(اين سخنرانى در آستانه يكى از جنگ ها ايراد شد و همواره يارانش را به آن سفارش مى كرد).
۱. ره آورد نماز:
مردم (خواندن و اقامه) نماز را بر عهده گيريد، و آن را حفظ كنيد، زياد نماز بخوانيد، و با نماز خود را به خدا نزديك كنيد. «نماز دستورى است كه در وقت هاى خاص بر مؤمنان واجب گرديده است» آيا به پاسخ دوزخيان گوش فرا نمى دهيد، آن هنگام كه از آنها پرسيدند: چه چيز شما را به دوزخ كشانده است گفتند: «ما از نماز گزاران نبوديم».
همانا نماز، گناهان را چونان برگ هاى پاييزى فرو مى ريزد، و غل و زنجير گناهان را از گردن ها مى گشايد، پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نماز را به چشمه آب گرمى كه بر در سراى مردى جريان داشته باشد، تشبيه كرد، اگر روزى پنج بار خود را در آن شستشو دهد، هرگز چرك و آلودگى در بدن او نماند.
همانا كسانى از مؤمنان حق نماز را شناختند كه زيور دنيا از نماز بازشان ندارد، و روشنايى چشمشان يعنى اموال و فرزندان مانع نمازشان نشود. خداى سبحان مى فرمايد: «مردانى هستند كه تجارت و خريد و فروش، آنان را از ياد خدا، و برپا داشتن نماز، و پرداخت زكات باز نمى دارد».
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پس از بشارت به بهشت، خود را در نماز خواندن به زحمت مى انداخت، زيرا خداوند به او فرمود: «خانواده خويش را به نماز فرمان ده و بر انجام آن شكيبا باش» پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پى در پى خانواده خود را به نماز فرمان مى داد، و خود نيز در انجام نماز شكيبا بود.
از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در باره نماز و زكوة و اداء امانت) كه اصحاب خود را بآن سفارش مى فرمود:
(1) امر نماز را مراعات كنيد (كه معراج مؤمن و ستون دين و نخستين چيزيست كه در قيامت از بنده باز پرسى ميشود، اگر قبول شد سائر اعمال پذيرفته است، و اگر بحساب نيامد هيچيك از اعمال سودى ندارد) و آنرا محافظت نمائيد (از وقت فضيلت آن غافل نمانيد) و بسيار بجا آوريد، و بوسيله آن (بخدا) نزديك شويد، زيرا نماز (همانطور كه در قرآن كريم سوره 4 آیه 103 مى فرمايد: «كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً» بر مؤمنين فريضه ايست نوشته و وقت آن تعيين گرديده، آيا گوش (دل) به پاسخ اهل دوزخ نمى دهيد آنگاه كه از آنها مى پرسند: «ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ قالُوا: لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ» در قرآن كريم سوره 74 آیه 42 يعنى) چه چيز شما را گرفتار دوزخ ساخت مى گويند از نمازگزاران نبوديم،
(2) و نماز گناهان را مى ريزد مانند ريختن برگ (از درخت) و رها ميكند مانند رها كردن بندها (از گردن چهارپايان) و رسول خدا -صلّى اللَّه عليه و آله- نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده كه بر در خانه مردى باشد و شبانه روزى پنج نوبت از آن شستشو كند، پس (معلوم است) ديگر بر چنين كسى چرك باقى نخواهد ماند،
(3) و حقّ نماز را مردانى از مؤمنين شناخته اند كه آرايش كالا (ى جهان) و روشنى چشم از فرزند و دارائى آنان را از آن باز نمى دارد، خداوند سبحان (در قرآن كريم سوره 24 آیه 37) مى فرمايد: «رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ» يعنى مردانى هستند كه بازرگانى و خريد و فروخت آنها را از ياد خدا و بجا آوردن نماز و دادن زكوة غافل نمى گرداند.
(4) و رسول خدا -صلّى اللَّه عليه و آله- با اينكه ببهشت مژده داده شده بود براى نماز (از بس بجا مى آورد) خود را برنج مى افكند بجهت فرمان خداوند سبحان (در قرآن كريم سوره 20 آیه 132): «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها» يعنى اهل خود را به خواندن نماز امر كن و خويشتن بر انجام آن شكيبا باش. پس آن حضرت هم اهل خود را به نماز امر مى فرمود و خود را به شكيبايى بر رنج آن وا مى داشت.
سخنى از آن حضرت (ع) به ياران خود سفارش مى كند:
امر نماز را مراعات كنيد و به حفظ آن بكوشيد و بسيار به جاى آوريد و بدان به خداى تقرب جوييد كه نماز فريضه اى است بر مؤمنان كه حتما بايد در وقت خود آن را به جاى آرند. آيا به پاسخ دوزخيان گوش فرا نمى دهيد، در آن هنگام، كه از ايشان مى پرسند: «چه چيز شما را به جهنم كشاند گويند ما از نمازگزاران نبوديم.»
نماز گناهان را مى ريزد، آنسان كه برگ درختان مى ريزد. و بند گناهان از گناهكاران مى گشايد آنسان، كه بند از كسى بگشايند. رسول الله (صلى الله عليه و آله) نماز را به چشمه آب گرم تشبيه كرده كه بر در سراى كسى باشد و او هر روز و هر شب پنج بار خود را در آن بشويد. پس ديگر چركى بر تن او باقى نمى ماند.
حق نماز را مردان مؤمنى شناخته اند كه آنان را زيور متاعهاى اين جهانى، از نماز، به كار ديگر مشغول نمى دارد و نه فرزندانشان و اموالشان كه نور ديدگان ايشان اند. خداى سبحان مى فرمايد: «مردانى كه هيچ تجارت و خريد و فروختى از ياد خدا و نمازگزاردن و دادن زكات بازشان ندارد.»
