(در سال ۳۸ هجرى پس از خيانت ابو موسى و عمرو عاص از داوران حكميّت فرمود):
نكوهش از خيانت حكمين:
رأى جمعيّت شما در صفّين يكى شد كه دو مرد را به داورى برگزينند (ابو موسى اشعرى، عمرو عاص) و از آن دو پيمان گرفتيم كه در برابر قرآن تسليم باشند، و از آن تجاوز نكنند و زبان آن دو با قرآن و قلب هايشان پيرو كتاب خدا باشد. امّا آنها از قرآن روى گردان شدند، حق را آشكارا مى ديدند و ترك گفتند، كه جور و ستم، خواسته دلشان، و كجى و انحراف در روش فكريشان بود. در صورتى كه پيش از صدور رأى زشت و حكم جائرانه، با آنها شرط كرده بوديم كه به عدل حكم كرده و به حق عمل كنند. ما به حقّانيت خود ايمان داريم در حالى كه آن دو از راه حق بيرون رفتند و حكمى بر خلاف حكم خدا صادر كردند.
از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (با خوارج نهروان) در باره ابو موسى اشعرىّ و عمرو ابن عاص:
(1) پس (از ياغى شدن خوارج نهروان بر امام عليه السّلام و اعتراض باينكه چرا در دين خدا مردم را حكم قرار دادى و اكنون كه بر زيان حضرتت حكم داده اند حكمشان را نمى پذيرى، آن حضرت در پاسخشان فرمود:) رأى بزرگان شما بر اين قرار گرفت كه دو مرد (ابو موسى اشعرىّ و عمرو ابن عاص) را برگزيدند (تا بين حقّ و باطل حكم كنند) و ما از ايشان پيمان گرفتيم كه طبق قرآن عمل كرده از آن تجاوز ننمايند، و زبانشان با آن بوده و دلشان پيرو آن باشد (نه آنكه در ظاهر خود را پيرو آن خوانده و در باطن طبق انديشه خودشان حكم دهند)
(2) پس هر دو گمراه شده از قرآن دست كشيده حقّ را رها كردند و حال آنكه آنرا مى ديدند (مى دانستند جز من كسى لياقت خلافت ندارد) و (ليكن چون) ميل و خواهششان ظلم و ستمگرى و عادت و روش ايشان كجى و نادرستى (قدم نهادن در گمراهى) بود (دانستند و بر خلاف حقّ حكم دادند)
(3) و قرار ما با آنان در دادن حكم براستى و درستى و عمل بقرآن بر انديشه و حكمى كه از روى ظلم و ستم دادند پيشى گرفت، و دليلى كه در دست ما است از آن هنگام است كه از راه حقّ قدم بيرون نهاده بر خلاف قرارداد حكم بباطل و نادرست دادند (خلاصه چون با ايشان شرط كرديم كه طبق قرآن عمل نمايند، و از روى هواى نفس حكم دادند، پس ما حقّ داريم كه حكمشان را نپذيريم).
سخنى از آن حضرت (ع) در باب آن دو حكم:
رأى سرانتان بر آن قرار گرفت كه دو مرد را برگزينند. و ما از آن دو پيمان گرفتيم كه هرچه قرآن گويد همان كنند و از آن تجاوز ننمايند. زبانشان با قرآن باشد و دلشان پيرو قرآن. ولى آن دو گمراه شدند و با آنكه حق را به عيان مى ديدند تركش گفتند و دلشان به ستم متمايل بود و كجروى شيوه آنها. شرط كرده بوديم كه در داورى به عدالت گرايند و به حق عمل كنند و اين پيش از آن بود كه چنان رأى بد و ستمكارانه اى بدهند. اكنون كه آن دو پاى از جاده حق بيرون نهاده اند و حكمى واژگونه داده اند تا به رأيشان وقعى ننهيم، حجت به سود ما و در دست ماست.
(در ماجراى حکمين) نظر و رأى جمعيّت شما بر اين قرار گرفت که دو نفر را براى حکميّت (در ميان ما و لشکر شام ومعاويه) انتخاب کنند و ما از اين دو، پيمان گرفتيم که در برابر قرآن خاضع باشند و از آن تجاوز نکنند، زبانشان همراه با قرآن و دلهايشان تابع آن باشد ; ولى آن ها گمراه، و از قرآن روى گردان شدند و حق را ترک کردند ; با اين که آشکارا آن را مى ديدند; جور و ستم، خواسته دل آن ها بود و اعوجاج و کژى موافق فکرشان و پيش از اين که آن ها اين رأى نادرست و حکم جائرانه را صادر کنند با آن ها شرط کرده بوديم که به عدالت حکم کنند و به حق عمل نمايند ; بنابراين هنگامى که اين دو نفر از راه حق منحرف شدند و حکم نادرستى بر خلاف حکم خدا صادر کردند ما مى توانيم به استناد دليل محکم براى خود تصميم بگيريم (و حکم آن ها را دور بيفکنيم!).
و از سخنان آن حضرت است در باره حكمين:
راى سران شما يكى شد كه دو مرد را به داورى پذيرند و از آن دو پيمان گرفتيم كه قرآن را لازم گيرند، و فراتر از حكم آن نگزينند. زبان ايشان با قرآن باشد، و دلشان پيرو حكم آن. امّا آن دو از حكم قرآن سر پيچيدند، و حقّ را واگزاردند، حالى كه آن را مى ديدند. هواى آنان بيرون شدن از راه راست بود، و خوى ايشان كجروى -و مخالفت با آنچه رضاى خداست-. شرط ما با آنان اين بود كه حكمشان به عدالت باشد و كارشان به حقيقت، و اين پيش از آن بود كه آن دو تن رايى چنان نادرست زنند و حكمى چنان ستمكارانه كنند. ما به كار خويش ايمان داريم، و كنون كه آن دو از راه حقّ برون رفتند و حكمى بر خلاف آنچه بايد دادند -به داورى آنان وقعى نمى گذاريم-.
از سخنان آن حضرت است در باره حكمين:
رأى بزرگان شما بر اين شد كه دو مرد را اختيار كردند، از آنان پيمان گرفتيم كه بر اساس قرآن حكم كرده از آن تجاوز نكنند، زبانشان با قرآن باشد و دلشان از آن پيروى نمايد، ولى از قرآن روى گرداندند، و حق را در حالى كه مى ديدند ترك كردند، خواسته آنان ستمكارى، و عادتشان كژى بود. تعهّد ما با آنان در حكم كردن به عدالت و عمل به حق پيش از رأى زشت و حكم جائرانه آنان بود. حجت به سود ما و در اختيار ماست از آن هنگام كه با راه حق مخالفت كردند، و حكمى غير حكم خدا صادر نمودند.