شارح مورد نظر خود را انتخاب نمایید
شرح : پیام امام امیر المومنین ( مکارم شیرازی )هر درك عاقلانه اى روزى نجات بخش است:امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه اشاره به حكمت خداوند مى كند و اين كه هرچه را به هركس داده روى حساب و كتابى بوده است، مى فرمايد: «خداوند هيچ نوع عقلى را در وجود كسى به وديعت ننهاده جز اين كه روزى به وسيله آن وى را نجات خواهد داد»; (مَا اسْتَوْدَعَ اللّهُ امْرَأً عَقْلاً إِلاَّ اسْتَنْقَذَهُ بِهِ يَوْماً ما!).از تعبير امام(عليه السلام) استفاده مى شود كه عقل، شاخه هاى مختلفى دارد و خداوند در هر كسى شاخه يا شاخه هايى از آن را به وديعت مى نهد. تعبير امام(عليه السلام) به «عقلا» به صورت نكره اشاره به همين نكته است. آرى، بعضى عقل معاد دارند، بعضى عقل معاش و بعضى هر دو. عقل معاد نيز شاخه هاى متعددى دارد; كسانى از طريق ادله عقلى وارد مى شوند و افرادى از طريق ادله نقلى كه هركدام نيز شاخه هاى متعددى دارد و در عقل معاش نيز بعضى عقل صنعت دارند، بعضى استعداد خوبى براى كشاورزى و بعضى براى امور ديگر و هركدام از اين ها نيز براى خود شاخه هايى دارد. امام(عليه السلام) مى فرمايد: اين نقاط قوت كه نامش عقل است و خداوند در ميان بندگانش تقسيم كرده همه روى حساب است. ممكن است كسى عقل خاصى در وجودش باشد و ساليان دراز از آن استفاده نكند و گاه حتى خودش فكر كند كه اين عقل و استعداد خاص در وجود او به چه كار مى آيد ولى ناگهان جريانى در زندگانى او رخ مى دهد كه تا دست به دامان آن عقل و استعداد خاص نزند نجات نمى يابد و اين نكته اى است كه كمتر كسى به آن توجه دارد و يا در نوشته هاى خود آورده است ولى امام(عليه السلام) به واسطه علم گسترده و وسيعش به اين نكته اشاره فرموده است.قابل توجه اين كه غالب شارحان نهج البلاغه به نكره بودن «عقل» كه اشاره به شاخه هاى خاص عقل است توجه نكرده اند و نقش عقل را به طور كلى در زندگى انسان ستوده و تشريح كرده اند در حالى كه منظور امام(عليه السلام) بيان اهميت عقل در اين گفتار حكيمانه نيست هرچند عقل ازنظر اسلام فوق العاده اهميت دارد و در آيات و روايات اشارات گسترده اى درباره آن آمده بلكه منظور امام(عليه السلام) اين است كه بسيارى از افراد، داراى عقل خاصى هستند كه از مواهب الهى است و آن عقل خاص روزى به يارى آن ها مى آيد و آن ها را از مشكلات مهمى نجات مى دهد، كه نمونه هاى آن عبارت است از: سلمان فارسى داراى يك عقل تجربى درمورد راه دفاع از شهرها از طريق كندن خندق در اطراف آن بود اين عقل همواره در وجود او بود تا جريان جنگ احزاب پيش آمد، از آن استفاده كرد و نه تنها خودش را نجات داد بلكه لشكر اسلام را نيز از اين طريق محافظت نمود.مرحوم علامه شوشترى مثال ديگرى در اين جا انتخاب كرده، مى گويد: داستان عابد بنى اسرائيل و آن زن بدكاره كه هشيارى او سبب نجات عابد شد نمونه اى از اين كلام است. اين عقل در واپسين روزهاى زندگى به كار او آمد كه هم خودش را نجات داد هم ديگرى را. و اين كه در قرآن و روايات اسلامى تأكيد بر مشورت شده ممكن است به ملاحظه همين امر باشد كه هركس داراى عقل و تدبير و هشيارى خاصى است كه به هنگام مشورت ظاهر مى شود و ممكن است يكى از آن ها مورد قبول همه طرف هاى مشورت قرار گيرد و سبب نجات گردد. در داستان مبارزه اميرمؤمنان على(عليه السلام) با عمرو بن عبدود نيز مى بينيم كه حضرت با استفاده از يك شگرد، عمرو را مغلوب كرد و بر زمين انداخت.[1]*****پی نوشت:[1]. سند گفتار حكيمانه: تنها موردى كه مرحوم خطيب در مصادر غير از نهج البلاغه نقل كرده روايت آمدى در غررالحكم است كه آن را با كمى تفاوت ذكر كرده است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 290). اضافه مى كنيم كه مرحوم شيخ طوسى نيز آن را در كتاب امالى خود از امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) با تفاوتى ذكر كرده كه عبارت او چنين است: «ما استودع الله عبدا عقلا إلا استنقذه به يوما». (امالى طوسى، ص 56، ح 48)
شرح ابن میثم بحرانی ( ترجمه محمدی مقدم )امام (ع) فرمود: «مَا اسْتَوْدَعَ اللَّهُ امْرَأً عَقْلًا إِلَّا اسْتَنْقَذَهُ بِهِ يَوْماً مَا»:خداوند عقل را به كسى امانت نداده مگر اين كه روزى سبب نجات او گردد. يا از گرفتاريهاى دنيا و يا به وسيله اطاعت خدا از گرفتاريهاى آخرت او را نجات بخشد.
