حکمت ۱۶۱

جهت غیرفعال کردن لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک و سپس تا تغییر رنگ دکمه صبر نمایید

حکمت ۱۶۱ : ارزش مشورت و نکوهش خودرأیی [منبع]

وَ قَالَ (علیه السلام) :
مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ، وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا.

ترجمه ی لغتی برای این بخش در سایت ثبت نشده است

ارزش مشورت و پرهيز از خودمحورى (اخلاقى، سياسى، اجتماعى):
و درود خدا بر او، فرمود: هر كس خود رأى شد به هلاكت رسيد، و هر كس با ديگران مشورت كرد، در عقل هاى آنان شريك شد.
 
امام عليه السّلام (در باره مشورت) فرموده است:
1- و هر كه خود رأيى نمود (در كار مشورت نكرد) تباه گشت،
2- و هر كه با مردان (با تجربه) شور نمايد با خردهاشان شركت مي كند (و هويدا است كه حكم چند عقل در هر كار از حكم يك عقل سودمند و شايسته تر است).
 
و هر كه خودكامگى پيشه كند، به هلاكت رسد و هر كه با مردم مشورت نمايد، در خردشان شريك شده است.
 
امام(عليه السلام) فرمود: كسى كه (ترك مشورت كند و) استبداد به رأى داشته باشد هلاك مى شود و آن كس كه با مردان بزرگ مشورت كند در عقل و خرد آنها شريك مى شود.
 
[و فرمود:] هر كه خود رأى گرديد به هلاكت رسيد، و هر كه با مردمان رأى بر انداخت خود را در خرد آنان شريك ساخت.
 
و آن حضرت فرمود: هر كه مستبد به رأى شد به هلاكت رسيد، و هر كه با مردم مشورت كرد خود را شريك عقل آنان نمود.
 
