متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۱۳۲ - بخش ۱ : حمد و وصف خدا
[منبع]و من خطبة له (علیه السلام) يعظ فيها و يزهد في الدنيا:
حمدُ اللّه :
نَحْمَدُهُ عَلَى مَا أَخَذَ وَ أَعْطَى وَ عَلَى مَا أَبْلَى وَ ابْتَلَى، الْبَاطِنُ لِكُلِّ خَفِيَّةٍ وَ الْحَاضِرُ لِكُلِّ سَرِيرَةٍ، الْعَالِمُ بِمَا تُكِنُّ الصُّدُورُ وَ مَا تَخُونُ الْعُيُونُ.
وَ نَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ غَيْرُهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً
(صلی الله علیه وآله)
نَجِيبُهُ وَ بَعِيثُهُ، شَهَادَةً يُوَافِقُ فِيهَا السِّرُّ الْإِعْلَانَ وَ الْقَلْبُ اللِّسَانَ.
- ابْلَى :
- احسان و انعام كرد.
- ابْتَلَى :
- امتحان كرد.
- بَعِيثُهُ :
- فرستاده و برگزيده اش.
- أبلَى :
- احسان و نيكى نمود
- ابتَلَى :
- امتحان كرد
- تُكِنُّ :
- پنهان ميكند: مى پوشاند
- نَجيب :
- انتخاب شده
- بَعيث :
- برانگيخته شده
قسمت أول خطبه:
(1) سپاس مى گزاريم خدا را بر آنچه گرفت و آنچه داد و آنچه احسان نمود و آنچه آزمايش فرمود (چون هر چه خدا بخواهد طبق حكمت و مصلحت بوده و آن نعمت است، بنا بر اين در هر حال بايد شكر و سپاس او را بجا آورد)
(2) او است بهر نهانى آگاه و بهر سرّ و انديشه اى بينا، و بآنچه كه در سينه ها پنهان و بآنچه كه چشمها دزدانه نگاه ميكند دانا (بجزء و كلّ و آشكار و نهان احاطه دارد)
(3) و گواهى مى دهيم كه خدائى جز او نيست، و محمّد -صلّى اللَّه عليه و آله- برگزيده و مبعوث از طرف او است، چنان گواهى كه نهان با آشكار و دل با زبان موافقت دارد (نه به زبان گفته و در دل باور نداشته باشيم).
خطبه ۱۳۲ - بخش ۲ : مرگ شوخی نیست
[منبع]عِظَةُ الناس :
فَإِنَّهُ وَ اللَّهِ الْجِدُّ لَا اللَّعِبُ وَ الْحَقُّ لَا الْكَذِبُ، وَ مَا هُوَ إِلَّا الْمَوْتُ أَسْمَعَ دَاعِيهِ وَ أَعْجَلَ حَادِيهِ؛ فَلَا يَغُرَّنَّكَ سَوَادُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِكَ وَ قَدْ رَأَيْتَ مَنْ كَانَ قَبْلَكَ مِمَّنْ جَمَعَ الْمَالَ وَ حَذِرَ الْإِقْلَالَ وَ أَمِنَ الْعَوَاقِبَ طُولَ أَمَلٍ وَ اسْتِبْعَادَ أَجَلٍ، كَيْفَ نَزَلَ بِهِ الْمَوْتُ فَأَزْعَجَهُ عَنْ وَطَنِهِ وَ أَخَذَهُ مِنْ مَأْمَنِهِ، مَحْمُولًا عَلَى أَعْوَادِ الْمَنَايَا، يَتَعَاطَى بِهِ الرِّجَالُ الرِّجَالَ حَمْلًا عَلَى الْمَنَاكِبِ وَ إِمْسَاكاً بِالْأَنَامِلِ.
أَمَا رَأَيْتُمُ الَّذِينَ يَأْمُلُونَ بَعِيداً وَ يَبْنُونَ مَشِيداً وَ يَجْمَعُونَ كَثِيراً، كَيْفَ أَصْبَحَتْ بُيُوتُهُمْ قُبُوراً وَ مَا جَمَعُوا بُوراً وَ صَارَتْ أَمْوَالُهُمْ لِلْوَارِثِينَ وَ أَزْوَاجُهُمْ لِقَوْمٍ آخَرِينَ، لَا فِي حَسَنَةٍ يَزِيدُونَ وَ لَا مِنْ سَيِّئَةٍ يَسْتَعْتِبُونَ [يُسْتَعْتَبُونَ]؟- الْمَوْتُ اسْمَعَ دَاعِيهِ :
- مرگ صدايش را به همه رسانده است (بنابر اين هيچ كس نيست مگر اينكه مى داند كه خواهد مرد).
