اعمال مخصوص روز چهاردهم شعبان,اعمال مخصوص روز 14 شعبان,اعمال مخصوص روز ۱۴ شعبان,اعمال مخصوص شب پانزدهم شعبان,اعمال مخصوص شب 15 شعبان,اعمال مخصوص شب ۱۵ شعبان,اعمال مخصوص روز چهاردهم شعبان اقبال الاعمال,اعمال مخصوص شب پانزدهم شعبان اقبال الاعمال,اعمال-مستحبی-مخصوص-روز-چهاردهم-و-شب-پانزدهم-شعبان-اقبال الاعمال-مهدی۱۴

ما این روایات مربوط به اعمال مستحبی روزانه را
از کتاب اقبال الاعمال اثر سید بن طاووس صرفا "نقل" میکنیم .
پیشنهاد ما این است که شما خواننده ی گرامی لطفا برای عمل به این روایات از مرجع تقلید خود استفتا کرده و از ایشان اجازه بگیرید
برای دیدن یک سری نکات مهم اینجا کلیک کنید

فهرست : (جهت دسترسی سریع کلیک کنید)

۱ - فضیلت ۱۴ روز روزه داری در ماه شعبان اعمال روز چهاردهم ماه شعبان (اقبال الاعمال)
اعمال شب پانزدهم ماه شعبان (اقبال الاعمال) ۲ - نماز بين نماز مغرب و عشا در شب نیمه شعبان۳ - نماز مستحبی چهار رکعتی در شب نیمه شعبان۴ - نماز و دعای مخصوص شب نیمه شعبان۵ - نماز چهار رکعتی دیگر در شب نیمه شعبان۶ - دعای امام صادق علیه السلام در شب نیمه شعبان۷ - نماز صد رکعتی شب پانزدهم ماه شعبان۸ - دعای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این شب۹ - نماز صد رکعتی دیگر و توجیه یک مسئله۱۰ - نماز رسول الله (ص) در شب نیمه شعبان۱۱ - دعای سجده رسول الله (ص) در شب نیمه شعبان۱۲ - دعای کمیل در شب نیمه ی شعبان۱۳ - دعای این شب به منزله زیارت امام زمان (عج) ۱۴ - نماز شب نیمه شعبان در کربلا۱۵ - ثواب زیارت سیدالشهدا (ع) در شب نیمه شعبان ۱۶ - متن زیارت امام حسین (ع) در شب نیمه شعبان ۱۷ - نماز و دعای مخصوص سید الشهداء در این شب۱۸ - دعای بین نمازهای شب در شب نیمه شعبان۱۹ - در مورد احیای شب نیمه شعبان۲۰ - نماز مخصوص شب های بیض ماه شعبان

۱ - فضیلت ۱۴ روز روزه داری در ماه شعبان

رَوَيْنَاهُ بِإِسْنَادِنَا إِلَى أَبِي جَعْفَرِ بْنِ بَابَوَيْهِ فِيمَا ذَكَرَهُ فِي كِتَابِ أَمَالِيهِ وَ كِتَابِ ثَوَابِ الْأَعْمَالِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى النَّبِيِّ ص قَالَ‏

«ابو جعفر ابن بابويه» در كتاب «امالى» و «ثواب الاعمال» به نقل از پيامبر اكرم-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-آورده است:

وَ مَنْ صَامَ أَرْبَعَةَ عَشَرَ يَوْماً مِنْ شَعْبَانَ أُلْهِمَتِ الدَّوَابُّ وَ السِّبَاعُ حَتَّى الْحِيتَانُ فِي الْبُحُورِ أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لَه‏

«هركس  چهارده روز از ماه شعبان را روزه بدارد، به جنبندگان و درندگان و حتى ماهيان دريا الهام مى‌شود كه براى او استغفار كنند.»

[منبع]
پایان اعمال روز چهاردهم
شروع اعمال شب پانزدهم

۲ - نماز بين نماز مغرب و عشا در شب نیمه شعبان

جَدْنَا ذَلِكَ مَرْوِيّاً عَنْ دَاعِي اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ إِلَى امْتِثَالِ مَقَالِهِ مُحَمَّدٍ ص قَالَ‏

به نقل از فراخواننده به سوى فرمانبرى از خداوند-جلّ جلاله-، يعنى حضرت محمد -صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-آمده است:

وَ مَنْ صَلَّى فِي لَيْلَةِ الْخَامِسَةَ عَشَرَ مِنْ شَعْبَانَ بَيْنَ الْعِشَاءَيْنِ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ مَرَّةً وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى إِحْدَى عَشْرَةَ مَرَّةً فَإِذَا فَرَغَ قَالَ

هركس در شب پانزدهم شعبان، بين نماز مغرب و عشا، ۴  ركعت نماز-در هر ركعت «فاتحة الكتاب»  یک  بار و سوره‌ى «قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ» ده بار، و بنابر روايت ديگر:  یازده بار-بخواند و بعد از نماز بگويد:

[ عَشْرَ مَرَّاتٍ ]

ده  بار :

يَا رَبِّ اغْفِرْ لَنَا

پروردگارا، ما را بيامرز

-

[عَشْرَ مَرَّات]

[و بعد بگوید] ده بار :

يَا رَبِّ ارْحَمْنَا

پروردگارا، ما را رحم کن

-

[عَشْرَ مَرَّات]

[و بعد بگوید] ده بار :

يَا رَبِّ تُبْ عَلَيْنَا

پروردگارا، توبه‌ى ما را بپذير

وَ يَقْرَأُ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ مَرَّةً ثُمَّ يَقُولُ

و بخواند  بیست و یک  بار سوره‌ى «قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ» را، سپس بگويد:

[عَشْرَ مَرَّات]

ده بار :

سُبْحَانَ الَّذِي يُحْيِي الْمَوْتَى وَ يُمِيتُ الْأَحْيَاءَ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ

پاكا خدايى كه مردگان را زنده مى‌گرداند و زندگان را مى‌ميراند و بر هر چيز توانا است.

اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ وَ قَضَى‏ حَوَائِجَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ‏ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ‏ وَ كَانَ فِي حِفْظِ اللَّهِ إِلَى قَابِل‏

خداوند متعال دعاى او را مستجاب مى‌گرداند و حوايج دنيوى و اخروى او را برآورده مى‌سازد و نامه‌ى عملش را به دست راستش مى‌دهد و تا سال آينده در حفظ خدا خواهد بود.

[منبع]

۳ - نماز مستحبی چهار رکعتی در شب نیمه شعبان

رَوَيْنَا ذَلِكَ بِإِسْنَادِنَا إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ هَارُونَ بْنِ مُوسَى التَّلَّعُكْبَرِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ‏

«ابو محمد هارون بن موسى تلعكبرى» -رضى اللّه عنه-نقل كرده است:

الصَّلَاةُ فِي لَيْلَةِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ مِائَةَ مَرَّةٍ فَإِذَا فَرَغْتَ قُلْتَ

نماز شب نيمه‌ى شعبان به اين صورت است كه در اين شب  چهار  ركعت نماز، در هر ركعت سوره‌ى «حمد»  یک  بار و سوره‌ى «قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ» صد بار بخوانى و بعد از نماز بگويى:

اللَّهُمَّ إِنِّي إِلَيْكَ فَقِيرٌ وَ مِنْ عَذَابِكَ خَائِفٌ وَ بِكَ مُسْتَجِيرٌ

خدايا، من به درگاه تو اظهار نياز مى‌كنم و از عذاب تو بيمناكم و به تو پناه آورده‌ام.

