جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد

خطبه ۱۷۸ - بخش ۱ : شناخت خدا و رسول او

[منبع]
و من خطبة له (علیه السلام) في الشهادة و التقوى.
و قيل:
إنه خَطَبَها بعد مقتل عثمان في أول خلافته:
اللّه و رسولُه :

لَا يَشْغَلُهُ شَأْنٌ وَ لَا يُغَيِّرُهُ زَمَانٌ وَ لَا يَحْوِيهِ مَكَانٌ وَ لَا يَصِفُهُ لِسَانٌ.
لَا يَعْزُبُ عَنْهُ عَدَدُ قَطْرِ الْمَاءِ وَ لَا نُجُومِ السَّمَاءِ وَ لَا سَوَافِي الرِّيحِ فِي الْهَوَاءِ وَ لَا دَبِيبُ النَّمْلِ عَلَى الصَّفَا وَ لَا مَقِيلُ الذَّرِّ فِي اللَّيْلَةِ الظَّلْمَاءِ.
يَعْلَمُ مَسَاقِطَ الْأَوْرَاقِ وَ خَفِيَّ طَرْفِ الْأَحْدَاقِ.
وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ غَيْرَ مَعْدُولٍ بِهِ وَ لَا مَشْكُوكٍ فِيهِ وَ لَا مَكْفُورٍ دِينُهُ وَ لَا مَجْحُودٍ تَكْوِينُهُ، شَهَادَةَ مَنْ صَدَقَتْ نِيَّتُهُ وَ صَفَتْ دِخْلَتُهُ وَ خَلَصَ يَقِينُهُ وَ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ.
وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ الَمْجُتْبَىَ مِنْ خَلَائِقِهِ وَ الْمُعْتَامُ لِشَرْحِ حَقَائِقِهِ وَ الْمُخْتَصُّ بِعَقَائِلِ كَرَامَاتِهِ وَ الْمُصْطَفَى لِكَرَائِمِ رِسَالاتِهِ وَ الْمُوَضَّحَةُ بِهِ أَشْرَاطُ الْهُدَى وَ الْمَجْلُوُّ بِهِ غِرْبِيبُ الْعَمَى.
لَا يَعْزُب :
پنهان نمى شود.
سَوَافِى الرِّيح :
جمع «سافية»، چيزهائى كه باد در هوا مى پراكند مانند گرد و غبار يا هر چيز ديگر.
الصَّفَا :
جمع «صفاة»، سنگهاى صاف و محكم.
دَبِيب :
مورچه.
الذَرّ :
مورچه هاى ريز.
مَقِيل :
استراحتگاه، لانه.
طَرْفُ الَاحْدَاق :
حركت چشمها.
مَعْدُول بِهِ :
همتا و شريك خدا.
تَكْوِينُهُ :
خلقتش.
دِخْلَتُهُ :
باطنش.
الْمُجْتَبَى :
برگزيده.
الْمُعْتَام :
انتخاب شده.
الْعَقَائِل :
جمع «عقيلة»، گرانبها، ارزشمند، گزيده، «عقيلة البحر»: دُر دريا.
الكَرَامَات :
معجزات و مقامات معنوى كه خداوند به پيامبرش عطا ميكند.
اشْرَاطُ الْهُدَى :
نشانه هاى هدايت.
غِرْبِيب :
بسيار سياه، «غربيب العمى»، مقصود تاريكى و گمراهى شديد است.
يَحوى :
شامل مى شود، در بر مى گيرد
يَعزَب :
مخفى و پنهان مى شود
سَوافى :
جمع سافية: بادى كه خاك و برگ را پخش ميكند و مى پاشد
دَبيب :
حركت كردن، راه رفتن
نَمل :
مورچه
صَفا :
سنگ بزرگ صاف و صيقلى
مَقيل :
خوابگاه، خواب
دِخلَة :
باطن و درون
مُعتام :
انتخاب شده
مُوَضَّحَة :
روشن شده، از ماده وضوح
أشراط :
علامتها و نشانه ها
مَجلُوّ :
جلا يافته و كشف شده
غِربيب :
سياهى شديد
از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در اوّل خلافت خود راجع به اوصاف خداوند سبحان و مدح حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و اندرز به شنوندگان):
(1) خداى تعالى را كارى از كار ديگر باز نمى دارد (زيرا كسيرا كارى از كار ديگر باز مى دارد كه يا نقصان در علم و دانائى او باشد يا بر اثر محدوديّت قدرت و توانائى، و خداوند متعال چون بهمه چيز دانا و توانا است هيچ كار او را از كار ديگر مشغول نمى گرداند) و او را زمان تغيير نمى دهد (چون خالق زمان و محيط بر آن و واجب الوجود است، و تغيير يافتن از لوازم ممكن باشد) و مكانى او را در بر نمى گيرد (زيرا قرار گرفتن در جائى مستلزم جسميّت است و او جسم نيست) و زبانى نمى تواند (كنه ذات و حقيقت) او را وصف نمايد، شماره قطره هاى آب و ستاره هاى آسمان و آنچه باد در هوا پراكنده كند و حركت مور بر سنگهاى سخت و خوابگاه مورچه هاى كوچك در شب تار از او پوشيده نيست، جاى افتادن برگها و نگاه كردن از زير چشمها را ميداند،
(2) و گواهى مى دهم كه معبودى نيست جز خدا كه مانندى براى او نبوده و در هستيش شكّ و ترديد و دين و آفرينش را انكارى نيست، همچون گواهى كسيكه نيّت او راست (از صميم قلب) و باطنش (از رئاء و خودنمايى) پاكيزه، و يقين و باورش (از شبهات) پاك، و ميزانهايش سنگين (كردار نيكش بسيار) باشد،
(3) و گواهى مى دهم كه محمّد بنده و فرستاده او است كه از بين آفريده هاى او انتخاب و براى بيان احكام او اختيار، و بالطاف گرانبهاى او اختصاص يافته، و براى رساندن پيغامهاى نيكوى او برگزيده شده، و بسبب او نشانه هاى هدايت و رستگارى آشكار و تاريكى كورى و گمراهى روشن گرديده است.
 

