متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۲۱۴ - بخش ۱ : پیامبر، بهترین بنده خدا
[منبع]و من خطبة له (علیه السلام) يصف جوهر الرسول، و يصف العلماء، و يعظ بالتقوى :
وَ أَشْهَدُ أَنَّهُ عَدْلٌ عَدَلَ وَ حَكَمٌ فَصَلَ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ سَيِّدُ عِبَادِهٌِ؛ كُلَّمَا نَسَخَ اللَّهُ الْخَلْقَ فِرْقَتَيْنِ جَعَلَهُ فِي خَيْرِهِمَا، لَمْ يُسْهِمْ فِيهِ عَاهِرٌ وَ لَا ضَرَبَ فِيهِ فَاجِر.
أَلَا وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدْ جَعَلَ لِلْخَيْرِ أَهْلًا وَ لِلْحَقِّ دَعَائِمَ وَ لِلطَّاعَةِ عِصَماً، وَ إِنَّ لَكُمْ عِنْدَ كُلِّ طَاعَةٍ عَوْناً مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ يَقُولُ عَلَى الْأَلْسِنَةِ وَ يُثَبِّتُ [بِهِ] الْأَفْئِدَةَ، فِيهِ كِفَاءٌ لِمُكْتَفٍ وَ شِفَاءٌ لِمُشْتَفٍ.
- نَسَخَ :
- انتقال داد.
- الْعَاهِر :
- زناكار.
- لا ضَرَبَ فِيهِ :
- در آن سهمى نداشت، «ضرب فى الشّىء»: در آن چيز سهيم شد.
- الْعِصَم :
- جمع «عصمة»، آنچه موجب حفظ و نگهدارى است، «عصم الطَّاعات» منظور اخلاص است.
- الْكِفَاء :
- كافى، كفايت.
- حَكَم :
- قاضى، حكومت كننده
- عاهِر :
- زناكار
- عِصَم :
- جمع عصمت: وسيله نگاهدارى
(1) و گواهى مى دهم كه خداى تعالى عادل و درستكار است كه (در همه امور) بعدل (نه بجور و ستم و بر وفق نظام كلىّ و حكمت و مصلحت) رفتار مى نمايد، و حاكم است كه (در قرآن كريم حقّ و باطل را از هم) جدا فرموده است،
(2) و گواهى مى دهم كه محمّد بنده و فرستاده و سرور بندگان او است، هر زمان كه خداوند خلائق را (از اصلاب به ارحام) آورد آنها را دو جرگه (خير و شرّ) گردانيد، پس آن حضرت را در دسته خير و نيكو قرار داد،
(3) در نسب آن بزرگوار بهره اى براى زناكار نبود، و گناهكار شريك نگرديد (پدران و مادران پيغمبر اكرم تا حضرت آدم عليه السّلام همه موحّد و خدا پرست بودند، و شرك و كفر و گناه در آنها راه نداشت، چنانكه امام عليه السّلام به صراحت فرموده است).
(4) آگاه باشيد خداوند براى (كار) خير و نيكو اهلى (مؤمنين و پرهيزكاران) و براى (دين) حقّ ستونهايى (پيغمبران) و براى طاعت و بندگى نگاه دارندگانى (أئمّه هدى عليهم السّلام) قرار داده است (پس طاعت خدا از روى زمين يك باره بر نيفتد، اگر گروهى رها كنند گروه ديگر آنرا بگيرند، و اگر برخى مخالفت نمايند ديگران از آن حمايت كرده مراعات نمايند) و شما را در هر طاعت (كار نيك) از طرف خدا مددى است (توفيق و لطف خداوند شامل است) كه زبانها را گويا و دلها را (بحقّ) مطمئنّ مى سازد (پس اگر لطف خداوند نبود هنگام غلبه و هجوم باطل و ضعف و سستى حقّ مردم از خداپرستى و پيروى انبياء و اوصياء دست مى كشيدند، و دل بآن نمى دادند) و در آن مدد بى نيازى است براى طالب بى نيازى، و بهبودى (از بيماريهاى روحىّ) است براى خواهان بهبودى (نه كسانيكه به بيماريها تن داده به اندك چيزى دست از اطاعت خدا و رسول كشيده خود را در دنيا و آخرت بدبخت نموده اند).
خطبه ۲۱۴ - بخش ۲ : وصف بندگان ممتاز خدا
[منبع]صفة العلماء :
وَ اعْلَمُوا أَنَّ عِبَادَ اللَّهِ الْمُسْتَحْفَظِينَ عِلْمَهُ، يَصُونُونَ مَصُونَهُ وَ يُفَجِّرُونَ عُيُونَهُ، يَتَوَاصَلُونَ بِالْوِلَايَةِ وَ يَتَلَاقَوْنَ بِالْمَحَبَّةِ وَ يَتَسَاقَوْنَ بِكَأْسٍ رَوِيَّةٍ وَ يَصْدُرُونَ بِرِيَّةٍ، لَا تَشُوبُهُمُ الرِّيبَةُ وَ لَا تُسْرِعُ فِيهِمُ الْغِيبَةُ، عَلَى ذَلِكَ عَقَدَ خَلْقَهُمْ وَ أَخْلَاقَهُمْ، فَعَلَيْهِ يَتَحَابُّونَ وَ بِهِ يَتَوَاصَلُونَ، فَكَانُوا كَتَفَاضُلِ الْبَذْرِ يُنْتَقَى فَيُؤْخَذُ مِنْهُ وَ يُلْقَى، قَدْ مَيَّزَهُ التَّخْلِيصُ وَ هَذَّبَهُ التَّمْحِيصُ.
