متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۲۲۶ - بخش ۱ : بیوفایی و ناپایداری دنیا
[منبع]و من خطبة له (عليه السلام) في التَنفير من الدنيا :
دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ وَ بِالْغَدْرِ مَعْرُوفَةٌ؛ لَا تَدُومُ أَحْوَالُهَا وَ لَا يَسْلَمُ نُزَّالُهَا؛ أَحْوَالٌ مُخْتَلِفَةٌ وَ تَارَاتٌ مُتَصَرِّفَةٌ؛ الْعَيْشُ فِيهَا مَذْمُومٌ وَ الْأَمَانُ مِنْهَا مَعْدُومٌ؛ وَ إِنَّمَا أَهْلُهَا فِيهَا أَغْرَاضٌ مُسْتَهْدَفَةٌ، تَرْمِيهِمْ بِسِهَامِهَا وَ تُفْنِيهِمْ بِحِمَامِهَا.
- الْنُزَّال :
- جمع «نازل»، ساكنان، كسانيكه در جائى فرود مى آيند و اقامت مى كنند.
- مُتَصَرِّفَة :
- گذرنده، دگرگون شونده.
- مُسْتَهْدَفَة :
- هدف گرفته شده.
- الْحِمَام :
- مرگ.
- مَحفوفَة :
- پيچيده شده
- نُزّال :
- جمع نازل: سكونت كننده
- تارات :
- دفعه ها
- مُتَصَرِّفَة :
- تغيير يابنده
- أغراض :
- نشانه ها، جمع غرض
- مُستَهدِفَة :
- هدف گيرى شده
(1) دنيا سرائى است (اهل) آنرا غمّ و اندوه فرا گرفته، و بمكر و دغل شهرت يافته (بيوفائى آن به بينايان پوشيده نيست) همواره بر يك حال باقى نمى ماند (زندگى آن به مرگ و توانگرى به درويشى و خويش به گرفتارى و تندرستى به بيمارى و توانائى بنا توانى و ارجمندى به خوارى مبدّل مى گردد) و آمده هاى در آن (از دردها و رنجهاى آن از قبيل سوختن و غرق شدن و زير آوار رفتن و گرفتار انواع بيماريها گشتن) سالم نمانند، حالات آن گوناگون و نوبتهايش در تغيير است (گاهى نعمت دادگاه زحمت رساند) خوشى در آن (پيروى از خواهشهاى نفس) نكوهيده شده است، و آسودگى در آن يافت نمى شود،
(2) و اهلش در آن هدفهاى تير بلاء هستند كه دنيا تيرهاى خود را بجانب ايشان مى افكند (هر يك را به دردى مبتلى مى سازد) و به مرگ نابودشان مى نمايد.
خطبه ۲۲۶ - بخش ۲ : عبرت گرفتن از مردگان
[منبع]وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّكُمْ وَ مَا أَنْتُمْ فِيهِ مِنْ هَذِهِ الدُّنْيَا عَلَى سَبِيلِ مَنْ قَدْ مَضَى قَبْلَكُمْ، مِمَّنْ كَانَ أَطْوَلَ مِنْكُمْ أَعْمَاراً وَ أَعْمَرَ دِيَاراً وَ أَبْعَدَ آثَاراً.
أَصْبَحَتْ أَصْوَاتُهُمْ هَامِدَةً وَ رِيَاحُهُمْ رَاكِدَةً وَ أَجْسَادُهُمْ بَالِيَةً وَ دِيَارُهُمْ خَالِيَةً وَ آثَارُهُمْ عَافِيَةً؛ فَاسْتَبْدَلُوا بِالْقُصُورِ الْمُشَيَّدَةِ وَ النَّمَارِقِ الْمُمَهَّدَةِ الصُّخُورَ وَ الْأَحْجَارَ الْمُسَنَّدَةَ [الْمُسْنَدَةَ] وَ الْقُبُورَ اللَّاطِئَةَ الْمُلْحَدَةَ، الَّتِي قَدْ بُنِيَ عَلَى الْخَرَابِ فِنَاؤُهَا وَ شُيِّدَ بِالتُّرَابِ بِنَاؤُهَا، فَمَحَلُّهَا مُقْتَرِبٌ وَ سَاكِنُهَا مُغْتَرِبٌ، بَيْنَ أَهْلِ مَحَلَّةٍ مُوحِشِينَ وَ أَهْلِ فَرَاغٍ مُتَشَاغِلِينَ؛ لَا يَسْتَأْنِسُونَ بِالْأَوْطَانِ وَ لَا يَتَوَاصَلُونَ تَوَاصُلَ الْجِيرَانِ، عَلَى مَا بَيْنَهُمْ مِنْ قُرْبِ الْجِوَارِ وَ دُنُوِّ الدَّارِ؛ وَ كَيْفَ يَكُونُ بَيْنَهُمْ تَزَاوُرٌ وَ قَدْ طَحَنَهُمْ بِكَلْكَلِهِ الْبِلَى وَ أَكَلَتْهُمُ الْجَنَادِلُ وَ الثَّرَى.
وَ كَأَنْ قَدْ صِرْتُمْ إِلَى مَا صَارُوا إِلَيْهِ وَ ارْتَهَنَكُمْ ذَلِكَ الْمَضْجَعُ وَ ضَمَّكُمْ ذَلِكَ الْمُسْتَوْدَعُ.
