جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد

خطبه ۱۹۴ - بخش ۱ : سختی های رسالت پیامبر

[منبع]
و من خطبة له (علیه السلام) يصف فيها المنافقين :
نَحْمَدُهُ عَلَى مَا وَفَّقَ لَهُ مِنَ الطَّاعَةِ وَ ذَادَ عَنْهُ مِنَ الْمَعْصِيَةِ، وَ نَسْأَلُهُ لِمِنَّتِهِ تَمَاماً وَ [لِحَبْلِهِ] بِحَبْلِهِ اعْتِصَاماً.
وَ نَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، خَاضَ إِلَى رِضْوَانِ اللَّهِ كُلَّ غَمْرَةٍ وَ تَجَرَّعَ فِيهِ كُلَّ غُصَّةٍ، وَ قَدْ تَلَوَّنَ لَهُ الْأَدْنَوْنَ وَ تَأَلَّبَ عَلَيْهِ الْأَقْصَوْنَ، وَ خَلَعَتْ [عَلَيْهِ] إِلَيْهِ الْعَرَبُ أَعِنَّتَهَا وَ ضَرَبَتْ إِلَى مُحَارَبَتِهِ بُطُونَ رَوَاحِلِهَا، حَتَّى أَنْزَلَتْ بِسَاحَتِهِ عَدَاوَتَهَا مِنْ أَبْعَدِ الدَّارِ وَ أَسْحَقِ الْمَزَارِ.
ذَادَ عَنْهُ :
او را حمايت كرد، از او دفاع كرد.
الْغَمْرَة :
فشار و سختى.
الْغُصَّة :
چيز گلوگير.
تَلَوَّنَ :
رنگارنگ شد، يعنى نزديكان وى با او همراه و ثابت قدم نبودند.
تَاَلّبَ عَلَيْهِ الَاقْصَوْن :
بيگانگان عليه وى متحد و مصمم شدند.
الَاعِنَّة :
جمع «عنان»، دوال لگام كه سوار بدست مى گيرد.
أسْحَق :
دورترين.
ذَادَ :
حفظ و دفع نمود
خاضَ :
غوطه ور شد
تَلَوَّنَ :
رنگ برنگ شد
أدنَون :
نزديكان
تَألَّبَ :
اجتماع نمود
أقصَون :
دورها، اجانب
أسحَق المَزار :
دورترين زيارتگاه
از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است كه منافقين و مردم دو رو را در آن وصف مى فرمايد:
(1) خدا را سپاسگزاريم كه توفيق طاعت و فرمانبردارى بما داده، و از معصيت و نافرمانى باز داشته، و از او درخواست مى نماييم كه نعمتش را تمام گرداند، و دست ما را به ريسمانش (قرآن كريم) متّصل سازد،
(2) و گواهى مى دهيم كه محمّد بنده و فرستاده او است كه براى بدست آوردن رضاء و خوشنودى خدا هر سختى را بخود هموار نمود، و در راه (تبليغ احكام) او هر غمّ و اندوهى را جرعه جرعه نوشيد (در مدّت رسالت هر رنج كه ديد شكيبائى نمود) و نزديكان و خويشانش چند جور بودند (گروهى فداكار و دوستدار كه جان و مال در راهش مى دادند، و بعضى دشمن و منافق كه در صدد تباه كردنش بر آمدند) و دوران و بيگانگان براى دشمنى با آن حضرت گرد آمدند، و عرب مهار را گسيخته متوجّه آن بزرگوار گشتند، و براى جنگ با او به شكم شترهاى بار كش خويش زدند (كه زودتر برسند) تا آنكه از دورترين محلّ و جاى آمد و رفتشان بمأوى و محلّ اقامت آن حضرت با دشمنى وارد شدند (خلاصه براى دشمنى با او از راههاى دور بجنگ آمدند).
 

