(برخى از شارحان گفتند اين سخنرانى در شهر مدينه ايراد شد).
۱. ضرورت پيروى از امامان دوازده گانه:
عاقل با چشم دل سرانجام كار را مى نگرد، و پستى و بلندى آن را تشخيص مى دهد، دعوت كننده حق، (پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) دعوت خويش را به پايان رسانيد، و رهبر امّت به سرپرستى قيام كرد، پس دعوت كننده حق را پاسخ دهيد و از رهبرتان اطاعت كنيد. گروهى در درياى فتنه ها فرو رفته، بدعت را پذيرفته، و سنّت هاى پسنديده را ترك كردند، مؤمنان كنارگيرى كرده و گمراهان و دروغگويان به سخن آمدند.
مردم ما اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چونان پيراهن تن او، و ياران راستين او، و خزانه داران علوم و معارف وحى، و درهاى ورود به آن معارف مى باشيم، كه جز از در،(۱) هيچ كس به خانه ها وارد نخواهد شد، و هر كس از غير در وارد شود، دزد ناميده مى شود. مردم در باره اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آيات كريمه قرآن نازل شد، آنان گنجينه هاى علوم خداوند رحمانند، اگر سخن گويند، راست گويند، و اگر سكوت كنند بر آنان پيشى نجويند.
۲. شرایط امامت و رهبری:
پس باید امام و راهنمای مردم به مردم راست بگوید، و راه خرد پیماید و از فرزندان آخرت باشد که از آنجا آمده و بدانجا خواهد رفت.
____________________________
(۱) اشاره است به حديث معروف نبوى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: «انا مدينة العلم و علىّ بابها فمن اراد المدينة فليأت الباب» «من شهر علم و على در آن است پس هر كس آهنگ شهر دارد بايد از در آن وارد شود» يا «فليأتها من بابها». (ينابيع المودّة ج ۱ ص ۶۲- و- ارشاد مفيد ص ۳۲- و تذكرة الخواص ص ۴۸- و صواعق ابن حجر ص ۱۲۲).
از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در پند و اندرز دادن بمردم و ستودن ائمّه اطهار):
قسمت أول خطبه:
(1) و چشم دل خردمند كه با آن پايان كار خود (مردن و وارسى روز رستخيز) را مى بيند، و نشيب و فراز (خير و شرّ) خويش را مى شناسد، دعوت كننده (پيغمبر اكرم) است كه (مردم را بدين اسلام) دعوت فرمود (و راه خير و شرّ و سعادت و شقاوت را براى آنان بيان كرد) و نگهبان (امام عليه السّلام) است كه (اساس شريعت آن حضرت را از فساد و تباهكارى دشمنان) حفظ نمود، پس دعوت كننده را بپذيريد، و نگهبان را پيرو باشيد (تا در دنيا سر افراز و در آخرت سعادتمند گرديد، و بدانيد:)
(2) مردم دو رو در درياهاى فتنه ها فرو رفته اند (در راه گمراهى قدم نهاده به گمراه نمودن ديگران پرداخته مقدّمات خونريزيهاى به ناحق را فراهم كرده اند) و از سنّتها (احكام پيغمبر اكرم) چشم پوشيده بدعتها را گرفته اند (به هواى نفس هر حكمى را اجراء خواهند نمود) و (بر اثر غلبه باطل بر حقّ) مؤمنين كناره گيرى كرده خاموش نشسته اند، و دروغگويان گمراه گويا شده اند (بطوريكه مردم از ما دست كشيده اند در صورتيكه)
(3) ما اهل بيت (از جهت قرب و نزديكى حضرت رسول) چون پيراهن (تن او) هستيم، و اصحاب (آن بزرگوار) مى باشيم (بآنچه از جانب خداوند باو نازل شده ايمان آورده تصديق نموده ايم) و ما خزانه داران و درها (ى علوم و معارف) هستيم (بتأويل و تفسير قرآن كريم آشنا بوده و موارد احكام الهىّ را دانسته مردم را براه حقّ راهنماييم، و از اينرو است كه پيغمبر اكرم بطوريكه همه مسلمانان در اخبار خود نقل نموده اند فرمود: «أنا مدينة العلم و علىّ بابها، فمن أراد المدينة فليأت الباب» يعنى شهر علم و دانش منم و علىّ دروازه آن است، و كسيكه بخواهد به شهرى بيايد بايستى از دروازه وارد شود) و داخل خانه ها نمى توان شد مگر از درهاى آنها، پس كسى را كه از غير درها وارد خانه ها شود دزد مى نامند (هر كه بخواهد از غير راه ما خود را بخدا و رسول آشنا نمايد، از دين بهره نبرده و در آخرت گرفتار عذاب است).
قسمت دوم از اين خطبه است (در فضائل اهل بيت عليهم السّلام):
(4) آيات قرآن آنچه در مدح و منقبت علم و هدايت است در باره ايشان نازل شده و آنان گنجهاى خداوند بخشنده هستند (حقّ تعالى تمام گوهرهاى گرانبها يعنى جميع صفات پسنديده از قبيل علم و حلم و جود و شجاعت و فصاحت و بلاغت و عصمت و طهارت و مانند آنها را در ايشان قرار داده، پس از اين جهت است كه) اگر به گفتار لب گشايند راست گويند، و اگر خاموش باشند ديگرى بر آنان پيشى نگرفته (زيرا سكوتشان از روى حكمت و مصلحت است، نه از روى عجز و ناتوانى كه ديگرى بر آنها سبقت گرفته سخن گويد)
(5) پس بايد پيشرو و جلودار هر قومى به پيروان خود راست گويد (معنى اين جمله در شرح سخن صد و ششم گذشت، و منظور امام عليه السّلام از اين مثل آنست كه حاضر براى غائب از راه پند و اندرز و راهنمائى راست بگويد، و او را از گمراهى و نادانى برهاند) و بايد عقل خود را متوجّه سازد (سخنان ما را با فكر و انديشه بشنود تا بدرستى آنچه را كه مى گوئيم پى ببرد) و بايد از فرزندان آخرت باشد، زيرا از آنجا آمده و بسوى آن باز مى گردد (خدا را در نظر گرفته به دنيائى كه بايد از آن بيرون رود دل نبندد، و آخرت را جايگاه هميشگى خويش بداند).
