۲. هشدار از آينده تلخ فرزندان اميّه:
شما اى فرزندان اميّه زمانى از لذّت و شيرينى دنيا بهره مند شديد، و از پستان آن نوشيديد كه افسارش رها، و بند جهازش محكم نبود (در حكومت عثمان)، تا آنجا كه حرام دنيا نزد گروهى چونان ميوه درخت سدر بى خار، آسان، و حلال آن دشوار و غير ممكن شد. به خدا سوگند، دنيايى كه در دست شماست چونان سايه اى است گسترده كه زود به سر آمد خود نزديك مى شود. امروز زمين براى شما خالى و گسترده، و دستهايتان براى انجام هر رفتار نادرستى باز، و دست هاى رهبران واقعى بسته است. شمشير شما بر آنان مسلط و شمشير آنان از شما باز گرفته شده است.
آگاه باشيد هر خونى، خونخواهى دارد، و هر حقى را جستجوگرى است، انتقام گيرنده خون هاى ما، چونان حاكمى است كه براى خود داورى كند، و او خداوندى است كه از گرفتن كسى ناتوان نگردد، و كسى از پنجه عدالت او نمى تواند بگريزد. اى فرزندان اميّه سوگند به خدا زود باشد كه اين خلافت و دولت را در دست ديگران(۱) و در خانه دشمنان خود بنگريد.
____________________________
(۱). بنى اميّه تا سال ۱۳۲ هجرى حكومت كردند، كه آخرين آنها «مروان حمار» به دست ابو مسلم خراسانى و «احمد سفاح» نابود و دودمانشان بر باد رفت، آنگاه بنى العباس قدرت را به دست گرفتند، كه سفّاح تنها در يك مرحله، هفتاد هزار نفر از رجال و بزرگان بنى اميّه را قتل عام كرد.
(2) پس (اى بنى اميّه) از شيرينى لذّت و خوشى دنيا بهره مند نگشتيد و براى نوشيدن شير از پستان آن توانا نشديد مگر بعد از آنكه آنرا يافتيد با مهار جولان دار و جهاز و پالان تنگ نبسته (آنرا چون شتر سر خود و بى ساربان رايگان بدست آورديد، و اين بر اثر آن بود كه) حرام آن نزد خانواده هايى (خلفاء پيش از امام عليه السّلام و پيروانشان) به منزله درخت سدر بى خار بود (كه به آسانى ميوه آنرا تناول مى نمودند، يعنى نواهى را مرتكب شده از عذاب روز رستاخيز باكى نداشتند) و حلال آن از آنها دور گشته وجود نداشت (گفتار و كردارشان بر خلاف دين اسلام بود)
(3) (شما گمان نكنيد كه همواره دنيا بهمين منوال بوده دولت بنى اميّه باقى و برقرار مى باشد، بلكه) سوگند بخدا، دنيا را به دلخواه خود يافته ايد مانند سايه كشيده شده تا مدّت معيّنى، پس زمين براى شما خالى و بى صاحب است، و دستهايتان در آن گشاده، و دستهاى پيشوايان (حقيقى) از (استيلاء بر) شما باز داشته شده، و شمشيرهاى شما بر آنها مسلّط است، و شمشيرهاى آنان از شما برداشته (خلاصه تسلّط شما بر مردم روزگار طورى خواهد بود كه دوستان خدا و فرزند دلبند رسول اكرم را خواهيد كشت)
(4) آگاه باشيد براى هر خونى خونخواه و براى هر حقّى خواهانى است، و خونخواه خونهاى ما همچون حاكمى است كه در باره خودش حكم كند (كه بدون بيّنه و شاهد طبق علمش در حقّ خويش حكم مى نمايد) و خونخواه و خواهان حقّ ما خداونديست كه هر كه را بطلبد (و بخواهد دستگير كند) از دستگيرى او ناتوان نيست، و هر كه بگريزد از چنگ او بيرون نمى رود،
(5) پس سوگند ياد ميكنم بخدا اى بنى اميّه در اندك زمانى خواهيد دانست كه رياست و دولت دنيا (پس از چند روز زمامدارى شما) در دستهاى غير شما بوده به سراى دشمنتان (بنى العبّاس) منتقل مى گردد.
پس، دنيا به كامتان شيرين نگرديد و خوردن شير پستانهايش برايتان ميسّر نشد، مگر آن گاه كه آن را چون اشترى يافتيد، گسسته مهار، كه از لاغرى تنگش سست و لغزان بود.
