متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۱۹۰ - بخش ۱ : حمد خدا و تعظیم پیامبر
[منبع]و من خطبة له (علیه السلام) يحمد الله و يَثني على نبيّه و يَعِظ بالتقوى:
حمدُ الله :
أَحْمَدُهُ شُكْراً لِإِنْعَامِهِ، وَ أَسْتَعِينُهُ عَلَى وَظَائِفِ حُقُوقِهِ؛ عَزِيزَ الْجُنْدِ، عَظِيمَ الْمَجْدِ.
الثناءُ على النبيّ:
وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، دَعَا إِلَى طَاعَتِهِ وَ قَاهَرَ أَعْدَاءَهُ جِهَاداً عَنْ دِينِهِ، لَا يَثْنِيهِ عَنْ ذَلِكَ اجْتِمَاعٌ عَلَى تَكْذِيبِهِ وَ الْتِمَاسٌ لِإِطْفَاءِ نُورِهِ.
- لا يَثنِيهِ :
- او را منصرف نكرد
(1) خدا را براى نعمت بخشيدن او سپاس مى گزاريم (زيرا شكر نعمت موجب فراوانى و كفران آن باعث عذاب سخت مى باشد) و از او براى اداى حقوقش (تحصيل علوم و معارف و انجام واجبات و مستحبّات) يارى مى طلبم كه لشگرش (فرشتگان و انبياء و اوصياء و پيروان ايشان بر گمراه شدگان و گمراه كنندگان) غالب، و توانائى او بزرگ است،
(2) و گواهى مى دهم كه محمد (صلّى اللَّه عليه و آله) بنده و فرستاده او است كه (مردم را) بطاعت و فرمانبردارى خداوند دعوت فرمود، و با جهاد و جنگيدن در راه دين او بر دشمنانش غالب و فيروز گرديد، اتّفاق و پيوستگى دشمنان بر تكذيب آن حضرت و كوشش و تلاش آنها براى خاموش كردن نور او (از بين بردن دينش) از جهاد بازش نمى داشت.
خطبه ۱۹۰ - بخش ۲ : آمادگی برای قبر و قیامت
[منبع]العِظَةُ بالتقوى :
فَاعْتَصِمُوا بِتَقْوَى اللَّهِ، فَإِنَّ لَهَا حَبْلًا وَثِيقاً عُرْوَتُهُ وَ مَعْقِلًا مَنِيعاً ذِرْوَتُهُ؛ وَ بَادِرُوا الْمَوْتَ وَ غَمَرَاتِهِ وَ امْهَدُوا لَهُ قَبْلَ حُلُولِهِ وَ أَعِدُّوا لَهُ قَبْلَ نُزُولِهِ، فَإِنَّ الْغَايَةَ الْقِيَامَةُ وَ كَفَى بِذَلِكَ وَاعِظاً لِمَنْ عَقَلَ وَ مُعْتَبَراً لِمَنْ جَهِلَ، وَ قَبْلَ بُلُوغِ الْغَايَةِ مَا تَعْلَمُونَ مِنْ ضِيقِ الْأَرْمَاسِ وَ شِدَّةِ الْإِبْلَاسِ وَ هَوْلِ الْمُطَّلَعِ وَ رَوْعَاتِ الْفَزَعِ وَ اخْتِلَافِ الْأَضْلَاعِ وَ اسْتِكَاكِ الْأَسْمَاعِ وَ ظُلْمَةِ اللَّحْدِ وَ خِيفَةِ الْوَعْدِ وَ غَمِّ الضَّرِيحِ وَ رَدْمِ الصَّفِيحِ.
- الْمَعْقِل :
- ملجأ، پناهگاه.
- ذِرْوَتُهُ :
- قله آن، بالاترين نقطه آن.
- بَادِرُوا الْمَوْتَ :
- (با عمل صالح) بر مرگ سبقت بگيريد.
- الْغَمَرَات :
- شدائد.