خردمند با ديده دل پايان كار خويش را مى نگرد و فرود و فراز آن را مى شناسد. دعوت كننده اى -يعنى رسول خدا- دعوت كرد و زمامدارى زمام كار به دست گرفت. پس به آن دعوت كننده پاسخ دهيد و از آن زمامدار پيروى نماييد. به درياهاى فتنه ها فرو شدند و به جاى سنتها، بدعتها را گرفتند. مؤمنان در گوشه ها خزيدند و گمراهان و دروغ پردازان به سخن در آمدند.
ما چون پيرهن كه به تن چسبيده است، به نبوت نزديكيم. ما ياران نبوت و خازنان نبوت و درهاى ورود به نبوت هستيم. بايد كه از درها به خانه ها در آيند، هر كس نه از دربه خانه در آيد، دزدش خوانند. در حق ايشان است آيات كريمه ايمان. آنان گنجينه هاى خداى رحمان اند. اگر زبان به سخن گشايند، راست گويند و اگر خاموشى گزينند نه به آن معنى است كه ديگران بر آنان سبقت گرفته اند. پيشواى قوم بايد به قوم خود براستى سخن گويد، به عقل خود رجوع كند. از فرزندان آخرت باشد، زيرا از آن جهان آمده و به آنجا باز مى گردد.
عاقل با چشم دل، پايان کار را مى نگرد و اعماق و بلندى هاى آن را درک مى کند. دعوت کننده اى دعوت (به حق) کرد و رهبرى به امر سرپرستى قيام نمود. اکنون بر شما لازم است دعوت او را اجابت کنيد و از رهبرتان پيروى نماييد.
آن ها (دشمنان حق) در درياهاى فتنه فرو رفتند; بدعت ها را گرفته و سنت ها را رها نمودند (و کار به جايى رسيد که) مؤمنان کنار رفتند (و سکوت اختيار کردند;) ولى گمراهان و تکذيب کنندگان به سخن درآمدند.
ما مَحرم اسرار (پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)) و ياران راستين او و گنجينه داران و درهاى علوم وى هستيم و (البتّه) هيچ خانه اى را جز از درش وارد نمى شوند و هر کس از غير در وارد شود سارقش مى نامند!
آيات کريمه قرآن درباره آن ها (پيامبر و اهل بيتش) (عليهم السلام) نازل شده، آن ها گنجينه هاى علوم خداى رحمانند. اگر سخن بگويند راست مى گويند و اگر سکوت کنند کسى بر آن ها پيشى نمى گيرد. راهنماى جمعيّت بايد به افراد خود راست بگويد و عقل و خرد را حاضر سازد و از فرزندان آخرت باشد; چرا که از آن جا آمده و به آن جا باز مى گردد.
و دل مرد خردمند را ديده اى است كه بدان پايان كار خويش نگرد، و به ژرفى و بلندى آن راه برد. دعوت كننده اى خواند، و اميرى حكومت راند. پس دعوت كننده را پاسخ دهيد و فرمانروا را فرمان بريد به درياهاى فتنه درشدند، و بدعتها را گرفتند، و سنّتها را وانهادند. مؤمنان به گوشه اى رفتند، و گمراهان دروغزن به زبان آمدند و سخن گفتند.
ما خاصگان، و ياران، و گنجوران نبوّت، و درهاى رسالتيم. در خانه ها جز از درهاى آن نتوان در شد، و آن كه جز از در، به خانه در آمد به دزدى سمر شد. مصداق آيتهاى بلند معنى قرآن اند، و گنجينه هاى خداى رحمانند. اگر سخن گويند جز راست نگويند، و اگر خاموش مانند بر آنان پيشى نجويند. پس پيشواى قوم بايد با مردم خود به راستى سخن گويد، و راه خرد پويد، و از فرزندان آخرت بود، كه از آنجا آمده است و هم بدانجا رود.
از خطبه هاى آن حضرت است در فضائل اهل بيت:
قلب مرد خردمند را ديده اى است كه با آن عاقبت كارش را مى بيند، و پستى و بلندى آن را مى شناسد. دعوت كننده اى دعوت كرد، و نگهبانى نگهبانى نمود، پس دعوت كننده را پاسخ دهيد، و نگهبان را پيروى كنيد. گروهى به درياى فتنه فرو رفتند، سنّتها را رها كردند و به بدعتها چنگ زدند، اهل ايمان كناره گرفته و خاموش گشتند، و گمراهان تكذيب كننده گويا شدند.
ما اهل بيت چون پيراهن تن پيامبر و ياران او، و گنجينه هاى علم و ابواب رسالتيم. به خانه ها جز از طريق درها وارد نگردند، و هر كه از غير درها وارد گردد دزدش نامند.
آياتى كه در قرآن بيانگر ارزشهاست در حق اهل بيت است، و آنان گنجينه هاى خداوند مهربانند، اگر سخن گويند به راستى گويند، و اگر خاموش باشند بر آنان پيشى نگيرند. خبرگزار بايد به اهلش راست گويد و خردش را در تمام امور حاضر كند، و بايد از فرزندان آخرت باشد، زيرا از آنجا آمده و به آنجا باز گشت مى كند.