متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۱۶۲ - بخش ۱ : علت اصلی غصب خلافت
[منبع]و من كلام له (علیه السلام) لبعض أصحابه و قد سأله:
كيف دفعكم قومُكم عن هذا المقام و أنتم أحَقّ به؟ فقال :
يَا أَخَا بَنِي أَسَدٍ، إِنَّكَ لَقَلِقُ الْوَضِينِ، تُرْسِلُ فِي غَيْر سَدَدٍ، وَ لَكَ بَعْدُ ذِمَامَةُ الصِّهْرِ وَ حَقُّ الْمَسْأَلَةِ، وَ قَدِ اسْتَعْلَمْتَ فَاعْلَمْ:
أَمَّا الِاسْتِبْدَادُ عَلَيْنَا بِهَذَا الْمَقَامِ -وَ نَحْنُ الْأَعْلَوْنَ نَسَباً وَ الْأَشَدُّونَ بِالرَّسُولِ
(صلی الله علیه وآله)
نَوْطاً- فَإِنَّهَا كَانَتْ أَثَرَةً شَحَّتْ عَلَيْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ آخَرِينَ؛ وَ الْحَكَمُ اللَّهُ وَ الْمَعْوَدُ إِلَيْهِ يَوْمُ الْقِيَامَةِ.
- الْوَضِين :
- تنگ پالان شتر.
- تُرْسِلُ :
- رها مى كنى.
- السَدَد :
- درستى و راستى، «غير سدد»، نادرست، نابجا.
- الذِمَامَة :
- حمايت، كفايت.
- الصِهْر :
- خويشاوندى بين نزديكان زن و نزديكان شوهر.
- النَوْط :
- آويزان شدن، چسبيدن، مقصود رابطه قرابت و خويشاوندى است.
- الَاثَرَة :
- بخود اختصاص دادن.
- وَضين :
- كمربند حيوانات، قلق الوضين: كمر بندش مضطرب و غير محكم است
- سَدَد :
- استقامت و راستى، تُرسل فى غير سدد: سخن را مى فرستى در راه غير مستقيم
- ذِمامَة :
- حمايت و پيمان
- صِهر :
- علاقه بين خويشاوندان زن و شوهر
- نَوط :
- تعلق و اتصال، وابستگى
- شَحَّت :
- بخل نمود
- مَعوَد إليه :
- كسى كه بازگشت بسوى او است
(1) اى برادر (دينى از طايفه) بنى اسد مردى هستى كه تنگ (اسب سوارى) تو سست و جنبان است (نادانى كه به اندك شبهه اى مضطرب و نگران مى شوى) مهار (مركب خود) را بيجا رها ميكنى (در جاى غير مقتضى و موقع سختى كه ما با دشمن بزد و خورد مشغوليم مطلبى مى پرسى كه براى پاسخ آن مجال نيست) و با اين حال (كه موقع پرسش نبود) از جهت احترام پيوستگى و خويشى تو (با پيغمبر چون يكى از زنهاى آن حضرت زينب دخترش جحش از طايفه بنى اسد بود) و براى اينكه حقّ پرسش دارى و دانستنى را درخواست نمودى، پس بدان:
(2) تسلّط (سه خليفه) بر ما بخلافت با اينكه ما از جهت نسب (خويشى با پيغمبر اكرم) برتر و از جهت نزديكى (و قرب منزلت) به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله استوارتريم، براى آنست كه خلافت مرغوب و برگزيده بود (هر كس طالب آن بود اگر چه لياقت نداشت، پس) گروهى بآن بخل ورزيدند (و نگذاشتند سزاوار به آن مقام بر آن بنشيند) و گروه ديگرى (امام عليه السّلام) بخشش نموده (براى حفظ اساس اسلام) از آن چشم پوشيدند (و چون براى گرفتن حقّ ياورى نداشتند شكيبائى اختيار نمودند، چنانكه در خطبه سوّم باين نكته اشاره فرموده) و حكم (ميان ما و ايشان) خدا است، و بازگشت بسوى او روز قيامت.
