متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح نامه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
نامه ۱۰ - بخش ۱ : نصایح امیرالمؤمنین به معاویه
[منبع]و من كتاب له (علیه السلام) [إلى معاوية] إليه أيضا :
وَ كَيْفَ أَنْتَ صَانِعٌ إِذَا تَكَشَّفَتْ عَنْكَ جَلَابِيبُ مَا أَنْتَ فِيهِ مِنْ دُنْيَا قَدْ تَبَهَّجَتْ بِزِينَتِهَا وَ خَدَعَتْ بِلَذَّتِهَا؟ دَعَتْكَ فَأَجَبْتَهَا وَ قَادَتْكَ فَاتَّبَعْتَهَا وَ أَمَرَتْكَ فَأَطَعْتَهَا؛ وَ إِنَّهُ يُوشِكُ أَنْ يَقِفَكَ وَاقِفٌ عَلَى مَا لَا يُنْجِيكَ مِنْهُ [مُنْجٍ] مِجَنٌّ.
فَاقْعَسْ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ وَ خُذْ أُهْبَةَ الْحِسَابِ وَ شَمِّرْ لِمَا قَدْ نَزَلَ بِكَ وَ لَا تُمَكِّنِ الْغُوَاةَ مِنْ سَمْعِكَ؛ وَ إِلَّا تَفْعَلْ، أُعْلِمْكَ مَا أَغْفَلْتَ مِنْ نَفْسِكَ، فَإِنَّكَ مُتْرَفٌ قَدْ أَخَذَ الشَّيْطَانُ مِنْكَ مَأْخَذَهُ وَ بَلَغَ فِيكَ أَمَلَهُ وَ جَرَى مِنْكَ مَجْرَى الرُّوحِ وَ الدَّمِ.
وَ مَتَى كُنْتُمْ يَا مُعَاوِيَةُ سَاسَةَ الرَّعِيَّةِ وَ وُلَاةَ أَمْرِ الْأُمَّةِ بِغَيْرِ قَدَمٍ سَابِقٍ وَ لَا شَرَفٍ بَاسِقٍ؟ وَ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ لُزُومِ سَوَابِقِ الشَّقَاءِ، وَ أُحَذِّرُكَ أَنْ تَكُونَ مُتَمَادِياً فِي غِرَّةِ الْأُمْنِيَّةِ، مُخْتَلِفَ الْعَلَانِيَةِ وَ السَّرِيرَةِ.
- جَلَابِيب :
- جمع «جلباب»، چادر، لباس گشادى كه روى همه لباسها پوشيده ميشود.
- تَبَهَّجَتْ :
- زيبا كرد.
- الْمِجَنّ :
- سپر، يعنى بزودى خداوند ترا در مهلكه اى خواهد انداخت كه هيچ سپرى مانع آن نخواهد شد.
- اقْعَسْ :
- عقب برو.
- الُاهْبَة :
- آمادگى، مهيا شدن.
- الْغُوَاة :
- جمع «غاو»، دوستان و همنشينان بدى كه باطل را تزيين كرده و آدمى را به فساد مى كشانند.
- الْمُتْرَف :
- كسى كه نعمت و رفاه او را به طغيان واداشته.
- سَاسَة :
- جمع «سائس»، رهبران، سياستمداران.
- الْبَاسِق :
- عالى و بلند.
- الْغِرَّة :
- غرور، فريب.
- الُامْنِيَّة :
- آرزو.