رَبِّ لَا تُبَدِّلِ اسْمِي وَ لَا تُغَيِّرْ جِسْمِي رَبِّ لَا تُجْهِدْ بَلَائِي رَبِّ لَا تُشْمِتْ بِي أَعْدَائِي

پروردگارا، نام مرا تغيير مده و تنم را دگرگون مساز. پروردگارا، مرا به بلاى طاقت‌فرسا دچار مساز. پروردگارا، مرا دشمن شاد مگردان.

أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عِقَابِكَ وَ أَعُوذُ بِرَحْمَتِكَ مِنْ عَذَابِكَ وَ أَعُوذُ بِرِضَاكَ مِنْ سَخَطِكَ

از كيفر تو به بخششت و از عذاب تو به رحمتت و از ناخشنودى و خشم تو به خشنودى‌ات

وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْكَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ وَ فَوْقَ مَا يَقُولُ الْقَائِلُونَ فِيكَ

و از تو به تو پناه مى‌برم. ستايش تو والا است و آن‌چنانى كه خود، خود را ستوده‌اى و برتر از سخن گويندگان و توصيف‌كنندگانت هستى.

ثُمَّ ادْعُ بِمَا أَحْبَبْتَ‏

سپس براى هر مورد كه دوست داشتى، دعا كن

أَقُولُ وَ رَوَيْنَا هَذِهِ الصَّلَاةَ بِإِسْنَادِنَا أَيْضاً إِلَى جَدِّي أَبِي جَعْفَرٍ الطُّوسِيِّ فَقَالَ فِي إِسْنَادِهَا مَا هَذَا لَفْظُهُ وَ رَوَى أَبُو يَحْيَى الصَّنْعَانِيُّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ رَوَاهُ عَنْهُمَا ثَلَاثُونَ رَجُلًا مِمَّنْ يُوثَقُ بِهِ قَالا

جدّم «ابو جعفر طوسى» نيز اين نماز را به نقل از «ابو يحيى صنعانى» از امام باقر و امام صادق-عليهما السّلام-نقل كرده و گفته است كه  سی  تن از راويان مورد اعتماد اين نماز را از آن دو بزرگوار نقل كرده و گفته‌اند كه امام باقر و امام صادق-عليهما السّلام-فرمودند:

إِذَا كَانَ لَيْلَةُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَصَلِّ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ وَ ذَكَرَ تَمَامَ الْحَدِيث‏

«وقتى شب نيمه‌ى شعبان فرا رسيد، چهار ركعت نماز بخوان. . .» و در ادامه، حديث گذشته را نقل كرده است.»

[منبع]

۴ - نماز و دعای مخصوص شب نیمه شعبان

رَوَيْنَا ذَلِكَ بِإِسْنَادِنَا إِلَى جَدِّي أَبِي جَعْفَرٍ الطُّوسِيِّ فِيمَا رَوَاهُ عَنْ أَبِي يَحْيَى عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ ع قَالَ‏

جدّم «ابو جعفر طوسى» به نقل از «ابو يحيى» آورده است كه حضرت جعفر بن محمد صادق-عليه السّلام-فرمود:

سُئِلَ الْبَاقِرُ ع مِنْ فَضْلِ لَيْلَةِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَقَالَ هِيَ أَفْضَلُ لَيْلَةٍ بَعْدَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ فِيهَا يَمْنَحُ اللَّهُ الْعِبَادَ فَضْلَهُ وَ يَغْفِرُ لَهُمْ بِمَنِّهِ

از امام باقر-عليه السّلام-درباره‌ى فضيلت شب نيمه‌ى شعبان پرسيده شد. فرمود: اين شب، برترين شب بعد از شب قدر است، خداوند نعمت‌هاى افزون خود را در آن شب به بندگانش ارزانى مى‌دارد و به منّت خود مى‌آمرزد.

فَاجْتَهِدُوا فِي الْقُرْبَةِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِيهَا فَإِنَّهَا لَيْلَةٌ آلَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ لَا يَرُدَّ فِيهَا سَائِلًا مَا لَمْ يَسْأَلِ اللَّهِ مَعْصِيَةً

بنابراين، در اين شب، در تقرب به درگاه خداوند متعال، بكوشيد؛ زيرا اين شب، شبى است كه خداوند-عزّ و جلّ-بر خود سوگند ياد كرده است كه هيچ سايلى را تا زمانى كه معصيتى را درخواست نكند، رد نكند

وَ إِنَّهَا اللَّيْلَةُ الَّتِي جَعَلَهَا اللَّهُ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ بِإِزَاءِ مَا جَعَلَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ لِنَبِيِّنَا ص فَاجْتَهِدُوا فِي الدُّعَاءِ وَ الثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى

و اين شب، شبى است كه خداوند به ازاى شب قدر كه براى پيامبر اكرم-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-قرار داده، اين شب را براى ما قرار داده است. پس در دعا و ثنا به درگاه خداوند متعال بكوشيد،

فَإِنَّهُ مَنْ سَبَّحَ اللَّهَ تَعَالَى فِيهَا مِائَةَ مَرَّةٍ وَ حَمِدَهُ مِائَةَ مَرَّةٍ وَ كَبَّرَهُ مِائَةَ مَرَّةٍ وَ هَلَّلَهُ مِائَةَ تَهْلِيلَةٍ

كه هركس در اين شب  صد  بار تسبيح: «سبحان اللّه» و  صد  بار تحميد: «ألحمد للّه» و  صد  بار تكبير: «أللّه أكبر» [و  صد  بار تهليل: «لا إله إلاّ اللّه»] بگويد،

غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا سَلَفَ مِنْ مَعَاصِيهِ وَ قَضَى لَهُ حَوَائِجَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ مَا الْتَمَسَهُ وَ مَا عَلِمَ حَاجَتَهُ إِلَيْهِ

خداوند گناهان گذشته‌ى او را مى‌آمرزد و حوايج دنيوى و اخروى او را خواه از درگاه خداوند تقاضا كرده و خداوند نياز او را بدان بداند،

وَ إِنْ لَمْ يَلْتَمِسْهُ مِنْهُ تَفَضُّلًا عَلَى عِبَادِهِ قَالَ أَبُو يَحْيَى فَقُلْتُ لِسَيِّدِنَا الصَّادِقِ ع وَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ أَفْضَلُ الْأَدْعِيَةِ

يا حتى از درگاه خداوند درخواست نكرده باشد، از روى تفضل بر بندگانش، برآورده مى‌سازد. «ابو يحيى» مى‌گويد: به سرورمان امام صادق-عليه السّلام-عرض كردم: كدام دعا از همه‌ى دعاها برتر است؟

فَقَالَ‏ إِذَا أَنْتَ صَلَّيْتَ الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ تَقْرَأُ فِي الْأُولَى الْحَمْدَ وَ سُورَةَ الْجَحْدِ وَ هِيَ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ وَ اقْرَأْ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ الْحَمْدَ وَ سُورَةَ التَّوْحِيدِ وَ هِيَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ

