(قبل از جنگ نهروان در سال ۳۷ هجرى در ردّ اعتقادات خوارج ايراد كرد، خوارج عقيده داشتند: كسى كه گناه كبيره انجام دهد كافر و از اسلام خارج شده است، مگر توبه كند و دوباره مسلمان گردد).
۱. افشاء گمراهى خوارج:
پس اگر چنين مى پنداريد كه من خطا كرده و گمراه شدم، پس چرا همه امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به گمراهى من گمراه مى دانيد و خطاى مرا به حساب آنان مى گذاريد و آنان را براى خطاى من كافر مى شماريد شمشيرها را بر گردن نهاده، كور كورانه فرود مى آوريد و گناهكار و بى گناه را به هم مخلوط كرده همه را يكى مى پنداريد در حالى كه شما مى دانيد، همانا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم زناكارى را كه همسر داشت(۱) سنگسار كرد، سپس بر او نماز گزارد، و ميراثش را به خانواده اش سپرد، و قاتل را كشت و ميراث او را به خانواده اش بازگرداند، دست دزد را بريد و زناكارى را كه همسر نداشت تازيانه زد، و سهم آنان را از غنائم مى داد تا با زنان مسلمان ازدواج كنند. پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنها را براى گناهانشان كيفر مى داد، و حدود الهى را بر آنان جارى مى ساخت، امّا سهم اسلامى آنها را از بين نمى برد، و نام آنها را از دفتر مسلمين خارج نمى ساخت. (پس با انجام گناهان كبيره كافر نشدند).
_____________________________
(۱). محصن: مردى يا زنى را گويند كه همسر دارد و آلوده به زنا مى شود.
از سخنان آن حضرت عليه السّلام است ايضا درباره خوارج:
(چون عقيده و مذهب خوارج نهروان اين بود كه هر كه خطاء كرده گناهى مرتكب شود كافر است، و گمان كردند كه تن دادن به حكميّت حكمين گناه است به اين جهت گفتند كه امير المؤمنين عليه السّلام، و اصحابش -العياذ باللّه- كافر شده اند و آنجا را دار الكفر دانستند، دست از اهل آن بر نداشته هر چه توانستند اگر چه بچه يا از چهار پايان بود مى كشتند، پس امام عليه السّلام براى ابطال گفتارشان مى فرمايد):
(1) اگر مخالفت شما (با من) براى اينست كه گمان مى كنيد (در نصب حكمين و تن دادن به حكميّت ايشان) خطاء كرده و گمراه شده ام، پس چرا همه امّت محمّد، صلّى اللَّه عليه و آله، را به گمراهى من (به گمان خود) گمراه مى دانيد، و آنان را به خطاى من مى گيريد و به گناه من تكفيرشان مى نماييد
(2) (بطوريكه) شمشيرهاتان را كه بر دوشهايتان است بر جاهاى سلامت و هم بر مواضع بيمارى فرود مى آوريد (مقصّر به گمان خود و بى تقصير هر دو را مى كشيد) و كسيرا كه (به گمان شما) گناه كرده با كسى كه گناهى مرتكب نشده خلط مى كنيد،
(3) و (همه را كافر مى پنداريد، در صورتيكه شرع مقدّس اسلام هيچكس را بارتكاب گناه اگر چه كبيره باشد كافر نمى داند، چنانكه) مى دانيد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله زناء كننده اى را كه همسر داشت سنگسار كرد و بعد بر او نماز گزارده و (با اينكه عقيده شما بر اين است كه كفر مانع از ارث بردن است و اگر چه وارث مسلمان باشد) ميراثش را به كسان او داد، و قاتل را كشت وارث او را بوارثش تقسيم كرد، و دست دزد را بريد و زناء كننده بى همسر را تازيانه زد، بعد از آن از مالى كه مسلمانها به غنيمت آورده بودند بايشان قسمت داده و آنان هم زنهاى مسلمان را بنكاح خود در آوردند، پس (اگر زناء و آدم كشى و دزدى كه گناه كبيره است موجب كفر مى گشت، پيغمبر اكرم بر زانى نماز نمى خواند و ارث او و قاتل را به كسانشان نمى پرداخت و يا بزناء كننده بى همسر و دزد دست بريده از غنيمت قسمت نداده و آنها زنهاى مسلمان را به نكاحشان در نمى آوردند، زيرا نماز خواندن بر كافر جائز نيست و كفر از جمله موانع ارث بردن و همسرى با زن مسلمان و بهره بردن از غنيمت است) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ايشان را (كافر ندانسته، بلكه) به گناهانشان گرفته حقّ خدا را در باره آنان جارى ساخت و از بهره آنها از اسلام جلوگيرى ننمود و اسمشان را از بين مسلمانان خارج نفرمود (پس اگر شما خود را مسلمان و پيرو اين پيغمبر مى دانيد چرا بمحض توهّم گناه مسلمان را كافر دانسته جان و مالشان را مباح مى پنداريد؟).
خطاب به خوارج:
اگر گمان آن داريد كه من خطا كرده ام و گمراه شده ام، پس به چه سبب همه امت محمد (صلى اللّه عليه و آله) را به گمراهى من، گمراه مى شمريد و آنان را به خطايى كه من كرده ام، بازخواست مى نماييد و به گناهى كه من مرتكب شده ام به كفر نسبت مى دهيد؟ شمشيرهاى خود را بر دوش نهاده، بر سر بيگناه و گناهكار فرود مى آوريد و گناهكار و بيگناه را با هم در مى آميزيد.
