايان پذيرد «كه آنچه در نزد خداست براى او بهتر است»، و يا خداوند روزى فراوان به او دهد و صاحب همسر و فرزند و ثروت گردد، و هم چنان دين و شخصيّت خود را نگاه دارد. همانا ثروت و فرزندان، محصول دنيا و فانى شدنى، و عمل صالح زراعت آخرت است، گر چه گاهى خداوند، هر دوى آن را به ملّت هايى خواهد بخشيد.
___________________________(۱). فالج ياسر: در دوران جاهليّت شترى را مى كشتند و براى تقسيم گوشت آن به مسابقه تير اندازى متوسّل مى شدند، ده تير بود كه هفت عدد آن علامتى مخصوص داشت و سه تاى آن بدون نشان بود هر كس كه تير او به هدف مى خورد سهم بيشترى از گوشت شتر داشت. از اين رو هر كسى دوست داشت كه همان آغازين تيرى را كه رها مى كند به هدف زده برنده مسابقه باشد.
از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در آن فقراء را پند مى دهد كه بر اغنياء رشك نبرند و به اغنيا دستور داده كه از روى رئاء و خود نمائى كارى نكنند و فوائد صله رحم و مهربانى و كمك به خويشان را بيان مى فرمايد:)
(1) پس از ستايش خداوند و درود بر پيغمبر اكرم فرمان الهىّ (آنچه مقدّر است) فرود مى آيد بسوى هر كس مانند دانه هاى باران از آسمان بزمين و قسمت هر كس زياد يا كم باو مى رسد (هر كس بآنچه خداوند متعال از روى حكمت و عدالت براى او تعيين نموده بهره مند مى گردد، چنانكه در قرآن كريم سوره 43 آیه 32 مى فرمايد: «أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا» يعنى ما آنچه را كه بايد در زندگانى دنيا به آنها برسد بين ايشان قسمت نموده ايم، و در سوره 15 آیه 21 مى فرمايد: «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» يعنى هيچ چيز نيست مگر آنكه خزينه هاى آن در تحت تصرّف ما است و نمى فرستيم آنرا مگر به اندازه اى كه معلوم شده)
(2) بنا بر اين هر گاه يكى از شما در اهل يا در مال يا در وجود شخص برادر (همنوع) خود زيادتى بيند نبايد سبب فتنه و فساد او گردد (رشك بر او نبرده خود را در مخاطرات دنيا و آخرت نيندازد) زيرا مرد مسلمان مادامى كه (بر ديگرى رشك نبرده) پستى و عارى اظهار نكرده تا سر زبان مردم بيفتد و بر اثر آن بى مقدار شود و كوتاه بينان پست بسبب آن بر او بر انگيخته شوند مانند قمار باخته ايست كه از اوّلين تيرهاى خود فيروزى و بردن را منتظر است تا بلكه غنيمتى بدست آورده خسارت خود را جبران نمايد (خلاصه فقير و درويش تهى دست كه امثال و اقران خود را با مال و منال و اولاد بسيار مى بيند نبايد بر ايشان رشك برده در معصيت افتد و با آنها بد خوئى كند يا در برابر آنان فروتنى نمايد، بلكه بايد اظهار بى نيازى نموده اندوه در دل خود راه ندهد و همّت بر آن گمارد كه آنچه سبب پستى و عار است از او ظاهر نشود و آبرو و شرف خويش را نيكو نگهدارد، و هميشه خوشحال و منتظر فراوانى نعمت باشد مانند قمار باخته اى كه انتظار بردن را مى كشد)
(3) و همچنين مرد مسلمان تنگدست كه از خيانت (با خدا و خلق) دورى نموده يكى از دو چيز نيكو را از جانب خدا انتظار مى برد: يا دعوت كننده خدا را (مرگ كه همه كس را بسوى خدا مى خواند) پس آنچه نزد خدا مى يابد (از نعمتهاى آخرت) براى او بهتر (از نعمتهاى دنيا) است، يا روزى خدا را (در دنيا) پس او صاحب اهل و مال گردد در حالتى كه دين و حسب او (علم و ادب و بردباريش) با او است،
(4) بتحقيق مال و اولاد متاع دنيا است (كه فانى مى گردد) و عمل نيكو متاع آخرت است (كه باقى و برقرار مى باشد) و گاه باشد كه خداوند به گروهى هر دو را عطا مى فرمايد (هم از دنيا بهره مى برند و هم از آخرت).
اما بعد. تقدير الهى همانند قطره هاى باران، براى هركس كه مقدر شده خواه اندك و خواه بسيار، از آسمان به زمين مى آيد. پس اگر كسى مال و منال برادر خود را بيش از خود يابد، نبايد كه بر او رشك برد. زيرا مسلمان تا زمانى كه آلوده فرومايگى نشده -به گونه اى كه چون از آن ياد شود اظهار حقارت و خشوع كند و زبان طاعنان سفله در حق او دراز گردد- همانند قمار كننده تيز چنگى است كه چشم به راه نخستين پيروزى خود در تيرهاى قمار است، كه براى او مالى در پى دارد و باختهاى او را نيز جبران نمايد.
