(در خواستن باران از خدا در شهر كوفه ايراد فرمود). دعا براى طلب باران: خداوندا كوه هاى ما از بى آبى شكاف خورده و زمين ما غبار آلود و دام هاى ما در آغل هاى خود سرگردانند و چون زن بچّه مرده فرياد مى كشند، و از رفت و آمد بى حاصل به سوى چراگاه ها و آبشخورها، خسته شده اند. بار خدايا بر ناله گوسفندان و فرياد و آه شتران ماده رحمت آور، خدايا به سرگردانى آنها در راه ها و ناله هايشان در خوابگاه ها رحمت آور. بار خدايا هنگامى به سوى تو بيرون آمديم كه خشكسالى پياپى هجوم آورده، و ابرهاى پر باران از ما پشت كرده و خشك و نامهربان بدون بارش قطره اى باران گذشتند. خدايا تو اميد هر بيچاره و حل كننده مشكلات هر طلب كننده مى باشى، خدايا تو را مى خوانيم، در اين هنگام كه همه نا اميد شده اند، و ابر رحمت بر ما نمى بارد و حيوانات ما نابود گرديدند، ما را به كردار ما عذاب نكنى، و به گناهان ما كيفر ندهى. خدايا رحمت خود را با ابر پر باران و بهار پر آب و گياهان خوش منظر شاداب بر ما نازل فرما، بارانى درشت قطره بر ما فرو فرست كه مردگان را زنده و آنچه از دست ما رفته به ما باز گرداند.(۱) سید رضی مى گويد: («انصاحت جبالنا» يعنى كوهها بر اثر خشكى از هم شكافته است، و «انصاح الثّوب» وقتى گفته مى شود كه لباس از هم شكافته باشد «انصاح النّبت و صاح و صوح» به هنگامى كه گياه خشك گردد مى گويند و همه اين چند واژه به يك معنا است. و جمله «و هامت دوابّنا» از ماده «هيام» به معنى عطش است. و «حدابير السنين» جمع «حدبار» به معناى شترى است كه بر اثر راه رفتن ناتوان شده است. امام (علیه السلام) سال هاى قحطى را به چنين شترى تشبيه كرده است. «ذو الرمه» شاعر مى گويد: حدا بير ما تنفكّ الّا مناخة على الخسف او نرمى بها بلدا قفرا شتران ناتوانى كه هيچ گاه از هم جدا نمى گردند جز در خوابگاه ها يا اينكه آنها را در محيطهاى بى آب و علف قرار دهند. _______________________________________ (۱). با طرح اين حقيقت كه زنده كننده خداست، علم بيوژنسيز BIOGENESISM تأييد مى كند كه زنده از زنده و حيات از حيات پديد مى آيد و از مادّه خود بخود چيزى بوجود نخواهد آمد، مثل وجود كرم در سيب كه انگلهاى كرم در شكوفه ها مانده اند و رشد كردند و سپس تبديل به كرم شده اند.
از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است كه هنگام طلب باران فرموده:
(1) بار خدايا كوههاى ما شكافته و خشك مانده، و زمينهاى ما گرد آلود شده، و چهار پايان ما بسيار تشنه اند كه در خوابگاهاشان حيران و سرگردان ناله ميكنند مانند ناله مادران در مصيبت فرزندانشان، و از آمد و رفت در چراگاهها و آبخورهاشان و اشتياق به آب خسته و ملول شدند.
(2) بار خدايا به ناله ناله كنندگان و اشتياق آرزومندان رحم فرما.
(3) بار خدايا بسر گردانى چهارپايان در گذرگاهاشان و ناله آنها در خوابگاهاشان (كه علفى نمى يابند) رحم نما (چون گرسنگى و تشنگى و سختيهاى چهار پايان و همه جانداران نزد خداى تعالى اهميّت دارد از اين جهت امام عليه السّلام به هنگام درخواست باران آنها را وسيله قرار داده است)
(4) بار خدايا (از خانه هاى خود) به اميد فضل و كرم تو بيرون آمديم هنگاميكه سالهاى قحطى مانند شترهاى نزار بما رو آورد (ضعيف و ناتوان و گرفتار و بيچاره شديم) و ابرهائى كه احتمال باران داشت با ما مخالفت ورزيد (ابرها ظاهر مى شد و بيننده را اميد باران در دل مى انداخت ولى نمى باريد) پس تو اميد اندوهگين هستى، و حاجت درخواست كننده را بر مى آورى،
(5) در اين زمان كه مردم (از همه جا) نوميد بوده، و ابرها نباريده چرندگان هلاك گشته اند، تو را مى خوانيم (و از تو مى طلبيم) ما را به اعمال و كردار (زشت) و گناهانمان نگيرى
(6) و رحمتت را بر ما شامل گردانى به ابر پر باران و بهار پر ابر و گياه پر بركت شگفت آور، باران فراوان درشت دانه كه بآن آنچه مرده است (خشك شده) زنده نمائى، و آنچه (نعمت و فراوانى) كه از بين رفته باز گردانى.