- امْهَدُوا :
- آماده سازيد، كسب كنيد، بدست آوريد (اعمال نيك را).
- الَارْمَاس :
- جمع «رمس»، قبرها، در اصل بمعنى خاك است.
- الِابْلَاس :
- غم و اندوه همراه با يأس و خذلان.
- الْمُطّلَع :
- منزل برزخ، محلى كه از آنجا انسان بر اوضاع آخرت آگاه مى شود، در اصل به محل بلندى گفته مى شود كه از آنجا مى توان محيط پائين را نگاه كرد.
- اخْتِلَافِ الَاضْلَاع :
- در هم فرو رفتن استخوانهاى سينه (بخاطر شدت فشار).
- اسْتِكاكِ الَاسْمَاع :
- كر شدن گوشها.
- الضَّرِيح :
- گور.
- الرَّدْم :
- پوشاندن، بستن، گرفتن شكاف.
- الصَّفِيح :
- سنگ پهن، مقصود بستن و پوشاندن روى قبر بواسطه سنگ پهن است.
- مَعقِل :
- پناهگاه، قلعه
- أرماس :
- قبرها، جمع رمس: قبر
- إبلاس :
- مأيوسى و غصه
- مُطَّلَع :
- محل اطلاع، جائى كه اوضاع عالم آخرت از آنجا ديده مى شود (عالم برزخ)
- رَوعات :
- جمع روعة: نگرانى همراه با ترس
- استِكاك :
- بهم خوردن دو چيز، كر شدن در اثر صداها
- رَدم :
- سد و مانع شدن
- صَفيح :
- سنگ عريض، روى زمين
(4) و پيش از رسيدن بپايان (قيامت) چيزهائى را مى دانيد از تنگى قبرها، و فراوانى غمّ و اندوه (به مفارقت و جدائى مال و فرزند و دوستان) و از ترس محلّى كه (اوضاع قيامت را) آگاه مى شويد (و آن برزخ است) و پياپى رسيدن خوف و بيم، و جابجا شدن دنده ها (بر اثر فشار قبر) و كر شدن گوشها (از صداهاى وحشت انگيز) و تاريكى لحد، و ترس عذابى كه خداوند (به زبان پيغمبرانش) خبر داده است، و پوشاندن قبر، و استوار كردن سنگ پهن (كه قبر را بآن مسدود مى نمايند).
خطبه ۱۹۰ - بخش ۳ : زودگذری دنیا و آمدن قیامت
[منبع]فَاللَّهَ اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ، فَإِنَّ الدُّنْيَا مَاضِيَةٌ بِكُمْ عَلَى سَنَنٍ وَ أَنْتُمْ وَ السَّاعَةُ [السَّاعَةَ] فِي قَرَنٍ، وَ كَأَنَّهَا قَدْ جَاءَتْ بِأَشْرَاطِهَا وَ أَزِفَتْ بِأَفْرَاطِهَا وَ وَقَفَتْ بِكُمْ عَلَى صِرَاطِهَا، وَ كَأَنَّهَا قَدْ أَشْرَفَتْ بِزَلَازِلِهَا وَ أَنَاخَتْ بِكَلَاكِلِهَا، وَ انْصَرَمَتِ [انْصَرَفَتِ] الدُّنْيَا بِأَهْلِهَا وَ أَخْرَجَتْهُمْ مِنْ حِضْنِهَا، فَكَانَتْ كَيَوْمٍ مَضَى أَوْ شَهْرٍ انْقَضَى، وَ صَارَ جَدِيدُهَا رَثّاً وَ سَمِينُهَا غَثّاً؛ فِي مَوْقِفٍ ضَنْكِ الْمَقَامِ وَ أُمُورٍ مُشْتَبِهَةٍ عِظَامٍ، وَ نَارٍ شَدِيدٍ كَلَبُهَا، عَالٍ لَجَبُهَا، سَاطِعٍ لَهَبُهَا، مُتَغَيِّظٍ زَفِيرُهَا، مُتَأَجِّجٍ سَعِيرُهَا، بَعِيدٍ خُمُودُهَا، ذَاكٍ وُقُودُهَا، مَخُوفٍ وَعِيدُهَا، عَمٍ قَرَارُهَا، مُظْلِمَةٍ أَقْطَارُهَا، حَامِيَةٍ قُدُورُهَا، فَظِيعَةٍ أُمُورُهَا.
