شارح مورد نظر خود را انتخاب نمایید
شرح : پیام امام امیر المومنین ( مکارم شیرازی )حقيقت براى حق طلبان آشكار است:امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه خود اشاره به اين نكته مى كند كه خداوند اسباب هدايت را آماده كرده است اگر از آن بهره نگيريد كوتاهى از شماست، مى فرمايد: «حقيقت به شما نشان داده شده است اگر چشم بينا داشته باشيد و وسائل هدايت در اختيار شماست اگر هدايت پذير باشيد و صداى حق در گوش شماست اگر گوش شنوا داشته باشيد»; (قَدْ بُصِّرْتُمْ إِنْ أَبْصَرْتُمْ، وَقَدْ هُدِيتُمْ إِنِ اهْتَدَيْتُمْ، وَأُسْمِعْتُمْ إِنِ اسْتَمَعْتُمْ).هدف امام(عليه السلام) از بيان اين سخن آن است كه خداوند تمام وسايل هدايت و نجات و سعادت را در اختيار شما گذاشته است، آيات قدرتش را در پهنه آفرينش به شما نشان داده، درس هاى عبرتش را درباره اقوام پيشين در برابر شما قرار داده است چشم باز كنيد و آثار او را در عالم و سرنوشت اقوام گذشته را با چشم خود ببينيد. از سويى ديگر پيامبرانش مخصوصاً رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) را با كتب آسمانى ارسال داشته و پيام حق در گوش شما خوانده شده; پيامى كه هم مشتمل بر معارف و عقايد است و هم راه و رسم عبوديت و طريق تهذيب اخلاق و همچنين راه بهتر زيستن و سعادتمند شدن، همه اين پيام ها به گوش شما خوانده شده است. سعى كنيد آنها را بشنويد و در سايه آن ديدنى ها و اين شنيدنى ها راه هدايت را در برابر شما گشوده است اگر تصميم بر هدايت يافتن داشته باشيد شتاب كنيد و در اين راه گام بگذاريد و به سوى سرمنزل مقصود حركت كنيد. امام(عليه السلام) مى فرمايد: خداوند به همه شما اتمام حجت كرده اگر راه خطا رفتيد و گرفتار مجازات الهى در دنيا و آخرت شديد بدانيد بر اثر كوتاهى خودتان بوده است.ريشه هاى اين گفتار حكيمانه در قرآن مجيد است. در آيه 104 سوره «انعام» مى خوانيم: «(قَدْ جَاءَكُمْ بَصَائِرُ مِنْ رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِىَ فَعَلَيْهَا); دلايل بصيرت آفرين از طرف پروردگارتان براى شما آمده; كسى كه (به وسيله آن،) بصيرت و آگاهى يافت، به سود خود اوست; و كسى كه از ديدن آن چشم پوشيد به زيان خودش مى باشد».در آيه 204 سوره «اعراف» مى خوانيم: «(وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ); هنگامى كه قرآن خوانده شود، گوش فرا دهيد و خاموش باشيد; شايد مشمول رحمت (خدا) شويد».در قرآن مجيد كرارا درباره دوزخيان و كفار سخن به ميان آمده و آنها را افرادى مى شمارد كه گوش دارند و نمى شنوند، چشم دارند و نمى بينند، مى فرمايد: «(وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِّنَ الْجِنِّ وَالاِْنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالاَْنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ); به يقين گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم; آنها دل ها (= عقل ها) يى دارند كه با آن (انديشه نمى كنند و) نمى فهمند; و چشمانى كه با آن نمى بينند; و گوش هايى كه با آن نمى شنوند; آنها همچون چهارپايانند; بلكه گمراه تر! اينان همان غافلانند (چون امكان هدايت دارند و بهره نمى گيرند)».(1)در آیه 10 سوره «ملک» از قول دوزخیان چنین نقل شده است: «(وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِى أَصْحَابِ السَّعِیرِ); و مى گویند: اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل مى کردیم، در میان دوزخیان نبودیم».از آیات قرآنى و کلام حکیمانه بالا و روایات فراوان اسلامى استفاده مى شود که آنچه براى هدایت انسان ها لازم بوده از سوى خداوند فراهم شده است. مشکل از ناحیه انسان هایى است که فاقد گوش شنوا و چشم بینا هستند.در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «لَیْسَ الاْعْمى مَنْ یَعْمی بَصَرُهُ إنَّمَا الاْعْمى مَنْ تَعْمی بَصیرَتُهُ; نابینا کسى نیست که چشم خود را از دست داده باشد. نابینا کسى است که بصیرت ندارد».(2)در خطبه 88 نهج البلاغه نیز آمده بود: «مَا کُلُّ ذِی قَلْب بِلَبِیب وَلاَ کُلُّ ذِی سَمْع بِسَمِیع وَلاَ کُلُّ نَاظِر بِبَصِیر; نه هر کس که دل دارد خردمند و نه هر کس که گوش دارد شنواست و نه هر کس که چشم دارد بیناست».