منهاج البراعه (خوئی)منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة (خوئى)، ج 21، ص: 488
السابعة و الثمانون بعد ثلاثمائة من حكمه عليه السّلام:(387) و قال عليه السّلام: ما استودع اللَّه امرأ عقلا إلّا استنقذه به يوما. (85201- 85189)
المعنى:العقل هو وديعة اللَّه الكبرى في خلقه، و سراجه الوهّاج الّذي يضيء طريق الهدى لمن يرجع إليه و يخالف الهوى، و هو وسيلة النجاة و لو بعد حين.الترجمة:فرمود: خداوند هيچ خردمندى بكسى ندهد جز اين كه روزى با آن وى را از هلاكت رها سازد.
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ( مهدوی دامغانی )جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 8، ص204
قال عليه السّلام: ما استودع الله امرأ عقلا الا ليستنقذه به يوما ما. «و آن حضرت فرمود: خداوند عقل را پيش كسى به وديعت ننهاد مگر براى اينكه او را روزى به يارى آن برهاند.»
ابن ابى الحديد ضمن شرح اين سخن روايات و نكته هايى در فضيلت عقل آورده است كه به ترجمه چند مورد از آن بسنده مى شود. از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل است كه فرموده است: «عقل نورى در دل است كه با آن ميان حق و باطل فرق گذاشته مى شود.»
انس گويد: از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم درباره مردى كه داراى عقل پسنديده و گناهان بسيار باشد پرسيده شد، فرمود: هيچ بشرى نيست مگر اينكه مرتكب خطاها و گناهانى مى شود، هرگاه خوى كسى عقل و غريزه اش يقين باشد، گناهانش او را زيانى نمى رساند. گفته شد: اى رسول خدا چگونه است؟ فرمود: هرگاه خطايى كند چيزى نمى گذرد كه آن را با توبه و پشيمانى جبران مى كند و بدين گونه گناهانش پاك مى شود و فضيلتى براى او باقى مى ماند كه او را به بهشت مى برد.
گفته شده است: عاقل نخست سيراب مى شود و سپس سيراب مى كند و نخست آگاه مى شود و سپس آگاه مى سازد.
عبد الله بن معتز گفته است: چهره هاى بدى و نيكى در آينه عقل چه آشكار و ظاهر است.
اردشير بابكان گويد: چهار چيز محتاج چهار چيز است، حسب نيازمند ادب است و شادى نيازمند امنيت و نزديكى نيازمند دوستى و عقل نيازمند تجربه است.
اسكندر گويد: رأى پسنديده را از شخص كوچك، كوچك مشمار كه ارزش مرواريد به سبب خوارى غواص آن، زبون نمى شود.
گروهى از اصحاب در حضور رسول خدا مردى را از لحاظ انجام دادن عبادت و نمازگزاردن و صفات خير ستايش كردند و چون در آن مورد زياده روى كردند، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: عقل او چگونه است؟ گفتند: اى رسول خدا ما از كوشش او در عبادت و كارهاى خير مى گوييم و شما از عقل او مى پرسيد. فرمود: آرى، احمق با حماقت خود به زيان بزرگترى مى رسد تا تبهكار به تبهكاريهايش، و همانا فرداى قيامت مردم به درجات مقرب به خداوند خود به ميزان عقلهاى خود مى رسند.
يكى از حكيمان گفته است: هر چيز چون فراوان شود ارزان مى شود، غير از عقل كه چون فزون شود گرانتر مى شود.
در تفسير اين گفتار خداوند كه فرموده است: «تا هر كه را زنده است بيم دهد.»، گفته اند يعنى كسى را كه عاقل باشد.
ديگر از سخنان حكيمان اين است، كه خردمند با زندگى سخت همراه خردمندان خشنودتر از زندگى مرفه همراه سفلگان است.
عربى بيابان نشين گفته است: اگر صورت عقل كشيده و مجسم شود، خورشيد در قبال آن تاريك مى شود و اگر چهره حماقت تصوير شود شب در قبال آن نورانى به نظر مى رسد.