به همين گونه، مسلمان از خيانت بيزار از خداى تعالى خواستار يكى از اين دو خوبى است: يكى آنكه دعوت حق را اجابت كند و به نزد او رود، كه هر چه در نزد خداوند است، خير اوست. ديگر آنكه، در اين جهان روزيش عطا كرده و صاحب زن و فرزند و مال و منال بود. و در عين حال، دين و حيثيت و شرف او هم در امان مانده است. مال و فرزندان كِشته اين جهان اند و عمل صالح كشته آخرت است و بسا باشد كه خداوند اين هر دو نعمت را نصيب مردمانى كند.
امّا بعد (از حمد و ثناى الهى! اين خطبه مشتمل بر ترغيب فقرا به زهد و توصيه اغنيا به محبّت و مهربانى است):
مواهب پروردگار، مانند قطره هاى باران، از آسمان به زمين نازل مى شود و به هر کس سهمى زياد يا کم، (مطابق آنچه خداوند مقدّر فرموده) مى رسد. بنابراين هرگاه يکى از شما براى برادر خود برترى اى در همسر و فرزند و مال يا جسم و جان ببيند، نبايد نسبت به او موجب فتنه گردد (و سبب حسادت و کينه و عداوت و يا يأس و سوءظن به پروردگار شود); زيرا، هر گاه مسلمان به عمل زشتى که از آشکار شدنش شرمنده مى شود و افراد پَست، آن را وسيله هتک حرمتش قرار مى دهند، دست نيالايد، به مسابقه دهنده ماهرى مى ماند که منتظر است در همان دور نخست، پيروز شود و سود وافرى ببرد، بى آن که زيانى ببيند.
نيز، مسلمانى که از خيانت به دور است، در انتظار يکى از دو خوبى از سوى خدا است: يا فرا رسيدن دعوت الهى است (که عمر او را به نيکنامى و حُسن عاقبت پايان مى دهد) و در اين حال، آنچه را خداوند از پاداش هاى نيک فراهم ساخته، براى او بهتر است، و يا سرانجام، در همين دنيا، خداوند، روزى او را وسيع مى کند و صاحب همسر و فرزند (و مال فراوان) مى شود، در عين اين که دين و شخصيت خود را حفظ کرده است; ولى (بدانيد فرق ميان اين دو، بسيار است). مال و فرزندان، کشت و زراعت اين جهانند و عمل صالح و نيک، کشت آخرت است، اما گاهى خداوند، هر دو را براى گروهى جمع مى کند. (و آنان را از نعمت هاى دنيا و آخرت، هر دو، بهره مند مى سازد).
تقديرهاى آسمان همچون قطره هاى باران به زمين، بر هر كس فرود مى آيد، و نصيب او را بيش يا كم بدو مى پيمايد، پس اگر يكى از شما مال و منال برادر خويش را -از خود- بيش بيند، مبادا فريفته شود -و در سوك نشيند-، كه مرد مسلمان از خيانت پاك، ما دام كه آلوده كارى پست نگرديده، كارى كه اگر آشكار شود خوار و حقير گردد و فرومايگان بر او چير، چون مقامر چيره دستى است كه انتظار برد تا در دست نخستين غنيمت يابد و از غرامت برهد.
همچنين مرد مسلمان از خيانت پاك، يكى از دو پاداش را از خدا چشم مى دارد: يا خدايش نزد خود بخواند، كه آنچه نزد خداست براى او بهتر است، يا او را روزى رساند، كه آن گاه داراى زن و فرزند، و مال و دين، و شرف و گوهر است. همانا مال و فرزندان نصيبه اين جهان است، و كردار نيك كشته اى براى آن جهان، و بود، كه خدا نعمت دنيا و نعيم آخرت را به مردمى بخشد.
از خطبه هاى آن حضرت است در دلدارى به تهيدستان و تأديب ثروتمندان:
پس از حمد حق، تقديرات آسمانى همانند دانه هاى باران بيش و كم به هر كسى در زمين بر اساس تقسيم الهى مى رسد، هرگاه يكى از شما اهل و مال و وجود برادر دينى خود را اضافه تر از خويش ديد بر او حسد نورزد، چه اينكه فرد مسلمان زمانى كه جامه پستى به بر ننموده و آبرو از دست نداده تا تنگ نظران به ذلّت نشسته به سر زنشش برخيزند همانند قماربازى است كه با اولين تير خود احتمال بردن دارد، بدون اينكه در انتظار باختن باشد.
همچنين انسان مسلمانى كه به دور از خيانت است به انتظار يكى از دو برنامه نيكو از سوى خداست: يا خداوند او را به جهان ديگر برد، كه در آنجا آنچه نزد خدا دارد براى او بهتر است، يا رزق الهى در اهل و مال و همراه آن دين و شرف به او برسد. همانا ثروت و فرزند بهره اين جهان، و عمل صالح نصيب انسان در آخرت است، كه گاه خداوند اين دو را در گروهى جمع مى كند.