فرمود: «بعد از آنكه نماز عشا را خواندى،  دو  ركعت نماز-در ركعت اول سوره‌ى «حمد» و سوره‌ى «جحد»، يعنى «قُلْ يا أَيُّهَا اَلْكافِرُونَ» و در ركعت دوم سوره‌ى «حمد» و سوره‌ى توحيد، يعنى «قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ» بخوان

فَإِذَا أَنْتَ سَلَّمْتَ قُلْتَ سُبْحَانَ اللَّهِ ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِينَ مَرَّةً وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِينَ مَرَّةً وَ اللَّهُ أَكْبَرُ أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ مَرَّةً ثُمَّ قُلْ

و بعد از سلام نماز، ۳۳  بار «سبحان اللّه» و  ۳۳  بار «ألحمد للّه» و  ۳۴ بار «أللّه أكبر» بگو، سپس اين دعا را بخوان:

يَا مَنْ إِلَيْهِ يَلْجَأُ [ملجأ] الْعِبَادُ فِي الْمُهِمَّاتِ وَ إِلَيْهِ يَفْزَعُ الْخَلْقُ فِي الْمُلِمَّاتِ

اى خدايى كه بندگان در امور مهم به تو پناه مى‌آورند و آفريده‌ها در سختى‌ها و گرفتارى‌ها به تو پناهنده مى‌شوند،

يَا عَالِمَ الْجَهْرِ وَ الْخَفِيَّاتِ وَ يَا مَنْ لَا يَخْفَى عَلَيْهِ خَوَاطِرُ الْأَوْهَامِ وَ تَصَرُّفُ الْخَطَرَاتِ

اى آگاه از آشكار و نهانى‌ها، اى خدايى كه خاطره‌هاى انديشه‌ها و تصرف و تردد خاطره‌ها از تو پوشيده نيست، الخطرات،

يَا رَبَّ الْخَلَائِقِ وَ الْبَرِيَّاتِ يَا مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ الْأَرَضِينَ وَ السَّمَاوَاتِ

اى پروردگار آفريده‌ها و مردمان، اى خدايى كه ملكوت و فرمانروايى مطلق زمين و آسمان‌ها به دست تو است،

أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَمُتُّ إِلَيْكَ بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ فَيَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ

تويى خدايى كه معبودى جز تو نيست، با «لا إله إلاّ انت» خود را به تو انتساب مى‌دهم [توسل مى‌جويم]. پس اى خدايى كه معبودى جز تو نيست،

اجْعَلْنِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ مِمَّنْ نَظَرْتَ إِلَيْهِ فَرَحِمْتَهُ

مرا در اين شب از كسانى بگردان كه به آنان نگريستى و رحمتت را شامل آنان كردى

وَ سَمِعْتَ دُعَاءَهُ فَأَجَبْتَهُ وَ عَلِمْتَ اسْتِقَالَتَهُ فَأَقَلْتَهُ وَ تَجَاوَزْتَ عَنْ سَالِفِ خَطِيئَتِهِ وَ عَظِيمِ جَرِيرَتِهِ

و دعايشان را شنيدى و اجابت نمودى و از لغزششان آگاه شدى و ناديده انگاشتى و از خطاهاى گذشته و جنايت‌هاى بزرگشان درگذشتى؛

فَقَدِ اسْتَجَرْتُ بِكَ مِنْ ذُنُوبِي وَ لَجَأْتُ إِلَيْكَ فِي سَتْرِ عُيُوبِي

زيرا من از گناهان به درگاه تو پناهنده شده‌ام و در رابطه با پوشيدن عيب‌هايم به تو پناه آورده‌ام.

اللَّهُمَّ فَجُدْ عَلَيَّ بِكَرَمِكَ وَ فَضْلِكَ وَ احْطُطْ خَطَايَايَ بِحِلْمِكَ وَ عَفْوِكَ

خدايا، پس كرامت و تفضل خود را به من ارزانى دار و خطاهاى مرا با بردبارى و گذشتت بريز

وَ تَغَمَّدْنِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ بِسَابِغِ كَرَامَتِكَ وَ اجْعَلْنِي فِيهَا مِنْ أَوْلِيَائِكَ الَّذِينَ اجْتَبَيْتَهُمْ لِطَاعَتِكَ

و در اين شب با كرامت فراگير و كاملت بپوش و از كسانى بگردان كه براى طاعتت برگزيده

وَ اخْتَرْتَهُمْ لِعِبَادَتِكَ وَ جَعَلْتَهُمْ خَالِصَتَكَ وَ صَفْوَتَكَ

و براى عبادتت انتخاب كرده و ويژه و گزيده‌ى خويش گردانيده‌اى.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِمَّنْ سَعِدَ جِدُّهُ وَ تَوَفَّرَ مِنَ الْخَيْرَاتِ حَظُّهُ

خدايا، مرا از كسانى قرار ده كه بهره‌اش نيك گرديد و از كارهاى خير بهره‌ى فراوان برداشت

وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ سَلِمَ فَنَعِمَ وَ فَازَ فَغَنِمَ وَ اكْفِنِي شَرَّ مَا أَسْلَفْتُ

و نيز از كسانى قرار ده كه سالم ماندند و برخوردار شدند و رستگار گرديده و غنيمت بردند و مرا از شر آنچه در گذشته از من سرزده كفايت فرما

وَ اعْصِمْنِي مِنَ الِازْدِيَادِ فِي مَعْصِيَتِكَ وَ حَبِّبْ إِلَيَّ طَاعَتَكَ وَ مَا يُقَرِّبُنِي لَدَيْكَ [منك‏] وَ مَا يُزْلِفُنِي عِنْدَكَ

و از معصيت و نافرمانى افزون نگاه دار و طاعت خود و آنچه را كه مرا به تو نزديك مى‌گرداند و در نزد تو منزلت مى‌بخشد، محبوب من قرار ده.

سَيِّدِي إِلَيْكَ يَلْجَأُ [ملجأ] الْهَارِبُ وَ مِنْكَ يَلْتَمِسُ [ملتمس‏] الطَّالِبُ وَ عَلَى كَرَمِكَ يُعَوِّلُ الْمُسْتَقِيلُ التَّائِبُ

سرور من، گريختگان به درگاه تو پناهنده مى‌شوند و طالبان از تو التماس مى‌كنند و درخواست گذشت لغزش‌كننده و توبه‌كنندگان بر بزرگوارى تو اعتماد دارند

أَدَّبْتَ عِبَادَكَ بِالتَّكَرُّمِ وَ أَنْتَ أَكْرَمُ الْأَكْرَمِينَ وَ أَمَرْتَ بِالْعَفْوِ عِبَادَكَ وَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

و تو ادب كرم و بزرگوارى را به بندگانت آموختى و تو خود گرامى‌ترين گراميان هستى و نيز دستور گذشت به بندگانت دادى و تو بسيار آمرزنده و مهربانى.