خطبه ۱۹۴ - بخش ۲ : ویژگیهای منافقان

[منبع]
أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ، وَ أُحَذِّرُكُمْ أَهْلَ النِّفَاقِ، فَإِنَّهُمُ الضَّالُّونَ الْمُضِلُّونَ وَ الزَّالُّونَ الْمُزِلُّونَ، يَتَلَوَّنُونَ أَلْوَاناً وَ يَفْتَنُّونَ افْتِنَاناً، وَ يَعْمِدُونَكُمْ بِكُلِّ عِمَادٍ وَ يَرْصُدُونَكُمْ بِكُلِّ مِرْصَادٍ.
قُلُوبُهُمْ دَوِيَّةٌ وَ صِفَاحُهُمْ نَقِيَّةٌ، يَمْشُونَ الْخَفَاءَ وَ يَدِبُّونَ الضَّرَاءَ، وَصْفُهُمْ دَوَاءٌ وَ قَوْلُهُمْ شِفَاءٌ وَ فِعْلُهُمُ الدَّاءُ الْعَيَاءُ، حَسَدَةُ الرَّخَاءِ وَ مُؤَكِّدُو الْبَلَاءِ وَ مُقْنِطُو الرَّجَاءِ.
لَهُمْ بِكُلِّ طَرِيقٍ صَرِيعٌ وَ إِلَى كُلِّ قَلْبٍ شَفِيعٌ وَ لِكُلِّ شَجْوٍ دُمُوعٌ، يَتَقَارَضُونَ الثَّنَاءَ وَ يَتَرَاقَبُونَ الْجَزَاءَ.
إِنْ سَأَلُوا أَلْحَفُوا وَ إِنْ عَذَلُوا كَشَفُوا وَ إِنْ حَكَمُوا أَسْرَفُوا.
قَدْ أَعَدُّوا لِكُلِّ حَقٍّ بَاطِلًا وَ لِكُلِّ قَائِمٍ مَائِلًا وَ لِكُلِّ حَيٍّ قَاتِلًا وَ لِكُلِّ بَابٍ مِفْتَاحاً وَ لِكُلِّ لَيْلٍ مِصْبَاحاً.
يَتَوَصَّلُونَ إِلَى الطَّمَعِ بِالْيَأْسِ لِيُقِيمُوا بِهِ أَسْوَاقَهُمْ وَ يُنْفِقُوا بِهِ أَعْلَاقَهُمْ.
يَقُولُونَ فَيُشَبِّهُونَ وَ يَصِفُونَ فَيُمَوِّهُونَ، قَدْ هَوَّنُوا الطَّرِيقَ وَ أَضْلَعُوا الْمَضِيقَ، فَهُمْ لُمَةُ الشَّيْطَانِ وَ حُمَةُ النِّيرَانِ، «أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُون».
الزَّالّون :
خطاكاران.
الْمُزِلّون :
خطا اندازان، لغزانندگان.
يَفْتَنُّونَ :
گوناگون ميشوند، «افتنّ فى الحديث»، گوناگون سخن گفت.
يَعْمِدُونَكُمْ :
شما را در فشار و سختى قرار مى دهند.
الْعِمَاد :
آنچه كه به آن تكيه كنند، تكيه گاه.
الْمِرْصَاد :
كمينگاه.
يَرْصُدُونَكُمْ :
در كمين شما مى نشينند.
دَوِيَّة :
مريض، بيمار.
الصِفَاح :
جمع «صفحة»، مقصود چهره آنهاست.
صِفَاحُهُمْ نَقِيَّة :
چهره آنها (از علامت دشمنى) پاك است (ولى قلبهايشان مملو از آتش عداوت است).
يَمْشُونَ الْخَفَاءَ :
در پنهان راه مى روند.
يَدِبُّونَ :
مانند خزندگان آهسته حركت مى كنند، مى خزند.
الضّراءُ :
زيان جسمى، بيمارى، يعنى حركت آنها مانند مرضى است كه آهسته آهسته در جسم مى خيزد و پيش مى رود.
الدَّاءُ الْعَيَاء :
درد علاج ناپذير.
حَسَدَة :
جمع «حاسد»، حسودان.
حَسَدَةُ الرَّخَاءِ :
كسانيكه بر رفاه و آسايش ديگران حسد مى ورزند.
الصَرِيع :
بزمين افتاده.
الشَجْو :
حزن، يعنى هر زمانى كه بخواهند بصورت تصنعى اشك مى ريزند.
يَتَقَارَضُونَ :
بيكديگر قرض مى دهند، يعنى هر كس ديگرى را مدح ميكند به اميد اينكه او نيز مدح وى را بگويد، مثل اينكه هر كدام قرض خود را بديگرى ادا ميكنند.
الْحَفُوا :
اصرار و الحاح كردند.
عَذَلُوا :
ملامت كردند.
يُنْفِقُوا :
رواج مى دهند.
الَاعْلَاق :
جمع «علق»، هر چيز نفيس، مقصود نيرنگ هاى آنهاست كه در ظاهر بسيار زيبا جلوه ميكند.
