متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۹۴ - بخش ۱ : وصف خداوند متعال
[منبع]اللّه تعالى :
فَتَبَارَكَ اللَّهُ الَّذِي لَا يَبْلُغُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا يَنَالُهُ حَدْسُ الْفِطَنِ، الْأَوَّلُ الَّذِي لَا غَايَةَ لَهُ [فَيَنْتَهِي] فَيَنْتَهِيَ وَ لَا آخِرَ لَهُ [فَيَنْقَضِي] فَيَنْقَضِيَ.
(2) اوّلى است كه پايانى براى او نيست تا به نهايت رسد (مبدا اشياء است، نه اوّلى كه او را آخر باشد) و نه آخرى است او را كه تمام شود (مرجع اشياء است، نه آخرى كه او را اوّلى باشد، زيرا اوّل و آخر بودن و غايت و نهايت از لوازم جسم است و او سبحانه از آن مبرّى است).
خطبه ۹۴ - بخش ۲ : وصف پیامبران
[منبع]و منها في وصف الأنبياء :
فَاسْتَوْدَعَهُمْ فِي أَفْضَلِ مُسْتَوْدَعٍ وَ أَقَرَّهُمْ فِي خَيْرِ مُسْتَقَرٍّ، تَنَاسَخَتْهُمْ كَرَائِمُ الْأَصْلَابِ إِلَى مُطَهَّرَاتِ الْأَرْحَامِ، كُلَّمَا مَضَى مِنْهُمْ سَلَفٌ قَامَ مِنْهُمْ بِدِينِ اللَّهِ خَلَفٌ.
حَتَّى أَفْضَتْ كَرَامَةُ اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى إِلَى مُحَمَّدٍ
(صلی الله علیه وآله)
فَأَخْرَجَهُ مِنْ أَفْضَلِ الْمَعَادِنِ مَنْبِتاً وَ أَعَزِّ الْأَرُومَاتِ مَغْرِساً مِنَ الشَّجَرَةِ الَّتِي صَدَعَ مِنْهَا أَنْبِيَاءَهُ وَ انْتَجَبَ مِنْهَا أُمَنَاءَهُ.
عِتْرَتُهُ خَيْرُ الْعِتَرِ وَ أُسْرَتُهُ خَيْرُ الْأُسَرِ وَ شَجَرَتُهُ خَيْرُ الشَّجَرِ، نَبَتَتْ فِي حَرَمٍ وَ بَسَقَتْ فِي كَرَمٍ، لَهَا فُرُوعٌ طِوَالٌ وَ ثَمَرٌ لَا يُنَالُ؛ فَهُوَ إِمَامُ مَنِ اتَّقَى وَ بَصِيرَةُ مَنِ اهْتَدَى، سِرَاجٌ لَمَعَ ضَوْؤُهُ وَ شِهَابٌ سَطَعَ نُورُهُ وَ زَنْدٌ بَرَقَ لَمْعُهُ، سِيرَتُهُ الْقَصْدُ وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ وَ كَلَامُهُ الْفَصْلُ وَ حُكْمُهُ الْعَدْلُ.
أَرْسَلَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ هَفْوَةٍ عَنِ الْعَمَلِ وَ غَبَاوَةٍ مِنَ الْأُمَمِ.
- تَنَاسَخَتْهُمْ :
- آنها را منتقل كرد.
- الْمَنْبِت :
- محل روييدن.
- الَارُومَات :
- جمع ارومة، اصلها.
- الْمَغْرِس :
- محل غرس نهال.
- صَدَعَ فُلَاناً :
- بخاطر جود و كرمش قصد او كرد، آهنگ او نمود، صدع: شكافت، پراكنده كرد، آشكار نمود.
- انْتَخَبَ :
- برگزيد.
- عِتْرَتُهُ :
- اهل بيتش، عترة الرّجل: فرزند و اقوام نزديك او.
- بَسَقَتْ :
- بلند شد، قد كشيد.
- الْقَصْدُ :
- ميانه روى.
- الْفَتْرَة :
- فاصله زمانى بين دو پيامبر.
- هَفْوَة :
- لغزش و انحراف.
