حکمت ۳۸۵

جهت غیرفعال کردن لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک و سپس تا تغییر رنگ دکمه صبر نمایید

حکمت ۳۸۵ : نشانه پستی دنیا [منبع]

وَ قَالَ (عليه السلام) :
مِنْ هَوَانِ الدُّنْيَا عَلَى اللَّهِ أَنَّهُ لَا يُعْصَى إِلَّا فِيهَا، وَ لَا يُنَالُ مَا عِنْدَهُ إِلَّا بِتَرْكِهَا.

ترجمه ی لغتی برای این بخش در سایت ثبت نشده است

دنيا شناسى (علمى، معنوى):
و درود خدا بر او، فرمود: از خوارى دنيا نزد خدا همان بس كه جز در دنيا، نافرمانى خدا نكنند، و جز با رها كردن دنيا به پاداش الهى نتوان رسيد.
 
 امام عليه السّلام (در نكوهش دنيا) فرموده است:
از نشانه هاى خوارى دنيا نزد خدا آنست كه معصيت نكنند او را مگر در دنيا، و نيابند آنچه (سعادت و نيكبختى) را كه نزد او است مگر به دورى از آن.
 
و فرمود (ع): نشان خوار و بى ارج بودن دنيا در نزد خدا، اين است كه وى را جز در آنجا نافرمانى نكنند و به آنچه در نزد اوست، نتوان رسيد، مگر به ترك كردن آن.
 
امام(عليه السلام) فرمود: براى پستى اين دنيا (ى فريبنده پر زرق و برق) همين بس كه تنها جايى است كه معصيت خدا در آن مى شود، و براى رسيدن به پاداش هاى الهى راهى جز ترك آن نيست.
 
[و فرمود:] در خوارى دنيا نزد خدا بس كه جز در دنيا نافرمانى او نكنند و جز با وانهادن دنيا به پاداشى كه نزد خداست نرسند.
 
و آن حضرت فرمود: در پستى دنيا نزد خدا همين بس كه او را جز در آن معصيت نكنند، و براى رسيدن به رحمتش راهى جز ترك آن وجود ندارد.
 