فَكَيْفَ بِكُمْ لَوْ تَنَاهَتْ بِكُمُ الْأُمُورُ وَ بُعْثِرَتِ الْقُبُورُ؟ «هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُون».
- أبْعَدَ آثَاراً :
- آثارشان ماندگارتر.
- رَاكِدَة :
- ساكن، يعنى حركت و عملى از آنها صادر نمى شود.
- عَافِيَة :
- مندرس، ويران و نابود.
- النَّمَارِق :
- جمع «نمرقة»، بالش كوچك، تشكچه (احتمالا در اينجا معناى دوم مقصود است).
- الْمُمَّهَدَة :
- گسترده.
- اللَاطِئَة :
- چسبنده به زمين، همسطح با زمين.
- الْمُلْحَدَة :
- (قبرهاى) داراى لحد.
- فِنَاؤُهَا :
- فضاى جلوى قبر، «فناء الْدَّار» محيط جلوى خانه.
- الْكَلْكَل :
- سينه شتر.
- الْبِلى :
- فناء، پوسيدگى.
- الْجِنَادِل :
- سنگها.
- الثَرَى :
- خاك.
- ارْتَهَنَكُمْ ذَلِكَ الْمَضْجَعُ :
- آن خوابگاه (قبر) شما را گور گرفت، يعنى اجل شما نزديك است بطوريكه گوئى عن قريب به سرنوشت گذشتگان گرفتار آمده و در همان قبرها زندانى خواهيد شد.
- تَنَاهَتْ بِكُمُ الُامُورُ :
- امور پايان پذيرفت و به انتها رسيد، مقصود پايان يافتن مدت برزخ است.
- بُعْثِرَتِ الْقُبُورُ :
- قبرها زير و رو شد (و مردگان زنده شدند.)
- تَبْلُوا :
- مى آزمايد و بر نيك و بد اعمال خويش آگاه مى گردد.
- بالِيَة :
- پوسيده و كهنه شده
- عافِيَة :
- از بين رفته و مندرس شده
- مُشَيَّدَة :
- قصر مرتفع و گچ كارى شده
- نَمارِق :
- بالشها يا فرشهاى عالى
- مُمَهَّدَة :
- آماده و گسترده شده
- مُسَنَّدَة :
- تكيه داده شده
- لاطِئَة :
- چسبيده و تنگ
- مُقتَرِب :
- نزديك شونده
- طَحَن :
- خرد كرده است، آرد نمود
- ضَمّ :
- در بر گرفته است
- مُستَودَع :
- امانتگاه
- تَناهَت :
- بآخر برسد
- بُعثِرَت :
- زير و رو شود
- تَبلُو :
- آزمايش ميكند
- أَسْلَفَتْ :
- قبلا فرستاده و آماده نموده است
(4) صداهاشان خاموش شده (سخن نمى گويند) و بادهاشان خوابيده (كبر و نخوتشان از بين رفته) و اندامشان پوسيده، و شهرهاشان خالى مانده، و آثارشان ناپديد گشته،
(5) قصرهاى افراشته و ساختمانهاى استوار و بالشهاى گسترده را به سنگهاى محكم و قبرهاى چسبيده به لحد تبديل نمودند، آن قبرهايى كه جلو خوان آنها ويران شده، و ساختمان آنها با خاك استوار گشته، آن قبرها بهم نزديك است، ولى ساكن آنها غريب و تنها است (با نزديكى قبر هر يك بقبر ديگرى همديگر را ملاقات نمى كنند)
(6) ما بين اهل محلّه اى ساكن هستند كه ترسان و هراسانند (چون با هم الفت ندارند) و در بين گروهى بظاهر راحتند كه گرفتارى مى باشند (شغلى ندارند ولى در حقيقت به زحمات بيشمار مبتلى هستند) به وطنها (اقامتگاه هميشگى شان) انس نمى گيرند، و با هم آميزش ندارند چون آميزش همسايگان با اينكه نزديك و همسايه هستند، و چگونه بينشان ديد و باز ديد باشد و حال آنكه پوسيدگى با سينه خود آنها را خورد كرده و سنگ و خاك آنان را خورده (نابود نموده) است
(7) و تصوّر كنيد كه شما رفته ايد جائيكه ايشان رفته اند و آن خوابگاه (قبر) شما را گرو گرفته، و آن امانتگاه شما را در آغوش دارد، پس (اى فريفتگان بدنيا) چگونه خواهد بود حال شما اگر كارهاى شما (قبر و عالم برزخ) بپايان رسد، و مردگان را از قبرها (براى رسيدگى بحساب) بيرون آورند (در قرآن كريم سوره 10 آیه 30 است: «هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ، وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ» يعنى) در آن هنگام هر نفسى بآنچه كه پيش فرستاده (عملى كه انجام داده) است آزمايش ميشود (سود و زيان آنرا مى بينيد) و بسوى خدا كه مالك بحقّ و راستى ايشان است باز گرديده ميشوند، و بكار آنها نيايد آنچه را كه افتراء مى بستند (بتها را شريك خدا دانسته به شفاعتشان چشم داشتند).