- سَنَن :
- طريقه، راه و روش، يعنى دنيا با شما همان رفتارى را خواهد داشت كه با گذشتگان داشته است.
- الْقَرَن :
- طنابى كه دو شتر را بهم مى بندند.
- الَاشْرَاط :
- علامتها.
- ازِفَتْ :
- نزديك شد.
- الَافْرَاط :
- جمع «فرط»، نشانه ها و علامتهاى راهنمائى.
- الْكَلَاكِلْ :
- جمع «كلكل»، سينه ها.
- انْصَرَمَتْ :
- جدا شد، قطع شد.
- الرَّثّ :
- كهنه.
- الْغَثّ :
- لاغر.
- الْكَلَب :
- خوردن بدون سير شدن.
- لَجَبُهَا :
- صداى شعله هاى آتش، «اللجب»، داد و فرياد كردن.
- المُتَغَيِّظ :
- خشمگين، در هيجان.
- الزَّفِير :
- صداى زبانه هاى آتش.
- ذَاكٍ :
- پر شعله، پر لهيب، «ذكت النّار»: شعله آتش زياد شد.
- عَمٍ قَرَارُهَا :
- قرارگاهش تاريك است.
- أفراط :
- جمع فرط: نشانه و علامت، آنكه جلوتر رفته است
- أناخَت :
- شتر را خواباند
- انصَرَمَت :
- تمام شده و بريده شده است
- رَثّ :
- كهنه و فرسوده
- غَثّ :
- لاغر
- لَجَب :
- سر و صدا، غيظ و اضطراب
- لَهَب :
- شراره آتش
- مُتَأجِّج :
- شعله ور است
- خَمود :
- خاموشى آتش
- ذاكٍ وُقودُها :
- با شدت است شعله و اشتعال آن
- عَمٍ قَرارُها :
- تاريك است ته آن
- حامِيَة قُدورُها :
- بسيار گرم و داغ است ديكهاى آن
- فَظيعَة :
- دردناك
(6) و دنيا از اهل خود دست كشيده و آنان را از پرستارى خويش بيرون نموده، پس همچون روزى بود كه گذشت، يا ماهى كه بسر رسيد، و تازه آن كهنه و فربه آن لاغر گرديد (بدنها ضعيف و ناتوان شده، و آنها را وا داشته اند) در جاى تنگ (قيامت كه گرفتارى آن دشوار و رهائى از آن غير ممكن) و كارهاى درهم و بزرگ، و آتش داغ پر آزار، با صداى بلند، زبانه افروخته، فرياد خشمناك، و سوزندگى زبانه دار كه فرو نشستن ندارد، و هيزم آن پر شعله، تهديد آن ترسناك، ته آن ناپيدا، اطراف آن تاريك، ديگهاى آن بسيار گرم، كيفرهاى آن رسوا كننده است.
خطبه ۱۹۰ - بخش ۴ : پاداش پرهیزکاران
[منبع]وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً، قَدْ أُمِنَ الْعَذَابُ وَ انْقَطَعَ الْعِتَابُ وَ زُحْزِحُوا عَنِ النَّارِ وَ اطْمَأَنَّتْ بِهِمُ الدَّارُ وَ رَضُوا الْمَثْوَى وَ الْقَرَارَ، الَّذِينَ كَانَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا زَاكِيَةً وَ أَعْيُنُهُمْ بَاكِيَةً، وَ كَانَ لَيْلُهُمْ فِي دُنْيَاهُمْ نَهَاراً تَخَشُّعاً وَ اسْتِغْفَارًا، وَ كَانَ نَهَارُهُمْ لَيْلًا تَوَحُّشاً وَ انْقِطَاعاً؛ فَجَعَلَ اللَّهُ لَهُمُ الْجَنَّةَ مَآباً وَ الْجَزَاءَ ثَوَاباً وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها فِي مُلْكٍ دَائِمٍ وَ نَعِيمٍ قَائِمٍ.
