متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۲۲۲ - بخش ۱ : راهنمایان راه حق
[منبع]و من كلام له (عليه السلام) قاله عند تلاوته «يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ» :
إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى جَعَلَ الذِّكْرَ جِلاءً لِلْقُلُوبِ، تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَ الْوَقْرَةِ وَ تُبْصِرُ بِهِ بَعْدَ الْعَشْوَةِ وَ تَنْقَادُ بِهِ بَعْدَ الْمُعَانَدَةِ.
وَ مَا بَرِحَ لِلَّهِ عَزَّتْ آلَاؤُهُ فِي الْبُرْهَةِ بَعْدَ الْبُرْهَةِ وَ فِي أَزْمَانِ الْفَتَرَاتِ عِبَادٌ نَاجَاهُمْ فِي فِكْرِهِمْ وَ كَلَّمَهُمْ فِي ذَاتِ عُقُولِهِمْ، فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ يَقَظَةٍ فِي [الْأَسْمَاعِ وَ الْأَبْصَارِ] الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ وَ الْأَفْئِدَةِ، يُذَكِّرُونَ بِأَيَّامِ اللَّهِ وَ يُخَوِّفُونَ مَقَامَهُ بِمَنْزِلَةِ الْأَدِلَّةِ فِي الْفَلَوَاتِ.
مَنْ أَخَذَ الْقَصْدَ حَمِدُوا إِلَيْهِ طَرِيقَهُ وَ بَشَّرُوهُ بِالنَّجَاةِ، وَ مَنْ أَخَذَ يَمِيناً وَ شِمَالًا ذَمُّوا إِلَيْهِ الطَّرِيقَ وَ حَذَّرُوهُ مِنَ الْهَلَكَةِ، وَ كَانُوا كَذَلِكَ مَصَابِيحَ تِلْكَ الظُّلُمَاتِ وَ أَدِلَّةَ تِلْكَ الشُّبُهَاتِ.
- الذِّكْر :
- يادآورى (صفات الهى).
- جِلَاء :
- صيقل دادن، زدودن زنگارها.
- الْوَقْرَة :
- سنگينى در گوش، ثقل سامعه.
- الْعَشْوَة :
- كم سويى چشم.
- الْفَتَرَات :
- جمع «فترة»، فاصله زمانى بين دو پيامبر، زمانهايى كه مطلقا از انبياء خالى بوده است.
- نَاجَاهُمْ :
- راز خود را به آنها گفت، يعنى به آنها الهام كرد.
- اسْتَصْبَحُوا :
- چراغ (هدايت) را بر افروختند.
- الَادِلّة :
- راهنمايانى كه مسير را به مسافران نشان مى دهند.
- الْفَلَوَات :
- جمع «فلات»، صحراهاى بى آب و علف.
- أخَذَ الْقَصْدَ :
- راه وسط را پيش گرفت.
- يَهْتِفُونَ :
- بانگ مى زنند.
