متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح حکمت
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
حکمت ۲۱۱ : پندهای گرانبهای اخلاقی و اجتماعی
[منبع]وَ قَالَ (علیه السلام) :
الْجُودُ حَارِسُ الْأَعْرَاضِ، وَ الْحِلْمُ فِدَامُ السَّفِيهِ، وَ الْعَفْوُ زَكَاةُ الظَّفَرِ، وَ السُّلُوُّ عِوَضُكَ مِمَّنْ غَدَرَ، وَ الِاسْتِشَارَةُ عَيْنُ الْهِدَايَةِ، وَ قَدْ خَاطَرَ مَنِ اسْتَغْنَى بِرَأْيِهِ، وَ الصَّبْرُ يُنَاضِلُ الْحِدْثَانَ، وَ الْجَزَعُ مِنْ أَعْوَانِ الزَّمَانِ، وَ أَشْرَفُ الْغِنَى تَرْكُ الْمُنَى، وَ كَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِيرٍ تَحْتَ [عِنْدَ] هَوَى أَمِيرٍ، وَ مِنَ التَّوْفِيقِ حِفْظُ التَّجْرِبَةِ، وَ الْمَوَدَّةُ قَرَابَةٌ مُسْتَفَادَةٌ، وَ لَا تَأْمَنَنَّ مَلُولاً.
- الْفِدام :
- پوزبند، دهان بند، يعنى حلم و شكيبائى دهان سفيهان را مى بندد و آن را از سخنان ناروا باز مى دارد.
- السُلُوّ :
- فراموش كردن.
- الْحِدْثان :
- ناگواريهاى روزگار.
- يُناضِلُ :
- دفع ميكند.
- الجَزَع :
- شدت بيتابى و بى قرارى.
- الْمُنى :
- جمع «منية»، آرزوها.
- الْمَلُول :
- كسى كه زود دلتنگ و افسرده ميشود.
- فِدام :
- دهان بند
- سُلُوّ :
- تسلى و آرامش
- خاطَرَ :
- خود را بخطر انداخت
1- بخشش نگهبان آبروها است (مردم از بخشش كننده خوشنود بوده آبروى او را حفظ مى نمايند)
2- و بردبارى دهن بند نادان و نابردبار است (بردبارى نادان را از هرزه گوئى باز داشته و بدى را مى گرداند)
3- و گذشت (از گناه) زكوة فيروزى است (هر كه بر دشمن فيروزى يابد زكوة آن گذشت از او است)
4- و دورى نمودن از كسيكه بيوفائى نمود عوض تو است (از دوست بيوفا دل برداشته دورى كن تا بيوفائيش را تلافى كرده باشى)
5- و مشورت نمودن (و راه راست جستن) همان هدايت و راه يابى است،
6- و كسيكه به رأى و انديشه اش (از مشورت با ديگران) بى نياز شد خود را در خطر و تباهى افكند،
7- و شكيبائى سختيهاى روزگار را دور مى نمايد،
8- و بيتابى از يارى كنندگان زمانه است (زيرا زمانه آماده پير نمودن و نيست كردن است و بيتابى هم همين كار را انجام مى دهد)
9- و بزرگترين توانگرى آرزو نداشتن است،
10- و بسا عقل و خرد كه اسير و گرفتار هوا و خواهشى است كه بر او فرمانروا است (هواى نفس بسيارى از مردم بر عقولشان مسلّط است)
11- و از رسيدن و دست يافتن بكار نيك نگاه دارى تجربه و آزمايش است،
12- و دوستى (با مردم) خويشاوندى است كه بهره برده شده،
13- و از دلتنگ و رنجيده (از خود) ايمن مباش (راز خويش با او مگو و بعهد و پيمانش دل مبند).