اللَّهُمَّ فَلَا تَحْرِمْنِي مَا رَجَوْتُ مِنْ كَرَمِكَ وَ لَا تُؤْيِسْنِي مِنْ سَابِغِ نِعَمِكَ

خدايا، پس مرا از آنچه كه از كرمت اميد دارم، محروم مدار و از نعمت‌هاى فراگير و كاملت نوميد مكن

وَ لَا تُخَيِّبْنِي مِنْ جَزِيلِ قِسَمِكَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ لِأَهْلِ طَاعَتِكَ وَ اجْعَلْنِي فِي جُنَّةٍ مِنْ شِرَارِ بَرِيَّتِكَ [خلقك‏]

و از بهره‌هاى فراوان و بزرگت كه در اين شب به اهل طاعتت ارزانى مى‌دارى، بى‌نصيب مكن و مرا از گزند آفريده‌هاى بد در سپر خود قرار ده.

رَبِّ إِنْ لَمْ أَكُنْ مِنْ أَهْلِ ذَلِكَ فَأَنْتَ أَهْلُ الْكَرَمِ وَ الْعَفْوِ وَ الْمَغْفِرَةِ

پروردگارا، اگر من شايسته‌ى اين امور نباشم، تو زيبنده‌ى كرامت، گذشت و آمرزشى،

وَ جُدْ عَلَيَّ بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ لَا بِمَا أَسْتَحِقُّهُ فَقَدْ حَسُنَ ظَنِّي بِكَ

پس به شايستگى‌اى كه خود زيبنده‌ى آنى بر من ارزانى دار، نه به آنچه من سزاوار آنم؛ زيرا گمان نيك به تو دارم

وَ تَحَقَّقَ رَجَائِي لَكَ وَ عَلِقَتْ نَفْسِي بِكَرَمِكَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ وَ أَكْرَمُ الْأَكْرَمِينَ

و اميدم به تو به حقيقت پيوسته و جانم به بزرگوارى تو توسل جسته است و تو مهربان‌ترين مهربانان و بزرگوارترين بزرگواران هستى.

اللَّهُمَّ وَ اخْصُصْنِي مِنْ كَرَمِكَ بِجَزِيلِ قِسَمِكَ وَ أَعُوذُ بِعَفْوِكَ‏ مِنْ عُقُوبَتِكَ

خدايا، بهترين بهره‌ها را از كرامتت به من اختصاص ده. از كيفر تو به گذشتت پناه مى‌جويم

وَ اغْفِرْ لِيَ الذَّنْبَ الَّذِي يَحْبِسُ عَنِّي الْخَلْقَ وَ يُضَيِّقُ عَلَيَّ الرِّزْقَ حَتَّى أَقُومَ بِصَالِحِ رِضَاكَ

و آن گناه مرا كه مردم را [از توجه به]من باز مى‌دارد و روزى مرا تنگ و اندك مى‌كند، بيامرز تا براى آنچه شايسته است و مى‌پسندى اقدام كنم

وَ أَنْعَمَ بِجَزِيلِ عَطَائِكَ وَ أَسْعَدَ بِسَابِغِ نَعْمَائِكَ فَقَدْ لُذْتُ بِحَرَمِكَ وَ تَعَرَّضْتُ لِكَرَمِكَ

و از عطا [ها]ى فراوان و بزرگت برخوردار و به درك نعمت‌هاى فراوان و كاملت كامياب گردم؛ زيرا من به پرده سراى تو پناهنده شده و جوياى بزرگوارى‌ات هستم

وَ اسْتَعَذْتُ بِعَفْوِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ وَ بِحِلْمِكَ مِنْ غَضَبِكَ

و از كيفرت به گذشتت و از خشمت به بردبارى‌ات پناه آورده‌ام؛

فَجُدْ بِمَا سَأَلْتُكَ وَ أَنِلْ مَا الْتَمَسْتُ مِنْكَ أَسْأَلُكَ بِكَ لَا بِشَيْ‏ءٍ هُوَ أَعْظَمُ مِنْكَ

پس آنچه را كه از تو خواستارم به من ارزانى دار و به آن چه از تو التماس مى‌كنم، برسان. زيرا من به [وسيله‌ى]تو كه بزرگ‌ترين هستى درخواست مى‌كنم، نه به چيزى ديگر.

ثُمَّ تَسْجُدُ وَ تَقُولُ عِشْرِينَ مَرَّةً يَا رَبِّ يَا اللَّهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ سَبْعَ مَرَّاتٍ‏ (ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏) سَبْعَ [عشر] مَرَّاتٍ

بعد سجده كن و در حال سجده  بیست  بار: «يا ربّ» و  هفت  بار «يا ألله» و  هفت  بار «لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه» و هفت [ ده ] بار «ما شاء اللّه لا قوّة إلاّ باللّه»

لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ عَشْرَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ ص وَ تَسْأَلُ اللَّهَ حَاجَتَكَ

و  ده  بار «لا قوّة إلاّ باللّه» بگو، بعد بر پيامبر اكرم-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-صلوات بفرست و حاجتت را از خدا بخواه.

فَوَ اللَّهِ لَوْ سَأَلْتَ بِهَا بِعَدَدِ الْقَطْرِ لَبَلَّغَكَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِيَّاهَا بِكَرَمِهِ وَ فَضْلِهِ‏

به خدا سوگند، اگر حاجتت به شماره‌ى قطره‌هاى باران باشد، خداوند-عزّ و جلّ-به بزرگوارى و فضل خود، حاجتت را برآورده مى‌سازد.

رِوَايَةٌ أُخْرَى فِي هَذِهِ السَّجْدَةِ بَعْدَ هَذَا الدُّعَاءِ رَوَاهَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الطِّرَازِيُّ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ‏

سجده‌ى بعد از دعاى يادشده براساس روايت «محمد بن على طرازى» در كتابش بدين صورت است:

ثُمَّ تَسْجُدُ وَ تَقُولُ عِشْرِينَ مَرَّةً يَا رَبِّ يَا رَبِّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ [صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ] وَ آلِ مُحَمَّدٍ سَبْعَ مَرَّاتٍ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ سَبْعَ مَرَّاتٍ‏ ما شاءَ اللَّهُ‏ عَشْرَ مَرَّاتٍ‏

سپس سجده كن و  بیست  بار «يا ربّ يا ربّ» و هفت  بار «صلّ على محمّد و آل محمّد [بحقّ محمّد و آل محمّد]» و  هفت  بار: «لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه» و  ده  بار «ما شاء اللّه»

لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ عَشْرَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ [رَسُولِ اللَّهِ‏] ص وَ أَهْلِ بَيْتِهِ مَا بَدَا لَكَ ثُمَّ تُصَلِّي بَعْدَ هَذِهِ الصَّلَاةِ وَ قَبْلَ صَلَاةِ اللَّيْلِ الْأَرْبَعَ رَكَعَاتٍ بِأَلْفِ مَرَّةٍ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ

و  ده  بار «لا قوّة إلاّ باللّه» بگو، سپس به هر اندازه كه خواستى بر رسول خدا -صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-و اهل بيت او صلوات بفرست و بعد از اين نماز و پيش از  چهار  ركعت نماز شب، هزار  بار سوره‌ى «قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ» بخوان.