در دعاها نیز مکرر از خدا چشم بینا و گوش شنوا و قلب دانا مى خواهیم; از جمله در دعایى ذیل زیارت آل یاسین آمده است که ده چیز از خداوند تقاضا مى کنیم از جمله این که چشم مرا را از نور بینش و گوش مرا از نور حکمت پر کن; «وَأَنْ تَمْلاَ... وَبَصَرِی نُورَ الضِّیَاءِ وَسَمْعِی نُورَ الْحِکْمَة»(3). (4)*****پی نوشت:(1). اعراف، آیه 179.(2). کنزالعمّال، ج 1، ص 243، ح 1220.(3). احتجاج طبرسى، ج 2، ص 494.(4). سند گفتار حکیمانه: مرحوم خطیب در کتاب مصادر در ذیل این کلام حکمت آمیز مى نویسد: این در واقع جمله هایى است که مرحوم سید رضى از خطبه شماره 20 بر گرفته است سپس مى افزاید: ما مدارک آن را در ذیل آن خطبه بیان کردیم. (ولى باید توجه داشت که بین این عبارت و عبارتى که در آن خطبه آمده تفاوت هایى هست و آنچه در آن خطبه آمده با سیاق عبارت مناسب تر است). (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 138)
شرح ابن میثم بحرانی ( ترجمه محمدی مقدم )امام (ع) فرمود: «قَدْ بُصِّرْتُمْ إِنْ أَبْصَرْتُمْ وَ قَدْ هُدِيتُمْ إِنِ اهْتَدَيْتُمْ وَ أُسْمِعْتُمْ إِنِ اسْتَمَعْتُمْ»:يعنى راه كمال را به شما نمايانده اند، و بدان سو شما را رهبرى كرده اند. و اين راهنمايى بر كمال را به گوش شما رسانده اند، اگر شما آمادگى براى ديدن، شنيدن و راه بردن بدان سو را داشته باشيد و نظير اين سخن قبل از اين گفته شد.
منهاج البراعه (خوئی)منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة (خوئى)، ج 21، ص: 240
التاسعة و الاربعون بعد المائة من حكمه عليه السّلام:(149) و قال عليه السّلام: قد بصّرتم إن أبصرتم، و قد هديتم إن اهتديتم، و أسمعتم إن استمعتم. (78170- 78155)
المعنى:قال الشارح المعتزلي: و اعلم أنّ اللَّه تعالى قد نصب الأدلّة و مكّن المكلّف بما أكمل له من العقل من الهداية، فاذا ضلّ فمن قبل نفسه- انتهى.فابصار ما خلق اللَّه من الايات كاف للاعتبار و الإيمان باللّه تعالى، و القرآن شاف للهداية إلى رسل اللَّه، و نداء الحقّ عال في كلّ مكان، و جار على كلّ لسان.الترجمة:فرمود: اگر بينا باشيد بشماره نموده شده است، و وسائل رهنمائى براى شما فراهم است اگر براه بيائيد، و اگر گوش شنوا داريد نداى حق بلند است.گر ببيني ديدنيها در برت پرچم رهجوى بالاى سرت گوش اگر دارى نداى حق شنو كان بلند است از زمين تا ماه نو
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ( مهدوی دامغانی )جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 7، ص379
و قد بصّرتم ان ابصرتم، و قد هديتم ان اهتديتم. «به درستى كه فرا نمودند شما را اگر ببينيد و راهنمايى كردند شما را اگر راهنمايى مى شديد.»
خداوند متعال فرموده است: «اما، ثمود را هدايت كرديم ولى آنان كورى را بر هدايت برگزيدند.» و خداوند متعال فرموده است: «وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ»، «و راه نموديم او را خير و شر.» يكى از صالحان گفته است: منظور از نجد در اين آيه كه به معنى راه است يعنى دو راه خير و شر و راه شر براى شما دوست داشتنى تر است.
و بدان كه خداوند متعال دلايل بسنده ارزانى فرموده و چون براى مكلف عقل قرار داده او را متمكن براى هدايت فرموده است و چون شخص گمراه شود از ناحيه نفس خويش گمراه شده است.
يكى از حكيمان گفته است: آن كس كه حكمت را نمى پذيرد، اين اوست كه آن را گم كرده است و گرنه حكمت از او گم شده نيست. و همو گفته است: هر گاه احساس كردى كه خطا كرده اى و خواستى كه ديگر آن را تكرار نكنى به نفس خود بنگر و ببين چه انگيزه اى موجب آن خطا شده است، در ريشه كن كردن آن چاره انديشى كن و اگر آن را ريشه كن نسازى به حال خود برمى گردد و خطاى ديگرى سر مى زند.
و گفته شده است: همان گونه كه بدن بى جان بوى گند مى دهد، جان خالى از حكمت هم متعفن است و همان گونه كه بدن بى جان چيزى را حس نمى كند و اين جانداران هستند كه مى فهمند، نفس بدون حكمت هم همان گونه است، خود احساس نمى كند و حكيمان احساس مى كنند.
به يكى از حكيمان گفته شد: مردم را چه مى شود كه از حق گمراه مى گردند آيا معتقدى كه در ايشان قوت شناخت آفريده نشده است؟ گفت: نه، قوت شناخت در ايشان آفريده شده است ولى ايشان آن را در غير راه خودش و براى چيزى كه بدان جهت آفريده نشده است به كار مى برند، مثل اينكه زهرى به كسى بدهى كه دشمنش را با آن بكشد و او با آن زهر خودكشى كند.