متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۱۵۳ - بخش ۱ : وصف گمراهان و غافلان
[منبع]صفة الضالّ :
وَ هُوَ فِي مُهْلَةٍ مِنَ اللَّهِ يَهْوِي مَعَ الْغَافِلِينَ وَ يَغْدُو مَعَ الْمُذْنِبِينَ، بِلَا سَبِيلٍ قَاصِدٍ وَ لَا إِمَامٍ قَائِدٍ.
صفات الغافلين:
حَتَّى إِذَا كَشَفَ لَهُمْ عَنْ جَزَاءِ مَعْصِيَتِهِمْ وَ اسْتَخْرَجَهُمْ مِنْ جَلَابِيبِ غَفْلَتِهِمُ، اسْتَقْبَلُوا مُدْبِراً وَ اسْتَدْبَرُوا مُقْبِلًا، فَلَمْ يَنْتَفِعُوا بِمَا أَدْرَكُوا مِنْ طَلِبَتِهِمْ وَ لَا بِمَا قَضَوْا مِنْ وَطَرِهِمْ؛ إِنِّي أُحَذِّرُكُمْ وَ نَفْسِي هَذِهِ الْمَنْزِلَةَ.
- يَهوِى :
- پائين مى رود (بشهوات و ماديات)
- يَغدُو :
- صبح ميكند
- سَبيل قاصِد :
- راه عادلانه
- جَلابِيب :
- جمع جلباب: روپوش، لباس
- وَطَر :
- احتياج
(1) و آن كس گمراه را خداوند مهلت داده اجلش را بتأخير انداخته در راه غفلت داران (كه عذاب الهىّ را در نظر ندارند) قدم مى نهد و با گناهكاران شب را بصبح مى رساند بدون (آنكه سير كند در) راهى كه او را بمقصود رساند، و بى (آنكه پيروى نمايد از) پيشوايى كه او را به سعادت كشاند.
(2) (گناهكاران كه در راه ضلالت و گمراهى قدم نهاده اند از هيچ گونه نافرمانى پروا ندارند) تا اينكه خداوند كيفر گمراهيشان را بآنها نمايان ساخته بخواهد آنان را از پشت پرده هاى غفلت و نافرمانيشان بيرون آورد (مرگ ايشان را دريابد، آنگاه) رو آورند بآخرت كه بآنها پشت كرده (عذاب و بد بختى را بهره آنان قرار داده) و پشت كنند بدنيا كه بايشان رو آورده (خوشى و شادى ظاهرى را نصيبشان نموده بود) پس از آنچه مى خواستند (لذّت و خوشى دنيا) و بدست آورده بودند، سود نبردند (زيرا نتوانستند همراه بياورند) و از هوا و آرزوشان (خواهش نفس امّاره) كه بآن رسيده بودند، بهره مند نگرديدند (زيرا با رفتن آنها آرزوها همه بر باد رفته است)
(3) و من شما و خودم را از اين پيشآمد (گرفتارى و سرگردانى و عذاب و بيچارگى) بر حذر مى نمايم (تا از خواب غفلت بيدار شده بلذّتها و خوشيهاى ناپايدار دنيا دل نبنديد. و اينكه امام عليه السّلام خود را در اين رديف قرار داده براى اهميّت دادن بموضوع است تا مردم بدانند چنين بزرگوارى كه معصوم و منزّه از هر خطاء است از دل بستن بدنيا نگران است، پس ديگران سزاوارترند كه بيشتر مراقب باشند كه دنيا آنها را نفريبد).
خطبه ۱۵۳ - بخش ۲ : وصف انسان بصیر
[منبع]فَلْيَنْتَفِعِ امْرُؤٌ بِنَفْسِهِ، فَإِنَّمَا الْبَصِيرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَكَّرَ وَ نَظَرَ فَأَبْصَرَ وَ انْتَفَعَ بِالْعِبَرِ، ثُمَّ سَلَكَ جَدَداً وَاضِحاً، يَتَجَنَّبُ فِيهِ الصَّرْعَةَ فِي الْمَهَاوِي وَ الضَّلَالَ فِي الْمَغَاوِي، وَ لَا يُعِينُ عَلَى نَفْسِهِ الْغُوَاةَ بِتَعَسُّفٍ فِي حَقٍّ، أَوْ تَحْرِيفٍ فِي نُطْقٍ، أَوْ تَخَوُّفٍ مِنْ صِدْقٍ.
