شارح مورد نظر خود را انتخاب نمایید
شرح : پیام امام امیر المومنین ( مکارم شیرازی )گزيدن شيرين!امام(عليه السلام) در اين سخن حكيمانه به يكى از ويژگى هاى متضاد زنان اشاره كرده مى فرمايد: «زن عقربى است كه نيش زدن او شيرين است»; (ألْمَرْأَةُ عَقْرَبٌ حُلْوَةُ اللَّبْسَةِ).شارحان نهج البلاغه هم در تفسير اين جمله اختلاف فراوان دارند و هم در اين كه آيا نسخه اصلى لَسبه است يا لِبسه (بر وزن حسبه). در نسخه محمد عبده لِبسه آمده كه به معناى معاشرت و ملابست است، بنابراين نسخه، تفسير جمله بالا چنين است: زن گرچه همچون عقرب گزنده است; اما معاشرت با او داراى فوايد و بركات و آثار مثبتى است كه آن را جبران مى كند و به دليل اين آثار معاشرت با او مطلوب است. همان گونه كه قرآن مجيد هم به آن اشاره كرده مى فرمايد: «(وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا); از آيات خدا اين است كه براى شما همسرانى از جنس شما آفريد تا در كنار آنها آرامش پيدا كنيد» و در جايى ديگر مى فرمايد: «(هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ); زنان براى شما همچون لباس هستند و شما براى آنها همانند لباس (هر دو زينت هم هستيد و هر دو سبب حفظ يكديگر)».ولى در غالب نسخه هاى ديگر مانند نسخه مورد بحث ما «لَبسه» آمده است كه به معنى نيش زدن است. در اين كه اگر زن همچون عقرب باشد چگونه نيش زدن او شيرين است شايد از آن رو كه در كنار نيش هاى او نوش هاى فراوانى نيز وجود دارد كه نيش هاى او را قابل تحمل بلكه شيرين مى كند. با توجه به اين كه آنچه در مورد عقرب مناسب مى رسد نيش است نه معاشرت كردن، اين تفسير از تفسير عبده مناسب تر است.در اينجا تفسير سومى است كه مرحوم كمره اى آن را در شرح نهج البلاغه خود آورده و مى گويد: منظور از اين كلام حكمت آميز اين است كه به همه مردان و مخصوصاً جوانان هشدار داده شود كه از زنان آلوده بپرهيزند، زيرا آنها همچون عقربند، هرچند ظاهراً نيش شيرينى دارند; ولى هرگز نبايد فريب ظاهر زيباى آنها را خورد و در دام سم كشنده آنها افتاد. اين تفسير نيز مناسب به نظر نمى رسد، زيرا لحن جمله حكمت آميز بالا برحذر داشتن نيست، بلكه تحمل كردن و مدارا نمودن است كه با همسران مشروع سازگار است. بنابراين همان تفسير دوم بهترين تفسيرها براى اين جمله حكيمانه است.در اينجا اين سؤال پيش مى آيد كه آيا اين تعبير درباره همه زنان صادق است يا درباره گروهى از آنها؟ به يقين منظور همه زنان نيستند، زيرا بسيارى از آنان داراى چنان ايمان و تربيت و اخلاقى هستند كه هرگز همسرانشان از آنها نيشى احساس نمى كنند، بنابراين منظور اين است كه در طبيعت زن اگر تربيت كافى نداشته باشد و از ايمان و معرفت، روح او سيراب نشود حالت گزندگى به خود مى گيرد و اين سخن حكيمانه براى همسران اين گونه زنان اين پيام را دارد كه به دليل فوايد وجودى آنان نيش هاى آنها را تحمل كنند. در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم كه فرمود: «يكى از حقوق زن بر مرد اين است كه اگر كار جاهلانه اى انجام دهد او را ببخشد و از او درگذرد»; (وَاِنْ جَهِلَت غَفَرَ لَها)(1). (2)*****پی نوشت:(1). کافى، ج 5، ص 510.(2). سند گفتار حکیمانه: در کتاب مصادر نهج البلاغه سند خاصى غیر از نهج البلاغه براى این کلام حکمت آمیز نقل نشده و در کتاب تمام نهج البلاغه آن را جزء خطبة الوسیله شمرده است; ولى با مراجعه به تحف العقول و کافى که خطبه وسیله را نقل کرده اند این جمله پیدا نشد.
