(اين سخنرانى پس از جنگ نهروان در سال ۳۸ هجرى در كوفه ايراد شد).
۱. خبر از حوادث آينده:
آگاه باشيد آنان كه پدر و مادرم فدايشان باد، از كسانى هستند كه در آسمان ها معروف، و در زمين گمنامند.
هان اى مردم در آينده پشت كردن روزگار خوش، و قطع شدن پيوندها، و روى كار آمدن خردسالان را انتظار كشيد، و اين روزگارى است كه ضربات شمشير بر مؤمن آسان تر از يافتن مال حلال است، روزگارى كه پاداش گيرنده از دهنده بيشتر است.
و آن روزگارى كه بى نوشيدن شراب مست مى شويد، با فراوانى نعمت ها، بدون اجبار سوگند مى خوريد، و نه از روى ناچارى دروغ مى گوييد. و آن روزگارى است كه بلاها شما را مى گزد، چونان گزيدن و زخم كردن دوش شتران از پالان. آه، آن رنج و اندوه چقدر طولانى، و اميد گشايش چقدر دور است.
از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است در (اشاره بقدر و منزلت ائمّه هدى عليهم السّلام و) پيشآمدهاى ناگوارى كه روى خواهد داد:
(1) آگاه باشيد پدر و مادرم فداى كسانى باد كه (بعد از من راهنماى گمراهان و پيشوايان مردم مى باشند، و) ايشان از جماعتى هستند كه نامهاشان (بزرگواريشان) در آسمان (نزد ملائكه) مشهور، و در زمين (بجهت ضلالت و گمراهى نزد بيشتر مردم) نامعلوم است،
(2) بدانيد و منتظر باشيد پيش آمدهايى را كه خواهد شد از پراكنده شدن كارهاى شما و گسيختگى پيوندهاى (دينىّ و دنيوىّ) شما، و روى كار آوردن و زمامدار گردانيدن كهتران شما (بر مهتران و پيران، يا مقدّم گشتن اوباش و پستها بر بزرگان و نيكان كه پيش افتادن خردان بهر دو معنى بد عاقبت است و خطاء، چون موجب فساد و اختلال امر دين و دنيا مى باشد، چنانكه نوشته اند: از حكيم دور انديشى پرسيدند انقراض دولت ساسانيان را چه سبب شد گفت: ايشان افراد كوچك را به كارهاى بزرگ گماشتند كه از عهده آن كارها برنيامدند، و مردم بزرگ را به كارهاى كوچك واداشتند كه بآن كارها اعتناء ننمودند، از اينرو نظام كارشان از هم گسيخت و جمعيّتشان پراكنده گرديد)
(3) اين پيش آمدها وقتى خواهد شد كه (بسبب غلبه حرام بر حلال) زدن شمشير بر مؤمن آسانتر (و سختى آن كمتر) است از بدست آوردن يكدرهم از راه حلال، اين وقائع وقتى روى خواهد داد كه پاداش گيرنده از آنكه مى بخشد بيشتر است (زيرا مالها شبهه ناك و نيّتها ناپاك بوده و فقراء باضطرار مى ستانند و اغنياء بناچار يا از روى ريا و خودنمايى اندكى مى دهند) اين كارها هنگامى خواهد شد كه نياشاميده مست مى شويد بلكه (مستى شما) از (فراخى) نعمت و خوش گذرانى است، و بدون اضطرار و ناچارى سوگند ياد نموده و بدون در تنگنا افتادن دروغ مى گوئيد، اين حوادث هنگامى روى خواهد آورد كه بلاء و سختى شما را (نيكانتان را) بگزد (آزار رساند) چنانكه پالان، كوهان شتر را مى گزد،
(4) چه بسيار دراز است اين رنج و چه دور است اين آرزو و اميدوارى (رهائى از آن سختيها، اين جمله اشاره است به فتنه هاى پيش از ظهور قائم آل محمّد «عجّل اللّه تعالى فرجه» كه بمؤمنين بسيار سخت خواهد گذشت و از آن رهائى ممكن نيست تا آن حضرت ظاهر گردد).