خطبه ۱۷۸ - بخش ۲ : عوامل بلا و راه رفع آن

[منبع]
أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّ الدُّنْيَا تَغُرُّ الْمُؤَمِّلَ لَهَا وَ الْمُخْلِدَ إِلَيْهَا وَ لَا تَنْفَسُ بِمَنْ نَافَسَ فِيهَا وَ تَغْلِبُ مَنْ غَلَبَ عَلَيْهَا.
وَ ايْمُ اللَّهِ مَا كَانَ قَوْمٌ قَطُّ فِي غَضِّ نِعْمَةٍ مِنْ عَيْشٍ فَزَالَ عَنْهُمْ إِلَّا بِذُنُوبٍ اجْتَرَحُوهَا، لِ «أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ»، وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ حِينَ تَنْزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ وَ تَزُولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزِعُوا إِلَى رَبِّهِمْ بِصِدْقٍ مِنْ نِيَّاتِهِمْ وَ وَلَهٍ مِنْ قُلُوبِهِمْ، لَرَدَّ عَلَيْهِمْ كُلَّ شَارِدٍ وَ أَصْلَحَ لَهُمْ كُلَّ فَاسِدٍ.
وَ إِنِّي لَأَخْشَى عَلَيْكُمْ أَنْ تَكُونُوا فِي فَتْرَةٍ وَ قَدْ كَانَتْ أُمُورٌ مَضَتْ مِلْتُمْ فِيهَا مَيْلَةً كُنْتُمْ فِيهَا عِنْدِي غَيْرَ مَحْمُودِينَ، وَ لَئِنْ رُدَّ عَلَيْكُمْ أَمْرُكُمْ إِنَّكُمْ لَسُعَدَاءُ، وَ مَا عَلَيَّ إِلَّا الْجُهْدُ وَ لَوْ أَشَاءُ أَنْ أَقُولَ لَقُلْتُ، عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ.
الْمُخْلِد :
كسى كه به چيزى تمايل نشان دهد و به آن اعتماد كند.
لَا تَنْفَسُ :
بخل نمى ورزد، دريغ نمى كند، يعنى از وعده هاى دروغين و به مهلكه انداختن انسانها، دريغ نمى كند.
غَضِّ نِعْمَةٍ :
خرمى و سرسبزى نعمت.
اجْتَرَحُوهَا :
مرتكب (گناه) شدند.
الْفَتْرَة :
در اينجا كنايه از جهالت و غرور است.
مُخلِد :
تكيه و اعتماد كننده
غَضّ :
طراوت و تازگى و شادابى
إجتَرَحوا :
گناه كسب كرده اند و مرتكب شده اند
نَقَم :
جمع نقمة: غضب و بلا
فَزَعُوا :
از ترس فرار كردند
وَلَه :
عشق و علاقه
شارِد :
چيز رميده، از دست رفته
مِلتُم :
ميل كرديد، كج شديد
جُهد :
سعى و تلاش
(4) اى مردم، دنيا آرزومند و اعتماد دارنده بخود را مى فريبد، و بكسيكه بآن شيفته شده (و آنرا براى شخص خود خواهان است) بخل نمى ورزد (او را دوچار آلودگيها مى سازد) و بكسيكه بر آن تسلّط يابد (متاع آنرا بدست آورد) غلبه خواهد يافت (نابودش خواهد نمود)
(5) و سوگند بخدا هرگز قومى در فراخى نعمت و خوشى زندگانى نبوده اند كه خوشى ايشان زائل شده باشد مگر بر اثر گناهانى كه مرتكب شدند (چنانكه در سوره 13 آیه 11 مى فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» يعنى خدا تغيير نمى دهد آنرا كه در گروهى است تا هنگاميكه آنچه در نفسهاشان است تغيير دهند، يعنى اخلاق پسنديده را به خوهاى زشت تبديل نمايند. و در سوره 16 آیه 112 مى فرمايد: «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ» يعنى خدا مثل آورد دهى را كه اهل آن از سختيها آسوده و آرميده بودند و از هر سو روزى فراوان بآنها مى رسيد، پس شكر نعمتهاى خدا را بجا نياوردند، خداوند هم لباس گرسنگى و ترس را بايشان پوشانيده مزه سختى و گرفتارى را بآنها