- الْمُسْتَحْفِظِينَ عِلْمَهُ :
- حافظان علم او.
- الْوِلَايَة :
- دوستى كردن.
- الرَّوِيَّة :
- (بمعنى اسم فاعل است)، سيراب كننده.
- الرِّيَّة :
- سيراب شدن.
- الرَّيْبَة :
- شك و ترديد.
- عَقَدَ :
- پيوند داد، گره زد.
- يُنْتَقَى :
- دست چين و انتخاب ميشود، يعنى برترى و تفاوت اينان نسبت به ساير مردم همچون تفاوت بذرهاى معمولى با بذرهاى پاك و انتخاب شده ايست كه براى كاشتن استفاده ميشود.
- هَذَّبَهُ :
- او را پاك كرد.
- التَّمْحِيص :
- آزمايش، اختبار.
- يُفَجِّرون :
- شكافته و جارى ميكنند
- يَتَساقون :
- همديگر را سيراب ميكنند
- يُنتَقَى :
- تصفيه مى شود، از مخلوطى خالص مى شود
(6) شكّ و تهمت و بد گمانى بآنان راه نمى يابد، و غيبت و بد گوئى نزد ايشان نمى شتابد (خلاصه مجالسشان از شكّ و تهمت و بد گمانى و غيبت و بد گوئى آراسته است) بر اين اوصاف پسنديده خداوند فطرت و خوهاى ايشان را آفريده است (باين صفات طورى تربيت يافته اند كه گويا فطرىّ و جبلىّ ايشان بوده است) و بر اين حال با هم دوستى و آميزش مى نمايند، پس آنان (در بين مردم) مانند برترى تخم و دانه هستند كه پاك ميشود (آنچه نيكو است) از آن فرا مى گيرند، و (آنچه بكار نمى آيد) دور مى ريزند، و آن تخم را پاك كردن جلوه داده و آزمايش پاكيزه گردانيده است (خلاصه ايشان مردمانى هستند بر چيده و انتخاب شده).
خطبه ۲۱۴ - بخش ۳ : پذیرش هدایت صالحان
[منبع]العِظَة بالتقوى :
فَلْيَقْبَلِ امْرُؤٌ كَرَامَةً بِقَبُولِهَا وَ لْيَحْذَرْ قَارِعَةً قَبْلَ حُلُولِهَا، وَ لْيَنْظُرِ امْرُؤٌ فِي قَصِيرِ أَيَّامِهِ وَ قَلِيلِ مُقَامِهِ فِي مَنْزِلٍ حَتَّى يَسْتَبْدِلَ بِهِ مَنْزِلًا، فَلْيَصْنَعْ لِمُتَحَوَّلِهِ وَ مَعَارِفِ مُنْتَقَلِهِ؛ فَطُوبَى لِذِي قَلْبٍ سَلِيمٍ أَطَاعَ مَنْ يَهْدِيهِ وَ تَجَنَّبَ مَنْ يُرْدِيهِ، وَ أَصَابَ سَبِيلَ السَّلَامَةِ بِبَصَرِ مَنْ بَصَّرَهُ وَ طَاعَةِ هَادٍ أَمَرَهُ، وَ بَادَرَ الْهُدَى قَبْلَ أَنْ تُغْلَقَ أَبْوَابُهُ وَ تُقْطَعَ أَسْبَابُهُ، وَ اسْتَفْتَحَ التَّوْبَةَ وَ أَمَاطَ الْحَوْبَةَ، فَقَدْ أُقِيمَ عَلَى الطَّرِيقِ وَ هُدِيَ نَهْجَ السَّبِيلِ.
- الْكَرامَة :
- در اينجا به معناى نصيحت است، يعنى قبول كنيد نصيحتى را كه جز پذيرفتن آن، پاداشى از شما نمى خواهم.
- الْقَارِعَة :
- مرگ يا قيامت كه بصورت ناگهانى واقع ميشود.
- الْمُتَحَوَّل :
- جائى كه آدمى بسوى آن باز گردانده ميشود.
- الْمُنْتَقَلِهِ :
- محل انتقال او.
- الْحَوْبَة :
- گناه.
- مُتَحَوَّل :
- محل تحويل و تغيير
- مَعارِف :
- محلهاى شناخته شده
- يُردِى :
- هلاك ميكند
- أماطَ :
- دور نموده است، كنار زد
- حَوبَة :
- گناه و هلاكت
(8) پس خوشا بحال صاحب دل سالم (از صفات رذيله) كه پيروى ميكند از آنكه او را (براه حقّ) راهنما است، و دورى گزيند از آنكه او را به تباهى مى كشاند، و با بينائى كسيكه او را بينا مى نمايد و پيروى راهنمائى كه باو فرمان مى دهد براه سلامت (از سختى و گرفتارى) رسيده، و براه رستگارى (رهائى از عذاب) شتافته پيش از آنكه درهاى آن بسته و وسيله هاى آن از دست برود (بميرد) و باز شدن باب توبه و بازگشت را درخواست نمايد، و (بر اثر توبه) گناه را (از خود) دور گرداند،
(9) بتحقيق بر سر راه ايستانده، و راه روشن نمودار گشته است (راه حقّ بر همه آشكار است مانند آن ماند كه بر سر دو راهى كسى ايستاده تا رونده را راهنمائى كند، يا نشانه اى بر پا است كه راه را مى نمايد، پس هر كه راه گم كند عذر و بهانه اش پذيرفته نيست).