شرح ابن میثم بحرانی ( ترجمه محمدی مقدم )امام (ع) فرمود: «الْمَرْأَةُ عَقْرَبٌ حُلْوَةُ اللَّسْبَةِ»:در مورد كژدم گزيدنش را لسبه گويند و كلمه عقرب را با صفت مزبور از آن جهت استعاره از زن آورده است كه كار زن آزردن است، امّا آزارى آميخته با لذّت بطورى كه شخص احساس اذيت نمى كند، مانند اذيت و آزارگرى كه آميخته با لذّتى كه ناشى از خارش آن است.
منهاج البراعه (خوئی)الثامنة و الخمسون من حكمه عليه السّلام(58) و قال عليه السّلام: المرأة عقرب حلوة اللّسبة. (74689- 74683)
اللغة:(اللّسبة) بتقديم السين على الباء: اللّعقة، لدغ العقرب.الاعراب:حلوة اللّسبة، خبر بعد خبر لقوله عليه السّلام: المرأة، أو صفة للعقرب.
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة (خوئى)، ج 21، ص: 99
المعنى:تشبيه [المرأة عقرب حلوة اللّسبة] شبّهت المرأة بالعقرب حيث إنّ تماسّ الرجل به خصوصا في عنفوان الشباب و طغيان القوى الشهويّة معرض للافات و البلايا الرّوحية و الجسميّة، و تنفذ المرأة بجاذبتها و فتانتها في وجود الرّجل و تنفث على قلبه و روحه سمّ العشق، و أيّ سمّ أضرّ منه و أوجع و آلم منه و أنقع، و إذا أحصيت وجدت المقتولين و المعتاهين بسمّ الحيات و العقارب معدودين في كلّ عصر و مصر، و لكن المقتولين روحا و معنا بسمّ فتنة المرأة غير محصور جدا، و كفى لك بذلك ما ترنّم به الشعراء في كلّ زمان و من أهل كلّ لسان في أشعارهم- و الشعر شعور الامّة و الشعب- من التأثر بلقاء المرأة الحسناء حتى قتلا و جرحا للقلب و الكبد، فبلغ شكواهم عنان السماء و ملأ صريخهم أرجاء الفضاء، و قد أشار عليه السّلام أنّ هذا السمّ الناقع حلوة و لذيذة.الترجمة:زن كژدمى است شيرين گزش.زهر زن، زهر عقرب جرّار ليك شيرين گزد بوقت شكار
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ( مهدوی دامغانی )جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 7، ص278
المرأة عقرب حلوة اللسبة. «زن كژدمى است شيرين گزنده.»
به سقراط گفته شد كدام يك از درندگان گستاخ تر است؟ گفت: زن.
حكيمى به زنى كه بر درختى به دار كشيده شده بود نگريست و گفت: اى كاش هر درختى چنين ميوه اى داشته باشد.
يكى از حكيمان معلمى را ديد كه به دوشيزه اى نوشتن مى آموزد، گفت: بر بدى، بدى ميفزاى، همانا تيرى را زهر آلود مى كنى كه روزى آن را خواهد زد.
يكى از حكيمان كنيزكى را ديد كه آتش با خود مى برد، گفت: آتش بر آتش و آن كس كه آن را مى برد بدتر است از چيزى كه مى برد.
يكى از حكيمان زنى لاغر را به همسرى گرفته بود، در آن باره از او پرسيدند گفت: از بدى و شر كمتر و كوچكترش را برگزيده ام.
فيلسوفى بر در خانه خود نوشته بود: هرگز شرى به اين خانه وارد نشده است. يكى از يارانش گفت: بنويس «جز زن».
در حديث مرفوع آمده است «از زنان بد به خدا پناه بريد و از نيكان ايشان هم بر حذر باشيد.»
«سلاح ابليس» از كنايه هاى مشهورى است كه در مورد زنان گفته شده است.
در حديث آمده است «زنان دامهاى شيطان اند» و «فتنه اى را زيان بخش تر از زنان براى مردان پس از مرگ خودم باقى نگذاشته ام.»
و هم در حديث آمده است كه زن دنده كژ است، اگر با او مدارا كنى از او بهره مند مى شوى و اگر بخواهى آن را راست كنى، او را خواهى شكست.
در امثال آمده است هيچ كنيزى را در سالى كه او را خريده اى و هيچ زن آزاده اى را در سال نخست ازدواج با او ستايش مكن.
يكى از گذشتگان گفته است: مكر زنان از مكر شيطان بزرگتر است كه خداوند متعال ضمن ياد كردن از شيطان فرموده است «همانا كيد شيطان سست است.» و زنان را ياد كرده و فرموده است: «اين از مكر و كيد شماست كه كيد شما بزرگ است.»
از سخنان عبد الله مأمون در باره زنان است كه آنان همگى بد هستند و بدترين چيزى كه در مورد ايشان است، اين است كه چاره اى از آنان نيست.