- وَقرَة :
- سنگينى گوش
- عَشوَة :
- كم نورى چشم
- تَنقادُ :
- رام و مطيع مى شود
- ما بَرَحَ :
- ثابت و برقرار بود
- بُرهَة :
- قطعه از زمان
- استَصبَحوا :
- چراغ روشن نمودند
- أدِلَّة :
- راهنمايان، جمع دليل
(1) خداوند سبحان ذكر و ياد خود را صيقل و روشنائى دلها قرار داد كه بسبب آن (اوامر و نواهى او را) بعد از كرى مى شنوند، و بعد از تاريكى (نادانى) مى بينند، و بعد از دشمنى و ستيزگى فرمانبر مى گردند (رضاء و خوشنودى او را بدست مى آورند)
(2) و همواره براى خدا -كه نعمتها و بخششهايش ارجمند است- در پاره از زمان بعد از پاره ديگر و در روزگارهايى كه آثار شرائع در آنها گم گشته بندگانى است كه در انديشه هاشان با آنان راز مى گويد، و در حقيقت عقلهاشان با آنها سخن مى فرمايد (هميشه بياد خدا بوده از راه عقل و بينائى با او در گفتگو هستند) و چراغ (هدايت و رستگارى) را به روشنائى بيدارى و هشيارى در ديده ها و گوشها و دلها افروختند (ياد خدا چون چراغ ديده ها و گوشها و دلهاشان را روشن گردانيد، لذا غير او چيزى نديده، غير اوامر و نواهيش سخنى نشنيده، بغير آنچه او خواسته دل نمى بندد)
(3) روزهاى خدا را (بمردم) يادآورى مى نمايند (سرگذشت پيشينيان را كه بر اثر معصيت و نافرمانى تباه شده اند براى ايشان بيان ميكنند تا عبرت گيرند) و (آنان را) از عظمت و بزرگوارى او مى ترسانند (مى گويند از خدا بترسيد و مرتكب گناه نشويد كه او حاضر و بينا است و بر هلاك شما قادر و توانا) آنان مانند راهنمايان در بيابانها هستند كه هر كه از وسط راه برود (بعدل و درستى رفتار كند) راه او را مى ستايند، و به رهائى (از گمراهى) مژده اش مى دهند، و هر كه بطرف راست و چپ برود (در هر امر افراط و تفريط پيش گيرد) راه را براى او مذمّت كرده از تباه شدن بر حذرش مى دارند، و آنها با اين اوصاف چراغهاى آن تاريكى ها (ى نادانى) و راهنمايان آن شبهه ها (ى گمراهى) هستند.
خطبه ۲۲۲ - بخش ۲ : ویژگیهای اهل ذکر
[منبع]وَ إِنَّ لِلذِّكْرِ لَأَهْلًا أَخَذُوهُ مِنَ الدُّنْيَا بَدَلًا، فَلَمْ تَشْغَلْهُمْ تِجَارَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَنْهُ، يَقْطَعُونَ بِهِ أَيَّامَ الْحَيَاةِ وَ يَهْتِفُونَ بِالزَّوَاجِرِ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ فِي أَسْمَاعِ الْغَافِلِينَ وَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ وَ يَأْتَمِرُونَ بِهِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يَتَنَاهَوْنَ عَنْهُ؛ [فَكَأَنَّهُمْ] فَكَأَنَّمَا قَطَعُوا الدُّنْيَا إِلَى الْآخِرَةِ وَ هُمْ فِيهَا فَشَاهَدُوا مَا وَرَاءَ ذَلِكَ، فَكَأَنَّمَا اطَّلَعُوا غُيُوبَ أَهْلِ الْبَرْزَخِ فِي طُولِ الْإِقَامَةِ فِيهِ وَ حَقَّقَتِ الْقِيَامَةُ عَلَيْهِمْ عِدَاتِهَا، فَكَشَفُوا غِطَاءَ ذَلِكَ لِأَهْلِ الدُّنْيَا حَتَّى كَأَنَّهُمْ يَرَوْنَ مَا لَا يَرَى النَّاسُ وَ يَسْمَعُونَ مَا لَا يَسْمَعُونَ.