سيّد رضىّ فرمايد: معنى سخنان شگفت آور در اين خطبه اينست: فرمايش آن حضرت عليه السّلام انصاحت جبالنا يعنى كوهها بر اثر خشكى از هم شكافته شد، گفته ميشود (عرب مى گويد): انصاح الثّوب چون جامه شكافته گردد، و نيز گفته ميشود: انصاح النّبت و صاح و صوّح چون گياه پژمرده و خشكيده. و فرمايش آن حضرت و هامت دوابّنا يعنى چهار پايان ما تشنه باشند، و هيام بمعنى تشنگى است. و فرمايش آن حضرت حدابير السّنين، حدابير جمع حدبار است بمعنى شترى كه راه نوردى لاغرش كرده، پس بآن شتر تشبيه فرموده سالى را كه خشكى و كم آبى در آن پديدار شود، ذو الرّمّة (يكى از شعراى عرب است) گفته:
حدابير ما تنفكّ إلّا مناخة على الخسف أو ترمى بها بلدا قفرا
يعنى آنها شترهايى هستند لاغر شده از راه نوردى، از هم جدا نمى شوند مگر در خوابگاه گرسنگى يا آنكه آنها را در شهرهاى بى آب و علف ببرند.
خطبه اى از آن حضرت (ع) در طلب باران:
بار خدايا، كوههاى ما از خشكى شكافته و زمين ما تيره شده. ستورانمان تشنه اند و در آغلهاى خود سرگشته اند. همانند مادران فرزند مرده مى نالند. از آمد و شدهاى بيهوده به چراگاهها ملول شده اند و از اشتياق به آبشخورها به ستوه آمده اند.
بار خدايا، ترحم فرماى به ناله گوسفندان و شوق ماده شتران به آبشخورها. بار خدايا، ترحم فرماى به سرگشتگى آنها، آن گاه كه در راه مى روند و به ناله هايشان، آن گاه كه به آغلهايشان در مى آيند.
بار خدايا، بيرون آمده ايم به سوى تو، هنگامى كه خشكسالى چونان اشترى لاغر بر سر ما آمده. و ابرهاى بارانزاى نه بدان گونه اند كه مى نمايند. اى خداوند، تويى اميد دردمندان و چاره ساز خواهندگان. در هنگامى كه مردمان نوميد شده اند و ابر، باران خود را باز داشته و چرندگان هلاك شده اند تو را مى خوانيم.
بار خدايا كه ما را به اعمالمان مؤاخذت نفرمايى و به گناهانمان مگيرى. رحمت خود را با ابرهاى بارنده ات و بهار پربارانت و روييدنيهاى شادى افزايت بر ما ارزانى دار. از تو بارانى درشت و تندبار مى خواهيم تا آنها را كه مرده اند زنده سازى و آنچه را كه از دست رفته است تدارك فرمايى.
تفسير الفاظ غريب در اين خطبه:
سید رضی می گوید: سخن آن حضرت (ع) كه مى فرمايد: «انصاحت جبالنا»، يعنى، كوهها از خشكى شكافته شدند. «انصاح الثوب»، يعنى، جامه پاره شد. «انصاح النّبت» و (صاح و صوّح) يعنى گياه خشك گرديد. «هامت دوابّنا»، يعنى، چارپايان تشنه شدند. «هيام» به معنى عطش است. «حدابير السنين»: حدابير جمع حدبار است و آن ناقه اى است كه به سبب راه رفتن بسيار لاغر شده باشد. قحط سال را به آن تشبيه كرده. ذو الرّمة گويد:
حدابير ما تنفكّ الّا مناخة على الخسف او نرمى بها بلدا قفرا
معنى بيت: ماده شترانى لاغر و ناتوان، همواره در خوابگاه خفته يا آنها را به بلادى خشك مى رانيم.
بارالها! کوههاى ما از بى آبى از هم شکافته، زمين ما پر غبار و خشک و خالى از گياه شده، چهارپايان ما سخت تشنه گشته و در آغل هاى خويش سرگردانند، همچون مادران فرزند مرده، ناله سرداده واز رفت و آمد زياد به چراگاه ها و روى آوردن به آبگاهها (ونيافتن آب و علف) خسته شده اند.
بارخدايا! به ناله گوسفندان، و فرياد سوزناک شتران ما، رحم فرما!
بارالها! به سرگردانى آنها در راهها (از شدت گرسنگى و عطش) و ناله هاشان در آغل ها ترحم فرما!
خداوند! هنگامى به سوى تو بيرون آمديم که خشکسالى هاى پى در پى بر ما هجوم آورده، و ابرهاى پر باران به ما پشت کرده است. تو مايه اميد هر بيچاره، وحلاّل مشکلات هر طلب کننده اى، در اين هنگام که يأس و نوميدى بر مردم چيره گشته، و ابرها از باريدن بازداشته شده اند، و حيوانات بيابان رو به هلاکت مى روند، تو را مى خوانيم که ما را به اعمالمان مؤاخذه نکنى، و به گناهانمان مگيرى.