شارح مورد نظر خود را انتخاب نمایید
شرح : پیام امام امیر المومنین ( مکارم شیرازی )در پستى دنيا همين بس!درباره پستى دنيا و بى ارزش بودن زرق و برق آن در قرآن مجيد تعبيرات مختلفى ديده مى شود. گاهى از آن تعبير به لهو و لعب شده: (وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَهْوٌ وَلَعِبٌ)[1] و گاه از آن تعبير به زخرف شده و اين كه اگر مردمِ دنياپرست همگى به دنيا اقبال نمى كردند به قدرى دنيا بى ارزش بود كه براى كافران خانه هاى پرزرق و برق و زينتى قرار مى داديم: (وَلَوْلاَ أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِّنْ فَضَّة وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ * وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَاباً وَسُرُراً عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ * وَزُخْرُفاً وَإِنْ كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالاْخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ).[2]و در احاديث اسلامى به برگ درخت نيم جويده در دهان ملخ تشبيه شده است (وَإِنَّ دُنْيَاكُمْ عِنْدِي لاََهْوَنُ مِنْ وَرَقَة فِي فَمِ جَرَادَة تَقْضَمُهَا).[3] و امثال اين تعبيرات.آنچه در اين گفتار حكيمانه مى بينيم تعبير جديدى در اين زمينه است. امام(عليه السلام) مى فرمايد: «براى پستى دنيا (ى فريبنده و پرزرق و برق) همين بس كه معصيت خداوند فقط در آن انجام مى شود و براى رسيدن به پاداش الهى راهى جز ترك آن نيست»; (مِنْ هَوَانِ الدُّنْيَا عَلَى اللّهِ أَنَّهُ لاَ يُعْصَى إِلاَّ فِيهَا، وَ لاَ يُنَالُ مَا عِنْدَهُ إِلاَّ بِتَرْكِهَا).امام(عليه السلام) در اين گفتار نورانى به دو نكته در پستى دنيا اشاره مى كند: نخست اين كه جاى معصيت الهى تنها اينجاست و دوم اين كه وسيله رسيدن به سعادت جاويدان ترك آن است.عجيب آن است كه در حديثى از امام سجاد(عليه السلام) مى خوانيم كه مى فرمايد: «خَرَجنا مع الحُسَينِ فَما نَزَلَ مَنزِلا وما ارتَحَل مِنه إلاّ ذَكَر يحيى بنَ زكرِيّا وقَتْلَه وقال يَوماً: وَمِن هَوانِ الدُّنيا على اللهِ عزّ وجَلّ أنّ رأسَ يحيى بنَ زكرِيّا أُهدِيَ إلى بَغيّ مِن بَغايا بني إسرائيل; ما با امام حسين (پدرم به سوى كربلا) خارج شديم امام هر زمان در منزلى پياده مى شد و يا از آن حركت مى كرد به ياد يحيى بن زكريا و قتل او مى افتاد و روزى فرمود: در پستى دنيا در برابر خداوند متعال همين بس كه سر يحيى بن زكريا (پيامبر بزرگ الهى) براى زن آلوده اى از زنان آلوده بنى اسرائيل هديه فرستاده شد».[4] اين تعبير اشاره روشنى است به پيش بينى شهادت امام(عليه السلام).امام كاظم(عليه السلام) در حديث معروف هشام بن حكم كه در آغاز جلد اوّل اصول كافى آمده است خطاب به هشام مى فرمايد: «يا هِشام! إنّ العُقَلاءَ ترَكوا فُضولَ الدُّنيا فَكَيف الذّنوب، وتَرْكُ الدّنيا مِن الفَضْلِ وتَرْكُ الذّنوبِ مِنَ الفَرْضِ; عاقلان اضافات دنيا را ترك كرده اند تا چه رسد به گناهان، چراكه ترك دنيا فضيلت است و ترك گناهان فريضه».[5]از حديث بالا به خوبى استفاده مى شود كه منظور از ترك دنيا ترك ضروريات و نيازهاى زندگانى ساده نيست چراكه در احاديث ديگر، كمكى براى رسيدن به آخرت شمرده شده (نعم العون الدنيا على الآخرة)[6] بلكه به تعبير امام كاظم(عليه السلام) منظور فضول دنياست، زرق و برق ها، زينت و تجملات بى حساب و مانند آن است بنابراين هيچ منافاتى بين كلام حكيمانه بالا و رواياتى كه درباره لزوم برخوردارى از حدّ معقول زندگى آمده نيست.در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم كه پيغمبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) از راهى عبور مى كرد، چشمش به بزغاله مرده اى افتاد كه در محل گردآورى زباله ها افتاده بود، به اصحابش فرمود: ارزش اين بزغاله چقدر است؟ عرض كردند: اگر زنده بود شايد به اندازه يك درهم نيز نبود. پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: «والّذِي نَفْسِى بِيَدِهِ لَلدُّنيا أهوَنُ عَلى اللهِ من هذا الجَدْى على أهْلِه; دنيا كم ارزش تر است در پيشگاه خدا از اين بزغاله در نزد صاحبانش»[7]. [8]*****پی نوشت:[1]. عنكبوت، آيه 64 .[2]. زخرف، آيات 33-35.[3]. نهج البلاغه، كلام 224.[4]. بحارالانوار، ج 45، ص 90.[5]. اصول كافى، ج 1، ص 17.[6]. كافى، ج5، ص 72 .[7]. كافى، ج 2، ص 129; بحارالانوار، ج 70، ص 55.[8]. سند گفتار حكيمانه: مرحوم خطيب در مصادر مى گويد: اين گفتار حكيمانه را ابوعثمان جاحظ (متوفاى 255) در تعدادى از كتاب هايش نقل كرده و آمُدى نيز در غررالحكم با تفاوت مختصرى آورده است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 280) 
شرح ابن میثم بحرانی ( ترجمه محمدی مقدم )امام (ع) فرمود: «مِنْ هَوَانِ الدُّنْيَا عَلَى اللَّهِ أَنَّهُ لَا يُعْصَى إِلَّا فِيهَا- وَ لَا يُنَالُ مَا عِنْدَهُ إِلَّا بِتَرْكِهَا»:از نشانه هاى پستى دنيا در نزد خدا آن است كه خدا را معصيت نكنند مگر در دنيا، و به دست نياورند آنچه را كه نزد خداست مگر با دورى كردن از دنيا.امام (ع) به دو دليل ياد شده كه پستى دنيا را خاطر نشان كرده است از دنيا بر حذر داشته است. 
