(در اين خطبه به حوادث سخت آينده اشاره دارد).
۱. آينده بشريّت و ظهور حضرت مهدى (عج):
به راههاى چپ و راست رفتند، و راه ضلالت و گمراهى پيمودند، و راه روشن هدايت را گذاشتند. پس در باره آنچه كه بايد باشد شتاب نكنيد، و آنچه را كه در آينده بايد بيايد دير مشماريد، چه بسا كسى براى رسيدن به چيزى شتاب مى كند امّا وقتى به آن رسيد دوست دارد كه اى كاش آن را نمى ديد، و چه نزديك است امروز ما به فردايى كه سپيده آن آشكار شد. اى مردم اينك ما در آستانه تحقّق وعده هاى داده شده، و نزديكى طلوع آن چيزهايى كه بر شما پوشيده و ابهام آميز است، قرار داريم.
۲. ره آورد حكومت حضرت مهدى (عج):
بدانيد آن كس از ما (حضرت مهدى «عج») كه فتنه هاى آينده را دريابد، با چراغى روشنگر در آن گام مى نهد، و بر همان سيره و روش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امامان عليهم السّلام رفتار مى كند تا گره ها را بگشايد، بردگان و ملّت هاى اسير را آزاد سازد، جمعيّت هاى گمراه و ستمگر را پراكنده و حق جويان پراكنده را جمع آورى مى كند. حضرت مهدى (عج) سال هاى طولانى در پنهانى از مردم به سر مى برد آن چنان كه اثر شناسان، اثر قدمش را نمى شناسند، گر چه در يافتن اثر و نشانه ها تلاش فراوان كنند.
سپس گروهى براى درهم كوبيدن فتنه ها آماده مى گردند، و چونان شمشيرها صيقل مى خورند، ديده هاشان با قرآن روشنايى گيرد، و در گوش هاشان تفسير قرآن طنين افكند، و در صبحگاهان و شامگاهان جامهاى حكمت سر مى كشند.(۱)
___________________________________________
(۱). اشاره به: فوتوريسم MSIRUTUF (آينده نگرى)، نظر امام (ع) يك آينده نگرى مثبت است كه آينده جهان را روشن و متكامل و خوب مى شناساند، بر خلاف نظريّه پردازانى كه آينده را وحشتزا و تاريك معرّفى مى كنند.
از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است كه در آن به فتنه و پيش آمدهاى سختى كه (بعد از آن بزرگوار) واقع شده است اشاره مى فرمايد (و از غيبت امام زمان «عجّل اللّه فرجه» خبر مى دهد):
قسمت أول خطبه:
(1) و (دنيا پرستان) گرفتند راههاى گمراهى را از راست و چپ و از راههاى مستقيم هدايت و رستگارى چشم پوشيدند (در شاهراه قدم ننهاده بر اثر آن فتنه و فساد توليد گشته و بر نيكان ظلم و ستم روا داشته و خونهاى بنا حقّ خواهند ريخت) پس (شنوندگان از اين سخنان به شگفت آمده زمان پيدايش اين پيش آمدها را از آن حضرت پرستش نمودند، فرمود:) شتاب نداشته باشيد، تباهكاريهايى كه واقع خواهد شد و انتظار پيدايش آنها مى رود و آنچه را كه فردا مى آيد (بعد از اين آشكار ميشود) دير مشماريد كه بسا شتاب كننده بچيزى چون آنرا دريابد آرزو كند كه كاش بآن نرسيده بود (اگر فتنه هاى زمان بعد را مى ديديد آرزو مى كرديد كه كاش در دنيا نبوديد، چنانكه ستمديدگان آن ايّام چنين آرزو خواهند كرد) و چه بسيار نزديك است امروز آثار فردا (رسيدن آن وقائع و نشانهاى آن تباهكاريها از كردار مردم اين زمان هويدا است)
(2) اى گروه مردم اين وقت، زمان آمدن هر موعودى است، و گاه نزديك شدن ديدار فتنه هايى كه از آن آگاه نيستيد (اكنون كه در اوّل اسلام ديگران حقّ مرا غصب كرده و هر نالائقى ادّعاى مقام خلافت مى نمايد، فتنه و فساد در سراسر عالم شروع شده، هر چه پيش برود در خواهيد يافت آنچه را كه بشما خبر مى دهم)
