متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۱۳۸ - بخش ۱ : رسالت امام زمان علیه السلام
[منبع]و من خطبة له (علیه السلام) يومئ فيها إلى ذكر المَلاحم :
يَعْطِفُ الْهَوَى عَلَى الْهُدَى، إِذَا عَطَفُوا الْهُدَى عَلَى الْهَوَى؛ وَ يَعْطِفُ الرَّأْيَ عَلَى الْقُرْآنِ، إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَى الرَّأْيِ.
- يَعطِفُ :
- برميگرداند و توجه مى دهد
قسمت أول خطبه:
(1) (چون امام منتظر از پس پرده غيب بيرون آيد) هواى نفس را به هدايت و رستگارى بر مى گرداند (گمراه شدگان را براه راست مى برد) زمانيكه مردم هدايت را به هواى نفس تبديل كرده باشند (از شريعت محمّديّه دست شسته خواهش نفس را پيروى نمايند) و رأى را بقرآن بر مى گرداند (مردم را از بكار بستن انديشه هاى نادرست نهى و برجوع بقرآن وا مى دارد تا بدستور كتاب خدا رفتار نموده و مخالف آنرا دور اندازند) زمانيكه مردم قرآن را به رأى و انديشه (خود) مبدّل كرده باشند (از قرآن چشم پوشيده امور را طبق انديشه نادرست خود انجام دهند).
خطبه ۱۳۸ - بخش ۲ : وصف دوران ظهور
[منبع]حَتَّى تَقُومَ الْحَرْبُ بِكُمْ عَلَى سَاقٍ بَادِياً نَوَاجِذُهَا، مَمْلُوءَةً أَخْلَافُهَا، حُلْواً رَضَاعُهَا، عَلْقَماً عَاقِبَتُهَا.
أَلَا وَ فِي غَدٍ وَ سَيَأْتِي غَدٌ بِمَا لَا تَعْرِفُونَ، يَأْخُذُ الْوَالِي مِنْ غَيْرِهَا عُمَّالَهَا عَلَى مَسَاوِئِ أَعْمَالِهَا، وَ تُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ أَفَالِيذَ كَبِدِهَا، وَ تُلْقِي إِلَيْهِ سِلْماً مَقَالِيدَهَا؛ فَيُرِيكُمْ كَيْفَ عَدْلُ السِّيرَةِ، وَ يُحْيِي مَيِّتَ الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ.
- النَوَاجِذ :
- دندانهاى آسيا.
- بَادِياً نَوَاجِذُهَا :
- با دندانهايى آشكار، كنايه از شعله ور شدن آتش جنگ و شدت گرفتن آنست.
- الَاخْلَاف :
- جمع «خلف»، نوك پستان شتر.
- افَالِيذ :
- جمع «افلاذ»، قطعه هاى طلا و نقره.
- تَقومُ عَلى ساق :
- روى پا مى ايستد، يعنى شدت مى يابد
- بادِياً نَواجِذها :
- دندانهاى آخرش را آشكار ميكند
- أخلاف :
- پستانها
- عَلقَم :
- ماده تلخ
- أفالِيذ :
- قطعه ها و تكه ها، جمع فلذة
(2) (پيش از ظهور حضرت -أرواحنا فداه- تباهكاريها خواهد شد) تا اينكه جنگ و خونريزى سخت به (آيندگان از) شما رو آورد، بطوريكه (چون شير درنده خشمگين) دندانهايش را آشكار گرداند (جنگهايى كه واقع ميشود آماده نابود كردن همه است، و يا شترى ماند) داراى پستانهاى پر از شير كه (آن جنگ مانند پستان شتر پستانهايش پر از شربت مرگ است) نوشيدن شير آن (در اوّل امر به كام كسانيكه وارد كارزار ميشوند و اميد فتح و فيروزى دارند) شيرين است و در آخر كار (كه زد و خورد و كشتن و كشته شدن و مصائب آن همه را فرا خواهد گرفت) تلخ و بد مزه (رنج آور) است.
(3) آگاه باشيد (آنچه خبر مى دهم) در فردا (پس از اين) واقع خواهد شد و بزودى فردا با چيزيكه نمى شناسيد (از آن خبر نداريد) مى آيد، حاكمى از غير طايفه پادشاهان (امام عصر عليه السّلام) كار گردانان آنها را به بدى اعمال و كردارشان بازخواست مى نمايد، و زمين پاره هاى جگرش را براى او بيرون خواهد آورد (تمام كانها از طلا و نقره و غير آنها هويدا شده در دسترس آن حضرت قرار مى گيرد) و كليدهايش را تسليم آن بزرگوار مى نمايد (همه شهرها بتصرّف او در مى آيد)
(4) پس عدالت و دادگسترى در روش مملكت دارى را بشما مى نمايد، و (قوانين) متروك شده از كتاب و سنّت را زنده ميكند (احكام قرآن و سنّت پيغمبر اكرم را اجراء مى فرمايد).