چشانيد، و بر اثر آنچه بجا آوردند آنان را بهر گونه سختى و گرسنگى مبتلى نمود) زيرا (ايشان با كفران نعمت و بجا آوردن گناه اگر مستحقّ نعمت بودند، منع نعمت از آنها منع از مستحقّ بود كه عين ظلم و ستم است، و ظلم بر خدا محال است، چنانكه در سوره 8 آیه 51 مى فرمايد:) «أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ» يعنى خدا بر بندگان، ستمگر نمى باشد (مقصود از فرمايش امام عليه السّلام آنست كه غالبا سبب زوال نعمت مرتكب شدن گناهان است، نه آنكه عموميّت داشته باشد، زيرا بسا خداوند از جهت امتحان و آزمايش يا بجهت كفّاره گناهان كوچك يا بلند نمودن مقام و منزلت، نعمت بعضى از بندگان را گرفته، و آسايششان را بسختى و گرفتارى تبديل مى نمايد، چنانكه در قرآن كريم سوره 2 آیه 157-155 مى فرمايد: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ - الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ - أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» يعنى شما را مى آزماييم بترس و گرسنگى و كمبود در دارائيها و نفسها و فرزندان، و در اين آزمايش مژده ده شكيبايان را، آنانكه چون اندوهى بايشان رو آورد مى گويند: ما به رضاى خدا خوشنود و بسوى او باز مى گرديم، از جانب پروردگارشان درودها و رحمت و مهربانى بر ايشان باد كه آنان راه يافتگانند)
(6) و اگر مردم هنگاميكه سختيها بايشان رو آورد و نعمتها از آنها زائل گردد، با نيّتهاى راست و دلهاى شيفته به پروردگارشان پناه ببرند، آنچه از دست رفته بآنها باز مى گرداند، و هر فسادى را براى ايشان اصلاح مى فرمايد،
(7) و من (از رفتار زشت شما در پيروى آنانكه خلافت را غصب كرده طبق وصيّت پيغمبر اكرم عمل ننمودند) مى ترسم (مانند مردم زمان جاهليّت) در فترت واقع شويد (از آئين پيغمبر دور شده بمرور از دين دست برداشته بر اثر نادانى و گمراهى از انديشه هاى نادرست پيروى نمائيد) و كارهايى گذشت (خلفايى به ناحقّ روى كار آمدند) كه شما بآنها مائل شده از حقّ دست كشيديد و نزد من مردم ناپسنديده بوديد، و اگر روشى كه (در زمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله) داشتيد بشما باز گردد (بعد از زشتيها) از نيك بختان خواهيد شد، و بر من نيست جز سعى و كوشش (در اصلاح امور و اندرز دادن)
(8) و اگر مى خواستم (گفتار و كردار زشت شما را در زمان سه خليفه) بگويم مى گفتم (و ليكن مصلحت در عفو و چشم پوشى از آنها است) خدا آنچه را كه گذشت عفو و بخشش فرمايد.
 
حامد کاشانی

پیشنهاد میشود برای آشنایی با کتاب شریف نهج البلاغه ، در ابتدا این ۵ قسمت از برنامه سمت خدا با حضور حجة الاسلام کاشانی را مشاهده فرمایید :
جلسه اول | جلسه دوم | جلسه سوم | جلسه چهارم | جلسه پنجم

محمد علی انصاری

همچنین برای مشاهده ی شرح تصویری تمامی خطبه های نهج البلاغه توسط استاد انصاری ، اینجا را کلیک نمایید

در حال بارگذاری ...
لطفا صبر نمایید
ساخته شده به عشق اباصالح المهدی صلوات الله و سلامه علیه
ایمیل : admin mahdi14.com | شبکه های اجتماعی : mahdi14dotcom