(3) آگاه باشيد كسيكه از ما (صاحب الزّمان عجّل اللّه تعالى فرجه) آن فتنه ها را دريابد، در تاريكى آن فسادها با چراغى روشن (با نور امامت و ولايت) سير ميكند و بر رويّه نيكان رفتار مى نمايد، تا در آن گرفتاريها بندى را بگشايد (گرفتار در ضلالت و گمراهى را نجات و رهائى دهد) و اسيرى را (از قيد جهل و نادانى) آزاد كند، و جمعيّت (گمراهى) را پراكنده سازد و پراكندگى (حقّ) را گرد آورد، در پنهانى از مردم كه اثر و نشانه او را جوينده نمى بيند هر چند در پى او نظر افكند (هيچكس او را نخواهد ديد اگر چه سعى و كوشش بسيار بكار برد مگر كسيكه لياقت ملاقات داشته و حكمت الهيّه بر آن قرار گيرد)
(4) پس گروهى در آن فتنه ها صيقلى ميشوند (هدايت و رستگارى يافته براى پيروى از آن بزرگوار آماده هستند) مانند صيقل دادن آهنگر شمشير را (بطوريكه) ديده هاى آنها بنور قرآن جلاء داده و تفسير در گوشهايشان جا گرفته شود (در آيات قرآن تأمّل و تدبّر كنند، و تفسير را از اهلش مى آموزند) و در شب جام حكمت را بآنها بنوشانند بعد از اينكه در بامداد هم آشاميده باشند (اسباب سعادت و نيكبختى و علم و عمل براى آنان در آشكار و نهان آماده گردد).
أللّهمّ اجعلنى من أنصاره و أعوانه و أتباعه و شيعته، و أرنى فى آل محمّد عليهم السّلام ما يأملون، و فى عدوّهم مّا يحذرون، إله الحقّ امين يا ذا الجلال و الإكرام، يا أرحم الرّاحمين.
خطبه اى از آن حضرت (ع) به حوادث بزرگ اشارت دارد:
گاه به راست رفتند و گاه به چپ، ولى، راهشان راه ضلالت بود و دورى از طريق هدايت. پس، آنچه را كه آمدنى است و انتظارش مى رود به شتاب مطلبيد و هر چه را، كه فردا خواهد آورد، آمدنش را دير مشماريد. بسا كسى كه چيزى را به شتاب مى طلبد و، چون به آن رسد، آرزو كند كه اى كاش هرگز نرسيده بود. چقدر امروز به سپيده فردا نزديك است.اى مردم، زمان فراز آمدن چيزهايى است كه شما را وعده داده اند. و نزديك است كه فتنه اى را، كه نمى دانيد چيست، ديدار نمايد.
بدانيد، كه از ما هر كه آن را دريابد با چراغ روشنى كه در دست دارد، آن تاريكيها را طى كند و پاى به جاى پاى صالحان نهد، تا بندهايى را كه بر گردنهاست بگشايد و اسيران را آزاد كند و جمعيت باطل را پريشان سازد و پراكندگان اهل صلاح را گرد آورد و اين كارها پوشيده از مردم به انجام رساند. آنكه در پى يافتن نشان اوست، هر چه به جستجويش كوشد، از او نشانى نيابد.
پس گروهى در كشاكش آن فتنه ها بصيرت خويش را چنان صيقل دهند كه آهنگر تيغه شمشير را. ديدگانش به نور قرآن جلا گيرد و تفسير قرآن گوشهايشان را نوازش دهد و هر شامگاه و بامداد جامهاى حكمت نوشند.
آنها (مردم آن زمان) به چپ و راست متمايل شده، در مسير ضلالت و گمراهى گام نهاده و راههاى مستقيم را رها کرده اند، درباره آنچه بايد رخ دهد و مورد انتظار است، عجله مکنيد و آنچه را فردا با خود مى آورد، دور مشمريد. چه بسيارند کسانى که براى چيزى عجله مى کنند که اگر آن را به دست آورند، (پشيمان مى شوند و) دوست دارند که به آن نمى رسيدند و چه نزديک است امروز به آغاز فردا.
