جهت غیرفعال کردن لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک و سپس تا تغییر رنگ دکمه صبر نمایید

خطبه ۱۴ : نکوهش مردم بصره [منبع]

و من كلام له (علیه السلام) في مثل ذلك :
 أَرْضُكُمْ قَرِيبَةٌ مِنَ الْمَاءِ بَعِيدَةٌ مِنَ السَّمَاءِ، خَفَّتْ عُقُولُكُمْ وَ سَفِهَتْ حُلُومُكُمْ، فَأَنْتُمْ غَرَضٌ لِنَابِلٍ وَ أُكْلَةٌ لِآكِلٍ وَ فَرِيسَةٌ لِصَائِلٍ.

سَفِهَتْ : سفيه شد. 
حُلُومُكُمْ : جمع «حلم»، عقلهاى شما، اين جمله مانند عبارت قبل است كه فرمود : «خفّت عقولكم». 
الغَرَض : چيزى كه بسوى آن تير اندازى مى شود. 
النَابِل : تير انداز. 
فَرِيسَةٌ لِصَائِلٍ : شكارى هستيد براى صيادى كه آماده حمله است. 
خَفَّت : سبك شده 
حُلوم : افكار و خيالات 
غَرَض : هدف و نشانه 
نابِل : تيرانداز 
فَرِيسَة : شكار دريده شده 
صَائِل : حمله كننده 
(قبل از آغاز جنگ جمل در نكوهش شهر بصره و مردم آن ديار مانند خطبه پيشين فرمود): 
نقش عوامل محيط در انسان:
سرزمين شما به آب نزديك(۱) و از آسمان دور است، عقل‏هاى شما سست و افكار شما سفيهانه است. پس شما نشانه ‏اى براى تيرانداز، و لقمه‏ اى براى خورنده، و صيدى براى صيّاد مى ‏باشيد. 
__________________________(۱). منجّمان با رصد كردن دريافته ‏اند كه دورترين نقطه زمين از معدّل النّهار، منطقه اُبُلّه (مركز شهر بصره است) «شرح ابن ابى الحديد ج ۱ ص ۴۶۸». 
از سخنان آن حضرت عليه السّلام است مانند آنچه را كه (در مذمّت بصره و اهل آن) بيان كرده مى فرمايد: 
(1) زمين شهر شما نزديكست به آب (دريا) و دور از آسمان (زيرا در نشيب واقع است، يا آنكه بواسطه اخلاق رذيله رحمت الهى از شما دور است) 
(2) عقلهاى شما سبك و حلم و بردبارى شما در غير موضع استعمال ميشود (چنانكه مصالح امر دنيا و دين خود را بدست زنى داده از شترى پيروى نموديد) 
(3) پس (بر اثر سبكى عقل و نقص حلم) براى تيرانداز نشانه و براى خورنده لقمه و براى حمله كننده شكاريد (بواسطه كمى فهم و نادانى لشگر بيگانه را بديار خود راه داديد كه شما را هدف منظور خويش قرار داده، اموالتان خورده مبتلى و گرفتارتان ساخته اند). 
سخنى از آن حضرت (ع) در همين معنى:
سرزمينتان به آب نزديك است و از آسمان دور. مردمى سبك عقل هستيد و بردباريتان سفيهانه. آماج هر تير بلاييد و طعمه هر خورنده و شكار هر كس كه بر شما تاخت آورد.  
بخشى از خطبه آن حضرت (عليه السلام) در همين زمينه:
سزمين شما به آب نزديک است و از آسمان دور، عقلهايتان سبک و افکارتان سفيهانه است! از اين جهت شما هدف خوبى براى تيراندازان هستيد و لقمه چربى براى مفت خواران و شکار خوبى براى صيّادان و درندگان!
و از سخنان آن حضرت است در اين باب:
سرزمين شما به آب نزديك است، و دور از آسمان، خردهايتان اندك است و سفاهت در شما نمايان، نشانه تير بلاييد و طعمه لقمه ربايان و شكار حمله كنندگان. 