- تَناسَخَتهم :
- ايشان را منتقل نموده است
- مَنبَت :
- محل روئيدن
- أرومات :
- اصل و ريشه ها، جمع ارومة
- مَغرِس :
- محل كشت درخت
- صَدع :
- شكافته است
- أسرة :
- خويشاوندان نزديك
- بَسَقَت :
- بلند و بالا شده است
- غَباوَة :
- جهل و كودنى
(3) خداوند پيغمبران را در برترين امانتگاه (صلب پدران) امانت نهاد، و در بهترين جايگاه (رحم مادران) قرار داد، و آنان را از صلبهاى نيكو به رحمهاى پاك و پاكيزه انتقال داد (پدر و مادر پيغمبران از حضرت آدم عليه السّلام تا خاتم النّبيّين صلّى اللّه عليه و آله خدا پرست بوده بشرك و كفر آلوده نگشته در زنا شوئى بر خلاف شرع و دستور الهىّ رفتار ننمودند) هر گاه يكى از ايشان از دنيا مى رفت ديگرى بعد از او براى نشر دين خدا بجاى او قيام مى نمود (بتبليغ احكام الهىّ مشغول مى گشت)
(4) تا اينكه منصب نبوّت و پيغمبرى از جانب خداوند سبحان بحضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله رسيد، پس آن حضرت را از نيكوترين معدنها (صلبهاى پيغمبران پيش) رويانيد، و در عزيزترين اصلها (رحمها) غرس نمود (و آن بزرگوار را) از شجرهاى (نسل حضرت ابراهيم عليه السّلام) كه پيغمبرانش را از آن آشكار نمود و امينهاى (بر وحى) خود را از آن برگزيد (بوجود آورد)
(5) خاندان او بهترين خاندانها و خويشان او بهترين خويشان و شجره او بهترين شجره ها است (آن حضرت از جميع پيغمبران افضل مى باشد) كه در حرم روييده و در (بوستان) مجد و شرافت قدّ كشيده (در مكّه معظّمه بدنيا آمده و تربيت شده) آن شجره را شاخه هاى دراز (ائمّه اثنى عشر) و ميوه اى است كه دست هر كس بآن نرسد،
(6) پس آن حضرت پيشواى پرهيزكاران و روشنى ديده بينايان و چراغى است درخشان و ستارهاى است كه نور از آن ساطع است و آتش زنه اى كه شعله آن برق مى زند، روش او استقامت و طريقه اش هدايت و راهنمائى است، و سخن او جدا كننده (حقّ از باطل) و حكم و فرمانش بعدل و درستكارى است،
(7) هنگامى آن بزرگوار به رسالت و پيغمبرى مبعوث شد كه مدّتها بود كسى به رسالت نيامده و مردم در انجام وظيفه از راه حقّ منحرف و امّتهاى پيغمبران پيش در غفلت و نادانى سرگردان بودند (حقّ تعالى آنان را به مبعوث شدن آن حضرت هدايت كرده از ضلالت و گمراهى نجات داد).
خطبه ۹۴ - بخش ۳ : دنیا فرصتی برای عمل
[منبع]عِظَةُ الناس :
اعْمَلُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ عَلَى أَعْلَامٍ بَيِّنَةٍ، فَالطَّرِيقُ نَهْجٌ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ وَ أَنْتُمْ فِي دَارِ مُسْتَعْتَبٍ، عَلَى مَهَلٍ وَ فَرَاغٍ، وَ الصُّحُفُ مَنْشُورَةٌ وَ الْأَقْلَامُ جَارِيَةٌ وَ الْأَبْدَانُ صَحِيحَةٌ وَ الْأَلْسُنُ مُطْلَقَةٌ وَ التَّوْبَةُ مَسْمُوعَةٌ وَ الْأَعْمَالُ مَقْبُولَة.
- اعْلَام بَيَّنَة :
- نشانه هاى روشن.
- نَهْجٌ :
- واضح و روشن.
- المُسْتَعْتَب :
- كسى كه از او رضايت خواسته ميشود، مقصود در اينجا طلب رضايت خداوند بواسطه اعمال صالح است.
- دار مُستَعتَب :
- خانه اى كه در آن رضايت بدست آوردن ممكن است، از ماده: عتبى: درخواست رضايت نمودن
(9) و شما در سرائى هستيد كه رضاء و خوشنودى حقّ تعالى را (به كردار نيكو) از روى فراغت مى توان بدست آورد (پس تا در اين جهانيد و فرصت داريد بهشت جاويدان را اندوخته نمائيد) و در جائى مى باشيد كه نامه ها (ى اعمال) باز است (هنوز بسته نشده مهر بر آن ننهاده اند) و قلمها (ى نويسندگان كردارتان براى ضبط آنها) در كار و بدنها صحيح و سالم است و زبانها گويا است، و توبه و بازگشت (از كردار زشت) پذيرفته، و كردارها (ى نيك) قبول ميشود (پس وقت را غنيمت شمرده فرصت را از دست نداده تا مى توانيد كارى كنيد كه رضاء و خوشنودى خدا را بدست آوريد، زيرا بعد از بيرون رفتن جان از بدن كارى انجام نمى توان داد كه رضاء و خوشنودى خداوند سبحان بدست آيد، چنانكه در قرآن كريم سوره (30) آیه (57) مى فرمايد: فَيَوْمَئِذٍ لا يَنْفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ يعنى روز رستخيز عذر خواهى كسانيكه ستم كرده كافر گشتند بدستور الهىّ رفتار ننمودند سودى ندارد، و نه ايشان را راهى هست كه موجب رفع عذاب گردد. زيرا آنجا دار تكليف و انجام وظيفه نيست، بلكه جاى حساب و باز پرسى است).