(به هنگام تلاوت آيه ۳۷ سوره نور، «و صبح و شام در آن خانه ها تسبيح مى گويند، مردانى كه نه تجارت و نه معامله اى آنها را از ياد خدا و بر پا داشتن ياد خدا غافل نمى كند»، فرمود):
۱. ارزش ياد خدا:
همانا خداى سبحان و بزرگ، ياد خود را روشنى بخش دل ها قرار داد، تا گوش پس از ناشنوايى بشنود، و چشم پس از كم نورى بنگرد، و انسان پس از دشمنى رام گردد.
خداوند كه نعمت هاى او گران قدر است، در دوران هاى مختلف روزگار، و در دوران جدايى از رسالت «تا آمدن پيامبرى پس از پيامبرى ديگر» بندگانى داشته كه با آنان در گوش جانشان زمزمه مى كرد، و در درون عقلشان با آنان سخن مى گفت. آنان چراغ هدايت را با نور بيدارى در گوش ها و ديده ها و دل ها بر مى افروختند، روزهاى خدايى را به ياد مى آورند و مردم را از جلال و بزرگى خدا مى ترساندند. آنان نشانه هاى روشن خدا در بيابان هايند، آن را كه راه ميانه در پيش گرفت مى ستودند، و به رستگارى بشارت مى دادند، و روش آن را كه به جانب چپ يا راست كشانده مى شد، زشت مى شمردند، و از نابودى هشدار مى دادند، همچنان چراغ تاريكى ها، و راهنماى پرتگاه ها بودند.
از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در فضيلت ياد خدا و اوصاف آنانكه بياد خدا مشغولند) كه آنرا هنگام قرائت آيه «رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ» فرموده (سوره 24 آیه 37) يعنى مردانى هستند كه بازرگانى و خريد و فروش ايشان را از ياد خدا باز نمى دارد:
(1) خداوند سبحان ذكر و ياد خود را صيقل و روشنائى دلها قرار داد كه بسبب آن (اوامر و نواهى او را) بعد از كرى مى شنوند، و بعد از تاريكى (نادانى) مى بينند، و بعد از دشمنى و ستيزگى فرمانبر مى گردند (رضاء و خوشنودى او را بدست مى آورند)
(2) و همواره براى خدا -كه نعمتها و بخششهايش ارجمند است- در پاره از زمان بعد از پاره ديگر و در روزگارهايى كه آثار شرائع در آنها گم گشته بندگانى است كه در انديشه هاشان با آنان راز مى گويد، و در حقيقت عقلهاشان با آنها سخن مى فرمايد (هميشه بياد خدا بوده از راه عقل و بينائى با او در گفتگو هستند) و چراغ (هدايت و رستگارى) را به روشنائى بيدارى و هشيارى در ديده ها و گوشها و دلها افروختند (ياد خدا چون چراغ ديده ها و گوشها و دلهاشان را روشن گردانيد، لذا غير او چيزى نديده، غير اوامر و نواهيش سخنى نشنيده، بغير آنچه او خواسته دل نمى بندد)
(3) روزهاى خدا را (بمردم) يادآورى مى نمايند (سرگذشت پيشينيان را كه بر اثر معصيت و نافرمانى تباه شده اند براى ايشان بيان ميكنند تا عبرت گيرند) و (آنان را) از عظمت و بزرگوارى او مى ترسانند (مى گويند از خدا بترسيد و مرتكب گناه نشويد كه او حاضر و بينا است و بر هلاك شما قادر و توانا) آنان مانند راهنمايان در بيابانها هستند كه هر كه از وسط راه برود (بعدل و درستى رفتار كند) راه او را مى ستايند، و به رهائى (از گمراهى) مژده اش مى دهند، و هر كه بطرف راست و چپ برود (در هر امر افراط و تفريط پيش گيرد) راه را براى او مذمّت كرده از تباه شدن بر حذرش مى دارند، و آنها با اين اوصاف چراغهاى آن تاريكى ها (ى نادانى) و راهنمايان آن شبهه ها (ى گمراهى) هستند.
سخنى از آن حضرت (ع) هنگام تلاوت آيه «رجال لا تلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر الله»:
خداوند سبحان، ياد خود را روشنى دلها ساخت كه به پرتو آن شنوا شوند، هر چند، زان پيش ناشنوا بوده اند، و بينا گردند هر چند، زان پيش نابينا بوده اند و آرامش يابند، هر چند زان پيش ستيزه جو بوده اند.
