حکمت ۴۶۶

جهت غیرفعال کردن لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک و سپس تا تغییر رنگ دکمه صبر نمایید

حکمت ۴۶۶ : چشم، ابزار هشیاری [منبع]

وَ قَالَ (عليه السلام) :
الْعَيْنُ وِكَاءُ السَّهِ.

وِكاء : بند ظرف كه دهان ظرف را مى بندد
سَه : مقعد انسان 
دقّت در مشاهدات (علمى):
و درود خدا بر او، فرمود: چشم، بند ظرف حوادث است.
سید رضى گويد: اين كلام امام عليه السّلام از استعاره هاى شگفت است، كه نشستنگاه را به مشك، و چشم را به سربند آن تشبيه كرد، و آنگاه كه بند گشوده شود آنچه در مشك است بيرون ريزد. مشهور است كه اين سخن از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است، ولى عدّه اى آن را از امير المؤمنين عليه السّلام نقل كرده اند، اين حكمت را «مبرّد» در كتاب «مقتضب» در باب لفظ به حروف آورده، و ما آن را در كتاب خود كه «مجازات آثار نبوى» نام دارد آورده ايم.
 
امام عليه السّلام (در باره باز بودن چشم) فرموده است:
چشم بند نشستن گاه است (مادامى كه چشم باز و شخص بيدار باشد از رها كردن باد خوددارى مى نمايد چنانكه مادامى كه بند مشك بسته باشد آب از آن بيرون نريزد، ولى چون چشم به خواب رود مظنّه بيرون آمدن باد رود، و شايد از اينرو فرموده اند: خواب موجب نقض و شكستن وضوء مى باشد، و ممكن است مراد اين باشد كه اگر شخص چشم از خوردنيها نپوشد ميل پيدا ميكند به خوردن هر چه مى بيند و در خوردن افراط مى نمايد و در نتيجه بنفخ و اسهال گرفتار ميشود، و شايد مراد اين باشد كه اگر شخص در پس و آينده خود بنگرد از گرفتاريها و پيشآمدهاى بد رهائى يابد، پس چشم بند مؤخّر انسان است و هر گاه آنرا بسته مؤخّر و آينده خود را ننگرد ممكن است بفتنه و بلاء گرفتار شود.)
(سيّد رضىّ «رحمه اللّه» فرمايد:) اين فرمايش از كنايات شگفت آور است گويا حضرت نشستنگاه را بظرف و چشم را به بند تشبيه فرموده و چون بند باز شود ظرف بحال خود نمى ماند (آنچه در آنست بيرون مى آيد) و مشهورتر و آشكارتر آنست كه اين گفتار از فرمايش پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مى باشد، و گروهى آنرا از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده اند، و اين مطلب را مبرّد در كتاب المقتضب در باب اللّفظ بالحروف بيان كرده است، و ما در باره اين كنايه در كتاب خود كه مجازات الاثار النّبويّة ناميده شده است گفتگو نموده ايم.
 
و فرمود (ع): چشم به مثابه بند نشيمنگاه است.
رضى گويد: اين از استعاره هاى عجيب است. گويى نشيمنگاه را به ظرفى تشبيه كرده كه چشم، بند آن ظرف است. چون بند باز شود، هر چه در ظرف است، بريزد. بنا بر قول اشهر اين سخن از رسول خدا (ص) است. و بعضى آن را از امير مؤمنان نقل كرده اند. مبرد در كتاب المقتضب در باب «اللفظ بالحروف» ذكر كرده. ما نيز در كتاب خود موسوم به مجازات الآثار النبويّة اين استعاره را آورده ايم.
 
امام(عليه السلام) فرمود: چشم، نگهدارنده نشيمنگاه است.
مرحوم سيد رضى در توضيح اين گفتار مى گويد: «اين كلام امام(عليه السلام) از تشبيهات عجيب است. امام(عليه السلام) نشيمنگاه را به مَشك تشبيه كرده و چشم را به بندى كه بر دهانه مشك مى بندند كه هرگاه بند را رها كنند مَشك نمى تواند آنچه در آن است نگهدارى كند، مشهور است كه اين سخن نخست از پيامبر(صلى الله عليه وآله) شنيده شده ولى جمعى آن از اميرمؤمنان(عليه السلام) نقل كرده اند، اين را مبرد در كتاب المقتضب در باب اللفظ بالحروف آورده و ما در كتاب مجازات آثار النبوية درباره اين استعاره و تشبيه سخن گفته ايم».
 