- تَكَشَّفَت :
- بر طرف شود، گشوده شود
- تَبَهَّجَت :
- خود را زيبا نموده است
- إقعَس :
- خود را بكنار بكش
- غُواة :
- گمراه كنندگان
- مُترَف :
- كسى كه مال و مقام او را بطغيان آورده
- ساسَة :
- جمع سائس: اداره كننده امور مردم
- باسِق :
- بلند و بالا
(1) و چه خواهى كرد زمانيكه از (پيش روى) تو برداشته شود پرده هاى دنيايى كه در آن هستى كه خود را (براى دنيا پرستان) به آرايش كردن خوش نما جلوه داده، و به خوشگذرانيش فريب داده، ترا (به دوستى خود) دعوت نموده پذيرفتى، و پيشروت گشت دنبالش رفتى، و بتو فرمان داد پيروى نمودى (خلاصه چه خواهى كرد با مرگ و عذاب و كيفر گناهان)
(2) و نزديك است نگاه دارنده اى نگاهت دارد (مرگ رسيده آگاهت سازد) بر چيزى (عذاب و كيفرى) كه نجات دهنده اى نتواند رهايت نمايد، پس (با اين پيشآمد سخت از هواى نفس پيروى نكرده) از اين كار (ادّعاى خلافتى كه لايق آن نيستى) دست بردار، و خود را براى روز حساب و باز پرسى آماده ساز، و براى آنچه بتو مى رسد (مرگ و سختيهاى بعد از آن) دامن به كمر زن (چالاك شو) و گمراهان (مانند عمرو ابن عاص و مروان) را به گوش خود توانائى مده (سخنانشان را گوش نداده پيرو دستورشان مباش) و اگر چنين نكنى (اين اندرز را نپذيرى) ترا بآنچه كه از خود غفلت دارى آگاه سازم، تو فرو رفته در ناز و نعمتى (نعمت ترا سركش گردانيده و از اينرو) شيطان در تو جاى گرفته، و به آرزوى خود رسيده، و روان شده است در تو مانند روان شدن جان و خون (چنان بر تو مسلّط است كه كارى نكرده و سخنى نگويى مگر بدستور و فرمان او، پس از اين در سرزنش او مى فرمايد:)
(3) و شما (بنى اميّه) اى معاويه كى لياقت حكمرانى رعيّت و زمامدارى مسلمانان را داشتيد بدون سابقه خير و نيكوئى و بى دارا بودن بزرگوارى و ارجمندى (پيش از اين در امرى فضيلت و برترى نداشته اى كه باعث شود ادّعاى خلافت و امارت نمائى)
(4) و بخدا پناه مى بريم از برقرار گشتن پيشينه هاى بدبختى (كه شخص را پيرو شيطان و هواى نفس مى سازد) و ترا مى ترسانم از اينكه هميشه فريب آرزوها خورده آشكار و نهانت دو گونه باشد (بترس از دنيا دارى و نفاق و دو روئى).
نامه ۱۰ - بخش ۲ : شجاعت امام علی علیه السلام
[منبع]وَ قَدْ دَعَوْتَ إِلَى الْحَرْبِ، فَدَعِ النَّاسَ جَانِباً وَ اخْرُجْ إِلَيَّ وَ أَعْفِ الْفَرِيقَيْنِ مِنَ الْقِتَالِ، لِتَعْلَمَ أَيُّنَا الْمَرِينُ عَلَى قَلْبِهِ وَ الْمُغَطَّى عَلَى بَصَرِهِ؛ فَأَنَا أَبُو حَسَنٍ قَاتِلُ جَدِّكَ وَ أَخِيكَ وَ خَالِكَ شَدْخاً يَوْمَ بَدْرٍ وَ ذَلِكَ السَّيْفُ مَعِي وَ بِذَلِكَ الْقَلْبِ أَلْقَى عَدُوِّي.
مَا اسْتَبْدَلْتُ دِيناً وَ لَا اسْتَحْدَثْتُ نَبِيّاً، وَ إِنِّي لَعَلَى الْمِنْهَاجِ الَّذِي تَرَكْتُمُوهُ طَائِعِينَ وَ دَخَلْتُمْ فِيهِ مُكْرَهِينَ.
- الْمَرِين :
- اسم مفعول از «ران»، كسى كه گناه بر قلبش غلبه نموده است.