پيامبر (صلى الله عليه و آله) با آنكه مژده بهشتش داده بودند، خود را براى نماز به رنج مى افكند. زيرا، خداى سبحان گفته بود، كه «كسان خود را به نماز فرمان ده و خود در آن كار پاى بيفشر.» پيامبر كسان خود را به نماز فرمان مى داد و خود در آن تحمل رنج مى فرمود.
برنامه نماز را به خوبى مراقبت کنيد و در محافظت آن بکوشيد. بسيار نماز بخوانيد و به وسيله آن به خدا تقرّب جوييد، زيرا نماز بر همه مؤمنان در اوقات مخصوص واجب است. آيا پاسخ دوزخيان را در برابر اين سؤال که «چه چيز شما را به دوزخ کشانيد؟» نمى شنويد که مى گويند: «ما از نمازگزاران نبوديم». (آرى) نماز گناهان را فرو مى ريزد، همچون فروريختن برگ از درختان (در فصل پاييز) و طنابهاى معاصى را از گردنها مى گشايد. پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله و سلّم نماز را به چشمه آب گرمى تشبيه فرمود که بر در خانه انسان باشد و او هر شبانه روز پنج مرتبه خود را در آن شستشو دهد که بى شکّ چرک و آلودگى در بدنش باقى نخواهد ماند (نمازهاى پنج گانه نيز روح و قلب انسان را شستشو مى دهند و آثارى از گناه در آن باقى نمى گذارند).
آن گروه از مؤمنان که زينت متاع دنيا و فرزندان و اموالى که مايه چشم روشنى است، آنها را به خود مشغول نداشته، حق نماز را خوب شناخته اند. خداوند سبحان درباره آنها مى فرمايد: «آنها مردانى هستند که تجارت و بيع آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و پرداختن زکات باز نمى دارد و رسول خدا بعد از بشارت به بهشت، خويش را براى نماز به تعب و مشقّت مى انداخت، زيرا خداوند به او فرموده بود: «خانواده خويش را به نماز دعوت کن و در برابر آن شکيبا باش» (زيرا نماز کليد ورود به بهشت است)، آن حضرت پى در پى اهل بيت خود را به نماز دعوت مى کرد و خود را بر آن وادار مى فرمود (و در انجام آن اصرار و شکيبايى داشت).
و از سخنان آن حضرت است كه ياران خود را بدان وصيت مى فرمود:
كار -گزاردن- نماز را بر عهده بگيريد و نگاهداشت آن را بپذيريد، و آن را بسيار به جاى آريد و با نماز خود را -به خدا- نزديك داريد. كه نماز نوشته است بر مؤمنان -و بايد گزارده شود- به وقت آن. آيا گوش فرا نمى دهيد به پاسخ دوزخيان كه چون از آنان پرسيدند «چه چيز شما را در آورد در آتش سوزان» گفتند: نبوديم از نمازگزاران».
و نماز گناهان را مى زدايد چنانكه برگ را از درخت بزدايند، و گناهان را -از گناهكار- مى گشايد چنانكه بند از كسى بگشايند، و رسول خدا (ص) نماز را به چشمه آب گرم كه بر در سراى مردى بود همانند فرمود، كه او روزان و شبان پنج بار خود را بدان بشويد ديگر چركى بر تن وى نخواهد بود.
همانا كسانى از مؤمنان حق آن را شناختند كه زيور دنيا از نمازشان به فكر ديگر كار نيفكند و نه آنچه موجب روشنى چشم بود از مال و فرزند. خداى سبحان فرمايد: «مردانى كه باز نمى دارد آنان را بازرگانى و نه خريد و فروخت از ياد خدا و بر پاداشتن نماز و پرداخت زكات».
و رسول خدا خود را با گزاردن نماز رنجه مى فرمود، با آنكه مژده بهشت شنيده بود. چون خداى سبحان بدو گفت: «و كسان خود را بفرما تا نماز كنند و خود بر آن شكيبا باش»، پس كسان خود را امر به نماز مى كرد و خود بر گزاردن نماز طاقت مى آورد.
از سخنان آن حضرت است در وصيّت به يارانش:
پايبند امر نماز شويد، و بر آن محافظت نماييد، و آن را زياد بخوانيد، و به نماز به خداوند تقرّب جوييد، زيرا بر مؤمنين امرى واجب در اوقاتى معين است. آيا پاسخ اهل عذاب را نشنيديد زمانى كه از آنان پرسيده مى شود: «چه چيز شما را به جهنّم آورد مى گويند: از نمازگزاران نبوديم».
نماز همچون ريختن برگ درخت گناهان را مى ريزد، و همچون بندى كه باز گردد بند گناهان را مى گشايد. رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نماز را به؟ چشمه آب گرمى كه بر خانه انسان باشد و شبانه روزى پنج نوبت خود را در آن بشويد تشبيه كرده است، كه آيا چرك و آلودگى در بدن چنين كسى باقى خواهد ماند؟
از مردم مؤمن حق نماز را آنانى شناختند كه زيبايى متاع دنيا، و مايه چشم روشنى از فرزندان و اموال آنان را به خود مشغول نكرده، خداوند سبحان مى فرمايد: «مردانى كه آنان را تجارت و داد و ستد از ذكر خدا و به پا كردن نماز و اداى زكات باز نمى دارد».
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با اينكه مژده بهشت را از خداوند دريافته بود خود را براى نماز به زحمت مى انداخت، به خاطر اينكه خداوند به او فرموده بود: «اهل خود را به نماز امر كن، و نسبت به آن شكيبا باش». آن حضرت اهلش را به نماز امر مى فرمود، و خود نيز در به پا كردن آن شكيبايى به خرج مى داد.