راه شناخت عاقل و احمق (اخلاقى):
و درود خدا بر او، فرمود: زبان عاقل در پشت قلب اوست، و قلب احمق در پشت زبانش قرار دارد.(۱)
(اين از سخنان ارزشمند و شگفتى آور است، كه عاقل زبانش را بدون مشورت و فكر و سنجش رها نمى سازد، امّا احمق هر چه بر زبانش آيد مى گويد بدون فكر و دقّت، پس زبان عاقل از قلب او و قلب احمق از زبان او فرمان مى گيرد).
_______________________
(۱). بقول سعدى: اوّل انديشه وانگهى گفتار.
امام عليه السّلام (در نكوهش احمق) فرموده است:
زبان خردمند پشت دل او است (عاقل آنچه بگويد نخست نيك و بد آنرا بعقل خويش سنجيده و آنگاه مى گويد) و دل احمق پشت زبان او است (بى خرد نفهميده آنچه خواست مى گويد سپس در درستى و نادرستى و سود و زيان آن انديشه ميكند).
(سيّد رضىّ «عليه الرّحمة» مى فرمايد:) اين فرمايش از جمله معانى نيكوى دلپذير است، و مقصود از آن آنست كه خردمند زبانش را رها نمى كند (سخنى نمى گويد) مگر پس از مشورت و صلاح ديد با انديشه، و بى خرد بيرون داده هاى زبان و گفتارهاى بى انديشه اش بر مراجعه به انديشه و تدبّر و تأمّل در پايان كار پيشى مى گيرد، پس بآن ماند كه زبان خردمند پيرو دل او است و دل بى خرد پيرو زبانش مى باشد.
و فرمود (ع): زبان خردمند آن سوى دل اوست و دل بى خرد آن سوى زبانش.
سید رضى گويد: اين از معانى عجيب و شريف است. مراد اين است كه عاقل زبان نمى گشايد مگر پس از آنكه با انديشه و فكر خود مشورت كند و بى خرد، سخنان بيهوده اش بر فكر و تأمل و انديشه اش پيشى گيرد. گويى زبان عاقل، تابع دل اوست و دل احمق، تابع زبان اوست.
امام(عليه السلام) فرمود: زبان عاقل پشت قلب او قرار دارد در حالى كه قلب احمق پشت زبان اوست!
[و فرمود:] زبان خردمند در پس دل اوست، و دل نادان پس زبان او.
[و اين از معنيهاى شگفت و شريف است و مقصود امام (ع) اين است كه: خردمند زبان خود را رها نكند تا كه با دل خويش مشورت كند و با انديشه خود رأى زند، و نادان را آنچه بر زبان آيد و گفته اى كه بدان دهان گشايد، بر انديشيدن و رأى درست را بيرون كشيدن سبقت گيرد. پس چنان است كه گويى زبان خردمند پيرو دل اوست و دل نادان پيرو زبان او.]
و آن حضرت فرمود: زبان عاقل در پس قلب او، و دل نادان پشت زبان اوست.
اين قطعه از معانى شگفت و شريف است. منظور اين است كه عاقل در هر سخنى جز با مشورت دل و صلاح ديد فكر وارد نمى شود، ولى احمق سخن گفتن و ريخت و پاش زبانش پيش از رجوع به انديشه و تأمّل و تدبّر است. بنا بر اين چنان است كه زبان عاقل پيرو قلب او، و قلب احمق تابع زبان اوست.