- شَدْخاً :
- شكستن چيز مرطوب و ترد.
- الْمِنْهَاج :
- مقصود در اينجا مسير دين حق است.
- مَرِين :
- كسى كه قلبش را چرك گرفته است
- مُغَطَّى :
- پوشش كشيده شده
- شَدخ :
- شكستن چيز تر
(6) منم ابو الحسن كشنده جدّ تو (پدر مادرت هند جگر خوار كه عتبة ابن ربيعة باشد) و دائى تو (وليد ابن عتبه) و برادرت (حنظلة ابن ابى سفيان) كه آنها را در جنگ بدر تباه ساختم، و (اكنون هم) آن شمشير با من است، و با همان دل دشمنم را ملاقات ميكنم، و دين ديگرى اختيار ننموده پيغمبر نو و تازه اى نگرفته ام (بر خلاف هيچيك از احكام اسلام رفتار نمى نمايم) و من در راهى هستم كه شما باختيار آنرا ترك نموديد و از روى اجبار بآن راه داخل شده بوديد (گفتار و كردار من طبق احكام دين اسلام است كه شما از اوّل امر با اختيار بآن نگرويديد، و چون مجبور شديد ظاهرا ايمان آورده و در باطن كافر مانديد).
نامه ۱۰ - بخش ۳ : بهانه خونخواهی عثمان
[منبع]وَ زَعَمْتَ أَنَّكَ جِئْتَ ثَائِراً بِدَمِ عُثْمَانَ، وَ لَقَدْ عَلِمْتَ حَيْثُ وَقَعَ دَمُ عُثْمَانَ، فَاطْلُبْهُ مِنْ هُنَاكَ إِنْ كُنْتَ طَالِباً؛ فَكَأَنِّي قَدْ رَأَيْتُكَ تَضِجُّ مِنَ الْحَرْبِ إِذَا عَضَّتْكَ ضَجِيجَ الْجِمَالِ بِالْأَثْقَالِ، وَ كَأَنِّي بِجَمَاعَتِكَ تَدْعُونِي جَزَعاً مِنَ الضَّرْبِ الْمُتَتَابِعِ وَ الْقَضَاءِ الْوَاقِعِ وَ مَصَارِعَ بَعْدَ مَصَارِعَ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ، وَ هِيَ كَافِرَةٌ جَاحِدَةٌ أَوْ مُبَايِعَةٌ حَائِدَةٌ.
- ثَائِراً :
- خونخواه، طلب كننده خون.
- حَائِدَة :
- منحرف، عدول كننده.
- ثائِر :
- خون طلب
- حائِدَة :
- دورى كننده و رمنده
(8) پس مانند آنست كه مى بينم ترا كه (خونخواهى او را بهانه نموده اى، بلكه) از جنگ فرياد و شيون نموده مى ترسى كه بتو دندان فرو برد (رو آورد) مانند فرياد كردن شتران از بارهاى گران، و چنانست كه مى بينم لشگر ترا كه بر اثر خوردن ضربتهاى پياپى و پيشآمد سخت كه واقع خواهد شد و بر خاك افتادن پى هم از روى بيچارگى مرا بكتاب خدا دعوت ميكنند (تا دست از جنگ بردارم، در بامداد ليلة الهرير لشگر شام بدستور عمرو ابن عاص قرآنها بر سر نيزه ها زدند و از لشگر عراق صلح و آشتى درخواست نمودند، چنانكه در شرح خطبه سى و ششم گذشت، و اين جمله فرمايش امام عليه السّلام از اخبار غيبيّه است كه پيش از وقوع به معاويه گوشزد مى فرمايد) و آن لشگر كافر بحقّ و انكار كننده هستند (كه با من بيعت نكرده اند) يا بيعت كرده و دست برداشته اند (منافقين عراق كه بعد از بيعت نمودن با حضرت نقض عهد كرده بشام نزد معاويه رفتند).