[و فرمود:] چشم، نشستنگاه را چون رشته سر بند است -چون خواب در چشم آيد بند بسته بگشايد-.
[و اين از استعاره هاى شگفت است. گويى نشستنگاه را به آوند و چشم را به سر بند همانند فرموده و چون سربند بگشايد آنچه در آوند است برون آيد، و اين سخن در گفته مشهورتر و ظاهرتر از سخنان پيامبر (ص) است. و گروهى آن را از امير مؤمنان عليه السّلام دانسته اند و از جمله گفته مبرد است در كتاب مقتضب در باب لفظ به حروف و ما در كتاب خود كه مجازات آثار نبوى نام دارد از اين استعاره سخن گفته ايم.]
 
و آن حضرت فرمود: ديده سربند نشيمن گاه است.
اين سخن از كنايات شگفت آور است، انگار امام نشيمن گاه را به مشك و چشم را به بند تشبيه نموده، چون بند را رها كنند مشك نمى تواند آنچه را در آن است نگاه دارد.
مشهورتر و ظاهرتر اين است كه اين قطعه از سخنان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است، و عده اى آن را از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده اند. و اين سخن را مبرّد در كتاب «المقتضب» در باب لفظ به حروف ذكر نموده، و ما در رابطه با اين كنايه در كتاب خود كه به مجازات آثار نبويه ناميده شده سخن گفته ايم.
 
