متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۱۸۹ - بخش ۱ : ایمان ثابت و موقتی
[منبع]من كلام له (علیه السلام) في الإيمان و وجوب الهجرة:
أقسام الإيمان :
فَمِنَ الْإِيمَانِ مَا يَكُونُ ثَابِتاً مُسْتَقِرّاً فِي الْقُلُوبِ، وَ مِنْهُ مَا يَكُونُ عَوَارِيَّ بَيْنَ الْقُلُوبِ وَ الصُّدُورِ إِلَى أَجَلٍ مَعْلُومٍ؛ فَإِذَا كَانَتْ لَكُمْ بَرَاءَةٌ مِنْ أَحَدٍ فَقِفُوهُ حَتَّى يَحْضُرَهُ الْمَوْتُ، فَعِنْدَ ذَلِكَ يَقَعُ حَدُّ الْبَرَاءَةِ.
- عَوَارِى :
- جمع «عارية»، كنايه از ايمانهايى است كه بر گمان و ظن بنا شده و پايه و اساسى ندارند.
- عَوارِىّ :
- جمع عارية: چيزى كه موقتى بانسان داده شده است
- قِفوا :
- بايستيد، منتظر شويد
(1) يك قسم از ايمان (كه آن عبارت از تصديق بوجود صانع و يقين به رسالت حضرت رسول و اعتقاد به ولايت ائمه معصومين «عليهم السّلام» است) در دلها ثابت و برقرار است (و آن ايمان حقيقى است كه از راه حجّت و برهان بدست آمده، و شبهات و اضلال گمراه كنندگان آنرا زائل نمى گرداند) و قسمى از آن (كه از روى حجّت و برهان بدست نيامده) بين دلها و سينه ها عاريه و چيزى است كه احتمال رجوع و زوال در آن مى رود (خواه يقينى باشد مانند اعتقادات شخص مقلّد و خواه از روى ظنّ و گمان، زيرا چنين ايمانى در دل ثابت و جاگير نشده است) تا وقت تعيين شده (هنگام رفتن از دنيا). پس (چون ايمان ثابت يا عاريه امرى است قلبى و آگاه شدن بر آن ممكن نيست، بنا بر اين) هر گاه شما را از كسى (بسبب سوء ظنّ يا كار زشت) بيزارى پديد آيد در باره (حكم به ايمان و كفر) او تأمّل نمائيد تا زمانيكه مرگ او برسد (زيرا ممكن است پيش از رفتن از دنيا ايمان او ثابت و برقرار گشته از عمل زشت خود توبه و بازگشت نمايد، پس بيزارى از شخص او سزاوار نيست، بلكه بايد از عمل او بيزارى جست، ولى اگر بر عمل زشت خود باقى ماند تا از دنيا رفت) پس (در اين صورت بايد از شخص او بيزارى جست، چون) در آن وقت سزاوار بيزارى مى گردد (زيرا بعد از مرگ تكليفى نيست تا ايمانى تحصيل شود).
خطبه ۱۸۹ - بخش ۲ : هجرت و مهاجر واقعى
[منبع]وُجوب الهجرة :
وَ الْهِجْرَةُ قَائِمَةٌ عَلَى حَدِّهَا الْأَوَّلِ؛ مَا كَانَ لِلَّهِ فِي أَهْلِ الْأَرْضِ حَاجَةٌ مِنْ مُسْتَسِرِّ الْإِمَّةِ وَ مُعْلِنِهَا.
لَا يَقَعُ اسْمُ الْهِجْرَةِ عَلَى أَحَدٍ إِلَّا بِمَعْرِفَةِ الْحُجَّةِ فِي الْأَرْضِ، فَمَنْ عَرَفَهَا وَ أَقَرَّ بِهَا فَهُوَ مُهَاجِرٌ، وَ لَا يَقَعُ اسْمُ الِاسْتِضْعَافِ عَلَى مَنْ بَلَغَتْهُ الْحُجَّةُ، فَسَمِعَتْهَا أُذُنُهُ وَ وَعَاهَا قَلْبُهُ.