- المَغَاوِي :
- جمع مغواة، شبهاتى كه انسان را به راه غير حق بكشاند.
- جَدَد :
- زمين و راه هموار كه حركت در آن آسان باشد
- يَتَجَنّب :
- دورى ميكند
- صَرعَة :
- افتادن و بزمين خوردن
- مَهاوِى :
- جمع مهوى: سقوط گاه
- مَغاوِى :
- جاى گمراهى، از ماده غوى
- تَعَسُّف :
- بيراهه رفتن
(4) پس بايد مرد از خود سود برد (در بدبختى و زيان نماند) زيرا بينا (ى واقعى) كسى است كه (اندرز خدا و رسول و ائّمه اطهار را) شنيده (در آن) تفكّر و انديشه نمايد، و (بدنيا) نگاه كرده، و (به بيوفائى آن) آشنا گردد، و از عبرتها (گذشتگان) سودمند شود،
(5) آنگاه در راه راست روشن (فرمانبردارى از خدا و رسول) سير نمايد، بشرط آنكه در آن از افتادن در گودالها و درّه ها (خواهشهاى نفس) و از گمراه شدن در اشتباه كاريها (ى شيطان) دورى كند، و بر زيان خود اقدام نكرده گمراهان را يارى ننمايد: به بيراه رفتن در راه حقّ (نهى نكردن آنان را از منكر) يا تغيير در گفتار (به دلخواه آنها سخن گفتن اگر چه بر خلاف رضاء و خوشنودى خدا باشد) يا براى گفتن سخن راست ترس به خويشتن راه دادن (اگر چه در واقع نترسد).
خطبه ۱۵۳ - بخش ۳ : موعظه برای درمان غفلت
[منبع]عِظَةُ الناس :
فَأَفِقْ أَيُّهَا السَّامِعُ مِنْ سَكْرَتِكَ وَ اسْتَيْقِظْ مِنْ غَفْلَتِكَ وَ اخْتَصِرْ مِنْ عَجَلَتِكَ، وَ أَنْعِمِ الْفِكْرَ فِيمَا جَاءَكَ عَلَى لِسَانِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ
(صلی الله علیه وآله)
مِمَّا لَا بُدَّ مِنْهُ وَ لَا مَحِيصَ عَنْهُ، وَ خَالِفْ مَنْ خَالَفَ ذَلِكَ إِلَى غَيْرِهِ وَ دَعْهُ وَ مَا رَضِيَ لِنَفْسِهِ؛ وَ ضَعْ فَخْرَكَ، وَ احْطُطْ كِبْرَكَ، وَ اذْكُرْ قَبْرَكَ، فَإِنَّ عَلَيْهِ مَمَرَّكَ؛ وَ كَمَا تَدِينُ تُدَانُ، وَ كَمَا تَزْرَعُ تَحْصُدُ، وَ مَا قَدَّمْتَ الْيَوْمَ تَقْدَمُ عَلَيْهِ غَداً، فَامْهَدْ لِقَدَمِكَ وَ قَدِّمْ لِيَوْمِكَ؛ فَالْحَذَرَ الْحَذَرَ أَيُّهَا الْمُسْتَمِعُ، وَ الْجِدَّ الْجِدَّ أَيُّهَا الْغَافِلُ، "وَ لا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ".
- فَامْهَد :
- بگستر، مهيا ساز.