منهاج البراعه (خوئی)منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة (خوئى)، ج 21، ص: 475 السبعون بعد ثلاثمائة من حكمه عليه السّلام:(370) و قال عليه السّلام: من هوان الدّنيا على اللَّه أنّه لا يعصى إلّا فيها، و لا ينال ما عنده إلّا بتركها. (84687- 84668) المعنى:الربوبيّة في أعلى درجات الوجود و النور المطلق، و الدّنيا في أسفل دركات الكون و يكاد أن يكون عدما و ظلمات بعضها فوق بعض، و هذا معنى هوان الدّنيا و بيان أنّها في حدود عالم الوجود المطلق، و علامته أنّ اللَّه يعصى فيها فكان اللَّه لا يحسبها في محيط ملكه الواسع اللّا يتناهى و لا ينال ما عند اللَّه إلّا بتركها و الخروج منها إلى عالم القدس الإلهي.الترجمة:فرمود: از زبونى دنيا است كه خداوند جز در آن نافرمانى نشود، و بدانچه در مائده لطف او است نتوان رسيد مگر بگذشتن از آن.  
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ( مهدوی دامغانی )جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 8، ص137 من هوان الدنيا على اللّه انّه لا يعصى الا فيها. و لا ينال ما عنده الّا بتركها. «از جمله خوارى دنيا در نظر خداوند اين است كه جز در آن از خداوند نافرمانى نمى شود، و جز با ترك و وانهادن دنيا به آنچه پيش خداوند است دست يافته نمى شود.» ابن ابى الحديد مى گويد: اين سخن را غزالى در كتاب احياء علوم الدين به ابو الدرداء نسبت داده است و صحيح اين است كه اين سخن على عليه السّلام است، و اين موضوع را شيخ ما ابو عثمان جاحظ در چند جا از كتابهاى خود آورده است و او به سخن مردان بزرگ آشناتر از غزالى است. درباره دنيا و پستى و زبونى آن در نظر خداوند و شيفتگى مردم به آن و مكر دنيا نسبت به مردم و نكوهش خردمندان از آن و بر حذر داشتن از آن پيش از اين به حد كفايت سخن گفته شد و اينك مطالب ديگرى مى آوريم. جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 8، ص138 در يكى از كتابهاى قديمى الهى آمده است كه دنيا مايه غنيمت زيركان و غفلت نادانان است كه تا از آن بيرون نروند، آن را نمى شناسند و آن گاه مسألت مى كنند كه - براى انجام دادن كارهاى نيكو-  به آن برگردانده شوند و برگردانده نمى شوند. يكى از عارفان گفته است: هر كس دنيا را از خداوند متعال مسألت مى كند، طولانى بودن توقف خود را براى حساب پس دادن در پيشگاه او مسألت كرده است. حسن بصرى گفته است: جان آدمى از دنيا جز با سه اندوه بيرون نمى رود، اندوه آنكه از چيزهايى كه جمع كرده است، سير نشده است و آنچه را كه آرزو داشته است، در نيافته است و براى آنچه در پيش دارد، زاد و توشه فراهم نساخته است. در حديث مرفوع آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از كنار گوسپند مرده اى گذشت و به ياران خود فرمود: آيا اين ميش مرده را در نظر صاحبش خوار و زبون مى بينيد؟ گفتند: آرى و از بى ارزشى آن اين است كه آن را كنارى افكنده اند. فرمود: سوگند به كسى كه جان من در دست اوست كه دنيا در نظر خداوند زبون تر و بى ارزش تر از اين لاشه است و اگر دنيا در نظر خداوند به اندازه بال پشه اى ارزش مى داشت به هيچ كافرى جرعه آبى از آن نمى آشاماند. و همان حضرت كه درود خدا بر او و خاندانش باد، فرموده است: «دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است.» و فرموده است: «هر كس دنياى خويش را دوست بدارد به رستاخيز خود زيان زده است و هر كس آخرت خويش را دوست بدارد به دنياى خويش زيان رسانده است، اينك آنچه را كه جاويد است بر آنچه فانى است برگزينيد.» و فرموده است: «دنيا نفرين شده است و هر چه در آن است جز آنچه براى خداوند است نيز نفرين شده است.» و فرموده است: «دوستى دنيا سرمايه همه گناهان است.» زيد بن ارقم گفته است: روزى پيش ابو بكر بوديم، آشاميدنى خواست، براى او آبى آميخته با عسل آوردند. همين كه آن را نزديك دهان خود برد چندان گريست كه حاضران هم گريستند. حاضران ساكت شدند و او همچنان مى گريست، سرانجام دوباره خواست آن را بياشامد باز شروع به گريستن كرد تا آنجا كه حاضران پنداشتند نمى توانند از او سؤال كنند كه چرا مى گريد. پس از اينكه چشمهايش را پاك كرد، گفتند: اى خليفه رسول خدا سبب گريه ات چيست؟ گفت: همراه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودم و ديدم با دست خود چيزى را از خود دور مى كند و من چيزى نمى ديدم. گفتم: اى رسول خدا چه جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 8، ص139 چيزى را از خود مى رانى فرمود: دنيا در نظرم آمد و به او گفتم از من دور شو، دور شد. و گفت: اگر تو از چنگ من مى گريزى، كسانى كه پس از تو خواهند بود از چنگ من نخواهند گريخت. و آن حضرت فرموده است: «اى شگفتا و تمام شگفتى از كسى كه سراى جاودان را تصديق مى كند و در عين حال براى سراى فريب - اين جهان-  كار و كوشش مى كند.» از سخنان عيسى عليه السّلام است كه فرموده است: دنيا را ارباب خود مگيريد كه شما را برده خود مى سازد، گنجينه خود را پيش كسى اندوخته كنيد كه آن را تباه نمى كند، صاحب گنجينه هاى دنيا از هر آفتى بر آن بيمناك است و حال آنكه صاحب گنجينه آخرت را ترس و بيمى بر آن نيست.  
ساخته شده به عشق اباصالح المهدی صلوات الله و سلامه علیه
ایمیل : admin mahdi14.com
شبکه های اجتماعی : mahdi14dotcom