از سخنان آن حضرت است در همين موضوع (بصره و مردم آن):
زمين شما به دريا نزديك، و از باران آسمان دور است. عقولتان سبك، و خردهاتان سفيهانه است. پس هدف هر تيرانداز، و لقمه هر خورنده، و شكار هر شكارچى هستيد. 
شارح مورد نظر خود را انتخاب نمایید
شرح : پیام امام امیر المومنین ( مکارم شیرازی )پيام امام اميرالمؤمنين عليه السلام، ج 1، ص: 523-519و من خطبة له عليه السّلام فى مثل ذلك؛بخشى از خطبه آن حضرت (ع) در همين زمينه. خطبه در يك نگاه:آنچه در بالا آمد بخش ديگرى است از خطبه اى كه على (ع) در پايان جنگ «جمل» ايراد فرموده است و به احتمال قوى با بخشهايى كه قبلا آمد در يك خطبه جاى داشته كه مرحوم «سيّد رضى» آنها را از يكديگر جدا كرده و به هر حال در اين بخش، باز هم به سرزنش مردم بصره مى پردازد و از كم فكرى آنها كه به آسانى آلت دست نفاق افكنان مى شدند و هدف مناسبى براى هوى پرستان بودند، سخن مى گويد و به آنها هشدارى مى دهد كه مراقب آينده خويش باشند و اين جريان تكرار نگردد! بازهم در نکوهش اهل بصره: اين سخن بخش ديگرى از همان خطبه مشروحى است که اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در نکوهش اهل «بصره» بعد از «جنگ جمل» ايراد فرمود که در عباراتى کوتاه به هفت نکته از صفات زشت و شرايط خاصّ جغرافيايى آنها که غالباً لازم و ملزوم يکديگرند اشاره مى کند. در جمله اوّل و دوّم مى فرمايد: «سرزمين شما به آب نزديک است و از آسمان دور» (اَرْضُکُمْ قَريبَة مِنَ الْماءِ، بَعيدَة مِنَ السَّماءِ). در اين که اين دو جمله اشاره به جنبه هاى مادّى آن است يعنى نزديک بودن به آب دريا و شط و طبعاً دور بودن از آسمان و يا اشاره به جنبه هاى معنوى آن است که سرزمين دلهاى شما با اين که به آب حيات وجود امام نزديک است، از آسمان رحمت الهى دور است و يا اين که يک جمله ناظر به جنبه هاى مادّى و جمله ديگر ناظر به جنبه هاى معنوى است، در ميان شارحان «نهج البلاغه» گفتگوست. ولى ظاهر عبارت ـ با توجه به معناى حقيقى «ارض و سما» که به مفهوم ظاهرى زمين و آسمان است ـ همان معناى اوّل است و در اين که زمين آنها به آب نزديک بود و مشکلات زندگى ساحل دريا را داشت، مخصوصاً سرزمينهايى همانند «بصره» که شط بزرگى از کنار آن گذشته و به دريا مى ريزد و در معرض جزر و مدّ سنگين است، بحثى نيست; امّا اين که چگونه از آسمان دور است، جمعى از شارحان «نهج البلاغه» گفته اند: «علماى نجوم» مطابق رصدهايى که کرده اند ثابت نموده اند که دورترين منطقه آباد زمين از آسمان قريه اى است نزديک بصره به نام «اُبُلَّه». ولى از نظر دانشمندان امروز ظاهراً اين سخن قابل قبول نيست; چون زمين «بصره» مانند تمام بندرهاى جهان تقريباً همسطح آب درياست و مى دانيم آب درياهاى جهان که متصل به يکديگر است در يک سطح قرار دارد; در حالى که مناطق زيادى در روى زمين وجود دارد که از سطح دريا بسيار پايين