متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۱۲۹ - بخش ۱ : هشدار از فساد اجتماعى
[منبع]و من خطبة له (علیه السلام) في ذكر المَكاييل و المَوازين :
عِبَادَ اللَّهِ، إِنَّكُمْ وَ مَا تَأْمُلُونَ مِنْ هَذِهِ الدُّنْيَا أَثْوِيَاءُ مُؤَجَّلُونَ وَ مَدِينُونَ مُقْتَضَوْنَ، أَجَلٌ مَنْقُوصٌ وَ عَمَلٌ مَحْفُوظٌ، فَرُبَّ دَائِبٍ مُضَيَّعٌ وَ رُبَّ كَادِحٍ خَاسِرٌ.
وَ قَدْ أَصْبَحْتُمْ فِي زَمَنٍ لَا يَزْدَادُ الْخَيْرُ فِيهِ إِلَّا إِدْبَاراً، وَ لَا الشَّرُّ فِيهِ إِلَّا إِقْبَالًا، وَ لَا الشَّيْطَانُ فِي هَلَاكِ النَّاسِ إِلَّا طَمَعاً، فَهَذَا أَوَانٌ قَوِيَتْ عُدَّتُهُ وَ عَمَّتْ مَكِيدَتُهُ وَ أَمْكَنَتْ فَرِيسَتُهُ.
اضْرِبْ بِطَرْفِكَ حَيْثُ شِئْتَ مِنَ النَّاسِ، فَهَلْ تُبْصِرُ إِلَّا فَقِيراً يُكَابِدُ فَقْراً، أَوْ غَنِيّاً بَدَّلَ نِعْمَةَ اللَّهِ كُفْراً، أَوْ بَخِيلًا اتَّخَذَ الْبُخْلَ بِحَقِّ اللَّهِ وَفْراً، أَوْ مُتَمَرِّداً كَأَنَّ بِأُذُنِهِ عَنْ سَمْعِ الْمَوَاعِظِ وَقْراً؟- اثْوِيَاء :
- جمع «ثوىّ»، ميهمانان.
- الدَائِب :
- بسيار كوشا، كسى كه مدام مشغول كارى است.
- الْكَادِح :
- زحمتكش، تلاشگر، مقصود كسى است كه تنها در جهت آمال دنيوى تلاش مى كند.
- امْكَنَتْ :
- آسان و سهل شد.
- مَكاييل :
- جمع مكيال: پيمانه
- أثوِياء :
- جمع ثوى: آنكه منزل نموده، اثوياء موجل: مهمانهائى كه پس از مدتى مى روند
- مَدِينُون :
- بدهكاران، از ماده دين
- مُقتَضَون :
- درخواست شدگان: كسى كه دين را از وى مطالبه ميكنند
- دائِب مُضَيَّع :
- كسى كه مداومت بكار دارد و ضايع ميكند
- كادِح خاسِر :
- زحمت و مشقت در كار مى كشد ولى زيانكار است
- أمكَنَت فَريسَتُه :
- آسان و راحت شده شكار او
- اضرِب بِطَرفِك :
- چشم خود را در ميان مردم بگردان
- يُكابِدُ فَقرا :
- شدت فقر را تحمل ميكند، مشقت فقر را مى كشد
- وَفر :
- فراوانى مال و ثروت
- مُتَمَرِّد :
- كسى كه از انجام وظيفه سرپيچى ميكند
(ولى چيزى از اين مقوله در آن نقل نشده، شايد سبب اينست كه چون رويّه سيّد رضىّ عليه الرحمة بر اين بوده كه همه فرمايشهاى امام عليه السّلام را ذكر ننمايد بلكه گلچين كرده، لذا ممكن است قسمتى كه راجع باين عنوان بوده ساقط نموده، و شايد هم سيّد تصرّفى در آن ننموده، بلكه اين عنوان مستفاد است از جمله «أين المتورّعون فى مكاسبهم، و المتنزّهون فى مذاهبهم» يعنى كجايند پرهيزكاران در تجارت و داد و ستدهاى خود، و پاكان آراسته ها در كردارشان. و شايد از كم فروشى مردم نزد آن بزرگوار سخن در ميان آمده كه اين كار زشت شعار بوده حضرت اين خطبه را فرموده):
(1) بندگان خدا، شما و آرزوهايتان از اين دنيا مهمانان هستيد كه مدّت مهمانيتان معلوم شده، و دام دارانى مى باشيد كه بستانكار (وامش را) از شما مطالبه ميكند، و مدّت مهمانيتان اندك و وامتان عمل (عبادت و بندگى) است كه (نزد نويسندگان) محفوظ است،
(2) پس چه بسيار كوشنده در عملى است كه (آنرا) ضائع ميكند (مانند ریا كاران) و چه بسيار رنج برنده اى است كه (از آن) زيان مى برد (چون خوارج و نواصب)
(3) و شما در روزگارى واقع شده ايد كه خير و نيكوئى بآن پشت كرده و شرّ و بدى بآن رو آورده و شيطان بهلاك و تباه نمودن مردم طمع دارد، پس اكنون هنگامى است كه اسباب كار او قوّت گرفته و مكر و حيله اش بهمه جا راه يافته شكار كردنش آسان شده است.
