متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۱۰۴ - بخش ۱ : رهاورد بعثت پيامبر اعظم
[منبع]
أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ [وَ تَعَالَى] بَعَثَ مُحَمَّداً
(صلی الله علیه وآله)
وَ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ يَقْرَأُ كِتَاباً وَ لَا يَدَّعِي نُبُوَّةً وَ لَا وَحْياً، فَقَاتَلَ بِمَنْ أَطَاعَهُ مَنْ عَصَاهُ، يَسُوقُهُمْ إِلَى مَنْجَاتِهِمْ وَ يُبَادِرُ بِهِمُ السَّاعَةَ أَنْ تَنْزِلَ بِهِمْ، يَحْسِرُ الْحَسِيرُ وَ يَقِفُ الْكَسِيرُ، فَيُقِيمُ عَلَيْهِ حَتَّى يُلْحِقَهُ غَايَتَهُ إِلَّا هَالِكاً لَا خَيْرَ فِيهِ، حَتَّى أَرَاهُمْ مَنْجَاتَهُمْ وَ بَوَّأَهُمْ مَحَلَّتَهُمْ، فَاسْتَدَارَتْ رَحَاهُمْ وَ اسْتَقَامَتْ قَنَاتُهُمْ.
- الْحَسِير :
- خسته، درمانده.
- الْكَسِير :
- شكسته، مقصود كسى است كه پايه هاى اعتقاديش سست و لرزان است و در حركت با مؤمنين از خود ضعف نشان مى دهد.
- اسْتَدَارَتْ رَحَاهُمْ :
- آسياب آنها به گردش افتاد، كنايه از فراوانى ارزاق است.
- الْقَنَاة :
- نيزه.
- اسْتَقَامَتْ قَنَاتُهُم :
- نيزه آنها راست گرديد، كنايه از توانمندى و سامان يافتگى اوضاع آنهاست.
- يَحسِر :
- خسته مى شود، حَسير: شخص خسته
- يَقِفُ :
- مى ايستد
- كَسِير :
- كسى كه اعضايش شكسته است
- إستَدارَت :
- بگردش افتاد
- رَحا :
- آسياب
(1) پس از حمد و ثناى الهىّ و درود بر خاتم النّبيّين (آگاه باشيد) خداوند سبحان محمّد صلّى اللّه عليه و آله را در ميان عرب به رسالت بر انگيخت و هيچيك از آنها نبود كه بخواند كتابى از حقّ، و نبوّت و پيغمبرى و وحى ادّعاء كند (تا در باره آن حضرت شكّ نموده بآن بزرگوار تهمت زنند)
(2) پس (براى اظهار حقّ و اثبات اسلام) به همراهى پيروانش با مخالفين خود جنگيده آنان را بمحلّ رستگاريشان سوق مى داد (بطريق حقّ و راه سعادت و خوشبختى دعوت مى نمود) و براى رهاندن ايشان از جهالت و نادانى مبادرت مى فرمود كه مبادا مرگ آنها را به حالت كفر و گمراهى دريابد (و بعذاب جاويد مبتلى گردند) تا (از سنگينى بار فتنه و فساد و گمراهى) آنرا كه مانند شتر (سنگين بار) عاجز و درمانده و وامانده و شكسته مى شد، آن حضرت بر سر راه او مى ايستاد (كوشش مى نمود) تا به منزلش (سعادت و خوشبختى) مى رساند (هدايت مى فرمود، همه براه راست رهسپار شدند) مگر هلاك شده اى كه ابدا خير و نيكى در او نبود (مانند ابو جهل كه از بدى فطرت قابليّت رستگارى نداشت و به هيچ گونه هدايت نمى شد، و در تبليغ احكام كوتاهى نكرد)
(3) تا راه نجات و رهائى از گمراهى را بآنها نمود، و آنان را در جايگاهشان جاى داد (وادار بگرويدن دين اسلام كه فطريشان بود فرمود) پس آسياى ايشان به گردش افتاد (امور زندگانيشان منظّم گشت) و نيزه آنها راست گرديد (توانا شده زير بار گمراهى گمراه كنندگان و ستم ستمگران نمى رفتند).
خطبه ۱۰۴ - بخش ۲ : ثبات قدم در اسلام
[منبع]وَ ايْمُ اللَّهِ لَقَدْ كُنْتُ مِنْ سَاقَتِهَا حَتَّى تَوَلَّتْ بِحَذَافِيرِهَا وَ اسْتَوْسَقَتْ فِي قِيَادِهَا، مَا ضَعُفْتُ وَ لَا جَبُنْتُ وَ لَا خُنْتُ وَ لَا وَهَنْتُ.
وَ ايْمُ اللَّهِ لَأَبْقُرَنَّ الْبَاطِلَ حَتَّى أُخْرِجَ الْحَقَّ مِنْ خَاصِرَتِهِ.
[قال السيد الشريف الرضي و قد تقدم مختار هذه الخطبة إلا أنني وجدتها في هذه الرواية على خلاف ما سبق من زيادة و نقصان فأوجبت الحال إثباتها ثانية]. - لأَبْقَرَنَّ الْبَاطِلَ :
- باطل را خواهم شكافت، «البَقر»: شكافتن
- استَوثَقَت :
- وثوق و اطمينان نمود
- قِياد :
- رهبرى
- أبقُرَنّ :
- حتما خواهم شكافت
- خاصِرَة :
- پهلو، ميان شكم و پشت
(5) و سوگند بخدا (اكنون در اين جنگ هم) باطل را مى شكافم تا حقّ را از پهلوى آن بيرون آورم (با ايشان زد و خورد ميكنم و از كشتن و كشته شدن باكى ندارم، براى آنكه فتنه جويان دست از فتنه و فساد برداشته حقّ آشكار گردد).
سيّد رضىّ فرمايد: اين خطبه پيش از اين بيان شد (خطبه سى و سوّم) و ليكن چون در اين روايت آنرا از جهت زيادى و كمى بر خلاف خطبه مذكوره يافتم، لازم شد دوباره نوشته شود.