رِوَايَةٌ أُخْرَى [وَ مِمَّا ذَكَرْنَا] فِي هَذِهِ السَّجْدَةِ بَعْدَ هَذَا الدُّعَاءِ مِنْ كِتَابِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الطِّرَازِيِّ وَ رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الطِّرَازِيُّ فِي كِتَابِهِ أَنَّ مَوْلَانَا الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع‏

نيز سجده‌ى بعد از دعا براساس روايت ديگر «محمد بن على طرازى» در كتابش به اين صورت است:

صَلَّى هَذِهِ الصَّلَاةَ لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ وَ دَعَا [بهذا] بِدُعَاءِ يَا مَنْ إِلَيْهِ يَلْجَأُ الْعِبَادُ فِي الْمُهِمَّاتِ إِلَى آخِرِهِ

مولايمان حضرت جعفر بن محمد صادق-عليهما السّلام-اين نماز را در شب نيمه‌ى شعبان خواند و دعاى «يا من إليه يلجأ العباد فى المهمّات. . .» تا آخر را خواند،

ثُمَّ سَجَدَ فَقَالَ فِي سُجُودِهِ يَا رَبِّ عِشْرِينَ مَرَّةً يَا اللَّهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ يَا رَبَّ مُحَمَّدٍ سَبْعَ مَرَّاتٍ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ عَشْرَ مَرَّاتٍ‏ ما شاءَ اللَّهُ‏ عَشْرَ مَرَّاتٍ‏ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ عَشْرَ مَرَّاتٍ‏

سپس سجده نمود و در حال سجده  بیست  بار «يا ربّ» و  هفت بار «يا أللّه» و هفت  بار «يا ربّ محمّد» و [ ده  بار «ما شاء اللّه» و] ده  بار « لا قوّة إلاّ باللّه» گفت.

وَ مِمَّا ذَكَرَهُ جَدِّي أَبُو جَعْفَرٍ الطُّوسِيُ‏

جدّم «ابو جعفر طوسى»

بَعْدَ السَّجْدَةِ الَّتِي رَوَيْنَاهَا عَنْهُ مَا هَذَا لَفْظُهُ وَ تَقُولُ

بعد از سجده‌ى ياد شده، اين دعا را نيز نقل كرده است و می گویی:

إِلَهِي تَعَرَّضَ لَكَ فِي هَذَا اللَّيْلِ الْمُتَعَرِّضُونَ وَ قَصَدَكَ فِيهِ الْقَاصِدُونَ وَ أَمَّلَ فَضْلَكَ وَ مَعْرُوفَكَ الطَّالِبُونَ

معبودا، به پيشواز روندگان و جويندگان در اين شب جوياى تواند و آهنگ‌كنندگان، آهنگ تو را كرده‌اند و طالبان تفضل و نيكى تو را آرزومندند

وَ لَكَ فِي هَذَا اللَّيْلِ نَفَحَاتٌ وَ جَوَائِزُ وَ عَطَايَا وَ مَوَاهِبُ تَمُنَّ بِهَا عَلَى مَنْ تَشَاءُ مِنْ عِبَادِكَ

و تو در اين شب، نسيم‌ها، جايزه‌ها، عطاها و بخشش‌هايى دارى كه بر هركس از بندگانت كه بخواهى، ارزانى مى‌دارى

وَ تَمْنَعُهَا مَنْ لَمْ تَسْبِقْ لَهُ الْعِنَايَةُ مِنْكَ وَ هَا أَنَا ذَا عَبْدُكَ الْفَقِيرُ إِلَيْكَ الْمُؤَمِّلُ فَضْلَكَ وَ مَعْرُوفَكَ

و از هركس كه عنايت تو براى او پيشى نگرفته، بازمى‌دارى. هان! اكنون من بنده‌ى نيازمند توام و آرزومند تفضل و نيكى توام.

فَإِنْ كُنْتَ يَا مَوْلَايَ تَفَضَّلْتَ فِي هَذِهِ‏ اللَّيْلَةِ عَلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ وَ عُدْتَ عَلَيْهِ بِعَائِدَةٍ مِنْ عَطْفِكَ

بنابراين، اى مولاى من، اگر در اين شب بر يكى از بندگانت تفضل نموده و بخششى از مهرورزى‌ات بر او ارزانى داشته‌اى،

فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ الْخَيِّرِينَ الْفَاضِلِينَ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً

بر حضرت محمد و خاندان پاك، پاكيزه، نيك و برتر او [كه پليدى را از آنان زدوده و به نحو شايسته پاكيزه گردانيده‌اى]درود فرست

وَ جُدْ عَلَيَّ بِطَوْلِكَ وَ مَعْرُوفِكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً

و بخشش و نيكى خود را بر من ارزانى دار. اى پروردگار جهانيان و درود و سلام شايسته‌ى خداوند بر حضرت محمد خاتم پيامبران و خاندان پاك او،

إِنَّ اللَّهَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَ فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَ‏ (إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعاد)

به راستى كه خداوند ستوده و بلندپايه است. خدايا، همچنان كه دستور دادى، تو را مى‌خوانم، پس همان گونه كه وعده دادى، دعايم را مستجاب گردان، به راستى كه تو هرگز خلف وعده نمى‌كنى.

[منبع]

۵ - نماز چهار رکعتی دیگر در شب نیمه شعبان

وَجَدْنَاهَا فِي كِتَابِ الطِّرَازِيِّ فَقَالَ مَا هَذَا لَفْظُهُ‏

در كتاب «طرازى» آمده است:

صَلَاةٌ أُخْرَى لَيْلَةُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ تَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ الْحَمْدَ وَ سُورَةَ الْإِخْلَاصِ خَمْسِينَ مَرَّةً وَ إِنْ شِئْتَ قَرَأْتَهَا مِائَتَيْنِ وَ خَمْسِينَ مَرَّةً فَإِذَا سَلَّمْتَ فَقُلْ

نماز ديگر شب نيمه‌ى شعبان به اين صورت است كه  چهار  ركعت نماز-در هر ركعت سوره‌ى «حمد»  یک  بار و سوره‌ى «اخلاص»  پنجاه  بار و اگر خواستى  دویست و پنجاه  بار-بخوان و بعد از سلام نماز بگو:

اللَّهُمَّ إِنِّي إِلَيْكَ فَقِيرٌ وَ مِنْ عَذَابِكَ خَائِفٌ وَ بِكَ مُسْتَجِيرٌ

خداوندا، من نيازمند تو و از عذابت بيمناكم و به تو پناه آورده‌ام. پروردگارا، نام مرا تغيير مده.

رَبِّ لَا تُبَدِّلِ اسْمِي رَبِّ لَا تُغَيِّرْ جِسْمِي وَ لَا تُجْهِدْ بَلَائِي وَ لَا تُشْمِتْ بِي أَعْدَائِي

پروردگارا، تنم را دگرگون مساز و به بلاى طاقت‌فرسا گرفتار مكن و مرا دشمن شاد مفرما.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ وَ أَعُوذُ بِرِضَاكَ مِنْ سَخَطِكَ

خدايا، از كيفر تو به گذشتت و از ناخشنودى و خشم تو به خشنودى‌ات

وَ أَعُوذُ بِرَحْمَتِكَ مِنْ عَذَابِكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ لَا أُحْصِي مِدْحَتَكَ

و از عذاب تو به رحمتت و از تو به تو پناه مى‌جويم.