خطبه ۱۳۸ - بخش ۳ : خبر از فتنه های آینده
[منبع]كَأَنِّي بِهِ قَدْ نَعَقَ بِالشَّامِ وَ فَحَصَ بِرَايَاتِهِ فِي ضَوَاحِي كُوفَانَ، فَعَطَفَ عَلَيْهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ وَ فَرَشَ الْأَرْضَ بِالرُّءُوسِ، قَدْ فَغَرَتْ فَاغِرَتُهُ وَ ثَقُلَتْ فِي الْأَرْضِ وَطْأَتُهُ، بَعِيدَ الْجَوْلَةِ، عَظِيمَ الصَّوْلَةِ؛ وَ اللَّهِ لَيُشَرِّدَنَّكُمْ فِي أَطْرَافِ الْأَرْضِ حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْكُمْ إِلَّا قَلِيلٌ كَالْكُحْلِ فِي الْعَيْنِ، فَلَا تَزَالُونَ كَذَلِكَ حَتَّى تَئُوبَ إِلَى الْعَرَبِ عَوَازِبُ أَحْلَامِهَا.
فَالْزَمُوا السُّنَنَ الْقَائِمَةَ وَ الْآثَارَ الْبَيِّنَةَ وَ الْعَهْدَ الْقَرِيبَ الَّذِي عَلَيْهِ بَاقِي النُّبُوَّةِ، وَ اعْلَمُوا أَنَّ الشَّيْطَانَ إِنَّمَا يُسَنِّي لَكُمْ طُرُقَهُ لِتَتَّبِعُوا عَقِبَهُ.
- فَحَصَ :
- كاوش كرد، كاويد.
- كُوفَان :
- كوفه.
- الضَرُوس :
- شتر بد خويى كه دوشنده اش را گاز مى گيرد.
- فَغَرَتْ فَاغِرَتُهُ :
- دهانش را باز كرد.
- لَيُشَرِّدَنَّكُمْ :
- شما را متفرق و پراكنده مى سازد.
- عَوَازِبُ احْلَامِها :
- آنچه از عقل آنها پنهان است.
- يُسَنِّى :
- آسان مى كند.
- فَحَصَ :
- زمين را ميكند و جستجو ميكند
- ضَواحِى :
- جمع ضاحية: طرف نمايان هر چيز، جاهاى خوب و چشم بخور
- كُوفان :
- شهر كوفه
- بَعيد الجَولَة :
- گردش و حركت آن بسيار است
- يُشَرِّد :
- متفرق ميكند، مى رماند
- تَؤوب :
- برميگردد، رجوع ميكند
- عَوازِب :
- جمع عازِبة: پنهان و غائب شده
(5) مانند آنست كه من او را (عبد الملك را) مى بينم در شام بانگ مى زند (لشگر گرد آورده) و با پرچمهايش در اطراف كوفه مى گردد (عراق را بتصرّف آورده) و باهل آن ديار رو مى آورد مانند رو آوردن شتر سركش بد خو، و زمين را از سرها فرش مى نمايد (بسيارى را بقتل مى رساند) و دهانش (چون درندگان براى دريدن) گشاده، و گامش در زمين سنگين مى باشد (سپاه بسيار دارد) جولان او دور و دراز و حمله اش سخت مى گردد (شهرهاى دور را تصرّف نموده به بيدادگرى دست مى زند، چنانكه حجّاج امراء و سردارانى بديار دور دست مانند خراسان و كابل و تركستان فرستاد و بسيارى از مردم را كشت)
(6) سوگند بخدا (آيندگان) شما را در اطراف زمين (شهرها و دهات) مى پراكند تا اينكه بر جا نماند از شما مگر اندكى مانند سرمه در چشم، پس سختى و بيچارگى (فرزندان شما از دست بنى اميّه) همواره برقرار خواهد ماند تا اينكه بر گردد بسوى عرب عقلهاى پنهان شده ايشان (عبّاسيان روى كار آمده از روى فكر و انديشه با كمك ايرانيان بنى اميّه را از بين ببرند)
(7) پس (اگر بخواهيد در هيچ عصرى مسئوليّت متوجّه شما نباشد و از فتنه و فساد رهائى يابيد) سنّتها و راههاى پاينده و بر قرار و نشانه هاى آشكار (قرآن و سنّت) و پيمان نزديك را كه اتمام نبوّت بر آن استوار است (امام بحقّ و جانشين پيغمبر اكرم را) راهنماى خود گردانيد،
(8) و بدانيد كه شيطان راههاى (فريب) خود را براى شما آسان مى نمايد تا بجاى قدمش گام نهاده از او پيروى كنيد (آسايش را از دست داده در دنيا و آخرت مبتلى و گرفتار باشيد).