تر است، ولى اين احتمال وجود دارد که منظور مقايسه با تمام مناطق روى زمين نيست; بلکه مقايسه با ساير شهرهاى اسلامى آباد و معروف آن زمان است. در جمله سوّم و چهارم مى فرمايد: «عقلهايتان سبک و افکارتان سفيهانه است!» (خَفَّتْ عُقُولُکُمْ، وَ سَفِهَتْ حُلُومُکُمْ). دليل روشن اين گفتار امام همان است که در خطبه هاى قبل آمد که به آسانى تسليم هوسهاى «طلحه» و «زبير» شدند و براى حفظ «شتر عايشه» هزاران کشته دادند و سرانجام با شکست و رسوايى تسليم شدند و از کار خود پشيمان گشتند. در اين که ميان «عقول» که جمع «عقل» است و «حلوم» که جمع «حُلُم» است چه تفاوتى مى باشد، از مفردات راغب چنين استفاده مى شود که «حُلُم و حِلْم» از آثار «عقل» است، به تعبير ديگر: «عقل» همان نيروى ادراک انسان مى باشد و فکر و خويشتن دارى و انديشه در انجام کارها از نتايج آن محسوب مى شود و مردم «بصره» چون عقلهاى سبکى داشتند طبعاً افکارشان سست بود و در برابر تبليغات سؤء هوسبازان به سرعت تحريک مى شدند. به همين دليل در جمله پنجم و ششم و هفتم، امام مى فرمايد: «از اين جهت شما هدف خوبى براى تيراندازان هستيد و لقمه چربى براى مفتخواران و شکار خوبى براى صيادان و درندگان!» (فَاَنْتُمْ غَرَض(1) لِنابِل(2)، وَ اُکْلَة لاکِل، وَ فَريسَة(3) لِصائِل(4)). بديهى است افراد ساده لوح و سبک مغز به آسانى در دام صيّادان دين و ايمان و تشنگان مال و مقام و هوسبازان سياسى گرفتار مى شوند; به همين جهت بهترين چيزى که مى تواند جوامع انسانى را در برابر اين مکّاران بيمه کند، بالا بردن سطح افکار عموم و آگاه ساختن مردم از مسائل مختلف اجتماعى و سياسى است; همان چيزى که اسلام روى آن تأکيد دارد و يکى از فلسفه هاى مهم خطبه هاى «نماز جمعه» دادن آگاهى مستمر در اين زمينه است. مردم بصره اگر کمى درکار خود مى انديشيدند و از شرايط زمان و مکان آگاهى داشتند، هرگز بازيچه دست امثال «طلحه و زبير» نمى شدند که پيمان بيعت خويش را با امام خود بشکنند و بر ضدّ او قيام کنند و آن همه کشته بدهند و سرانجام آن شکست و رسوايى باشد. در اين که ميان جمله هاى سه گانه «فَاَنْتُمْ غَرَض لِنابِل; شما هدف خوبى براى تيراندازان هستيد»; «وَاُکْلَة لاکِل; و لقمه چربى براى خورندگان»; «وَ فَريسَة لِصائِل; و صيد مناسبى براى صيّادان و درندگان»; چه تفاوتى است و آيا هر سه جمله يک معنا دارد که با عبارات متفاوت بيان شده، يا از معانى مختلف خبر مى دهد، جاى تأمّل است. ولى بعيد نيست هرکدام به يکى از زوايا و ابعاد اين مسأله ناظر باشد. جمله اوّل نشانه گيرى از دور را بيان مى کند که حتّى اگر دور از دسترس بازيگران سياسى باشيد، شما را شکار مى کنند. و جمله سوّم حمله از نزديک را بيان مى کند و جمله دوّم نتيجه نهايى صيد را. (دقّت کنيد). بايد توجّه داشت که اين جملات و سرزنشها متوجه همان گروهى است که آلت دست نفاق افکنان شدند و گرنه در بصره در آن زمان و در زمان هاى بعد مردمان با شخصيّتى بودند که امام(عليه السلام) در جمله هايى که در شرح خطبه سابق آمد از آنها ستايش مى کند.