شارح مورد نظر خود را انتخاب نمایید
شرح : پیام امام امیر المومنین ( مکارم شیرازی )يك تشبيه عجيب:امام(عليه السلام) در اين جمله كوتاه و پرمعنا اشاره به نكته اى مى كند كه متن آن در واقع يك مسأله فقهى است و پيام آن يك مسأله اجتماعى و سياسى و اخلاقى. مى فرمايد: «چشم، نگهدارنده نشيمنگاه است»; (الْعَيْنُ وِكَاءُ السَّه).اشاره به اين كه هنگامى كه انسان به خواب مى رود بسيار مى شود كه وضوى او بر اثر خروج ريح باطل گردد. «وِكاء» به معناى نخى است كه دهانه مشك را با آن مى بندند و «السَّه» به معناى نشيمنگاه است. هنگامى كه اين نخ محكم باشد چيزى از مشك خارج نمى شود ولى زمانى كه آن نخ، باز يا شل شود آنچه در مشك است بيرون مى ريزد و اين تعبير به گفته مرحوم سيد رضى از كنايات و تشبيهات عجيب است و منظور امام(عليه السلام) اين است كه انسان تا خواب نرفته مى تواند خود را حفظ كند تا وضوى او باطل نشود اما زمانى كه به خواب رفت اعضاى او سست مى شود و نمى تواند خود را حفظ كند و اى بسا چيزى از او خارج شود و وضو باطل گردد و در واقع فلسفه بطلان وضو به سبب خواب، ممكن است همين باشد.در احاديث اهل سنت جمله اى در ذيل اين حكمت از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) نقل شده كه اين معنا را روشن تر مى سازد. در كتاب مغنى ابن قدامة از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) چنين نقل شده است كه فرمود: «العَينُ وِكاءُ السَّهِ فَمَن نامَ فليتَوضّأ».[1]اين گفتار پرمعنى پيام مهمى در زمينه مسائل اجتماعى و اخلاقى و سياسى دارد و به ما مى گويد. اگر چشمانتان بسته باشد خطاهاى زيادى از شما سرمى زند. كسى كه چشم بسته بر سر سفره غذا بنشيند نمى تواند خوب و بد و آنچه را براى او نافع يا زيان بار است تشخيص دهد. كسى كه چشم بسته در مسائل سياسى وارد مى شود ممكن است سرنوشت جامعه اى را به خطر بيفكند. كسى كه چشم بسته دوست انتخاب مى كند اى بسا دوستانى را برگزيند كه بلاى جان او شوند. خلاصه هركس چشم بسته به راهى برود آينده مبهم و يا خطرناكى دارد. چشم در واقع طنابى است كه بر دهانه زشتى ها و بدى ها و ناهنجارى ها گره مى زند.نويسنده معروف مصرى، محمّد عبده در شرح نهج البلاغه خود در شرح اين كلام مى گويد: اين سخن در واقع مثالى است براى فايده چشم در حفظ انسان از آنچه از پشت سرش (ناآگاهانه) ممكن است به او برسد و اين كه فايده چشم تنها اين نيست كه صاحبش را از آنچه دربرابر اوست حفظ كند بلكه بايد از آنچه پشت سر اوست نيز آگاه گردد و وى را حفظ كند و اين در واقع ارشادى است به وجوب بينا بودن در مواردى كه غفلت زاست. و در پايان مى گويد: آنچه سزاوار سخنى است كه از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) يا از اميرمؤمنان(عليه السلام) در اين زمينه نقل شده، همين است.[2] البته اين سخن نبايد بدان معنا باشد كه مفهوم اصلى كلام امام(عليه السلام) يا كلام رسول الله(صلى الله عليه وآله) در مورد مبطلات وضو ناديده گرفته شود در واقع، كلام، يك مفهوم مطابقى دارد و يك سلسله معانى التزامى.[3]*****پی نوشت:[1]. مغنى ابن قدامه، ج 1، ص 165.[2]. شرح نهج البلاغه عبده، ص 578.[3]. سند گفتار حكيمانه: مرحوم خطيب در مصادر به آنچه مرحوم سيد رضى در ذيل اين كلام شريف آورده قناعت كرده و مى گويد: آن مرحوم در ذيل اين كلام ذكر كرده است كه مبرد آن را در كتاب مقتضب آورده و ما به همين قناعت مى كنيم. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 316). اضافه مى كنيم اين كلام در بسيارى از كتب اهل سنت گاه از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و گاه از اميرمؤمنان(عليه السلام) نقل شده ازجمله: مسند احمد، ج 4، ص 97; تاريخ مدينه دمشق، ج 14، ص 25; تاريخ بغداد، ج 7، ص 95. 
شرح ابن میثم بحرانی ( ترجمه محمدی مقدم )امام (ع) فرمود: الْعَيْنُ وِكَاءُ السَّهِ.ترجمه: «چشم، بند نشستنگاه است».شرح:سيد رضى مى گويد: اين سخن از استعاره هاى عجيب است گويا مقعد را به مشكى تشبيه كرده است و چشم را به بند مشك، چون بند باز شود، مشك به حال خود نمى ماند و مشهور آن است كه اين سخن از پيامبر (ص) است، ولى گروهى از امير المؤمنين روايت كرده اند. مبرّد اين سخن را در كتاب المقتضب در باب: «اللفظ بالحروف» بيان كرده است، و ما در كتاب خود به نام: «مجازات الآثار النّبويه» در باره اين استعاره گفتگو كرده ايم.امام (ع) كلمه وكاء را كه به معنى بند مشك است استعاره براى چشم آورده است به خاطر آن كه انسان در وقت بيدارى خويشتندارى مى كند كه مبادا بادى و چيزى از او بيرون آيد كما اين كه بند مشك، آنچه را كه بسته اند نگاه مى دارد، و از اين رو تشبيه نشيمنگاه به ظرفى همچون مشك است. و دنباله حديث از پيامبر خدا (ص) است: هر گاه چشمها به خواب روند بند رها شود 