صوبة الإيمان:
إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ، لَا يَحْمِلُهُ إِلَّا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ، وَ لَا يَعِي حَدِيثَنَا إِلَّا صُدُورٌ أَمِينَةٌ وَ أَحْلَامٌ رَزِينَةٌ.
- حَدِّهَا الَاوَّلِ :
- حكم اولش، يعنى هجرت همانند صدر اسلام بر هر مسلمانى واجب است.
- مُسْتَسِرّ :
- پنهان دارنده.
- الِامَّة :
- طريقه و راه شريعت، حالت.
- الَاحْلَام :
- عقلها.
- مُستَسِرّ :
- پنهان كننده، از كلمه سرّ
- مُعلِن :
- آشكار كننده
- إستِضعَاف :
- بضعف و ناتوانى واداشتن
- لا يَعِى :
- حفظ نمى كند
- أحلام رَزينَة :
- عقلها و افكار باوقار و سنگين
نام هجرت بر كسى نهاده نمى شود و ثابت نمى گردد مگر به شناختن حجّت (خليفة الله) در روى زمين (نمى توان گفت كسى هجرت كرده و از ضلالت و گمراهى پا بيرون گذارده مگر آنكه امام زمان خود را بشناسد، زيرا هجرت از ضلالت به هدايت ممكن نيست مگر به ارشاد امام عليه السّلام) پس (از اين جهت) كسيكه حجّت خدا را شناخت و باو اقرار و اعتراف نمود مهاجر است (از ضلالت به هدايت هجرت كرده اگر چه از وطن خود بيرون نرفته باشد، اين جمله صريح در آن است كه گفتيم: وجوب هجرت مختصّ بزمان پيغمبر اكرم و معنى آن بس حركت از مكّه به مدينه نيست) و نام ضعيف و ناتوان بر كسى نهاده نمى شود كه خبر حجّت باو برسد و گوش او آنرا بشنود و در دلش جا گيرد (اگر خبر حجيت حجّت خدا بكسى برسد و راه باو نبرد و از آن كار غافل ماند نپندارد كه از جمله مستضعفين و ناتوانانى است كه بر آنها حرجى نيست، زيرا خبر ثبوت حجّت باو رسيده و به گوش شنيده و بدل فهميده، پس چنين شخصى معذور نيست، و اگر چه در وطن خود باشد).
(3) (و چون هر كسى را لياقت معرفت و شناسايى حجّت نمى باشد، بلكه حقيقت معرفت حجّت مخصوص مؤمنين با اخلاص است، مى فرمايد:) معرفت و شناسايى ما كار بسيار دشوارى است كه بر نمى دارد و زير بار آن نمى رود مگر بنده مؤمنى كه خداوند دل او را براى ايمان آزمايش نموده (آنرا شايسته قبول ايمان دانسته) باشد، و حديث و گفتار ما را نگاه نمى دارد مگر سينه هاى امانت پذير و خردهاى پا برجا (و چون منظور امام عليه السّلام ترغيب شنوندگان است به هجرت بسوى خود و پيروى از احاديث آن بزرگوار از اينرو آنان را امر بسؤال و پرسش مى فرمايد:)
خطبه ۱۸۹ - بخش ۳ : علم امام علی علیه السلام
[منبع]علم الوصي :
أَيُّهَا النَّاسُ سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي، فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّي بِطُرُقِ الْأَرْضِ، قَبْلَ أَنْ تَشْغَرَ بِرِجْلِهَا فِتْنَةٌ تَطَأُ فِي خِطَامِهَا وَ تَذْهَبُ بِأَحْلَامِ قَوْمِهَا.
- قَبْلَ انْ تَشْغَرَ بِرِجْلِهَا فِتْنَةٌ :
- قبل از آنكه فتنه پايش را بالا ببرد، كنايه از گسترش فساد است.
- تَطَأ فِى خِطَامِهَا :
- مهارش را لگد كوب مى كند، كنايه از شيوع فتنه و عدم جلوگيرى از آنست.
- تَشغَرَ بِرِجلِها :
- پايش را بلند كند
- تَطَأُ :
- پايمال كند و راه مى رود