و خود مى دانيد، كه رسول اللّه (صلى اللّه عليه و آله) كسى را كه مرتكب زناى محصنه شده بود، سنگسار نمود. سپس، بر او نماز كرد و ميراثش را به كسانش داد. قاتل را كشت و ميراثش را به كسانش داد. دست دزد را بريد و زناكار غير محصن را تازيانه زد ولى، سهمى را كه از غنايم نصيبشان مى شد به آنان پرداخت و رخصت داد كه با زنان مسلمان ازدواج كنند. رسول الله(صلى اللّه عليه و آله) آنان را به سبب گناهى كه مرتكب شده بودند، مواخذه كرد و حدّ خدا را بر ايشان جارى ساخت ولى از سهمى، كه اسلام برايشان معين كرده بود منعشان ننمود و نامشان از ميان مسلمانان نزدود.
(اى گروه خوارج) اگر چنين مى پنداريد که من خطا کرده و گمراه شده ام (به فرض محال که چنين باشد) چرا به خاطر گمراهى من، همه امّت محمّد (صلى الله عليه وآله) را گمراه مى شمريد؟ و آنها را به خاطر خطاى من، مورد مؤاخذه قرار مى دهيد و تکفير مى کنيد؟
شما شمشيرهاى خودرا بر دوش گذاشته ايد (و به هر کس و هر جا ضربه مى زنيد و) آن را بر جاى درست و نادرست فرود مى آوريد، و گناهکار و بى گناه را با هم فرق نمى گذاريد، در حالى که مى دانيد رسول خدا (صلى الله عليه وآله) زناکار همسردار را سنگسار مى کرد ولى بعد از آن بر وى نماز مى خواند، سپس ارث او را در ميان خانواده اش تقسيم مى نمود (و به اين ترتيب تمام احکام اسلام را بر آنها جارى مى کرد) قاتل را مى کشت ولى ارث او را به خاندانش مى داد; و دست سارق را مى بريد، و زنا کار بدون همسر را تازيانه مى زد، سپس سهم آنها را از بيت المال مى داد و مى توانستند از زنان مسلمان همسر انتخاب کنند. (کوتاه سخن اين که) رسول خدا (صلى الله عليه وآله) آنها را به خاطر گناهانشان مجازات مى کرد و حدّ الهى را بر آنان اجرا مى نمود، اما سهم آنها را از اسلام مى پرداخت و نام آنان را از دفتر مسلمين خارج نمى ساخت. (پس شما چرا بر خلاف دستور پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) هر گنهکارى را کافر مى شمريد).
و از سخنان آن حضرت است به خوارج:
پس اگر به گمان خود جز اين نپذيريد كه من خطا كردم، و گمراه گشتم، چرا همه امّت محمّد (صلی الله علیه وآله) را به گمراهى من گمراه مى پنداريد، و خطاى مرا به حساب آنان مى گذاريد و به خاطر گناهانى كه من كرده ام ايشان را كافر مى شماريد شمشيرهاتان بر گردن، به جا و نا به جا فرود مى آريد، و گناهكار را با بيگناه مى آميزيد و يكى شان مى انگاريد.
همانا دانستيد كه رسول خدا (ص) زناكار محصن را سنگسار كرد، سپس بر او نماز گزارد، و به كسانش داد و قاتل را كشت و ميراثش را به كسانش واگذارد. دست دزد را بريد و زناكار نامحصن را تازيانه نواخت. سپس بخش هر دو را از فيىء به آنان پرداخت، و هر دو خطا كار -دزد و زناكار- زنان مسلمان را به زنى گرفتند. رسول خدا (ص) گناهانشان را بى كيفر نگذاشت، و حكم خدا را در باره ايشان برپا داشت، و سهمى را كه در مسلمانى داشتند از آنان باز نگرفت، و نامشان را از تومار مسلمانان بيرون نكرد.
از سخنان آن حضرت است باز هم به خوارج:
اگر به گمان خود جز اين را قبول نكنيد كه من اشتباه كردم و گمراه شدم، چرا همه امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله را به گمراهى من گمراه مى دانيد، و آنان را به خطاى من مؤاخذه مى كنيد، و به گناه من تكفير مى نماييد؟ شمشيرهايتان بر دوشتان قرار دارد، بر سالم و نا سالم فرود مى آوريد، و گناهكار و بى گناه را با هم مخلوط مى كنيد، و حال اينكه مى دانيد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله زناكار همسردار را سنگسار مى كرد سپس بر جنازه اش نماز مى خواند و ارثش را به اهلش مى سپرد، قاتل را مى كشت و ارثش را به زن و فرزندش مى داد، دست سارق را قطع مى كرد، و زناكار بى همسر را تازيانه مى زد، آن گاه قسمت هر دو را از غنيمت مى پرداخت و حق داشتند زنان مسلمان را به همسرى بگيرند، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گناهكاران را به خاطر گناهشان مؤاخذه مى كرد، و حق خدا را نسبت به آنان اجرا مى نمود، ولى سهم اسلامى آنان را از آنان منع نمى كرد، و نامشان را از دفتر مسلمانان حذف نمى نمود.