منهاج البراعه (خوئی)منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة (خوئى)، ج 21، ص: 531 الثانية و الاربعون بعد أربعمائة من حكمه عليه السّلام:(442) و قال عليه السّلام: العين وكاء السّتة.قال الرّضيّ رحمه اللَّه: و هذه من الاستعارات العجيبة كأنه شبّه السّتة بالوعاء و العين بالوكاء فاذا أطلق الوكاء لم ينضبط الوعاء، و هذا القول في الأشهر الأظهر من كلام النّبيّ صلّى اللَّه عليه و آله، و قد رواه قوم لأمير المؤمنين عليه السّلام و ذكر ذلك المبرّد في الكتاب «المقتضب» في باب اللّفظ بالحروف [المعروف]، و قد تكلّمنا على هذه الاستعارة في كتابنا الموسوم بمجازات الاثار النّبويّة. (86687- 86622) اللغة:السّته: الاست و يعبّر عنه بما تحت. قال الشارح المعتزلي: و قد جاء في تمام الخبر في بعض الروايات: «فاذا نامت العينان استطلق الوكاء» و الوكاء رباط القربة فجعل العينين وكاء- و المراد اليقظة للسّته كالوكاء للقربة انتهى.أقول: يريد أنّ اليقظة توجب التوجّه إلى حفظ النفس و ضبط الأرياح عن الخروج، فاذا نام الانسان لا يقدر على ضبط نفسه و يعذر عمّا يخرج منه.الترجمة:فرمود: چشم سر، بند ما تحت است.  
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ( مهدوی دامغانی )جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 8، ص275 و قال عليه السّلام: العين وكاء السّتة. قال الرضى رحمه الله تعالى: و هذه من الاستعارات العجيبة كانه شبّه السّته بالوعاء و العين بالوكاء، فاذا اطلق الوكاء لم ينضبط الوعاء، و هذا القول فى الاشهر الاظهر من كلام النبى صلّى اللّه عليه و آله، و قد رواه قوم لامير المؤمنين عليه السّلام، و ذكر ذلك المبرد فى الكتاب المقتضب فى باب اللفظ المعروف. قال الرضى: و قد تكلمنا على هذه الاستعارة فى كتابنا الموسوم بمجازات الآثار النبوية.«و آن حضرت فرمود: چشم سربند نشستنگاه است.» سيد رضى كه خدايش رحمت كناد گويد اين از استعارات شگفت است كه گويى نشستنگاه را به ظرف و چشم را به سربند آن تشبيه فرموده است كه چون سربند گشوده شود ظرف آنچه را درون آن است نگه نمى دارد. اين سخن بنابر شهرت و آنچه آشكار است از سخنان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و قومى آن را از امير المؤمنين عليه السّلام دانسته اند و مبرد در كتاب المقتضب در باب لفظ معروف آورده است، و ما در مورد اين استعاره در كتاب خودمان كه نامش مجازات آثار النبويه است سخن گفته ايم.» جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 8، ص276 ابن ابى الحديد در شرح اين سخن مى گويد: معروف اين است كه اين سخن از سخنان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه محدثان و مؤلفان غريب الحديث در آثار خود و اهل ادب در مجموعه هاى لغوى خود آن را آورده اند و شايد موضوع بر مبرد مشتبه شده است كه آن را به امير المؤمنين عليه السّلام نسبت داده است و در اصل روايت كلمه «عين» به صورت تثنيه و چنين است كه «العينان وكاء السته»، و لغت سته به معنى نشيمنگاه است. در دنباله خبر هم در پاره اى از روايات آمده است «و چون دو چشم بخسبد سر بند گشوده مى شود.» وكاء هم به معنى بند مشك است كه چشمها را چون بند مشك قرار داده است و مقصود بيدارى است. در حديثى هم كه در مورد لقطه نقل شده است همين كلمه وكاء آمده است كه فرموده اند: «بند و بسته آن را بر آن باقى بدار و يك سال آن را معرفى كن اگر صاحب آن آمد كه چه بهتر و گرنه هر چه خواهى با آن انجام بده.» ابن ابى الحديد سپس بحثى مفصل در چهل صفحه در مورد كنايات مختلف و ارائه شواهدى براى آن اختصاص داده است كه از مباحث ارزنده صناعات ادبى است و از جمله درباره همين تركيب «بند گشوده شدن» كنايه از باد در رفتن، شاهدى از يحيى بن زياد در شعر آورده است. نكات جالب و خواندنى در اين بحث ابن ابى الحديد بسيار است و چون بيرون از مقوله كار اين بنده است به ترجمه چند موردى از آن بسنده مى شود. اگر بگويند فلان از قوم موسى عليه السّلام است كنايه از ناشكيبايى و دلتنگى و اشاره به آيه شصت و يكم سوره بقره است كه مى فرمايد: «و هنگامى كه گفتيد اى موسى هرگز به يك خوراكى شكيبايى نمى ورزيم.» به دوشيزه بسيار زيبا مى گويند از بهشت گريخته است. به كارى كه آشكار و روشن است و به شخصى كه چنان است، ابن جلا مى گويند كه كنايه از صبح و بامداد هم هست و حجاج هم به آن تمثل جسته است. جوانى در راه جلو پيرمرد خميده پشتى را گرفت و گفت: بهاى اين كمان چند است و او را به گوژپشتى ريشخند زد. پيرمرد گفت: اى برادرزاده اگر عمرت دراز شود به زودى بدون پرداخت بها آن را خواهى خريد. در مورد كسى كه به قاضى يا غير قاضى رشوه دهد، مى گويند: در چراغ او روغن ريخت.  
ساخته شده به عشق اباصالح المهدی صلوات الله و سلامه علیه
ایمیل : admin mahdi14.com
شبکه های اجتماعی : mahdi14dotcom