وَ لَا الثَّنَاءَ عَلَيْكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ وَ فَوْقَ مَا يَقُولُ الْقَائِلُونَ

تو همان گونه‌اى هستى كه خود، خود را ستوده‌اى و برتر از توصيف و سخن گويندگان هستى.

أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي كَذَا وَ كَذَا

[از تو درخواست مى‌كنم]كه بر محمد و آل محمد درود فرستى و. . . حاجت مرا برآورده سازى.

وَ رَوَيْنَا هَذِهِ الْأَرْبَعَ رَكَعَاتٍ وَ هَذَا الدُّعَاءَ بِإِسْنَادِنَا إِلَى جَدِّي أَبِي جَعْفَرٍ الطُّوسِيِ‏ وَ اقْتَصَرَ فِي قِرَاءَةِ كُلِّ رَكْعَةٍ مِنْهَا بِالْحَمْدِ مَرَّةً وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ مِائَتَيْنِ وَ خَمْسِينَ مَرَّةً وَ لَمْ يَذْكُرِ التَّخْيِيرَ

اين  چهار  ركعت نماز را جدّم «ابو جعفر طوسى» نيز نقل كرده، ولى تنها قرائت «حمد»  یک  بار و سوره‌ى «قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ» دویست و پنجاه بار را ذكر كرده و تخييرى را كه يادآور شديم، ذكر نكرده است.

[منبع]

۶ - دعای امام صادق علیه السلام در شب نیمه شعبان

وَ ذَكَرَ الطِّرَازِيُّ بَعْدَ هَذِهِ الصَّلَاةِ وَ الدُّعَاءِ فَقَالَ مَا هَذَا لَفْظُهُ وَ مِمَّا يُدْعَى بِهِ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ

در هر حال، «طرازى» بعد از نماز و دعاى گذشته، آورده است: يكى از دعاهاى اين شب عبارت است از:

اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُحْيِي الْمُمِيتُ

خداوندا، تو زنده و پاينده، بلندپايه و بزرگ، آفريدگار و پديدآورنده، زنده‌كننده و ميراننده،

الْبَدِي‏ءُ الْبَدِيعُ لَكَ الْكَرَمُ وَ لَكَ الْفَضْلُ وَ لَكَ الْحَمْدُ وَ لَكَ الْمَنُّ وَ لَكَ الْجُودُ

ايجادكننده و نوآفرين هستى و بزرگوارى و تفضل، ستايش و بخشش، جود

وَ لَكَ الْكَرَمُ وَ لَكَ الْأَمْرُ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ

و كرم و فرمان از آن تو است و تو تنهايى و شريكى براى تو وجود ندارد،

يَا وَاحِدُ يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ يَا مَنْ‏ (لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ)

اى يگانه اى بى‌همتا اى بى‌نياز، اى خدايى كه نه كسى تو را زاده و نه تو كسى را زاده‌اى و هيچ‌كس همتاى تو نيست.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدايا، بر محمد و آل محمد درود فرست

وَ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ اكْفِنِي مَا أَهَمَّنِي وَ اقْضِ دَيْنِي وَ وَسِّعْ عَلَيَّ رِزْقِي

و [مرا بيامرز و]بر من رحم آر و امور مهم مرا كفايت فرما و بدهى‌ام را ادا كن و روزى‌ام را گسترده گردان [و مرا بهره‌مند ساز]؛

وَ ارْزُقْنِي فَإِنَّكَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ كُلَّ أَمْرٍ تَفْرُقُ وَ مَنْ تَشَاءُ مِنْ خَلْقِكَ تَرْزُقُ فَارْزُقْنِي‏ (وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ)‏

زيرا در اين شب تمام امور را فيصله مى‌دهى و هركس از آفريده‌هايت را كه بخواهى، روزى مى‌دهى، پس به من روزى ده و تو بهترين روزى رسان هستى؛

فَإِنَّكَ قُلْتَ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْقَائِلِينَ النَّاطِقِينَ‏ (وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ‏)

زيرا خود-كه بهترين گويندگان و زبان به سخن گشودگان هستى-فرموده‌اى: «از روزى افزون خدا درخواست كنيد.»

فَمِنْ‏ فَضْلِكَ أَسْأَلُ وَ إِيَّاكَ قَصَدْتُ وَ ابْنَ نَبِيِّكَ اعْتَمَدْتُ وَ لَكَ رَجَوْتُ فَارْحَمْنِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين‏

بنابراين، من از روزى افزون تو درخواست مى‌كنم و تنها آهنگ تو را كرده‌ام و بر پسر پيامبرت اعتماد نموده و به تو اميد دارم، اى مهربان‌ترين مهربانان.

[منبع]

۷ - نماز صد رکعتی شب پانزدهم ماه شعبان

وَجَدْنَا ذَلِكَ فِي كُتُبِ الْعِبَادَاتِ وَ ضَمَانِ فَاتِحِ أَبْوَابِ الرَّحَمَاتِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏

در برخى كتاب‌هاى دربردارنده‌ى عبادات و گشاينده‌ى درهاى رحمت الهى، آمده است كه رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-فرمود:

كُنْتُ نَائِماً لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَأَتَانِي جَبْرَئِيلُ ع فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ أَ تَنَامُ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ وَ مَا هَذِهِ اللَّيْلَةُ

در شب نيمه‌ى شعبان در حال خواب بودم كه جبرئيل-عليه السّلام-آمد و گفت: اى محمد، آيا در اين شب مى‌خوابى؟ گفتم: اى جبرئيل، امشب چه شبى است؟

قَالَ هِيَ لَيْلَةُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ قُمْ يَا مُحَمَّدُ فَأَقَامَنِي ثُمَّ ذَهَبَ بِي إِلَى الْبَقِيعِ فَقَالَ [ثُمَّ قَالَ‏] لِيَ ارْفَعْ رَأْسَكَ فَإِنَّ هَذِهِ لَيْلَةٌ تُفْتَحُ فِيهَا أَبْوَابُ السَّمَاءِ

گفت: شب نيمه‌ى شعبان. اى محمد، برخيز. بدين سان، جبرئيل-عليه السّلام-مرا بيدار كرد و سپس به سوى «بقيع» برد و گفت: سرت را بلند كن كه امشب، شبى است كه درهاى آسمان گشوده مى‌گردد

فَيُفْتَحُ فِيهَا أَبْوَابُ الرَّحْمَةِ وَ بَابُ الرِّضْوَانِ وَ بَابُ الْمَغْفِرَةِ وَ بَابُ الْفَضْلِ وَ بَابُ التَّوْبَةِ وَ بَابُ النِّعْمَةِ وَ بَابُ الْجُودِ وَ بَابُ الْإِحْسَانِ يُعْتِقُ اللَّهُ فِيهَا بِعَدَدِ شُعُورِ النَّعَمِ وَ أَصْوَافِهَا

و در نتيجه درهاى رحمت، در خشنودى، در آمرزش، در تفضل، در توبه، در نعمت، در بخشش، در نيكى در آن گشوده مى‌گردد و خداوند به شماره‌ى مو و پشم چهارپايان، بندگان را [از آتش جهنم]آزاد مى‌كند

يُثْبِتُ اللَّهُ فِيهَا الْآجَالَ وَ يُقَسِّمُ فِيهَا الْأَرْزَاقَ مِنَ السَّنَةِ إِلَى السَّنَةِ وَ يُنْزِلُ مَا يَحْدُثُ فِي [إلى‏] السَّنَةِ كُلِّهَا

و سرآمد عمر انسان‌ها را در آن استوار مى‌سازد و روزى‌هاى همگان در طول آن سال تا سال آينده را تقسيم مى‌كند و همه‌ى رخدادهاى سال آينده در آن نازل مى‌گردد.

