۱. خدا شناسى:
سپاس خداوندى را سزاست كه از شباهت داشتن به پديده ها برتر و از تعريف وصف كنندگان والاتر است. با تدبير شگفتى آورش بر همه بينندگان آشكار، و با بزرگى عزّتش، بر همه فكرهاى انديشمندان پنهان است.
داناست، نه آن كه آگاهى او از جايى گرفته شده يا در حال فزونى باشد و يا از كسى فراگيرد، اداره كننده سراسر نظام آفرينش است بى آنكه نيازى به فكر كردن يا انديشه درونى داشته باشد.
خدايى كه تاريكى ها او را پنهان نسازد، و از نورها روشنى نگيرد، شب او را نپوشاند، و روز بر او نمى گذرد، نه بينايى او از راه ديدگان، و نه علم او از راه اطلاعات و اخبار است.
از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در بعضى از صفات حقّ تعالى):
قسمت اول خطبه:
(1) سپاس خداوند را سزا است كه از مانند بودن به آفريدگان (در ذات و صفات) برتر، و بر گفتار وصف كنندگان غالب و عاجز كننده است (هيچكس توانائى ندارد حقيقت او را وصف نمايد) و به شگفتيهاى آفرينش خود براى بينايان آشكار و از انديشه صاحبان وهم و گمان به بزرگى ارجمنديش پنهان است (بهمه چيز)
(2) و دانا است بدون آموختن از ديگرى و بدون احتياج به افزودن و بدون استفاده (زيرا آموختن و افزودن و استفاده بردن مستلزم جهل و نقصان است و آن از عوارض امكان است، نه واجب) بى تأمّل و انديشه اى آفريننده همه آفريده ها است،
(3) خداوندى است كه تاريكى ها او را احاطه نمى كند، و از روشنيها روشنى نمى طلبد، شب او را در نمى يابد، و روز او را فرا نمى گيريد (زيرا منزّه از جسميت و زمان و حركت است)
(4) در يافتن او (اشياء را) بوسيله ديده ها نيست (زيرا ذات او عين ديده و ديده او عين ذات او است) و علم او بسبب آگاه شدن از غير نمى باشد (زيرا از چيزى بى خبر نيست تا خبر گيرد، و به علاوه خبر گرفتن مستلزم جهل است كه در واجب راه ندارد).
ستايش خداوندى را كه برتر از آن است كه با آفريندگانش همانند باشد و فراتر از گفتار واصفان است. براى اصحاب بصيرت آشكار است، به تدبيرهاى شگفتى آورش و از انديشه توهم كنندگان پنهان است، به جلال عزتش.
عالم است بى آنكه علمى اندوخته باشد، يا بر علمش افزون شود يا علم خود از علم ديگرى برگرفته باشد. آفريننده هر چيز است، بدون انديشه و تأمّل.
خداوندى كه تاريكيهايش پوشيده ندارد و از روشنها روشنى نستاند. نه شب او را فرا مى گيرد و نه روز بر او مى گذرد. نه ادراكش به ديدن است و نه علمش از طريق اخبار.
حمد و ستايش مخصوص خداوندى است که از شباهت به مخلوقات، برتر، و از وصف واصفان، والاتر است. به وسيله تدبير شگفت آورش بر همه ناظران آشکار است و با جلال عزّتش کنه ذاتش بر همه انديشمندان پنهان. خداوندى که عالم است بى آنکه معلوماتش اکتسابى باشد يا فزونى گيرد و يا آن را از کسى فرا گرفته باشد. خداوندى که همه امور را اندازه گيرى کرده، بى آنکه نياز به تفکّر و يا رجوع به ضمير و وجدان داشته باشد. خدايى که تاريکيها پوششى بر او نمى افکند و از نور و روشنايى بهره نمى گيرد. شب او را نمى پوشاند و روشنايى روز بر او نمى گذرد. نه درک او از اشيا، با حسّ بينايى (و چشم ظاهرى) است و نه علم و دانش وى از طريق خبرگيرى.
سپاس خداى را كه برتر است از مانندگى به آفريدگان، و فراتر از گفتار ستايندگان. با تدبيرهاى شگفتش براى نگرندگان آشكار است، و با بزرگى و ارجمنديش، از انديشه خداوندان وهم بر كنار.
داناست بى اندوختن و افزودن دانش، و نه دانشى فرا گرفته به كوشش. آفريننده هر چيز است به اندازه و بى كاستى و فزونى، نه با به كار بردن فكر و نه با انديشه درونى.
تاريكيها او را نپوشاند، و از نورها روشنى نستاند. نه شب بر او بگذرد و نه در روز به سر برد. دريافت او به ديدن نيست، و نه دانش او از راه خبر شنيدن.
از خطبه هاى آن حضرت است در تمجيد خداوند:
حمد خداى را كه از شباهت به آفريده ها برتر، و از توصيف واصفان فراتر است، به شگفتى هاى تدبيرش براى بينندگان آشكار، و به بزرگى عزّتش از انديشه انديشمندان پنهان است.
بدون اينكه علمش كسبى باشد، يا بر آن اضافه شود، يا از كسى فرا بگيرد عالم است، و منهاى انديشه و خاطر تقدير كننده تمام امور است.
خدايى كه تاريكى ها او را نمى پوشاند، و از روشناييها نور نمى گيرد، شب او را در نمى يابد، و روز بر حضرتش جريان ندارد، اداركش به چشم، و علمش به خبرگيرى نيست.