(5) * * * پی نوشت: 1. «غرض» به معناى هدفى است که به هنگام تيراندازى آن را نشانه گيرى مى کنند. سپس به هرگونه هدفى اطلاق شده است. براى اين واژه معانى متعدّد ديگرى مانند ملالت و اشتياق نيز ذکر شده است. 2. «نابل» از ماده «نبل» به معناى تيرانداز است. 3. «فَريسَة» از ماده «فَرْس» (بر وزن فرض) در اصل به معناى کوبيدن است و از آن جا که حيوان درنده شکار خود را مى کوبد و بر زمين مى اندازد اين واژه بر کار او اطلاق شده، و به «صيد» «فريسة» گفته مى شود و اسب را از آن جهت فرس (بر وزن قفس) گفته اند که با پاهاى خود زمين را مى کوبد و راه مى رود. (اقتباس از مقاييس اللغة). 4. «صائل» از ماده «صَوْل وَ صَوْلَة» به معناى حمله کردن و قهر و غلبه نمودن است. 5. در مصادر «نهج البلاغه» چنين آمده است که مرحوم «شيخ مفيد» در کتاب «الجمل»، ص 217 آن را از واقدى نقل کرده است که وقتى على (عليه السلام) پيروز شد و غنائم جنگ را در ميان جنگجويان تقسيم نمود، خطبه اى ايراد فرمود که آنچه در بالا آمده، بخشى از آن بود (با کمى تفاوت) و همچنين از «ابوحنيفه دينورى» در کتاب «الاخبار الطّوال» و «ابن قتيبه» در «عيون الاخبار» با کمى تفاوت نقل شده است. (مصادر نهج البلاغة، ج 1، ص 348). 
شرح علامه جعفریاز حكومت و دمسازي با علي (ع) فرار كردند و لشكر زن و پيرو چارپاي گشتند! جنگ جمل يكي از حوادث خونين تاريخ است كه پيشتازان برپاكننده‌ي آن، سه نفرند: عايشه يكي از زنهاي پيامبر اكرم (ص)، طلحه و زبير. محققان تاريخ اسلام درباره‌ي تعيين عامل شماره‌ي يك از اين سه نفر اختلاف نظر دارند، بعضي مي‌گويند: تحريك كننده‌ي اصلي آن دو نفر عايشه بوده است رقابت عايشه با اميرالمومنين عليه‌السلام چه در زمان حيات پيامبر و چه بعد از او تا آخرين روزهاي زندگي اميرالمومنين عليه‌السلام معروف است و احتياجي به تفصيل ندارد. باضافه‌ي اينكه اعتبار عايشه بجهت همسر بودن با پيامبر در نزد مردم معمولي بالاتر از شخصيت طلحه و زبير بود، مخصوصا با آن انتقاد كه عمر در موقع مرگش از آن دو نفر ابراز كرده بود. گروهي معتقدند كه عايشه هر چه بود، بالاخره يك زن بود كه ارزش خاص خود را داشت، اين طلحه و زبير بودند كه او را تحريك نموده غائله‌ي جمل را براه انداختند. اين گروه به توبيخ‌هايي كه بعدها از طرف ارباب فضل و فضيلت درباره‌ي طلحه و زبير مي‌شد، استناد مي‌كنند. توبيخ آنان چنين بود كه به كدامين دليل آن دو نفر زن پيامبر را از جايگاه خود بيرون كشيدند و او را دستاويز رياست پرستي خود نمودند. جمعي ديگر از تحليل گران تاريخ اسلامي مي‌گويند: اصل محرك آن سه نفر معاويه بن ابي‌سفيان است كه در پشت پرده دست به تحريكات زده آن سه نفر را در روي پرده به بازيگري