متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح نامه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
نامه ۳۶ - بخش ۱ : دشمنی قریش با امیرالمؤمنین
[منبع]و من كتاب له (علیه السلام) إلى أخيه عقيل بن أبي طالب في ذكر جَيش أنفذَه إلى بعض الأعداء و هو جواب كتاب كتبه إليه عقيل :
فَسَرَّحْتُ إِلَيْهِ جَيْشاً كَثِيفاً مِنَ الْمُسْلِمِينَ، فَلَمَّا بَلَغَهُ ذَلِكَ شَمَّرَ هَارِباً وَ نَكَصَ نَادِماً، فَلَحِقُوهُ بِبَعْضِ الطَّرِيقِ وَ قَدْ طَفَّلَتِ الشَّمْسُ لِلْإِيَابِ، فَاقْتَتَلُوا شَيْئاً كَلَا وَ لَا، فَمَا كَانَ إِلَّا كَمَوْقِفِ سَاعَةٍ حَتَّى نَجَا جَرِيضاً بَعْدَ مَا أُخِذَ مِنْهُ بِالْمُخَنَّقِ وَ لَمْ يَبْقَ [مَعَهُ] مِنْهُ غَيْرُ الرَّمَقِ، فَلَأْياً بِلَأْيٍ مَا نَجَا.
فَدَعْ عَنْكَ قُرَيْشاً وَ تَرْكَاضَهُمْ فِي الضَّلَالِ وَ تَجْوَالَهُمْ فِي الشِّقَاقِ وَ جِمَاحَهُمْ فِي التِّيهِ، فَإِنَّهُمْ قَدْ أَجْمَعُوا عَلَى حَرْبِي كَإِجْمَاعِهِمْ عَلَى حَرْبِ رَسُولِ اللَّهِ
(صلى الله عليه و آله)
قَبْلِي؛ فَجَزَتْ قُرَيْشاً عَنِّي الْجَوَازِي، فَقَدْ قَطَعُوا رَحِمِي وَ سَلَبُونِي سُلْطَانَ ابْنِ أُمِّي.
- طَفّلَتْ :
- نزديك شد.
- الِاياب :
- بازگشت (بسوى مغرب).
- كَلَا وَ لَا :
- مانند «لا» و «لا»، كنايه از سرعت است، زيرا دو حرفى كه دومين آن، حرف لين باشد، (مانند «لا» كه حرف دوم آن يعنى الف حرف لين است) بسرعت شنيده ميشود، و لذا هر امرى را كه بسرعت انجام پذيرد به آن تشبيه مى كنند، در لسان اهل لغت اين عبارت، بصورت «لا و ذا» ذكر شده چنانكه ابن هانى مغربى گفته است: «وَ اسْرَعُ فِى العَينِ مِنْ لَحْظَةٍ وَ أقصَرُ فِى السَّمعِ مِن لَا وَ ذا».
- جَرِيضاً :
- در حاليكه از شدت تلاش و سختى، آب دهان در گلويش گير كرده بود.
- بِالْمُخَنَّق :
- گلوگاه.
- الرَّمَق :
- باقى مانده روح.
- لَأياً بِلَأيٍ :
- سختى بعد سختى، «لاءيا» مصدرى است كه عامل آن محذوف و به معناى شدت و سختى است.
- مَا نَجا :
- رهائى، نجات يافتن، «ما» در اينجا مصدريه و «نجا»، در معناى مصدر است.
- لَأياً بِلَأيٍ ما نَجَا :
- رهائيش با سختيهاى پى در پى همراه بود.
- التَرْكاض :
- بسيار دويدن، كنايه از تلاش و كوشش است.
- التَّجْوال :
- بسيار جولان كردن.
- الشِّقَاق :
- جدائى، اختلاف.
- الْجِمَاح :
- عصيان، سركشى.
- التِّيه :
- گمراهى، ضلالت.
- الْجَوَازِى :
- جمع «جازية»، مكافات و جزاى اعمال.
- ابْنُ امِّى :
- پسر مادرم، مقصود حضرت رسول (ص) است، زيرا فاطمه بنت أسد مادر حضرت على (ع) پيامبر را در كودكى پرستارى ميكرد و به همين خاطر پيامبر در باره وى فرمود: «فاطمة امّى بعد امّى»، بعد از مادرم، فاطمه بنت اسد مادر من است.
