(گفته اند اين خطبه را پس از اعلام نظر داوران حكميّت در «دومة الجندل» ايراد فرموده است).(۱)
۱. خدا شناسى:
هيچ كارى خدا را از كار ديگر باز نمى دارد، و گذشت زمان در او دگرگونى ايجاد نمى كند، و مكانى او را در بر نمى گيرد، هيچ زبانى قدرت وصف او را ندارد، و چيزى از خدا مخفى و پنهان نيست. نه تعداد قطرات فراوان آب ها، و نه ستارگان انبوه آسمان، و نه ذرّات خاك همراه با گرد بادها در هوا، و نه حركات مورچگان بر سنگ هاى سخت، و نه استراحتگاه مورچگان ريز در شب هاى تار. خدا از مكان ريزش برگ درختان، و حركات مخفيانه، چشم ها آگاه است.
و شهادت مى دهم كه جز اللّه، خدايى نيست، همتايى نداشته و شك و ترديدى در او راه ندارد. دين او را انكار نمى كنم و به آفريدگارى او اعتقاد دارم شهادت كسى كه نيّت او راست، درون او پاك، يقين او خالص، و ميزان عمل او گران سنگ است و شهادت مى دهم كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنده و فرستاده و برگزيده او از ميان انسان هاست. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى تشريح حقائق آيين الهى انتخاب، و به ارزش هاى ويژه اخلاقى گرامى داشته شد. او را براى رساندن رسالت هاى كريمانه اش برگزيد، نشانه هاى هدايت به وسيله او آشكار، و تاريكى هاى جهل و گمراهى با نور هدايت او از ميان رفت.
___________________________________________
(۱). امّا سيد عبد الزّهرا در مصادر نهج البلاغه ج ۳ ص ۴۳۵، و ابن ابى الحديد مى گويند در سال ۳۵ هجرى در مدينه ايراد شد. (ترجمه شرح ابن ابى الحديد ج ۵ ص ۱۵).
از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در اوّل خلافت خود راجع به اوصاف خداوند سبحان و مدح حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و اندرز به شنوندگان):
(1) خداى تعالى را كارى از كار ديگر باز نمى دارد (زيرا كسيرا كارى از كار ديگر باز مى دارد كه يا نقصان در علم و دانائى او باشد يا بر اثر محدوديّت قدرت و توانائى، و خداوند متعال چون بهمه چيز دانا و توانا است هيچ كار او را از كار ديگر مشغول نمى گرداند) و او را زمان تغيير نمى دهد (چون خالق زمان و محيط بر آن و واجب الوجود است، و تغيير يافتن از لوازم ممكن باشد) و مكانى او را در بر نمى گيرد (زيرا قرار گرفتن در جائى مستلزم جسميّت است و او جسم نيست) و زبانى نمى تواند (كنه ذات و حقيقت) او را وصف نمايد، شماره قطره هاى آب و ستاره هاى آسمان و آنچه باد در هوا پراكنده كند و حركت مور بر سنگهاى سخت و خوابگاه مورچه هاى كوچك در شب تار از او پوشيده نيست، جاى افتادن برگها و نگاه كردن از زير چشمها را ميداند،
(2) و گواهى مى دهم كه معبودى نيست جز خدا كه مانندى براى او نبوده و در هستيش شكّ و ترديد و دين و آفرينش را انكارى نيست، همچون گواهى كسيكه نيّت او راست (از صميم قلب) و باطنش (از رئاء و خودنمايى) پاكيزه، و يقين و باورش (از شبهات) پاك، و ميزانهايش سنگين (كردار نيكش بسيار) باشد،
(3) و گواهى مى دهم كه محمّد بنده و فرستاده او است كه از بين آفريده هاى او انتخاب و براى بيان احكام او اختيار، و بالطاف گرانبهاى او اختصاص يافته، و براى رساندن پيغامهاى نيكوى او برگزيده شده، و بسبب او نشانه هاى هدايت و رستگارى آشكار و تاريكى كورى و گمراهى روشن گرديده است.
خداوند را هيچ كارى از كار ديگر باز ندارد. زمان دگرگونش نكند و مكان را گنجاى او نباشد. زبانها از وصفش ناتوان اند. شماره قطره هاى آب و شمار ستارگان آسمان و ذرات خاك را كه باد به هوا برمى دارد، مى داند. و رفتن مورى بر سنگى صاف و خوابگاه مورى در شبى تاريك بر او پوشيده نيست. افتادن برگهاى درختان و بسته شدن و باز شدن آهسته پلكها را مى داند.
شهادت مى دهم كه جز الله خدايى نيست. هيچ چيز همتاى او نيست و در او ترديد روا نبود، نه دينش را توان پوشيده داشت و نه آفرينش را انكار توان كرد. شهادت مى دهم، شهادت كسى كه نيتش صادق است و باطنش از هر شائبه مبرّاست و يقينش خالص است و كفّه ترازوى عملش به نيكى سنگين است.