وادار كرده بود. بهرحال اين سه نفر با تمام بي‌اعتنايي پاي روي اصول و قوانين اسلامي كه حكومت اميرالمومنين (ع) را اثبات كرده بود، نهاده، زحمت‌ها كشيدند!! راه‌ها درنورديدند و كوه‌ها و بيابان‌ها پشت سر گذاشته سرانجام به بصره رسيدند و ده‌ها هزار انسان را به كشتن دادند و برگشتند و ميدان را براي تاخت و تاز استاد مكتب ماكياولي يعني معاويه هموار كردند كه با آرامش خاطر بتواند مال مردم را در اختيار خود بگيرد و فرزندان خليفه الله در روي زمين را برده فرزندش يزيد بسازد. اين بود فهرست غائله‌ي جمل. اكنون مي‌پردازيم به تفسير جملات اميرالمومنين عليه‌السلام كه خطاب به اهل بصره مي‌فرمايد: «كنتم جند المراه و اتباع البهيمه». (شما اهل بصره لشكر زن و پيروان ناآگاه چهارپا (شتر) گشتيد). آري، بيماري رياست پرستي و درد بي‌درمان خودخواهي از اين بدبختي‌ها و تباهي ها بطور فراوان دارد. فرد و جامعه‌اي كه از حق و عدالت بگريزد، نه تنها همه موجوديت خويشتن را مختل و از موقعيت انساني ساقط مي‌كند، بلكه اصول و قوانين صالحه را نيز در هم مي‌ريزد و دستخوش خواسته‌هاي بي‌بنياد مي‌نمايد. زني را كه مي‌بايست بنشيند و عامل تربيت و واسطه انتقال عظمت‌هاي همسرش پيامبر اكرم به افراد اجتماع گردد، راهي بيابانها و شهرها مي‌نمايد و ده‌ها هزار انسان را بخاك و خون مي‌غلطاند و با وجدان مختل به خانه‌اش بر مي‌گردد. اينهمه نقض اصول و قوانين براي چه؟! براي اينكه من رياست مي‌خواهم! يا چرا رشديافتگان به علي بن ابيطالب (ع) مهر و محبت مي ورزند!! علت مخالفت با علي بن ابيطالب (ع) و طغيان بر حكومت قانوني او، از طرف عايشه و طلحه و زبير جز آنكه گفتيم، نيست، زيرا خونخواهي عثمان كه آنرا دستاويز قرار داده بودند به دو دليل روشن بي‌معنا بود: يكي اينكه آنان ولي دم عثمان نبودند. دوم اينكه علي بن ابيطالب (ع) چنانكه بارها فرموده بودند بري‌ ترين مردم از خون عثمان بوده است. هنگامي كه برپاكنندگان آشوب جمل از اميرالمومنين (ع) كه بقول مولوي افتخار هر نبي و هر ولي بود، روي گردان شدند، نخست زن پيامبر را از موقعيت چشمگير خود پايين آوردند و او را تا حد مخالفت با اميرالمومنين كه شخصيت او را به كلي دگرگون و تا حد مخالفت با اصول سازنده‌اي كه همسرش درباره حكومت مقرر فرموده بود، تنزل دادند. و بدانجهت كه هدف جز رياست پرستي بوسيله مبارزه با يگانه شخصيت انساني تاريخ نبود، براي وصول به اين هدف، به تنزل دادن زن پيامبر قناعت ننموده به علم كردن چارپا، آن شتري كه عايشه به او سوار شده بود، پرداختند. شتر و شترسوار را تعيين‌كننده‌ي سرنوشت جامعه اسلامي تلقي نمودند. خونها ريختند، دور شتر طواف كردند! مردم ساده‌لوح را به رجزخواني در طواف پيرامون حيوان وادار نمودند!! بالاخره نتيجه‌اي كه گرفتند، اين بود كه معاويه آن خونخوار تاريخ و سرنگون كننده‌ي همه‌ي اصول انساني را بردوش مردم سوار كردند. 