(بارالها!) رحمتت را به وسيله ابرهاى پرباران، و بهار پر آب و گياه، و گياهان سرسبز و پر طراوت بر ما بگستران; بارانى دانه درشت بر ما نازل کن آن چنان که زمينهاى مرده را با آن زنده کنى و آنچه را از دست رفته به ما بازگردانى!
و از خطبه هاى آن حضرت است در خواستن باران:
خدايا كوههاى ما كفيده است، و زمين ما تيره رنگ گرديده، و چارپايانمان تشنه اند، و در آغلهاى خود سرگردانند، و چون زن بچّه مرده فرياد كنانند. ملول از آنكه به چراگاهها آيند و روند، آرزوشان نه، كه به آبشخورهاشان در شوند. خدايا رحمت آر بر ناله گوسفندان، و فرياد ماده اشتران. خدايا رحمت آر بر سرگردانى آنان به هنگام رفتنشان و ناله شان به هنگام در شدنشان.
خدايا هنگامى به سوى تو بيرون شديم، كه خشكسالى پياپى بر ما رسيد، و ابرهامان كه باراندار مى نمود، به خشك ابر مبدّل گرديد. پس تو دردمند را اميد دهنده اى، و خواهنده را بسنده. خدايا تو را مى خوانيم -هنگامى كه مردم نوميدند، و ابر رحمت بازداشته، و چرندگان تباه شده- كه ما را به كردارمان مگيرى، و به گناهانمان عقوبت مفرمايى.
و رحمت خود را بر ما بگستران به ابر بسيار باران، و بهار پر آب، و گياه خوشنماى شاداب، بارانى درشت قطره كه زنده سازى بدان، آنچه مرده است، و بازگردانى بدان، آنچه از دست شده است.
سید رضی مى گويد: [گفته آن حضرت عليه السلام: «انصاحت جبالنا» يعنى: شكافته شد از خشكسالى، و گويند: «انصاح الثّوب» يعنى: جامه پاره گرديد، «انصاح النّبت» و «صاح و صوّح»: رستنى پژمرده و خشك شد. «هامت دوابّنا» يعنى: تشنه شدند، و «هيام» تشنگى است. «حدابير السّنين»: جمع «حدبار»، و آن مادّه شترى است كه راه رفتن، آن را لاغر كرده باشد. امام سال را، كه قحطى در آن فراوان گرديده، بدان تشبيه كرده. «ذو الرّمه» گفته است: «ماده شتران لاغرى كه پيوسته از كوفتگى و لاغرى در خوابگاه خفته اند، و يا آنها را به زمين خشك و بى آب و علف مى رانيم.»
از خطبه هاى آن حضرت است در طلب باران:
بار خدايا، كوههاى ما از بى آبى شكافته، زمين ما را غبار گرفته، چهارپايان ما به شدّت تشنه اند، و در آغلهاى خود سرگشته، و چون مادران فرزند مرده ناله مى كنند، و از رفت و آمد به چراگاه ها و ميل به آب گاههاى خود ملول و خسته اند.
خداوندا، به ناله گوسپندان، و به فرياد شتران رحم كن. الها، به سرگردانى چهارپايان در گذرگاه ها، و فرياد آنان در خوابگاهشان ترحّم فرما. خداوندا، وقتى به سوى تو بيرون آمديم كه سالهاى قحطى و خشكسالى به ما رو آورده، و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غم زده اى، و بر آورنده حاجت هر حاجتمند.
در اين زمان كه مردم ما نا اميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى، با ابر پرباران، و بهار پر آب، و گياه شاداب سفره رحمتت را بر ما بگستران، از باران دانه درشت خود كه زمين مرده را به آن زنده كنى، و آنچه را از بين رفته به ما برگردانى بر ما بباران.
تفسير لغات نامأنوس اين خطبه:
سید رضی مى گويد: «انصاحت جبالنا»: كوهها بر اثر خشكسالى از هم شكافته شد، عرب گويد: «انصاح الثّوب» وقتى جامه شكافته شود. و نيز گفته مى شود: «انصاح النّبت، و صاح و صوّح» زمانى كه گياه پژمرده و خشكيده. و گفتار آن حضرت: «و هامت دوابّنا» يعنى چهار پايان تشنه شدند، و «هيام» به معنى تشنگى است. «حدابير السّنين» حدابير جمع «حدبار» به معناى شترى است كه طى سفر آن را لاغر كرده، حضرت خشكسالى را به آن شتر مثل زده است. ذو الرّمّة يكى از شعراى عرب گفته: «شترهايى كه از شدت راه نوردى لاغر شده و پيوسته در خوابگاه گرسنگى خفته اند، يا اينكه آنها را در مناطق بى آب ببريم».