خطبه ۱۶۲ - بخش ۲ : نکوهش معاویه
[منبع]وَ دَعْ عَنْكَ نَهْباً صِيحَ فِي حَجَرَاتِهِ وَ لَكِنْ حَدِيثاً مَا حَدِيثُ الرَّوَاحِلِ .
وَ هَلُمَّ الْخَطْبَ فِي ابْنِ أَبِي سُفْيَانَ، فَلَقَدْ أَضْحَكَنِي الدَّهْرُ بَعْدَ إِبْكَائِهِ، وَ لَا غَرْوَ وَاللَّهِ، فَيَا لَهُ خَطْباً يَسْتَفْرِغُ الْعَجَبَ وَ يُكْثِرُ الْأَوَدَ؛ حَاوَلَ الْقَوْمُ إِطْفَاءَ نُورِ اللَّهِ مِنْ مِصْبَاحِهِ وَ سَدَّ فَوَّارِهِ مِنْ يَنْبُوعِهِ، وَ جَدَحُوا بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ شِرْباً وَبِيئاً، فَإِنْ تَرْتَفِعْ عَنَّا وَ عَنْهُمْ مِحَنُ الْبَلْوَى، أَحْمِلْهُمْ مِنَ الْحَقِّ عَلَى مَحْضِهِ وَ إِنْ تَكُنِ الْأُخْرَى، «فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما يَصْنَعُونَ».
- النَهْبَ :
- غنيمت.
- صِيحَ :
- فرياد زده شد.
- حَجَرَات :
- جمع «حجرة»، ناحيه ها، اطراف.
- هَلُمَّ :
- ياد آر.
- الْخَطْب :
- امر عجيب و عظيم.
- الَاوَد :
- كجى، اعوجاج.
- فَوَّار :
- سوراخى كه از آن آب فوران و جوشش مى كند.
- جَدَحُوا :
- مخلوط كردند.
- الشِرْب :
- بهره اى از آب، سهميه آب.
- وَبِيئاً :
- وبا آور.
- مَحْض :
- خالص و ناب.
- دَع :
- ترك نما، ول كن
- نَهب :
- غارت و چپاول
- صِيحَ :
- فرياد بلند شده است
- حَجَرات :
- بفتح حاء، جمع حجرة: بفتح حاء، اطراف و جوانب
- رَواحِل :
- جمع راحلة: شتر و اسب سوارى
- هَلُمَّ :
- بيا، ياد كن
- لاغَروَ :
- جاى تعجب نيست
- يَستَفرِغ :
- بطور كامل خالى ميكند و مى ريزد
- حاوَل :
- قصد نمود
- جَدَحوا :
- مخلوط و قاطى نمودند
- وَبِيء :
- وبادار، وباآور
(4) گروهى از مردم (معاويه و پيروانش) از راه مكر و حيله در صدد برآمدند كه نور خدا را از چراغش خاموش كنند، و فوران و راه آب آنرا از چشمه اش ببندند (احكام اسلام را از بين برده وصىّ و جانشين پيغمبر اكرم را خانه نشين كنند) و ميان من و خودشان آب وبا آور را آميخته و درهم نمودند (فتنه و فساد و جنگ و خونريزى برپا كردند)
(5) پس اگر از ما و ايشان سختيهاى غمّ و اندوهها برطرف شود آنان را براه حقّ محض مى كشم (تا رضاء و خوشنودى خدا و رسول را بدست آورده سعادتمند گردند) و اگر قسم ديگرى شد (قدم در راه حقّ ننهادند، و با راهنماى الهى بجنگ و زد و خورد مشغول ماندند، باكى نيست، زيرا خداوند در قرآن كريم سوره 35 آیه 8 مى فرمايد: «فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ، إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما يَصْنَعُونَ» يعنى) پس براى گمراهى ايشان بسبب غمّ و اندوه بسيار خود را هلاك و تباه مگردان، زيرا خداوند دانا است بآنچه بجا مى آورند (و آنان را بكيفر اعمالشان مى رساند).