شرح ابن میثم بحرانی ( ترجمه محمدی مقدم )ترجمه شرح نهج البلاغه(ابن ميثم)، ج 1، صفحه 586-585  معناى فرموده امام (ع) كه فرمود: زمين شما به آب نزديك و از آسمان دور است از فرمايش رسول خدا قبلًا دانسته شد. نزديكى زمينشان به آب اشاره به اين است كه زمين بصره از سطح دجله پست تر است و به دريا نزديك، دجله نسبت به آن بلندتر است و اين وضعيّت دليل سرازير شدن آب به باغها و آب دادن نخلستانها روزى يك يا دو بار است. امّا دور بودن بصره از آسمان به دليل پست تر بودن آن از سرزمينهاى ديگر است. گفته اند دورترين نقطه زمين از آسمان زمينهاى كنار درياست و اين از چيزهايى است كه علم رصد بر آن دلالت دارد و علماى نجوم با استدلال آن را ثابت كرده اند.  بعضى از علما گفته اند كلام امام (ع) در اين جا براى نكوهش است و نظر به معناى ظاهر ندارد. چون اهل بصره داراى اوصاف نكوهيده اى بوده اند كه امام (ع) در باره آنها بر شمرد. به اين دليل از نزول رحمت آسمان وجود الهى به دورند و مستحقّ نزول عذاب الهى اند. در عرف نيز صحيح است به كسى كه داراى اوصاف پست باشد گفته شود كه از آسمان به دور است.  فرموده است: «خفّت عقولكم»، اشاره به اين است كه استعداد مردم بصره براى درك انواع مصالح خود اندك و عقلشان در نظم امور ضعيف است. غفلتشان از كارهاى لازم، موجب مى شود كه در كارهاى غير لازم عجله كنند و اين باعث وصف آنها به كند فهمى شده است.  فرموده است: «سفهت حلومكم»،  بيانگر توصيف مردم بصره به كم خردى، سبكى و كم صبرى است.  فرموده است: «فانتم غرض لنابل و اكلة لاكل و فريسة لصائل»،  صفات سه گانه فوق نتيجه سبك مغزى و كم ثباتى آنان است و به همين دليل به دنبال دو جمله قبل آورده است، زيرا هر كس قصد اذيّت آنها را داشته باشد، با آگاهى به كم خردى آنها در فهم مصالحشان، با نقشه صحيح بدان كار دست مى زند.  اين كه امام فرمود شما هدف هر تيرى هستيد كنايه از اين است كه هدف هر كسى كه بخواهد آنها را اذيّت كند واقع مى شوند.  و اين كه فرمود خوراك هر خورنده اى هستيد، كنايه از اين است كه هر كس بخواهد مى تواند در اموال و ثروت و نعمتهاى خداداديشان دست اندازى كند. و اين كه فرمود صيد هر صيّادى قرا مى گيريد، كنايه از اين است كه هر كس بخواهد مى تواند آنها را به دام اندازد و نابود سازد.  الفاظ: «غرض»، «اكله» و «فريسه» را براى مردم بصره استعاره آورده است و مناسبت تشبيه در آنها روشن است.  امام (ع) در اين گفتار رعايت سجع را فرمود به طورى كه در دو جمله اوّل و دو جمله بعدى سجع مطرّف و در سه جمله آخر سجع متوازى وجود دارد.   