همواره در پاره اى از زمان و در روزگارى كه پيامبرى نبوده، خداوند فراخ بخشايش و نعمت را، بندگانى است، با آنها از راه فكرتشان- به الهام- راز گويد و از طريق عقولشان به هدايت و راهنمايى سخن گويد و آنان به نور بيدارى كه در گوشها و چشمها و دلهايشان مى افكند چراغ هدايت را روشن مى دارند. ايام الله را به ياد مردم مى آورند و آنان را از عظمت و جلال خداوندى بيم مى دهند. اينان همانند راهنمايانى هستند در بيابانها كه هر كه از راه ميانه رود طريقه اش را بستايند و او را به رهايى مژده دهند و هر كه به راه راست يا چپ رود طريقه اش را نكوهش كنند و از هلاكتش بر حذر دارند و در اين حال، چونان چراغهايى هستند كه تاريكيها را روشن مى سازند و راهنمايانى كه ديگران را از گرفتار شدن در شبهه ها باز مى دارند.
خداوندى منزّه و برتر، ياد خود را مايه جلاى قلبها قرار داده که بر اثر آن گوش، پس از سنگينى (بر اثر غفلت) شنوا شود و چشم پس از کم سويى بينا گردد و از لجاجت و عناد به انقياد و اطاعت باز گردد و رام شود.
خداوندى که نعمتهايش بزرگ و عظيم است همواره در هر عصر و زمان و در فاصله ميان بعثت پيامبران بندگانى داشت که حقايق را به فکر آنها الهام مى کرد و با عقل و انديشه آنها سخن مى گفت تا آنها در پرتو آن با نور بيدارى، چشمها و گوشها و قلبها را روشن سازند و مردم را به ياد ايّام الله و روزهاى خاص الهى بيندازند و از مقام عظمت او بيم دهند. اين افراد همچون راهنماى بيابانها هستند که قافله ها را از گم کردن راه نجات مى دهند هر کس راه حق را در پيش مى گرفت طريقش را مى ستودند و او را به نجات، بشارت مى دادند و آن کس که به چپ و راست منحرف شده بود طريقش را نکوهش مى کردند و از هلاکت بر حذر مى داشتند (آرى!) آنها چراغهاى روشن تاريکيها بودند و راهنمايان در برابر شبهات!
و از سخنان آن حضرت است هنگامى كه آيه «رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ»:
را تلاوت مى فرمود همانا خداى سبحان ياد -خود- را روشنى بخش دلها كرد، تا از آن پس كه ناشنوايند بدان ياد بشنوند، و از آن پس كه نابينايند بينا بوند، و از آن پس كه ستيزه جويند رام گردند.
و همواره خدا را -كه بخششهاى او بى شمار است و نعمتهايش بسيار- در پاره اى از روزگار پس از پاره اى ديگر، و در زمانى ميان آمدن دو پيامبر، بندگانى است كه از راه انديشه با آنان در راز است، و از طريق خرد دمساز، و آنان چراغ هدايت را بر افروختند به نور بيدارى كه در گوشها و ديده ها و دلها توختند. ايام خدا را فراياد مردمان مى آرند، و آنان را از بزرگى و جلال او مى ترسانند. همانند نشانه هايند كه در بيابانهاى بى نشان بر پايند. آن كه راه ميانه را پيش گيرد، بستايندش و به نجات مژده دهندش، و آنان كه راه راست يا چپ را پيش گيرد، روش وى را زشت شمارند، و از تباهى اش بر حذر دارند، و اين چنين، چراغ ظلمتها بوده اند و راهنما در شبهت ها.
از سخنان آن حضرت است كه آن را به وقت تلاوت آيه «رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ» فرمود:
خداوند پاك ياد خود را صيقل دلها قرار داد، كه گوش در پرتو آن پس از سنگينى مى شنود، و چشم دلها بعد از نابينايى مى بيند، و دلها از پى عناد با حق رام مى شود.
و خداى را -كه نعمت هايش ارجمند است- پيوسته در هر قطعه اى از زمان پس از قطعه ديگر و در روزگارهاى خالى از پيامبران بندگانى است كه در عرصه گاه فكرشان با آنان راز مى گويد، و در ذات عقولشان با آنان گفتگو دارد، اينان به نور بيدارى در ديده ها و گوشها و دلها چراغ هدايت بر افروختند، مردم را به ياد ايام اللّه مى اندازند، و از مقام حق بيم مى دهند، اين بزرگواران همچون راهنمايان در بيابانها هستند كه هر كه جانب راه راست گيرد راهش را بر او مدح و ثنا گويند، و به نجات مژده اش دهند، و هر كه در راست و چپ افتد طريقش را در نظرش نكوهش نمايند، و او را از هلاكت بترسانند، اينان با اين ويژگيها چراغهاى آن تاريكى ها، و راهنمايان نجات بخش از آن اشتباهاتند.