شارح مورد نظر خود را انتخاب نمایید
شرح : پیام امام امیر المومنین ( مکارم شیرازی )نتيجه «استبداد» و «مشورت»:آنچه امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه خود بیان فرموده دو روى یک سکه درباره مسئله مشورت است. مى فرماید: «کسى که (ترک مشورت کند و) استبداد به رأى داشته باشد هلاک مى شود و آن کس که با مردان بزرگ مشورت کند در عقل و خرد آنها شریک مى شود»; (مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ، وَمَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا).درباره اهمیت مشورت و زیان هاى استبداد به رأى، تا کنون در این کتاب کرارا سخن گفته ایم.در بخش کلمات قصار در کلمه 54 و همچین کلمه 113 امام(علیه السلام) به اهمیت مشورت اشاره فرموده و در عهدنامه مالک اشتر به صورت گسترده ترى از مشورت و شرایط آن سخن گفته است; ولى هر قدر درباره اهمیت مشورت بحث شود کم است، زیرا مطلبى است سرنوشت ساز. قرآن مجید هم به مؤمنان دستور مشورت مى دهد (وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُم)(1) و هم به رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) که عقل کل بود در این باره امر مى کند: (وَشَاوِرْهُمْ فِى الاَْمْرِ)(2)، قرآن حتى در موضوعات ساده نیز به مشورت اهمیت داده است از جمله درباره باز گرفتن کودک شیرخوار از شیر مادر مى فرماید: «(فَإِنْ أَرَادَا فِصَالا عَنْ تَرَاض مِّنْهُمَا وَتَشَاوُر فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا); و اگر آن دو (پدر و مادر) با رضایت یکدیگر و مشورت بخواهند (کودک را زودتر) از شیر باز گیرند; گناهى بر آنها نیست».(3)همچنین روایات اسلامى به طور گسترده بر آن تأکید ورزیده است. در دنیاى امروز نیز همه دولت ها حداقل در ظاهر تأکید بر تشکیل شوراها براى قانون گذارى و امور اجرایى در سطوح مختلف دارند و اصل مشورت به عنوان اصلى اساسى شمرده مى شود.دلیل آن هم روشن است، زیرا خداى متعال همه مزایاى فکرى را به یک نفر نداده است، بلکه هشیارى مانند سایر نعمت ها در میان مردم تقسیم شده است. به همین دلیل هیچ کس بى نیاز از افکار دیگران نیست و هنگامى که انسان ها به مشورت بنشینند و عقل ها به یکدیگر ضمیمه شوند احتمال خطا بسیار کم مى شود، زیرا جوانب مسئله به وسیله افراد مختلف که هر یک جانبى را مى بیند روشن مى گردد و مصداق تعبیرى که در حدیث دیگرى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) در غررالحکم آمده است خواهد بود، مى فرماید: «حَقٌّ عَلَى الْعاقِلِ أنْ یُضیفَ إلى رَأیِهِ رَأْىَ الْعُقَلاءِ وَیَضُمَّ إلى عِلْمِهِ عُلُومَ الْحُکَماءِ; بر هر عاقلى لازم است که رأى عاقلان دیگر را (از طریق مشورت) به رأى خود اضافه کند و علوم دانشمندان را به علم خویش بیفزاید».(4)بعضى ممکن است تصور کنند حتماً باید با کسى مشورت کرد که عقل او از انسان قوى تر یا لااقل مساوى باشد در حالى که چنین نیست; انسان اگر دسترسى به چنین اشخاصى پیدا نکند سزاوار است حتى با زیردستان خود مشورت کند، چنان که مرحوم علامه مجلسى در حدیثى از بحارالانوار از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) نقل مى کند که یکى از یارانش مى گوید: خدمت آن حضرت بودیم سخن از پدرش (امام کاظم(علیه السلام)) به میان آمد. فرمود: «کَانَ عَقْلُهُ لاَ یُوَازِنُ بِهِ الْعُقُولُ وَرُبَّمَا شَاوَرَ الاَْسْوَدَ مِنْ سُودَانِهِ فَقِیلَ لَهُ: تُشَاوِرُ مِثْلَ هَذَا؟ فَقَالَ: إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَتَعَالَى رُبَّمَا فَتَحَ عَلَى لِسَانِه; عقل او قابل مقایسه با عقول دیگران نبود ولى با این حال گاهى با بعضى از غلامانش مشورت مى کرد. بعضى به آن حضرت گفتند: شما با مثل چنین شخصى مشورت مى کنید؟ فرمود: اگر خدا بخواهد چه بسا راه حل مشکل را بر زبان او جارى کند».(5)یکى از فواید مشورت چیزى است که امام کاظم(علیه السلام) در حدیث نورانى اش به آن اشاره کرده مى فرماید: «مَنِ اسْتَشَارَ لَمْ یَعْدَمْ عِنْدَ الصَّوَابِ مَادِحاً وَعِنْدَ الْخَطَاءِ عَاذِراً; کسى که مشورت کند اگر به حق راه یابد او را ستایش مى کنند و اگر به راه خطا برود او را معذور مى دارند. (در حالى که اگر مشورت نکند نه در حال خطا کسى عذر او را موجه مى داند و نه در صواب کسى او را ستایش مى کند)».