شهادت مى دهم كه محمد (صلى الله عليه و آله) بنده او و پيامبر اوست كه از ميان همه آفريدگانش برگزيد و براى شرح حقايق دينش، اختيار كرد و به گراميترين كراماتش مخصوص گردانيد و براى رسانيدن پيامهاى نيكو انتخاب نمود. به وجود او نشانه هاى هدايت آشكار شد و ظلمت كورى و گمراهى روشنى گرفت.
هيچ کار، خدا را به خود مشغول نمى سازد (تا از کار ديگرى بازماند) و گذشت زمان، دگرگونى در او ايجاد نمى کند ; مکانى او را در بر نمى گيرد، و هيچ زبانى قادر بر وصف او نيست، نه تعداد قطره هاى آب ها بر او پنهان مى ماند، نه عدد ستارگان آسمان، نه شماره ذرات خاک که همراه بادها در هوا به پرواز در مى آيد; نه حرکات مورچگان بر سنگ هاى سخت و نه استراحت گاه مورچه هاى ريز در شب هاى تار، از محل ريزش برگ ها و حرکات پنهان چشم ها آگاه است.
و گواهى مى دهم که جز او معبودى نيست و همتايى براى او وجود ندارد; نه شک و ترديد در او راه دارد، و نه کفر در دين و آيينش و نه مى توان خلقت (با عظمت) او را انکار کرد. شهادت کسى که نيّتش راست، درونش پاک، يقينش خالص، و ميزان عملش (با ايمان و اعمال صالح) سنگين است.
و گواهى مى دهم که محمّد(صلى الله عليه وآله) بنده و فرستاده برگزيده او از ميان خلايق است که براى تشريح حقايق آيين الهى انتخاب شد و به ويژگى هاى خاص اخلاقى آراسته گرديد; براى رساندن رسالت هاي کريمانه الهى برگزيده شد و نشانه هاى هدايت به وسيله او آشکار گشت و تاريکى هاى جهل و ضلالت به وجود او روشنى يافت.
هيچ كار او را -از كارى- باز نمى دارد، و گذشت زمان در او دگرگونى نيارد. هيچ جا گنجايش وى را ندارد، و هيچ زبانى وصف او نيارد، و از علم او پنهان نيست شمار قطره هاى باران، و نه ستارگان آسمان، و نه آن خاكريزه ها كه باد با خود به هوا بردارد، و نه مورى كه بر سنگى صاف پاى گذارد، و نه آرام جاى مورچه اى -خرد و باريك- در شبى سياه و تاريك. مى داند جاى افتادن برگهاى درختان را، و آهسته باز و بسته شدن ديدگان را.
و گواهى مى دهم كه جز خداى يكتا خدايى نيست، و او را همانند و همتايى نيست، نه در يكتايى او جاى گمان است، و نه دين او پوشيده و نهان است. نه آفرينش موجودات را -به دست قدرت او- انكار توان كرد، -نه بندگى او، چنانكه وى را شايد، توان به جاى آورد- گواهى كسى است كه نيّت او راست است و درون او پاك -از عيب و عار-، يقين وى بى آميغ، و ترازوى او گرانبار، و گواهى مى دهم كه محمّد (صلی الله علیه وآله) بنده او و فرستاده اوست، برگرفته از ميان آفريدگان، و گزيده براى شرح دادن حقيقتهاى ايمان، مخصوص به گراميترين تشريفهاى كرامت، منتخب براى اداى وظيفه بزرگ رسالت، نشانه هاى رستگارى بدو آشكار و مبرهن، ديده تاريك بين -خرد- به -نور- او روشن.
از خطبه هاى آن حضرت است در توحيد و تقواى الهى:
اشتغال به كارى او را سر گرم نمى سازد، زمانى باعث دگرگونى او نمى گردد، مكانى او را فرا نمى گيرد، و زبانى قدرت وصفش را ندارد. شماره قطرات باران، و ستارگان آسمان، و ذرات خاكى كه باد در هوا پراكنده ساخته، و نيز حركت مورچه بر سنگ صاف، و خوابگاه موران كوچك در شب تار از او پوشيده نيست. محل افتادن برگها، و نگاه هاى زيرچشمى را مى داند.
و شهادت مى دهم كه معبودى جز خدا نيست، همتايى ندارد، در وجودش ترديدى نيست، نمى توان دينش را كافر شد، و آفريدن او را منكر گشت، شهادت آن كه نيّتش صادقانه، و باطنش پاك، و يقينش خالص، و ميزانش سنگين است.
و شهادت مى دهم كه محمد بنده و فرستاده او، و برگزيده از موجودات است، كه براى بيان احكام انتخاب شده، و به كرامتهاى گرانبهاى الهى اختصاص يافته، و جهت ابلاغ رسالت هاى با ارزشش برگزيده شده، و به سبب او نشانه هاى هدايت روشن، و سياهى كور دلى و ضلالت زدوده گشته است.