- التَوَحُّش :
- عدم انس به شئون دنيا و اعتماد بر آن.
- زُحزِحُوا :
- دور و كنار شده اند
- مَثوَى :
- مكان و جايگاه
خطبه ۱۹۰ - بخش ۵ : اصلاح اعمال برای آخرت
[منبع]فَارْعَوْا عِبَادَ اللَّهِ مَا بِرِعَايَتِهِ يَفُوزُ فَائِزُكُمْ وَ بِإِضَاعَتِهِ يَخْسَرُ مُبْطِلُكُمْ، وَ بَادِرُوا آجَالَكُمْ بِأَعْمَالِكُمْ فَإِنَّكُمْ مُرْتَهَنُونَ بِمَا أَسْلَفْتُمْ وَ مَدِينُونَ بِمَا قَدَّمْتُمْ، وَ كَأَنْ قَدْ نَزَلَ بِكُمُ الْمَخُوفُ، فَلَا رَجْعَةً تَنَالُونَ [تُنَالُونَ] وَ لَا عَثْرَةً تُقَالُونَ.
اسْتَعْمَلَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ بِطَاعَتِهِ وَ طَاعَةِ رَسُولِهِ، وَ عَفَا عَنَّا وَ عَنْكُمْ بِفَضْلِ رَحْمَتِهِ.
- إرعَوا :
- مراعات كنيد
- يَفوز :
- كامياب مى شود
- عَثرَة :
- لغزش و گناه
(9) و مانند آنست كه مرگ شما را دريافته، پس باز گشتى نيست تا (بتدارك كردارهاى زشت خود) نائل شده، و نه از لغزش و گناهى (كه كرده ايد) وارهيده شويد (زيرا وا رهيدن از لغزشها بر اثر توبه و بازگشت است و آن در دنيا ممكن است كه دار تكليف و عمل است نه در آخرت كه دار جزاء است) خدا ما و شما را بطاعت و پيروى از خود و رسولش وادار نمايد، و به افزونى رحمتش از (گناهان) ما و شما بگذرد (با تأمّل و انديشه در مطالب بالا).
خطبه ۱۹۰ - بخش ۶ : صبر و خویشتن داری
[منبع]الْزَمُوا الْأَرْضَ وَ اصْبِرُوا عَلَى الْبَلَاءِ، وَ لَا تُحَرِّكُوا بِأَيْدِيكُمْ وَ سُيُوفِكُمْ فِي هَوَى أَلْسِنَتِكُمْ وَ لَا تَسْتَعْجِلُوا بِمَا لَمْ يُعَجِّلْهُ اللَّهُ لَكُمْ، فَإِنَّهُ مَنْ مَاتَ مِنْكُمْ عَلَى فِرَاشِهِ وَ هُوَ عَلَى مَعْرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ مَاتَ شَهِيداً، وَ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ اسْتَوْجَبَ ثَوَابَ مَا نَوَى مِنْ صَالِحِ عَمَلِهِ وَ قَامَتِ النِّيَّةُ مَقَامَ إِصْلَاتِهِ لِسَيْفِهِ، فَإِنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ مُدَّةً وَ أَجَلًا.
- الْزَّمُوا الَارْضَ :
- بر جاى خود بايستيد، كنايه از سكون است، حضرت مردم را از اقدام عجولانه و كارى كه هنوز زمان و امكاناتش مهيا نگرديده نهى مى كند.
- اصْلَاتِهِ لِسَيْفِهِ :
- بر كشيدن شمشيرش.