منهاج البراعه (خوئی)منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة (خوئى)، ج 3، ص: 211 و من كلام له عليه السّلام فى مثل ذلك و هو الرابع عشر من المختار فى باب الخطب الجارى مجراها:أرضكم قريبة من الماء، بعيدة من السّماء، خفّت عقولكم، و سفهت حلومكم، فأنتم غرض لنابل، و أكلة لآكل، و فريسة لصائل. (3898- 3878)اللغة:(سفه) سفها من باب تعب و سفه بالضمّ سفاهة فهو سفيه و السّفه النّقص في العقل و أصله الخفّة و سفه الحقّ جهله قال سبحانه:«وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ» قال الطبرسيّ صاحب التّفسير: أى جهل قدره و (الحلم) العقل و الجمع حلوم و أحلام و (الغرض) ما ينصب ليرمى بالسّهام و (النّابل) ذو النّبل و (الاكلة) بضمّ الهمزة اسم للمأكول و (فريسة) الأسد ما يفرسه و (صول) البعير و الأسد ككرم صالة واثب النّاس أو صار يقتل النّاس و يعد و عليهم فهو صائل و صؤل.الاعراب:العطف في قوله عليه السّلام: و سفهت حلومكم للتّفسير و التوكيد إن كان المراد بالسّفه المعنى الأوّل، و إلّا فللتأسيس و الفاء في قوله: فأنتم، فصيحة و هو ظاهر. منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة (خوئى)، ج 3، ص: 212 المعنى:قد عرفت في شرح الخطبة السّابقة أنّ قوله عليه السّلام  حذف (أرضكم قريبة من الماء بعيدة من السّماء) ممّا حكاه عليه السّلام عن النّبيّ و المراد بقرب أرضهم من الماء إمّا كون موضع البصرة منخفضا قريبا من البحر كما يشاهد من دخول الماء حدايقهم و مزارعهم كلّ يوم مرّة أو مرّتين، أو كونها قريبة من الغرق بالماء فيكون قوله عليه السّلام: من الماء من قبيل الحذف و الايصال، و أمّا بعد أرضهم من السماء فامّا من حيث انخفاضها عن غيرها من الأرض، أو من حيث بعدها عن دائرة المعدّل.قال الشّارح المعتزلي: إنّ أرباب علم الهيئة و أهل صناعة التنجيم يذكرون إنّ أبعد موضع في الأرض من السّماء الابلة، و ذلك موافق لقوله عليه السّلام و معنى البعد عن السّماء هاهنا هو بعد تلك الأرض المخصوصة عن دائرة معدّل النّهار، و البقاع و البلاد تختلف في ذلك، و قد دلّت الارصاد و الآلات النّجوميّة على أنّ أبعد موضع في المعمورة عن دائرة معدّل النّهار هو الابلة، و الابلة هي قصبة البصرة انتهى.و فيه أنّ كونها أبعد بلاد العرب من المعدّل مسلّم و أما كونها أبعد موضع منه في المعمورة ممنوع قطعا و فاسد حسّا إلّا أن يكون مراده به ما ذكرناه و يكون التّسامح في العبارة هذا.و يحتمل أن يكون المراد ببعدها من السّماء البعد من سماء الرّحمة و الاستعداد لنزول العذاب و قوله: (خفّت عقولكم و سفهت حلومكم) وصف لهم بقلّة العقل و السّفاهة الموجبة لانحطاط الرّتبة و الدّرجة في العقائد الدّينيّة و العبادات البدنيّة و إشارة إلى قلّة استعدادهم لدرك وجوه المصالح الواقعيّة كما يشهد به متابعتهم للمرأة و إجابتهم للبهيمة، و تنبيه على جهالتهم و عدم تفكّرهم في عواقب الامور و غفلتهم عن اصلاح أحوالهم و على تسرّعهم إلى ما لا ينبغي و لأجل ذلك حسن التّفريع بقوله: (فأنتم غرض لنا بل) أى هدف لمن يريد أذاكم (واكلة لآكل) أى عرضة لأن يطمع في أموالكم و يأكلها من يريد أكلها و (فريسة لصائل) أى في معرض أن يفترسكم من يريد قتلكم و هلاككم، و هذا كلّه من لوازم خفّة العقل و السّفاهة و قلّة الفهم و الغباوة.الترجمة:از جمله كلام آن امام انام است در مثل همين مقام: زمين شما نزديك است بآب و دور است از آسمان خفيف است عقلهاى شما و سفيه است حلمهاى شما، پس شما بواسطه نقصان عقل و قلة تدبير نشانه ايد از براى هر تير اندازنده، و طعمه ايد از براى هر خورنده، و شكاريد از براى هر حمله كننده، و هجوم آورنده، و اللّه اعلم بالصّواب. 
ساخته شده به عشق اباصالح المهدی صلوات الله و سلامه علیه
ایمیل : admin mahdi14.com
شبکه های اجتماعی : mahdi14dotcom