يَا مُحَمَّدُ مَنْ أَحْيَاهَا بِتَسْبِيحٍ وَ تَهْلِيلٍ وَ تَكْبِيرٍ وَ دُعَاءٍ وَ صَلَاةٍ وَ قِرَاءَةٍ وَ تَطَوُّعٍ وَ اسْتِغْفَارٍ كَانَتِ الْجَنَّةُ لَهُ مَنْزِلًا وَ مَقِيلًا وَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ [مِنْ ذَنْبِهِ‏] مَا تَقَدَّمَ وَ مَا تَأَخَّرَ

اى محمد، هركس اين شب را با گفتن تسبيح، تهليل، تكبير، خواندن دعا، گزاردن نماز، قرائت قرآن، انجام اعمال مستحبى ديگر و استغفار به درگاه خدا احيا كند، بهشت جايگاه و استراحتگاه او مى‌گردد و خداوند، گناهان گذشته و آينده‌اش را مى‌آمرزد.

يَا مُحَمَّدُ مَنْ صَلَّى فِيهَا مِائَةَ رَكْعَةٍ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ مَرَّةً وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ عَشْرَ مَرَّاتٍ

اى محمد، هركس در اين شب  صد ركعت نماز-در هر ركعت «فاتحة الكتاب»  یک  بار و «قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ» ده بار-بخواند

فَإِذَا فَرَغَ مِنَ الصَّلَاةِ قَرَأَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ عَشْراً وَ سَبَّحَ لِلَّهِ مِائَةَ مَرَّةٍ

و بعد از نماز  ده بار آية الكرسى و  ده بار سوره‌ى «فاتحة الكتاب» بخواند و  صد بار تسبيح «سبحان اللّه» بگويد،

غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مِائَةَ كَبِيرَةٍ مُوبِقَةٍ مُوجِبَةٍ لِلنَّارِ وَ أَعْطَى بِكُلِّ سُورَةٍ وَ تَسْبِيحَةٍ قَصْراً فِي الْجَنَّةِ

خداوند  صد گناه كبيره و مهلك او را كه موجب ورود انسان به جهنم مى‌گردد، مى‌آمرزد و در برابر هر سوره و تسبيح، يك كاخ در بهشت به او عطا مى‌كند

وَ شَفَّعَهُ اللَّهُ فِي مِائَةٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ شَرَكَهُ فِي ثَوَابِ الشُّهَدَاءِ وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ مَا يُعْطِي صَائِمِي هَذَا الشَّهْرِ وَ قَائِمِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَيْ‏ءٌ

و شفاعت او را در رابطه با  صد تن از افراد خانواده‌اش مى‌پذيرد و او را در ثواب شهيدان شريك مى‌گرداند و آن چه را كه به روزه‌داران اين ماه و شب‌خيزان در اين شب عطا مى‌كند، به او عطا مى‌كند، بى‌آنكه چيزى از پاداش آنان بكاهد.

فَأَحْيِهَا يَا مُحَمَّدُ وَ أْمُرْ أُمَّتَكَ بِإِحْيَائِهَا وَ التَّقَرُّبِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِالْعَمَلِ فِيهَا فَإِنَّهَا لَيْلَةٌ شَرِيفَةٌ

اى محمد، پس اين شب را احيا كن و به امتت دستور ده كه آن را احيا كنند و با عمل در آن به درگاه خداوند متعال نزديكى بجويند؛ زيرا اين شب، شب شريفى است.

وَ قَدْ [لقد] أَتَيْتُكَ يَا مُحَمَّدُ وَ مَا فِي السَّمَاءِ مَلَكٌ إِلَّا وَ قَدْ صَفَّ قَدَمَيْهِ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ تَعَالَى قَالَ فَهُمْ بَيْنَ رَاكِعٍ وَ قَائِمٍ وَ سَاجِدٍ وَ دَاعٍ وَ مُكَبِّرٍ وَ مُسْتَغْفِرٍ وَ مُسَبِّحٍ

اى محمد، من به سوى تو آمدم در حالى كه همه‌ى فرشتگان آسمان در اين شب در پيشگاه خدا به صف ايستاده‌اند؛ برخى در حال ركوع و برخى در حال قيام و بعضى در حال سجده‌اند و عده‌اى دعا مى‌كنند و برخى تكبير مى‌گويند و گروهى استغفار نموده و برخى تسبيح مى‌كنند.

يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَطَّلِعُ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فَيَغْفِرُ لِكُلِّ مُؤْمِنٍ قَائِمٍ يُصَلِّي وَ قَاعِدٍ يُسَبِّحُ وَ رَاكِعٍ وَ سَاجِدٍ وَ ذَاكِرٍ وَ هِيَ لَيْلَةٌ لَا يَدْعُو فِيهَا دَاعٍ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ

اى محمد، خداوند متعال در اين شب بر بندگانش اشراف نموده و همه‌ى مؤمنانى را كه در اين شب به شب‌خيزى پرداخته و نماز مى‌گزارند، يا نشسته‌اند و به تسبيح مشغول‌اند، يا در حال ركوع‌اند، يا در حال سجده‌اند و يا به‌گونه‌اى ديگر به ياد خدا مى‌پردازند، مى‌آمرزد. اين شب، شبى است كه هركس در آن دعا كند، دعايش مستجاب مى‌گردد

وَ لَا سَائِلٌ إِلَّا أُعْطِيَ وَ لَا مُسْتَغْفِرٌ إِلَّا غُفِرَ لَهُ وَ لَا تَائِبٌ إِلَّا يَتُوبُ عَلَيْهِ مَنْ حُرِمَ خَيْرَهَا يَا مُحَمَّدُ فَقَدْ حُرِمَ‏

و هركس درخواست كند، خواسته‌اش برآورده مى‌گردد و هركس آمرزش بخواهد، آمرزيده مى‌گردد و هركس توبه كند، توبه‌اش پذيرفته مى‌شود. اى محمد، هركس از خير اين شب محروم بماند، واقعا محروم گرديده است.

[منبع]

۸ - دعای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این شب

وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ يَدْعُو فِيهَا فَيَقُولُ

رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم- در اين شب اين دعا را مى‌خواند پس بگو:

اللَّهُمَّ اقْسِمْ لَنَا مِنْ خَشْيَتِكَ مَا يَحُولُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ مَعْصِيَتِكَ وَ مِنْ طَاعَتِكَ مَا تُبَلِّغُنَا بِهِ مِنْ رِضْوَانِكَ

خدايا، از بيم و هراس از خود به اندازه‌اى كه ميان من و نافرمانى تو حايل گردد و از طاعتت به اندازه‌اى كه مرا به خشنودى‌ات برساند

وَ مِنَ الْيَقِينِ مَا يُهَوِّنُ عَلَيْنَا بِهِ مُصِيبَاتِ الدُّنْيَا

و از يقين آن اندازه كه با وجود آن گرفتارى‌هاى دنيا بر من آسان گردد، بهره‌مندم ساز.