يُشَبِّهُونَ :
(باطل را) شبيه (حق) مى سازند.
اضْلَعُوا :
كج و خم كردند.
الْمَضِيق :
تنگنا، جاى تنگ.
اللُمَة :
گروهى كه تعدادشان از سه تا ده نفر باشد، و در اينجا مقصود مطلق جماعت است.
الْحُمَة :
نيش عقرب و مانند آن
زالّون :
لغزش كنندگان
مُزِلّون :
لغزش دهندگان
يَعمِدون :
تكيه مى دهند
يَرصُدون :
كمين ميكنند
دَوِيَّة :
مريض و پردرد
صِفاح :
روى و رخسار
نَقِيَّة :
پاك و پاكيزه
يَدِبّون :
مى جنبند و بحركت مى آورند
داءٌ عَياء :
مرض عاجز كننده اطباء
مُؤَكِّدوا البَلاء :
زياده كنندگان گرفتارى
مُقنِطوا الرَّجاء :
مأيوس كنندگان اميد
صَريع :
زمين افتاده و كشته شده
شَجوٍ :
غم و غصه
يَتَقارَضون :
بهم ديگر قرض مى دهند
ألحَفوا :
در سؤال اصرار ميكنند
عَذَلوا :
سرزنش و ملامت كنند
يُنفِقوا :
رائج كنند
أعلاق :
چيزهاى پر قيمت
يُمَوِّهون :
بخيال مى اندازند
هَوَّنوا :
آسان نشان داده اند
أضلَعوا :
كج و باريك نموده اند
لُمَة :
گروه و دار و دسته
(3) بندگان خدا شما را بتقوى و ترس از خدا سفارش مى نمايم، و از (مكر و فريب) مردم دو رو (كه در ظاهر مسلمان و در باطن كافر هستند) برحذر مى دارم (مبادا فريفته گفتار و كردارشان شده از آنها پيروى نمائيد) زيرا آنها گمراه و گمراه كننده مى باشند (خودشان براه ضلالت و گمراهى رفته و ديگران را از راه راست باز داشته با خود يار مى سازند) و (از دين خدا) لغزيده و لغزاننده اند (خطاء كار بوده ديگران را باشتباه مى اندازند)
(4) خود را به رنگهاى گوناگون و حالات مختلفه در آورند (هر زمان و در هر مجلسى در گفتار و كردار با اغراض فاسده و انديشه هاى نادرست به رنگى در آيند تا مردم ساده لوح را بفريبند) و شما را بهر وسيله اى در نظر گرفته و در هر كمين گاهى به كمين نشسته اند (اگر به انديشه هاى آنان پى بريد و كناره گيريد بوسائل ديگرى در صدد فريب شما بر مى آيند تا بالأخره شما را با خود همراه سازند) دلهاشان (از رشك و دوروئى و دشمنى و بخل و شكّ) بيمار است (چنانكه در قرآن كريم سوره 2 آیه 10 مى فرمايد: «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً، وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ» يعنى در دلهاى منافقين بيمارى است، و خداوند هم بآن بيمارى مى افزايد، و براى آنها بر اثر آنچه كه تكذيب مى نمايند عذابى است دردناك) و ظاهرشان آراسته و پاك (بطورى كه گمان كنند آنها دوست و خواهان حقيقت هستند) در پنهانى راه مى روند (انديشه هاى خويش را به قسمى كه كسى بآنها پى نبرد بكار انداخته و فتنه و فساد ميكنند) و در بين درختهاى انبوه جنگل مى جنبند (مانند شكارچى كه براى بدست آوردن شكار آهسته مى جنبد) وصفشان به درمان ماند و گفتارشان بهبودى آرد، ولى كردارشان دردى است درمان ناپذير (با سخنان پسنديده مردم را بدور خويش گرد آورده منظور نادرستشان را انجام مى دهند، چنانكه در قرآن كريم سوره 2 آیه 204 مى