اى جماعت! اکنون هنگام فرا رسيدن تمام آنچه (به شما) وعده داده شده است، مى باشد، و نيز هنگام نزديک شدن طلوع چيزى است که از آن آگاهى نداريد. بدانيد! آن کس از ما (اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه وآله)) که آن فتنه ها را دريابد، با چراغ روشنى بخش، در آن گام مى نهد و به سيره و روش صالحان (پيامبر و ائمه اهل بيت) رفتار مى کند. او مى آيد تا در آن ميان گره ها را بگشايد، بردگان را آزاد سازد، گمراهان و ستمگران متحد را پراکنده کند، و حق جويان متفرّق را گردهم آورد، او مدّتى در پنهانى از مردم به سر مى برد آن گونه که پى جويان اثر قدمش را نبينند، هر چند براى يافتن او بسيار جستجو کنند. سپس گروهى (براى يارى او) آماده مى شوند همچون آماده شدن شمشير به دست آهنگر تيزگر. چشم آنان با قرآن روشنى مى گيرد و تفسير آياتش به گوش آنها افکنده مى شود و هر صبح و شام از جام حکمت سيراب مى شوند!
و از خطبه هاى آن حضرت است كه به فتنه ها اشارت كند:
چپ و راست رفتن گرفتند بر پيمودن راههاى ضلالت، و واگذاردن راههاى هدايت. پس بدانچه بودنى است و انتظار آن مى رود، شتاب مياريد و آن را كه فردا خواهد آورد، دير مشماريد. چه بسا شتابكارى كه چون به چيزى كه مى خواست رسيد دوست داشت كه كاش آن را نمى ديد، و چه نزديك است امروز، به فردايى كه سپيده آن خواهد دميد.
اى مردم وقت است كه هر وعده نهاده در آيد، و آنچه را نمى شناسيد نزديك است -از پرده- برآيد، هر كه از ما -اهل بيت- بدان رسد، با چراغى روشن در آن راه رود، و بر جاى پاى صالحان گام نهد تا بند -از گردنها- بگشايد، و از بندگى آزاد نمايد. جمع -گمراهان- را پراكنده گرداند، و پريشانى -مؤمنان- را به جمعيّت كشاند، و نهان از مردمان -كار راند-. پى شناس به نشان او راه نبرد، هر چند پياپى نگرد.
پس در آن فتنه مردمى ذهن خود را چنان تيز كنند، كه آهنگر تيغ را زدايد، و ديده هاشان به تفسير قرآن كه شنوند روشن شود -چنانكه بايد-. بام و شام جامهاى حكمت نوشند -و در تكميل نفس بكوشند-.
از خطبه هاى آن حضرت است كه در آن اشاره به فتنه ها دارد:
راه راست و چپ را گرفتند براى رفتن در جادّه هاى گمراهى، و ترك مسيرهاى هدايت. در آنچه واقع خواهد شد و انتظار پديد آمدنش مى رود شتاب نكنيد، و آنچه را كه فردا پيش مى آورد دير ندانيد. چه بسا شتاب كننده به چيزى كه چون آن را بيابد دوست دارد كه كاش آن را نمى يافت، و امروز به فرا رسيدن فردا چه نزديك است. اى جامعه، اين وقت زمان آمدن هر موعودى است، و نزديك پديد آمدن آنچه نمى دانيد.
بدانيد از ما آن كسى كه فتنه هاى آينده را درك كند با چراغى روشن در آن حركت كند، و به روش نيكان قدم بردارد، تا در آن فتنه ها بندى را بگشايد، و اسيرى را آزاد كند، و جمع گمراهان را پراكنده، و پراكندگى حق را جمع كند. او به دور از ديده مردم است، جويندگان نشانش را نبينند هر چند پياپى نظر كنند.
آن گاه در آن فتنه ها بصيرت قومى چون تيز شدن شمشير به دست آهنگر تيز گردد، ديده هايشان به نور قرآن جلا گيرد، و حقيقت آيات در گوشهاشان طنين افكند، و شبانگاه از جام حكمت نوشند پس از آنكه در صبحگاهان آشاميده باشند.