در نزد اقوامى، حرامش به مثابه درخت سدرى از خار پيراسته و حلالش دور از دسترس و ناياب. به خدا سوگند، كه دنياى شما چونان سايه اى است تا زمانى معين بر زمين گسترده. عرصه زمين خالى افتاده و بى صاحب و، دست شما بر آن گشاده، و دست پيشوايان واقعى را بر شما بسته اند، زيرا شمشيرهاى شما بر آنان مسلط است و شمشيرهاى آنها از شما برداشته.
بدانيد، كه هر خونى را طلب كننده خونى است و هر حقى را جوينده اى. آنكه به خونخواهى ما بر مى خيزد، در ميان شما چنان داورى كند كه گويى در حق خود داورى مى كند.
او خدايى است كه هر كه را كه خواهد كه به دست آورد، توان گريختنش نيست و هر كه بگريزد از او رهايى نيابد. اى بنى اميه، به خدا سوگند مى خورم، كه بزودى دنيا را خواهيد يافت كه در دست ديگرى است غير از شما و، در سراى دشمنان شماست.
شما (اى افراد ضعيف الايمان) زمانى از لذّت و زرق و برق دنيا بهره برديد و از پستان آن شير نوشيديد، که افسارش رها، و تنگ جهازش گشوده بود. (و کار شما به جايى رسيد که) حرام دنيا در نظر گروهى، همچون درخت سدر بى خار بود و حلالش دوردست بلکه غير موجود! به خدا سوگند! دنيايى که شما با آن روبه رو هستيد، همچون سايه اى است گسترده، تا سر آمدى معيّن. امروز زمين براى شما آزاد و بى مانع و دست هايتان باز است، در حالى که دست رهبران (الهى شما) نسبت به شما بسته است; شمشيرهاى شما بر آنان مسلّط، و شمشيرهاى آنان از شما باز گرفته شده است;
ولى آگاه باشيد! هر خونى خونخواهى دارد. و هر حقّى صاحب و طالبى. و انتقام گيرنده خون هاى ما، مانند کسى است که داور خويش است (که چيزى را فرو گذار نخواهد کرد،) و او خداوندى است که از گرفتن و مجازات کسى ناتوان نگردد و هيچ کس از پنجه عدالتش نگريزد. اى بنى اميّه! به خدا سوگند! به زودى اين خلافت را در دست ديگران و در خانه دشمنان خود خواهيد ديد.
پس دنيا براى شما شيرين نبود، و دوشيدن پستان آن آسان نمى نمود، تا آنكه آن را شترى ديديد مهارش گسسته و جنبان، از لاغرى ميانبندش لرزان. حرام نزد گروهى نادشوار، چون سودن دست بر درخت سدر پيراسته از خار، و حلال از دسترس دور و ناپديدار، و به خدا سوگند، بدان دولت رسيديد - كه خواهان آنيد- و تا مدّتى معيّن در آن بمانيد.
پس -كنون- پهنه زمين براى شما خالى است، و آن را نگاهبانى نيست. دست شما در آن گشاده است، و دست زمامداران - حقيقى- از شما بازداشته، شمشير شما بر آنان مسلّط است و شمشير آنان از شما نگاهداشته.
همانا، هر خونى را خونخواهى است و هر حقّى را خواهانى. همانا، خونخواه ما چنان كند كه داور در باره خود آن كند. او خداست كه هر كس را خواهد از دست او نجهد و آن كه گريزد، از او نرهد. سوگند به خدا، اى فرزندان اميّه كه در اندك زمانى دنيا را ببينيد در دست ديگران، و در خانه دشمنان.
پس شما (اى بنى اميه) از شيرينى دنيا لذت نبرديد، و براى نوشيدن شير از پستان آن توانمند نشديد، مگر بعد از آنكه مهارش را رها، و تنگ پالانش را نبسته يافتيد. حرامش نزد اقوامى به منزله درخت سدر بى خار (آسان و در دسترس) و حلالش دور از دسترس و غير موجود بود. به خدا قسم به آن دنيايى دست يافتيد كه چون سايه اى گسترده تا زمانى معين است. زمين براى شما از هر مانعى آزاد، و دستتان در آن باز است، ولى دستان رهبران واقعى از سر شما كوتاه است، و شمشيرهاى شما بر آنان غالب، و شمشير آنان از شما باز گرفته شده است.
بدانيد هر خونى را خونخواهى، و هر حقّى را خواهنده اى است. خونخواه خونهاى ما چون حاكمى است كه در باره خودش حكم دهد، و او همان خداوندى است كه مطلوبى او را ناتوان نكند، و گريزنده اى از پنجه عدالتش بيرون نرود. اى بنى اميّه، به خدا سوگند مى خورم كه پس از اندك زمانى اين حكومت را در دست غير خود، و در خانه دشمنانتان خواهيد ديد.