متن عربی
فرهنگ لغات
ترجمه متن
شرح خطبه
جهت غیرفعال یا فعال کردن متن عربی ، فرهنگ لغات ، ترجمه یا شرح روی دکمه های بالا کلیک نمایید ، دکمه ی سبز به معنای فعال و رنگ خاکستری به معنای غیرفعال می باشد
خطبه ۲۳۸ - بخش ۱ : وصف یاران معاویه
[منبع]و من كلام له (عليه السلام) في شأن الحَكَمين و ذمّ أهل الشام :
جُفَاةٌ طَغَامٌ وَ عَبِيدٌ أَقْزَامٌ، جُمِعُوا مِنْ كُلِّ أَوْبٍ وَ تُلُقِّطُوا مِنْ كُلِّ شَوْبٍ، مِمَّنْ يَنْبَغِي أَنْ يُفَقَّهَ وَ يُؤَدَّبَ وَ يُعَلَّمَ وَ يُدَرَّبَ وَ يُوَلَّى عَلَيْهِ وَ يُؤْخَذَ عَلَى يَدَيْهِ؛ لَيْسُوا مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ وَ لَا مِنَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإِيمانَ.
- الْجُفَاة :
- جمع «جاف»، خشن و سخت.
- الطَغَام :
- مردم كم عقل و فرومايه، اراذل و اوباش.
- الْعَبِيد :
- كنايه از كسى است كه اخلاقش فاسد است.
- الَاقْزَام :
- جمع «قزم»، مردم اراذلى كه هر كدام از سويى آمده و گرد هم جمع شده اند.
- الشَوْب :
- (در اينجا مصدر به معنى مفعول است) آميخته، مخلوط شده، كنايه از اينكه آنها از افراد گوناگونى تركيب يافته اند و داراى نسب مشخصى نيستند.
- جُفاة :
- جمع جافى: شخص غليظ و سختگير
- طَغام :
- اشخاص بى اصل و نسب
- أقزام :
- اشخاص رذل
- كلّ أوب :
- هر ناحيه، هر طرف
- تُلُقَّطوا :
- پيدا و چيده شده اند
- يُدَرَّبُ :
- تجربه داده شود
- تَبَوَّءوا :
- منزل نموده اند
(1) شاميان مردمى هستند دل سخت و اوباش، بندگان (زير دستان) پست كه از هر سو گرد آمده و از هر آميخته اى برچيده شده اند (گروهى هستند هر يك از جائى آمده و بهم پيوسته و حسب و نسبشان معلوم نيست) از جمله كسانى مى باشند كه سزاوار است (احكام اسلام را) بآنها ياد دهند، و (به خوهاى نيكو) تربيتشان كنند، و (خير و شرّ را) يادشان دهند، و كار آزموده شان گردانند، و زمامدارشان شوند، و (مانند كودكان) دستهاشان را بگيرند (تا سر خود كارى نكنند، خلاصه ايشان گروهى هستند نادان و از نيكوئيها دور، سزاوار نيستند كه خلافت در بينشان بوده در امر دين و ملّت و ولايت دخالت داشته پيشوا بشوند) آنان از مهاجرين (كه از مكّه به مدينه هجرت كرده نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمدند) و از انصار (اهل مدينه كه اسلام آورده آن حضرت را يارى كردند) نيستند، و نه از كسانى هستند كه در مدينه جا داشتند (و پيش از هجرت اسلام اختيار نمودند) و بر ايمان استوار بودند.
خطبه ۲۳۸ - بخش ۲ : انتخاب بد برای حکمیت
[منبع]ألَا وَ إِنَّ الْقَوْمَ اخْتَارُوا لِأَنْفُسِهِمْ أَقْرَبَ الْقَوْمِ مِمَّا تُحِبُّونَ [يُحِبُّونَ]، وَ إِنَّكُمُ اخْتَرْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ أَقْرَبَ الْقَوْمِ مِمَّا تَكْرَهُونَ؛ وَ إِنَّمَا عَهْدُكُمْ بِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ قَيْسٍ بِالْأَمْسِ يَقُولُ إِنَّهَا فِتْنَةٌ، فَقَطِّعُوا أَوْتَارَكُمْ وَ شِيمُوا سُيُوفَكُمْ؛ فَإِنْ كَانَ صَادِقاً فَقَدْ أَخْطَأَ بِمَسِيرِهِ غَيْرَ مُسْتَكْرَهٍ، وَ إِنْ كَانَ كَاذِباً فَقَدْ لَزِمَتْهُ التُّهَمَةُ [التُّهْمَةُ].
فَادْفَعُوا فِي صَدْرِ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ بِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ وَ خُذُوا مَهَلَ الْأَيَّامِ وَ حُوطُوا قَوَاصِيَ الْإِسْلَامِ.
أَلَا تَرَوْنَ إِلَى بِلَادِكُمْ تُغْزَى وَ إِلَى صَفَاتِكُمْ تُرْمَى؟- قَطِّعُوا أوْتَارَكُمْ :
- زه كمانهايتان را ببريد.
- شِيمُوا سُيُوفَكُمْ :
- شمشيرهايتان را در غلاف كنيد.
- أوتار :
- جمع وتر: زه كمان، بندى كه براى انداختن تير مى كشند
- شِيمُوا :
- شمشير را بغلافش بگذاريد
- حُوطوا :
- محافظت كنيد
- قَواصِى :
- شهرهاى دور، جمع قاصية
(3) اگر راست مى گفت پس در آمدنش (نزد ما و حاضر شدن در صفوف لشگر عراق در جنگ صفّين براى كمك ما) بدون اينكه مجبور باشد اشتباه كرد (زيرا خلاف عقيده خود رفتار نمود و چنين كسى صلاحيّت حكم شدن را ندارد) و اگر دروغ مى گفت تهمت باو روا است (زيرا از روى هواى نفس سخن مى گويد و از اينرو حقّ را شبهه مى انگارد، و بر چنين كس اعتماد نيست تا او را بتوان حكم قرار داد) پس آنچه در سينه عمرو ابن عاص است بوسيله عبد اللَّه ابن عبّاس از بين ببريد (عبد اللَّه ابن عبّاس را نماينده خود قرار دهيد كه او مى تواند با عمرو حيله باز برابرى كند) و فرصت روزگار را از دست ندهيد، و شهرهاى دور دست اسلام را (از تسلّط فتنه جويان و ستمگران) حفظ نمائيد.
(4) آيا به شهرهاتان نظر نمى كنيد كه در آنها جنگ ميكنند (تا شما را نابود ساخته دارائيتان را بيغما ببرند) و آيا به قطعه سنگ سخت خود (قدرت و توانائيتان) نظر نمى افكنيد كه بر آن تير مى زنند (نمى بينيد كه در صدد هستند كه ضعف و ناتوانى بشما رو آورد تا شكست خورده تسليم گرديد).