(6)احادیث درباره مشورت از معصومان(علیهم السلام) بسیار فراوان است این سخن را با حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پایان مى دهیم که فرمود: «الْحَزْمُ أَنْ تَسْتَشِیرَ ذَا الرَّأْیِ وَتُطِیعَ أَمْرَهُ; حزم و دوراندیشى ایجاب مى کند که با صاحب نظران مشورت کنى و از امر او اطاعت کنى»(7). (8)*****پی نوشت:(1). شورى، آیه 38.(2). آل عمران، آیه 159.(3). بقره، آیه 233.(4). غررالحکم، ص 55، ح 496.(5). بحارالانوار، ج 72، ص 101، ح 25.(6). همان، ص 104، ح 37.(7). همان، ص 105، ح 41.(8). سند گفتار حکیمانه: مرحوم خطیب در مصادر مى گوید: در کتاب غررالحکم به جاى «مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ»، «مَنْ قَنَعَ بِرَأْیِهِ هَلَکَ» آمده و جمله دوم این کلام حکیمانه را جداگانه در جاى دیگر ذکر کرده است. (و از آن معلوم مى شود که منبع روایت او کتابى غیر از نهج البلاغه بوده است). نیز زمخشرى با همین عبارتى که در نهج البلاغه آمده است این حدیث را در باب «العقل والفطنة» در کتاب ربیع الابرار آورده است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 140) 
شرح ابن میثم بحرانی ( ترجمه محمدی مقدم )سه سخن از سخنان امام (ع): «مَنْ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ- وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا»:هر كه خود رأى شد، به هلاكت رسيد. زيرا تك روى انسان در فكر و نظر خود و نپذيرفتن نصيحت و مشورت ديگران در جنگ و امثال آن، او را در معرض خطا قرار مى دهد و باعث هلاكت او مى گردد، گويا امام (ع) فرموده است: هر كس خودرأى باشد، در معرض هلاكت است، بنا بر اين هلاكت را -از باب اطلاق ما بالفعل بر ما بالقوّة- به جاى: معرض هلاكت، به طور مجاز به كار برده است.سخن دوم: هر كس با مردان مشورت كند، شريك عقلهاى آنان است. توضيح آن كه در آن صورت از بهترين نظر بهره بردارى كرده و آن را به كار مى بندد، پس تمام خردهاى مردان، در اختيار او قرار گرفته است، چه او از نتايج خردها سود مى برد. و اين سخن تشويق به مشورت با ديگران است. 
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ( مهدوی دامغانی )جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 7، ص383 من استبدّ برأيه هلك، و من شاور الرجال شاركها فى عقولها. «هر كس خود رأى شود، نابود گردد و هر كه با مردان رايزنى كند در خرد ايشان شريك شده است.» پيش از اين گفتارى بسنده در مورد مشورت و ستايش و نكوهش آن گفته آمد. عبد الملك بن صالح هاشمى رايزنى و مشورت را نكوهش مى كرده و مى گفته است: هرگز با كسى رايزنى نكردم، مگر اينكه بر من تكبّر كرد و من براى او خود را كوچك ساختم و او عزت يافت و من زبونى و از مشورت بر حذر باش، هر چند راههاى تشخيص بر تو دشوار و مسائل مشتبه شود و استبداد تو را گرفتار خطاى بزرگ كند. عبد الله بن طاهر هم همين عقيده را داشته است و مى گفته است: چيزى همچون ناخن خودت پشت تو را نمى خاراند، و من اگر با استبداد هزار خطا بكنم، براى من خوشتر است كه مشورت كنم و به چشم حقارت و كاستى بر من نگرند. و گفته شده است: رايزنى و مشورت موجب فاش شدن راز و به خطر افتادن كارى كه آهنگ آن دارى مى شود و چه بسا كه مستشار چيزهايى را كه موجب تباهى تدبير توست فاش سازد. اما كسانى كه مشورت و رايزنى را ستوده اند به راستى بسيارند و گفته اند هر كس استبداد به رأى خود كند، خويش را به خطر انداخته است. و گفته اند مشورت مايه آسايش تو و رنج ديگران است، و كسى كه بسيار رايزنى كند به هنگام خطا معذور و در صواب ستوده است، و آن كس كه مشورت مى كند بر كرانه رستگارى است و مشورت و رايزنى از كارهاى استوار است. و گفته اند مشورت مايه بارور شدن خردها و پيشاهنگ درستى و صواب است، و از سخنان زيباى آنان اين است كه ثمره انديشه مشورت كننده شيرين تر از عسل صاف شده است. بشار گفته است: «چون رأى به نصيحت رسيد با عزمى استوار و مشورت با دور انديش يارى بگير، مشورت را ننگ و عار مدان كه پرهاى آخر بال پرندگان ساز و برگ پرهاى جلو است.»  
ساخته شده به عشق اباصالح المهدی صلوات الله و سلامه علیه
ایمیل : admin mahdi14.com
شبکه های اجتماعی : mahdi14dotcom