- اعْجَلَ حَادِيهِ :
- سوق دهنده بسوى مرگ، شتاب كرده است.
- حادِى :
- راننده و حركت دهنده
- أزعَج :
- با ترس و هراس حركت داد
- يَتَعاطِى :
- دست بدست مى دهد و مى گيرد
- أنامِل :
- بند و سر انگشتان، جمع انملة
- مَشيد :
- بناء گچ كارى شده و محكم
- بُور :
- هلاك شده
(4) سوگند بخدا مطلب بسيار مهمّى است، حقيقت است و درست نه بازى و شوخى، و راست است نه دروغ، و نيست اين مطلب مهمّ مگر مرگ كه هر كه را خواند شنوانيد، و هر كه را راند با شتاب است،
(5) پس بسيارى مردم (و دارائى و رياست و زيور ايشان) ترا فريب ندهد كه ديده اى كسيرا كه پيش از تو بوده و دارائى گرد آورده و از فقر و درويشى دورى مى جسته و با داشتن آرزوى دراز از عواقب امر مطمئنّ بوده و بسر رسيدن عمر را بعيد مى دانسته، چگونه مرگ او را رسيده و از وطنش ربوده و از آسايشگاهش خارج نموده بر چوبهاى مرگ (تابوت) حمل شده و مردم او را از دست هم مى گرفتند و بر دوشها نهاده و با انگشتها نگاه مى داشتند،
(6) آيا نديديد كسانى را كه آرزوى فراوان داشتند و بناى استوار مى ساختند و دارائى بسيار گرد مى آوردند، چگونه بسر بردند در خانه هاى گور، و آنچه گرد آوردند تباه و اموالشان نصيب ارث برنده ها شد، و زنهاشان همسر ديگران گرديدند، نمى توانند بكار نيكو (عبادت و بندگى) بيفزايد و نه از بدى (گناهى كه مرتكب شده اند) معذرت خواسته رضاء و خوشنودى طلبند (چون بعد از مردن توبه و بازگشت پذيرفته نيست).
خطبه ۱۳۲ - بخش ۳ : دنیا جای توشه گرفتن
[منبع]فَمَنْ أَشْعَرَ التَّقْوَى قَلْبَهُ، بَرَّزَ مَهَلُهُ وَ فَازَ عَمَلُهُ؛ فَاهْتَبِلُوا هَبَلَهَا وَ اعْمَلُوا لِلْجَنَّةِ عَمَلَهَا؛ فَإِنَّ الدُّنْيَا لَمْ تُخْلَقْ لَكُمْ دَارَ مُقَامٍ، بَلْ خُلِقَتْ لَكُمْ مَجَازاً، لِتَزَوَّدُوا مِنْهَا الْأَعْمَالَ إِلَى دَارِ الْقَرَارِ، فَكُونُوا مِنْهَا عَلَى أَوْفَازٍ وَ قَرِّبُوا الظُّهُورَ لِلزِّيَال.
- بَرَّزَ :
- فائق و غالب شد، پيروز شد.
- الْمَهَل :
- پيشى گرفتن در خير.
- بَرَّزَ مَهَلُهُ :
- (بر ديگران) در پيشى گرفتن در خيرات فائق آمد.
- اهْتَبِلُوا :
- طلب كنيد، غنيمت شماريد، (ضمير در «هبلها» به تقوى بر مى گردد نه بدنيا).
- اوْفَاز :
- جمع «الوفز»، عجله.
- الظُهُور :
- پشتها، مقصود، پشت مركبهاست.
- الزِيَال :
- مفارقت، جدائى.
- بَرَّزَ :
- غلبه كرد و برتر آمد
- اهتَبِلوا :
- جستجو كنيد
- هَبَل :
- شأن و موقعيت، اهتبلوا اهبلها: از موقعيت آن (تقوى) استفاده كرده و غنيمت بشماريد
- أوفَاز :
- عجله كردن، در حال سرعت بودن
- ظُهور :
- جمع ظهر: پشتها، منظور مركب هاى سوارى است
- زِيَال :
- مفارقت و جدائى
(8) زيرا دنيا براى اقامت و باقى ماندن شما خلق نشده، بلكه گذرگاه است تا از آن راه توشه برداريد اعمال را براى قرارگاه هميشگى (آخرت) پس (براى كوچ كردن) از آن شتاب كننده باشيد (زيرا سستى در آن موجب غفلت و باز ماندن از مقصد است) و براى مفارقت مركبها را آماده گردانيد (بدستور خدا و رسول رفتار نمائيد تا رستگار شده براى رفتن حاضر باشيد).