(4) بمردم هر جا كه خواهى درست نظر كن، آيا هيچ مى بينى مگر فقيرى كه از فقر و درويشى رنج مى برد (شكيبائى ندارد و بآنچه خدا خواسته راضى نيست) يا ثروتمندى كه شكر نعمت خدا بجا نياورده كفران ميكند، يا بخيلى كه براى زياد كردن دارائى بمال خدا بخل مى ورزد، يا متمرّد و سركشى كه گويا گوش او براى شنيدن پند و اندرزها سنگين است؟
خطبه ۱۲۹ - بخش ۲ : چرا نهی از منکر نیست؟
[منبع]أَيْنَ أَخْيَارُكُمْ وَ صُلَحَاؤُكُمْ وَ أَيْنَ أَحْرَارُكُمْ وَ سُمَحَاؤُكُمْ وَ أَيْنَ الْمُتَوَرِّعُونَ فِي مَكَاسِبِهِمْ وَ الْمُتَنَزِّهُونَ فِي مَذَاهِبِهِمْ؟ أَ لَيْسَ قَدْ ظَعَنُوا جَمِيعاً عَنْ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَ الْعَاجِلَةِ الْمُنَغِّصَةِ، وَ هَلْ [خُلِّفْتُمْ] خُلِقْتُمْ إِلَّا فِي حُثَالَةٍ لَا تَلْتَقِي إِلَّا بِذَمِّهِمُ الشَّفَتَانِ اسْتِصْغَاراً لِقَدْرِهِمْ وَ ذَهَاباً عَنْ ذِكْرِهِمْ؟ فَ «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ».
ظَهَرَ الْفَسَادُ فَلَا مُنْكِرٌ مُغَيِّرٌ وَ لَا زَاجِرٌ مُزْدَجِرٌ، أَ فَبِهَذَا تُرِيدُونَ أَنْ تُجَاوِرُوا اللَّهَ فِي دَارِ قُدْسِهِ وَ تَكُونُوا أَعَزَّ أَوْلِيَائِهِ عِنْدَهُ، هَيْهَاتَ، لَا يُخْدَعُ اللَّهُ عَنْ جَنَّتِهِ وَ لَا تُنَالُ مَرْضَاتُهُ إِلَّا بِطَاعَتِهِ.
لَعَنَ اللَّهُ الْآمِرِينَ بِالْمَعْرُوفِ التَّارِكِينَ لَهُ، وَ النَّاهِينَ عَنِ الْمُنْكَرِ الْعَامِلِينَ بِهِ.
- الْحُثَالَة :
- افراد پست و فرومايه، هر چيز حقير و پست
- سُمَحاء :
- اشخاص دست و دل باز
- دَنِيَّة :
- پستى و زبونى
- حُثالَة :
- هر چيز پست و بى ارزش كه در اينجا مردم پست و بى درك منظور است
(6) و آيا جانشين شده ايد شما در ميان مردم نخاله بد كه از جهت پستى و بى لياقتى و سزاوار نبودن ذكر نام ايشان دو لب در توبيخ و سرزنش آنان روى هم نمى افتد (شما كه جانشين آن نيكان هستيد به قدرى رذل و پست مى باشيد كه براى نبردن نامتان مذمّت از شما هم سزاوار نيست) پس (در اين مصيبت بايد بگوئيم:) «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» يعنى ما همه بندگان خدا و مملوك او هستيم و بسوى حكم و فرمان او باز مى گرديم.
(7) فساد و تباهكارى نمايان شده است (معروف منكر و منكر معروف گرديده) پس نيست شخصى كه آنرا تغيير دهد، و نه منع كننده اى كه از آن نهى نمايد (امر بمعروف و نهى از منكر نمى كنيد و) با اين رويّه مى خواهيد در بهشت در جوار رحمت خدا و از ارجمندترين دوستان او باشيد
(8) چه دور و نادرست است انديشه شما. خدا را براى رفتن ببهشت او (با كردار زشت و گفتن اينكه رحيم و كريم و آمرزنده است) نمى توان فريب داد، و رضاء و خوشنودى او بدست نمى آيد مگر بطاعت و بندگى كردن.
(9) خدا لعنت كند (از رحمتش دور گرداند) كسانى را كه بمعروف امر ميكنند و خود آنرا بجا نمى آورند، و منكر را نهى مى نمايند و خود مرتكب آن ميشوند.