- أفِق :
- بهوش بيا، فعل امر است از افاقة
- استَيقِظ :
- بيدار شو، امر است از يقظة
- أنعِم الفِكر :
- بهتر فكر كن
- مَحيص :
- راه چاره و فرار
- ضَع :
- فرو بگذار، امر است از وضع يضع
- أحطُط :
- پائين بيار، از ماده حَط است
- كَما تَدينُ تُدَانُ :
- همچنان كه كيفر مى دهى كيفر مى بينى
- إمهَد :
- جا مهيا كن، امر است از مهد
(7) و در آنچه (از جانب خداوند سبحان) بتو وارد شده است بر زبان پيغمبر امّى (كه از كسى چيزى نياموخته و نوشتنى ياد نگرفته) «درود خداوند بر او و بر آلش» و چاره و گريزى از آن نيست، بدقّت انديشه كن، و مخالفت و دورى نما كسيرا كه از انديشه نمودن در فرمايشهاى پيغمبر اعراض كرده و بغير آن (پيروى از شيطان و نفس امّاره) توجّه نموده است، و واگذار او را بآنچه (گمراهى و بدبختى) كه بآن خوشنود است (زيرا آشنائى با چنين كسى سبب بد بختى دنيا و آخرت است)
(8) و فخر و نازش و كبر و خود پسندى را از خويشتن دور كن، و گور خود را بياد آور، كه گذر تو از آنجا است،
(9) و همانطور كه بجا مى آورى جزاء داده مى شوى، و آنچه را كه مى كارى درو ميكنى، و آنچه را كه امروز (در دنيا) از پيش فرستاده اى فردا (در قيامت) بر آن وارد مى گردى، پس براى خود (در محشر) جائى آماده كن، و (اكنون كه فرصت دارى) براى روز (بازگشت) خويش توشه اى بفرست،
(10) پس اى شنونده (از نافرمانى خدا و رسول) بر حذر باش، و اى بيخبر (به اطاعت و فرمانبردارى) كوشش نما، و (از احوال قيامت كسى) ترا مانند شخص آگاه (پيغمبر و أئمّه اطهار عليهم السّلام) مطّلع نمى كند.
خطبه ۱۵۳ - بخش ۴ : گناهانی که بخشیده نمی شوند
[منبع]
إِنَّ مِنْ عَزَائِمِ اللَّهِ فِي الذِّكْرِ الْحَكِيمِ الَّتِي عَلَيْهَا يُثِيبُ وَ يُعَاقِبُ وَ لَهَا يَرْضَى وَ يَسْخَطُ، أَنَّهُ لَا يَنْفَعُ عَبْداً وَ إِنْ أَجْهَدَ نَفْسَهُ وَ أَخْلَصَ فِعْلَهُ أَنْ يَخْرُجَ مِنَ الدُّنْيَا لَاقِياً رَبَّهُ بِخَصْلَةٍ مِنْ هَذِهِ الْخِصَالِ لَمْ يَتُبْ،
مِنْهَا:
أَنْ يُشْرِكَ بِاللَّهِ فِيمَا افْتَرَضَ عَلَيْهِ مِنْ عِبَادَتِهِ، أَوْ يَشْفِيَ غَيْظَهُ بِهَلَاكِ نَفْسٍ، أَوْ يَعُرَّ بِأَمْرٍ فَعَلَهُ غَيْرُهُ، أَوْ يَسْتَنْجِحَ حَاجَةً إِلَى النَّاسِ بِإِظْهَارِ بِدْعَةٍ فِي دِينِهِ، أَوْ يَلْقَى النَّاسَ بِوَجْهَيْنِ أَوْ يَمْشِيَ فِيهِمْ بِلِسَانَيْنِ؛ اعْقِلْ ذَلِكَ فَإِنَّ الْمِثْلَ دَلِيلٌ عَلَى شِبْهِهِ، إِنَّ الْبَهَائِمَ هَمُّهَا بُطُونُهَا، وَ إِنَّ السِّبَاعَ هَمُّهَا الْعُدْوَانُ عَلَى غَيْرِهَا، وَ إِنَّ النِّسَاءَ هَمُّهُنَّ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ الْفَسَادُ فِيهَا؛ إِنَّ الْمُؤْمِنِينَ مُسْتَكِينُونَ، إِنَّ الْمُؤْمِنِينَ مُشْفِقُونَ، إِنَّ الْمُؤْمِنِينَ خَائِفُون.
- يَعُرُّ :
- عيب مى گيرد.
- يَسْتَنْجِحُ حَاجَةً :
- رفع حاجتش را طلب مى كند.
- مُسْتَكِينُون :
- خاضع و فروتن.