- طَفَّلَت :
- نزديك شده بود
- إياب :
- بازگشت
- جَريض :
- با غم و غصه
- مُخنِق :
- خفه گاه، گلو
- لَأى :
- شدت و فشار
- تَركاض :
- فرار كردن و دويدن
- جَوازى :
- مجازاتها
(1) پس (اينكه نوشته اى دشمنم فيروزى يافته و شيعيانم مرا يارى نكرده اند درست نيست، بلكه) لشگر انبوهى از مسلمانان بسوى او (دشمن) فرستادم، چون اين خبر باو رسيد بگريز شتاب كرد و پشيمان برگشت، و لشگر من بين راه باو رسيدند وقتى كه آفتاب بغروب نزديك بود، پس اندكى مقاتله نموده با هم جنگيدند چون «لا و لا» (نه و نه يعنى با هم چنان جنگيدند مانند اينكه جنگ نكردند، خلاصه خيلى زود جنگشان بسر رسيد، يا آنكه اندكى با هم جنگيدند مانند گفتن «لا و لا» كه مثلى است گفته ميشود براى كارى كه زود انجام بگيرد) پس درنگ نكرد مگر ساعتى تا اينكه با اندوه رهائى يافت بعد از آنكه گلويش را سخت فشرده بودند، و از او بجز نيم جانى باقى نبود، پس با سختى و دشوارى پى در پى رهائى يافت (و امّا اينكه گفتى برادر زاده ها را برداشته بسوى تو شتابم اگر زنده مانيم با تو باشيم، و اگر بميريم با تو بميريم)
(2) پس قريش و سخت تاختنشان در گمراهى و جولانشان در دشمنى و ستيزگى و نافرمانيشان را در سرگردانى از خود رها كن (در باره آنان چيزى مگو) زيرا آنان بجنگ با من اتّفاق نموده اند مانند اتّفاقى كه بجنگ با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كرده بودند پيش از من، كيفر رساننده ها بجاى من قريش را بكيفر رسانند (اميد است از ستمگران ستم و سختيهاى گوناگون بايشان برسد) كه خويشاوندى مرا (با پيغمبر اكرم) بريدند (بآن پاس نگذاشتند) و سلطنت (خلافت) پسر مادرم (رسول خدا) را (بر اثر كينه اى كه با من داشتند) از من ربودند (سبب اينكه امام عليه السّلام حضرت رسول را پسر مادر ناميده آنست كه حضرت عبد اللّه پدر حضرت رسول با حضرت ابو طالب پدر حضرت امير پسران عبد المطّلب از يك مادر بودند كه فاطمه دختر عمرو ابن عمران ابن عائذ ابن مخزوم باشد، بر خلاف ديگر پسران عبد المطّلب كه از مادر جدا بودند، و گفته اند: كه فاطمه بنت اسد مادر حضرت امير حضرت رسول را در كودكى در خانه ابو طالب پرستارى نموده است و پيغمبر اكرم در باره او فرموده: «فاطمة أمّى بعد أمّى» يعنى فاطمه بعد از مادرم مادر من است).
نامه ۳۶ - بخش ۲ : ایستادگی در مبارزه با باطل
[منبع] وَ أَمَّا مَا سَأَلْتَ عَنْهُ مِنْ رَأْيِي فِي الْقِتَالِ، فَإِنَّ رَأْيِي قِتَالُ الْمُحِلِّينَ حَتَّى أَلْقَى اللَّهَ؛ لَا يَزِيدُنِي كَثْرَةُ النَّاسِ حَوْلِي عِزَّةً وَ لَا تَفَرُّقُهُمْ عَنِّي وَحْشَةً.
وَ لَا تَحْسَبَنَّ ابْنَ أَبِيكَ -وَ لَوْ أَسْلَمَهُ النَّاسُ- مُتَضَرِّعاً مُتَخَشِّعاً وَ لَا مُقِرّاً لِلضَّيْمِ وَاهِناً وَ لَا سَلِسَ الزِّمَامِ لِلْقَائِدِ وَ لَا وَطِيءَ الظَّهْرِ لِلرَّاكِبِ [الْمُقْتَعِدِ] الْمُتَقَعِّدِ، وَ لَكِنَّهُ كَمَا قَالَ أَخُو بَنِي سَلِيمٍ:
فَإِنْ تَسْأَلِينِي كَيْفَ أَنْتَ فَإِنَّنِي صَبُورٌ عَلَى رَيْبِ الزَّمَانِ صَلِيبُ
يَعِزُّ عَلَيَّ أَنْ تُرَى بِي كَآبَةٌ فَيَشْمَتَ عَادٍ أَوْ يُسَاءَ حَبِيبُ- الْمُحِلّوُن :
- كسانيكه جنگ را (با امام) حلال و جايز مى دانند.
- مُقِراً لِلضَّيْمِ :
- كسى كه به ظلم راضى شود و به آن تن دهد.
- وَاهِناً :
- ضعيف، سست.
- السَّلِس :
- سهل، آسان.
- الزِّمَام :
- عنان.
- الْوَطِيء :
- نرم.
- الْمُتَقَعِّد :
- كسى كه همواره بر پشت مركب سوار است.
- صَلِيب :
- شديد، سخت.
- يَعِزُّ عَلَىَّ :
- بر من سخت و دشوار مى باشد.
- الْكَآبَة :
- اثر اندوه در صورت.
- عَادٍ :
- دشمن.
- مُحِلِّين :
- حلال دانندگان قتال
- وَطِىء الظَهر :
- نرم پشت، رام
- مُقتَعِد :
- نشيمن كننده
- كَآبَة :
- محزونى و دردمندى
يعزّ علىّ أن ترى بى كآبة فيشمت عاد أو يساء حبيب
يعنى اگر از من بپرسى چونى، بر سختى روزگار بسيار شكيبا و توانا هستم، دشوار است بر من كه غمّ و اندوهى در من ديده شود تا دشمنى شاد يا دوستى اندوهگين گردد (پس از اينرو سخن از قريش در ميان نمى آورده درد دل و رنجش خود را از بد رفتاريهاى آنان اظهار نمى كنم).