خطبه اى از آن حضرت (ع) در آن اشارت است به پيشامدهاى ناگوار آينده:
بدانيد. پدر و مادرم فداى كسانى باد كه در آسمان مشهورند و در زمين مجهول.
چشم به راه حوادث آينده باشيد. حوادثى، چون پشت كردن كارهايتان و گسستن پيوندهايتان و روى كار آوردن خردسالان و كهترانتان. در آن هنگام، زخم شمشير آسانتر است از به دست آوردن يك درهم از راه حلال. در آن هنگام آنكه چيزى مى ستاند، پاداشش از آنكه چيزى عطا مى كند، بيشتر است. در آن هنگام، مستيتان از شراب نيست كه از نعمت است و لذت جويى است.
سوگند مى خوريد نه از روى ناچارى و ضرورت، دروغ مى گوييد، بى آنكه به تنگنا افتاده باشيد. در آن هنگام بلا شما را مى آزارد، آنسان، كه پالان كوهان شتر را مى آزارد. چه دراز است رنج و محنت شما و چه دور است آستان اميد شما.
هان! پدر و مادرم فدايشان باد! همان گروهى که نامشان در آسمان معروف است و در زمين مجهول. بدانيد شما بايد منتظر عقب گرد در امور خويش و گسيختگى پيوندها و روى کارآمدن خردسالان و بى کفايتان باشيد و اين در زمانى است که ضربه شمشير بر مؤمن آسان تر است از يافتن يک درهم حلال و نيز در زمانى است که اجر و پاداش گيرنده از دهنده بيش تر است.
اين امر هنگامى رخ مى دهد که مست مى شويد بى آنکه شراب نوشيده باشيد، بلکه مست نعمت و فزونى امکانات هستيد، سوگند ياد مى کنيد بى آنکه مجبور باشيد، دروغ مى گوييد در حالى که ناچار نيستيد و اين هنگامى خواهد بود که بلاها شما را مى گزد و مجروح مى سازد آن گونه که جهاز نامناسب شتر پشت او را مى آزارد (و مجروح مى کند، آه) اين رنج و سختى چه طولانى است و اميد رهايى چه دور!
هان بدانيد آنان كه پدر و مادرم فدايشان باد، در شمار كسانى هستند كه در آسمان به نامند و در زمين گمنام.
هم اكنون پشت كردن كارهاتان را چشم مى داريد و بر بريدن پيوندهاى خويش ديده بگماريد، و بر به كار گماشتن طفلان خردسال، و آن هنگامى است كه آسيب شمشير، مؤمن را آسانتر بود از به دست آوردن درهمى حلال. روزگارى كه پاداش بخشش گيرنده از دهنده بيشتر بود -چه او ستاند تا زنده ماند، و اين دهد امّا حلال از حرام نداند-، آن هنگامى است كه مست شويد امّا نه از ميخوارگى، بلكه از تن آسانى و فراخى زندگى، و سوگند خوريد نه از روى بى اختيارى، و دروغ گوييد نه از راه ناچارى. آن هنگامى است كه بلا شما را چنان گزد، كه دوش شتر را از پالان آسيب رسد. اين رنج چه ديرياز است، و اين اميد چه دور و دراز.
از خطبه هاى آن حضرت است در بيان پيشامدهاى ناگوار:
پدر و مادرم فداى آنان (ياران با وفايم) باد، گروهى كه نامشان در آسمان معروف، و در زمين مجهول است.
هان به انتظار عقب گرد امورتان، و گسستن پيوندتان، و روى كار آمدن خردسالانتان باشيد. اين پيشامدها زمانى است كه ضربت شمشير بر مؤمن آسانتر از پيدا كردن درهمى از حلال است. زمانى كه اجر گيرنده مال از دهنده آن بيشتر است.
آن زمان است كه مست مى شويد اما نه از شراب، بلكه از زيادى نعمت و عيش و نوش، و سوگند مى خوريد ولى نه از روى ناچارى، و دروغ مى گوييد اما نه بر اثر مضيقه. در آن وقت كه بلا شما را بگزد چنانكه جهاز نامناسب كوهان شتر را بگزد. اين رنج و سختى چقدر طولانى، و اميد آزادى از آن چه اندازه دور از انتظار است.