فَلَوْ مَثَّلْتَهُمْ لِعَقْلِكَ فِي مَقَاوِمِهِمُ الْمَحْمُودَةِ وَ مَجَالِسِهِمُ الْمَشْهُودَةِ، وَ قَدْ نَشَرُوا دَوَاوِينَ أَعْمَالِهِمْ وَ فَرَغُوا لِمُحَاسَبَةِ أَنْفُسِهِمْ عَلَى كُلِّ صَغِيرَةٍ وَ كَبِيرَةٍ أُمِرُوا بِهَا فَقَصَّرُوا عَنْهَا أَوْ نُهُوا عَنْهَا فَفَرَّطُوا فيهَا، وَ حَمَّلُوا ثِقَلَ أَوْزَارِهمْ ظُهُورَهُمْ فَضَعُفُوا عَنِ الِاسْتِقْلَالِ بِهَا فَنَشَجُوا نَشِيجاً وَ تَجَاوَبُوا نَحِيباً، يَعِجُّونَ إِلَى رَبِّهِمْ مِنْ مَقَامِ نَدَمٍ وَ اعْتِرَافٍ؛ لَرَأَيْتَ أَعْلَامَ هُدًى وَ مَصَابِيحَ دُجًى، قَدْ حَفَّتْ بِهِمُ الْمَلَائِكَةُ وَ تَنَزَّلَتْ عَلَيْهِمُ السَّكِينَةُ وَ فُتِحَتْ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أُعِدَّتْ لَهُمْ مَقَاعِدُ الْكَرَامَاتِ فِي مَقْعَدٍ اطَّلَعَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ فِيهِ، فَرَضِيَ سَعْيَهُمْ وَ حَمِدَ مَقَامَهُمْ، يَتَنَسَّمُونَ بِدُعَائِهِ رَوْحَ التَّجَاوُزِ رَهَائِنُ فَاقَةٍ إِلَى فَضْلِهِ وَ أُسَارَى ذِلَّةٍ لِعَظَمَتِهِ، جَرَحَ طُولُ الْأَسَى قُلُوبَهُمْ وَ طُولُ الْبُكَاءِ عُيُونَهُمْ، لِكُلِّ بَابِ رَغْبَةٍ إِلَى اللَّهِ مِنْهُمْ يَدٌ قَارِعَةٌ، يَسْأَلُونَ مَنْ لَا تَضِيقُ لَدَيْهِ الْمَنَادِحُ وَ لَا يَخِيبُ عَلَيْهِ الرَّاغِبُونَ.
فَحَاسِبْ نَفْسَكَ لِنَفْسِكَ، فَإِنَّ غَيْرَهَا مِنَ الْأَنْفُسِ لَهَا حَسِيبٌ غَيْرُكَ.
- الْقِسْط :
- عدالت.
- يَاْتَمِرُونَ بِهِ :
- به آن (قسط) عمل مى كنند، امتثال امر مى كنند.
- عِدَاتِهَا :
- جمع «عدة»، وعده هايش.
- مَقَاوِمِهِمْ :
- جمع «مقام»، مقاماتشان.
- الدَّوَاوِين :
- جمع «ديوان»، مجموعه دفاتر، دفترى كه در آن اسامى لشكر و اهل عطيّه را مى نويسند.
- الَاوْزَار :
- جمع «وزر»، سنگينى بار سنگين، در اينجا مقصود گناهان است.
- نَشَجُوا نَشِيجاً :
- گريه راه گلويشان را گرفت.
- النَّحِيب :
- گريه شديد.
- تَجَاوَبُوا نَحِيباً :
- گريه كنان به يكديگر جواب مى دادند.
- يَعِجُّونَ :
- فرياد مى كشند، يعنى با صدايى بلند در پيشگاه خداوند، ندامت خود را اعلام نموده و اعتراف به گناه مى كنند.
- يَتَنَسَّمُونَ :
- استشمام مى كنند.
- الرَّوْح :
- نسيم، يعنى با دعاى خويش توقع عفو و بخشش دارند.
- الَاسَى :
- حزن، اندوه.
- الْمَنَادِح :
- جمع «مندوحة»، زمينهاى وسيع و پهناور.
