(اين سخنرانى را در سال ۳۶ هجرى به هنگام حركت اصحاب به سوى بصره ايراد فرمود).
۱. ضرورت اطاعت از رهبرى:
همانا خداوند پيامبرى راهنما را با كتابى گويا، و دستورى استوار بر انگيخت. هلاك نشود جز كسى كه تبهكار است و بدانيد كه بدعت ها به رنگ حق در آمده و هلاك كننده اند، مگر خداوند ما را از آنها حفظ فرمايد. و همانا حكومت الهى حافظ امور شماست، بنابر اين زمام امور خود را بى آن كه نفاق ورزيد يا كراهتى داشته باشيد به دست امام خود سپاريد.
به خدا سوگند اگر در پيروى از حكومت و امام، اخلاص نداشته باشيد، خدا دولت اسلام را از شما خواهد گرفت كه هرگز به شما باز نخواهد گردانيد و در دست ديگران قرار خواهد داد.
از خطبه هاى آن حضرت عليه السَّلام است هنگام رفتن اصحاب جمل (پيروان عائشه شتر سوار) ببصره:
(1) خداوند پيغمبر را كه راهنما (ى بشر) بود بر انگيخت با كتابى (قرآن كريم) گويا (راه خير و شرّ را بيان نموده) و با امرى (آئينى) برپا (تا قيامت باقى و بر قرار بوده كجى و نادرستى در آن راه ندارد) تباه نمى شود مگر مخالف آن كه تباه شونده است،
(2) و بتحقيق بدعتهاى مشتبه (كه به سنّت پيغمبر اكرم جلوه داده ميشود) هلاك كننده ها (ى مردم) هستند مگر آنرا كه خدا از آنها حفظ كند (توفيق دهد تا از آنها پيروى نكرده به سلامت ماند) و اطاعت از حجّت خدا (امام عليه السّلام) نگاه دارى امر (دين و دنياى) شما است، پس او را پيروى كنيد به حالى كه سرزنش شده و مجبور نبوده باشيد (با اخلاص و صميم قلب بدستور او رفتار نمائيد، نه از روى بى ميلى كه چنين كسيرا منافق و رئاء كار دانسته او را توبيخ و سرزنش نمايند)
(3) و سوگند بخدا (يا مرا) بايد اطاعت كنيد، يا آنكه خداوند خلافت حقّه را از شما انتقال مى دهد، پس هرگز آنرا بسوى شما باز نمى گرداند تا بغير شما (بنى اميّه و بنى عبّاس) باز گردد.
خطبه اى از آن حضرت (ع) هنگام رهسپار شدن اصحاب جمل به بصره:
خداوند پيامبرى فرستاد، راه نماينده، با كتابى ناطق و آيينى برپا و پايدار. هلاك و تباه نشود، جز آنكه خود هدايت نپذيرد و به صلاح نيايد. بدعتها و كارهايى كه به سنّتها همانندند و از سنّتها نيستند، هلاكت و تباهى مردم را در پى دارند. مگر آنكه خدا بندگان خود را از تباهى نگه دارد.
حكومت خدايى، نگهبان كارهاى شماست. پس به رغبت تمام از آن فرمان بريد، نه از بيم ملامت ديگران يا از روى اكراه. بايد كه چنين كنيد و گرنه، به خدا سوگند، خدا دولت اسلام را از ميان شما به درخواهد برد. و ديگر هرگزش بازنگرداند تا كارها به دست ديگران افتد.
خداوند، پيامبرى راهنما با کتابى گويا و دستورى استوار (براى هدايت مردم) برانگيخت و (اين کتاب به گونه اى است که) جز افراد گمراه از آن روى گردان نمى شوند. بدعت هايى که به رنگ حق درآمده گمراه کننده است; مگر اين که خداوند حفظ کند. (بدانيد) پيروى از حکومت الهى، حافظ امور شماست; بنابراين زمام اطاعت خود را ـ بى آن که نفاق ورزيد يا ذره اى اکراه داشته باشيد ـ به دست آن بسپاريد. به خدا سوگند! بايد چنين کنيد و گرنه خداوند، حکومت اسلامى را از شما خواهد گرفت; سپس به شما باز نمى گرداند، و به غير شما بر مى گردد.
و از خطبه هاى آن حضرت است هنگامى كه اصحاب جمل به بصره رفتند:
همانا خداوند پيامبرى را برانگيخت راهنما، با كتابى به حق گويا، و شريعتى راست و برپا. -آن كه با اوست رستگار است- و هلاك نشود جز كسى كه تبهكار است. همانا آنچه در دين نبود و نو پديد آمده است، و آنچه سنّت نيست و همانند سنّت است، موجب تباهى امّت است. جز آنكه خدا -رحمت آرد- و بنده را از آن نگاه دارد.
همانا حكومتى كه از جانب خدا برپاست، نگاهبان كارهاى شماست. پس فرمانش را گردن نهيد از بن دندان، نه از روى كراهت تا سرزنش شويد بدان. به خدا سوگند، كه بايد چنين كنيد، و گرنه خدا دولت اسلام را از شما منتقل خواهد كرد، سپس هيچگاه آن را به شما بازنخواهد آورد، و به هم در شود و به دست مردمى ديگر شود.
از خطبه هاى آن حضرت است به هنگام رفتن اصحاب جمل به شهر بصره:
خداوند پيامبرى راهنما با كتابى گويا و دينى استوار بر انگيخت، هلاك نمى شود مگر مخالف آن كه اهل هلاكت است. عوامل هلاك كننده بدعتهاى مشتبه به دين است، مگر خداوند انسان را از آنها حفظ كند.
پيروى از حجّت خداوند حافظ زندگى شماست، از حجّت خدا اطاعت كنيد بدون اينكه سرزنش شويد و به آن مجبور گرديد. به خدا قسم بايد پيروى كنيد و گر نه خداوند حكومت اسلام را از شما خواهد گرفت، و آن را تا به ديگرى منتقل نكند به دست شما نخواهد داد.