فرمايد: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ» يعنى از مردم كسى است كه گفتار او در تدبير زندگى دنيا ترا به شگفت مى آورد و خدا را گواه مى آورد كه دل و زبان او يكى است در صورتيكه سختترين دشمنان است) به خوشى (مردم) رشك مى برند (به دوستى آسايششان را از دستشان مى گيرند) و به افتادن در سختى و گرفتارى (آنها) كوشش دارند (بين آنها سخن چينى مى نمايند تا جمعشان را بپراكنند و بيچاره شان سازند) و اميد (شان) را نوميد ميكنند (آنها را از كارهاى خدا پسند باز مى دارند)
(5) در هر راهى براى ايشان بخاك افتاده اى است (براى تباه كردن راهها در نظر گرفته اند) و نزد هر دلى وسيله اى دارند (مى توانند با هر كسى بميل و خواست او سخن گويند) و در هر غمّ و اندوهى اشكها ريزند (تا بوسيله آن مقصود خود را انجام دهند) ستودن يكديگر را بهم وام داده و پاداش آنرا انتظار مى برند (يكى از خود را مى ستايند تا او هم تلافى كند) چون سؤال و درخواستى دارند در آن اصرار كنند (تا شخص را وادار بقبول درخواستشان نمايند) و هنگام ملامت (كه بخواهند كسى را متنبّه سازند) پرده درى كنند (عيوب را آشكار كرده رسوايش نمايند) و اگر آنان را (در كارى) حكم قرار دهند اسراف ميكنند (بر خلاف حقّ حكم دهند)
(6) برابر هر حقّى باطلى و برابر هر راستى كج و برابر هر زنده اى كشنده و براى هر درى كليد و براى هر شبى چراغى آماده ساخته اند (انواع مكر و حيله بكار برند تا بمقصود برسند)
(7) نوميدى و بى نيازى (بمال مردم) را براى طمع و آز خود وسيله قرار مى دهند تا بازارشان را نگاه داشته و كالاهاى كاسدشان را كه نفيس و پاكيزه مى پندارند رواج دهند (از راه تزوير خود را بى علاقه بدنيا نشان داده اظهار بى نيازى مى نمايند تا به منظورشان برسند، سخن نادرست) مى گويند، و (آنرا بحقّ) مشتبه و مانند جلوه مى دهند، و (مقاصدشان را) بيان ميكنند و آنرا آرايش مى نمايند (بصورت حقّ در مى آورند) راه باطل را آسان نشان دهند (تا همه در آن قدم نهند) و راه تنگ (ضلالت و گمراهى) را كج ميكنند (تا از گمراهى رهائى ميسّر نباشد)
(8) پس ايشان پيرو شيطان و شعله آتشها هستند (در قرآن كريم سوره 58 آیه 19 مى فرمايد:) «أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ، أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ» يعنى آن جماعت ياران و پيروان شيطانند، آگاه باشيد پيروان شيطان زيانكارانند.
 
حامد کاشانی

پیشنهاد میشود برای آشنایی با کتاب شریف نهج البلاغه ، در ابتدا این ۵ قسمت از برنامه سمت خدا با حضور حجة الاسلام کاشانی را مشاهده فرمایید :
جلسه اول | جلسه دوم | جلسه سوم | جلسه چهارم | جلسه پنجم

محمد علی انصاری

همچنین برای مشاهده ی شرح تصویری تمامی خطبه های نهج البلاغه توسط استاد انصاری ، اینجا را کلیک نمایید

در حال بارگذاری ...
لطفا صبر نمایید
ساخته شده به عشق اباصالح المهدی صلوات الله و سلامه علیه
ایمیل : admin mahdi14.com | شبکه های اجتماعی : mahdi14dotcom