- عَزائم :
- تصميمات، چيزهاى حتمى
- يَثِيبُ :
- ثواب مى دهد
- يَسخَطُ :
- غضب ميكند، خشمگين مى شود
- أجهَدَ :
- خود را بتلاش و زحمت افكند
- يَعُرّ :
- معيوب و آلوده كند
- يَستَنجِح :
- حاجتى را روا سازد و برطرف نمايد
- إعقِل :
- بفهم، عقل خود را بكار انداز
- عُدوان :
- تجاوز نمودن
- مُستَكِينون :
- متواضعند
- مُشفِقون :
- از آينده نگران و در هراسند
- خائِفون :
- اشخاصى كه از آينده نگرانند
اوّل): شرك بخدا در آنچه بر او واجب گردانيده از عبادت و پرستش خود (ديگرى را شريك او قرار دهد خواه آشكار خواه پنهان كه عبارت است از رئاء و خودنمايى. در سوره 18 آیه 110 مى فرمايد: «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» يعنى كسيكه اميدوار است رحمت پروردگارش شامل حال او گردد بايد كار شايسته بجا آورد، و در پرستش پروردگارش كسى را شريك قرار ندهد،
دوّم:) يا بسبب هلاك كردن (از بين بردن) ديگرى خشم خويشتن را بر طرف نمايد (سوره 4 آیه 93 مى فرمايد: «وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً» يعنى هر كه مؤمنى را از روى قصد بكشد كيفر او دوزخ است كه در آن جاويد مى ماند و خداوند بر او غضب نموده او را از رحمت خويش دور و عذاب بزرگ برايش آماده فرمايد،
سوّم:) يا بيان كند كار زشتى را كه ديگرى بجا آورده (سوره 24 آیه 19 مى فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ» يعنى آنانكه دوست دارند كه ناشايسته و كار زشتى در باره كسانيكه ايمان آورده اند فاش گردد براى ايشان در دنيا و آخرت عذاب دردناك است،
چهارم:) يا بمردم رو آورد براى درخواست حاجتى بوسيله آشكار نمودن بدعتى در دين خود (سوره 28 آیه 50 مى فرمايد: «وَ مَنْ أَضَلُ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ» يعنى كيست گمراهتر از كسيكه آرزوى خود را پيروى كند بدون راهنمائى از جانب خدا،
پنجم:) يا مردم را بنفاق و دو روئى ملاقات كند، يا در ميان ايشان بدو زبان رفتار نمايد (در ظاهر خود را دوست و ثناء گو نشان داده در پشت سر دشمن و بد گو باشد، (سوره 4 آیه 145 «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيراً» يعنى مردم دو رو در پائين ترين درجه آتش دوزخ قرار خواهند گرفت، و هرگز براى ايشان ياورى نمى يابى كه آنان را از آنجا بيرون آورد)
(12) عظمت و بزرگى اين مثل را (كه ذكر ميشود) بفهم و در آن انديشه كن (بواسطه كوتاهى فهم مردم از ادراك حقائق خداوند سبحان و پيغمبران و اوصياء ايشان بيان مطلب را با مثل آميخته اند تا حقيقت آن بر كسى پوشيده نماند) زيرا مثل نشان دهنده است شبيه و مانند خود را (چنانكه گفته ميشود مثل علم كه غذاى روحانىّ است چون شير مادر مى باشد براى بچّه كه بسبب آن روح انسان كامل مى گردد همانطور كه طفل بوسيله شير مادر توانا ميشود. و امّا مثل فرموده امام عليه السّلام اينست): مقصود چهارپايان (از جهت كمال قوّه شهويّه) شكمهاشان است (هميشه در بند آب و علفند) و مقصود درّندگان (از جهت بسيارى قوّه غضبيّه) دشمنى و آزار رساندن به غيرشان است (پس بسير شدن شكم قناعت نمى كنند، بلكه طالب غلبه و استيلاء مى باشند) و مقصود زنها (از جهت كمال قوّه شهويّه و شدّت قوّه غضبيّه) آرايش زندگانى دنيا و فساد و تباهكارى نمودن در آن است (منظور امام عليه السّلام از اين مثل آنست كه بايستى انسان خود را از عالم حواسّ ترقّى داده قوّه استعداد خويش را بكار انداخته از صفات رذيله دورى نمايد، پس اگر از قوّه شهويّه و غضبيّه پيروى نمايد با چهار پايان و درّندگان يكسان است، و اگر آرايش دنيا را شعار خويشتن قرار داده در فساد و تباهكارى بكوشد در سلك زنان است، و امّا صفاتى كه بايستى پيروى نمود صفات) مؤمنين (است كه آنان در برابر خداوند سبحان) فروتن (گردن كش نيستند) و (بمردم) پند دهنده و مهربان، و (از قهر خدا) ترسناكند.