- يَهتِفون :
- صدا و ندا ميكنند
- زَواجِر :
- نهى كننده ها، باز دارنده ها
- حَقَّقَت :
- محقق و مسلم نموده است
- غِطاء :
- پرده و پوشش
- دَواوين :
- جمع ديوان: دفتر و نامه عمل
- فَرَّطوا :
- قصور و سستى كرده اند
- أوزار :
- جمع وزر: گناه، بار سنگين
- نَشيج :
- از گريه گلوگير شدن
- تَجاوَبوا :
- بيكديگر جواب دادند
- نَحيب :
- با شدت گريه كردن
- حَفَّت :
- احاطه نموده است
- مَقاعِد :
- نشيمنگاهها
- يَتَنَسَّمون :
- از نسيم و بادهاى ملايم استفاده ميكنند
- تَجاوُز :
- گذشت و اغماض
- رَهائِن :
- جمع رهينة: چيز گرو گذاشته شده
- أسَى :
- حزن و غصه
- مَنَادِح :
- جمع مندوحة: وسيله وسعت و راحتى و نجات
- لا يَخِيبُ :
- مأيوس و نااميد نمى شود
(5) گويا دنيا را بپايان رسانده و بآخرت وارد شده و در آنجا مى باشند، و آنچه در پى دنيا است (امور آخرت كه ديگران از آنها آگاه نيستند) بچشم ديده اند، و مانند آنكه بر احوال پنهان اهل برزخ در مدّت اقامت آنجا آگاهند، و قيامت وعده هايش را بر ايشان ثابت نموده است (شكّ و ترديد ندارند) پس پرده از آن اوضاع را از جلو مردم دنيا برداشته اند (آنچه را بنور ايمان و يقين ديده اند فاش كرده اند) بطورى كه گويا ايشان مى بينند آنرا كه مردم نمى بينند، و مى شنوند آنرا كه ديگران نمى شنوند،
(6) و اگر آنان را در برابر عقل خود در مراتب پسنديده و مجلسهاى شايسته آنها تصوّر كنى (حالات عبادت و بندگيشان را بنظر آورى) در حاليكه دفترهاى محاسبه اعمالشان را باز كرده و براى رسيدگى بحساب نفسهاشان آماده اند بر هر امر كوچك و بزرگى كه مأمور بآن بوده و كوتاهى كرده اند يا نهى از آن شده و تقصير نموده اند، و گناهان سنگين خويش را بر پشتشان بار كرده از برداشتن آن ضعيف و ناتوان گرديده اند، و گريه را در گلو نگاه داشته اند، و (هنگام محاسبه) با گريه و زارى با خويشتن جواب و سؤال نموده اند، و جانب پروردگارشان از پشيمانيها و اقرار بتقصير ناله و فرياد بر آورند (و طلب عفو و بخشش نمايند، خلاصه اگر ايشان را با اين حالات در نظر آورى) نشانه هاى هدايت و رستگارى و چراغهاى تاريكى را خواهى ديد كه فرشتگان دورشان گرد آمده آرامش و آسودگى (از عذاب) بر آنها نازل گشته و درهاى (بركات) آسمان بروى آنان باز شده، و جاهاى ارجمند بر ايشان آماده گرديده در جائيكه خداوند بآنها مطلع و آگاه است، و از كوشش آنان (در وارسى حساب خود با خدا) راضى و خوشنود است، و روشن آنها را (در پشيمانى از گناهان) پسنديده است،
(7) در حاليكه بمناجات با خدا نسيم عفو و بخشش (از گناهان) را استشمام ميكنند، ايشان گروگان نيازمندى بفضل و كرم خدا و اسيران تواضع و فروتنى به عظمت و بزرگوارى او هستند، بسيارى اندوه دلها و بسيارى گريه چشمهاشان را مجروح ساخته است، براى هر درى كه راه رغبت و توجّه بسوى خدا است ايشان را دست كوبنده اى است (هر درى كه باو راه دارد كوبيده در آن داخل ميشوند) سؤال و درخواست از كسى مى نمايند كه فراخيها پيش او تنگ نمى گردد (هر چند عطاء و بخشش نمايد از درياى جود و كرمش كاسته نمى شود) و خواستاران از او نوميد نمى شوند،
(8) پس تو خود بحساب خويش برس، زيرا بحساب ديگران محاسبى غير از تو مى رسد (از وارسى حساب ديگران سودى براى تو نيست، بايد هميشه بياد خود باشى و بحساب خويش بدقّت رسيدگى كنى).