اللَّهُمَّ مَتِّعْنَا بِأَسْمَاعِنَا وَ أَبْصَارِنَا وَ قُوَّتِنَا مَا أَحْيَيْتَنَا وَ اجْعَلْهُ الْوَارِثَ مِنَّا

خدايا، تا زمانى كه ما را زنده نگاه داشته‌اى، از گوش، چشم و نيروى‌مان برخوردار كن و آن‌ها را وارث ما قرار ده

وَ اجْعَلْ ثَارَنَا عَلَى مَنْ ظَلَمَنَا وَ انْصُرْنَا عَلَى مَنْ عَادَانَا

و انتقام ما را از كسانى كه به ما ستم نمودند، بگير و ما را بر غلبه بر دشمنان ما يارى ده

وَ لَا تَجْعَلْ مُصِيبَتَنَا فِي دِينِنَا وَ لَا تَجْعَلِ الدُّنْيَا أَكْبَرَ هَمِّنَا وَ لَا مَبْلَغَ عِلْمِنَا

و مصيبت ما را در دين ما قرار مده و دنيا را بزرگ‌ترين دل مشغولى و نهايت رسايى دانش ما قرار مده

وَ لَا تُسَلِّطْ عَلَيْنَا مَنْ لَا يَرْحَمُنَا بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ‏

و كسانى را كه بر ما رحم نمى‌كنند، بر ما چيره مگردان، به رحمتت اى مهربان‌ترين مهربانان.

[منبع]

۹ - نماز صد رکعتی دیگر و توجیه یک مسئله

أَقُولُ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى فِي فَضْلِ هَذِهِ الْمِائَةِ رَكْعَةٍ كُلُّ رَكْعَةٍ بِالْحَمْدِ مَرَّةً وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ مَا وَجَدْنَاهُ قَالَ رَاوِي الْحَدِيثِ-: وَ لَقَدْ حَدَّثَنِي ثَلَاثُونَ مِنْ أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ ص أَنَّهُ قَالَ‏

در روايت ديگر در رابطه با فضيلت  صد ركعت نماز-در هر ركعت سوره‌ى «حمد»  یک  بار و سوره‌ى «قُلْ هُوَ اَللّٰهُ أَحَدٌ»  ده  بار-آمده است كه راوى حديث مى‌گويد:  سی تن از اصحاب حضرت محمد-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-به من گفتند كه [رسول خدا -صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-فرمود:]

مَنْ صَلَّى هَذِهِ الصَّلَاةَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ سَبْعِينَ نَظْرَةً وَ قَضَى لَهُ بِكُلِّ نَظْرَةٍ سَبْعِينَ حَاجَةً أَدْنَاهَا الْمَغْفِرَةُ

هركس اين نماز را در اين شب بخواند، خداوند  هفتاد بار به او نظر [رحمت]مى‌كند و در هربار كه به او نظر مى‌كند، هفتاد حاجت او را برآورده مى‌كند كه كم‌ترين آن حاجت‌ها آمرزش او است.

ثُمَّ لَوْ كَانَ شَقِيّاً وَ طَلَبَ السَّعَادَةَ لَأَسْعَدَهُ اللَّهُ‏ (يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ‏)

از اين گذشته، اگر بدبخت باشد و درخواست نيكبختى كند، قطعا خداوند او را نيكبخت مى‌گرداند؛ زيرا: «خداوند هرچه را بخواهد، زدوده و يا استوار مى‌كند و كتاب مادر نزد او است.»

وَ لَوْ كَانَ وَالِدَاهُ مِنْ أَهْلِ النَّارِ وَ دَعَا لَهُمَا أُخْرِجَا مِنَ النَّارِ بَعْدَ أَنْ لَا يُشْرِكَا بِاللَّهِ شَيْئاً

و اگر پدر و مادر او اهل جهنم باشند و او براى آن‌ها دعا كند، به شرط اين‌كه به خدا شرك نورزيده باشند، آن دو از جهنم بيرون آورده مى‌شوند

وَ مَنْ صَلَّى هَذِهِ الصَّلَاةَ قَضَى اللَّهُ لَهُ كُلَّ حَاجَةٍ طَلَبَ وَ أَعَدَّ لَهُ فِي الْجَنَّةِ مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ

و نيز هركس اين نماز را بخواند، خداوند همه‌ى حوايجى را كه درخواست نموده برآورده مى‌كند و نعمت‌هايى در بهشت به او عطا مى‌كند كه هيچ ديده‌اى نديده و هيچ گوشى نشنيده است.

وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً مَنْ صَلَّى هَذِهِ الصَّلَاةَ يُرِيدُ بِهَا وَجْهَ اللَّهِ تَعَالَى جَعَلَ اللَّهُ لَهُ نَصِيباً فِي أَجْرِ جَمِيعِ مَنْ عَبَدَ اللَّهَ تِلْكَ اللَّيْلَةَ

سوگند به خدايى كه به حق مرا به پيامبرى برانگيخت، هركس اين نماز را بخواند و مقصودش از آن كسب خشنودى خداوند متعال باشد، خداوند در پاداش تمام كسانى كه در اين شب به عبادت خدا پرداخته‌اند، سهمى براى او قرار مى‌دهد

وَ يَأْمُرُ الْكِرَامَ الْكَاتِبِينَ أَنْ يَكْتُبُوا لَهُ الْحَسَنَاتِ وَ يَمْحُوا عَنْهُ السَّيِّئَاتِ حَتَّى لَا يَبْقَى لَهُ سَيِّئَةٌ وَ لَا يَخْرُجُ مِنَ الدُّنْيَا

و به فرشتگان گرامى كه اعمال انسان‌ها را مى‌نويسند دستور مى‌دهد كه براى او اعمال نيك بنويسند و گناهان او را بزدايند به حدى كه هيچ گناهى براى او باقى نماند و از دنيا نمى‌رود

حَتَّى يَرَى مَنْزِلَهُ مِنَ الْجَنَّةِ وَ يَبْعَثُ اللَّهُ لَهُ [إليه‏] مَلَائِكَةً يُصَافِحُونَ وَ يُسَلِّمُونَ عَلَيْهِ وَ يُحْشَرُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَعَ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ

تا اين‌كه جايگاه خود را در بهشت ببيند و نيز خداوند فرشتگانى را به سوى او مى‌فرستد تا با او دست داده و بر او سلام كنند و نيز در روز قيامت همراه با افراد گرامى و نيك محشور مى‌گردد

فَإِنْ مَاتَ قَبْلَ الْحَوْلِ مَاتَ شَهِيداً وَ يُشَفَّعُ فِي سَبْعِينَ أَلْفاً مِنَ الْمُوَحِّدِينَ فَلَا يَضْعُفُ عَنِ الْقِيَامِ تِلْكَ اللَّيْلَةَ إِلَّا شَقِيٌ‏

و اگر پيش از تمام شدن آن سال از دنيا برود، شهيد از دنيا مى‌رود و شفاعت او در رابطه با  هفتاد هزار  تن از اهل توحيد پذيرفته مى‌شود و جز افراد بدبخت از شب‌خيزى در اين شب احساس سستى و ضعف نمى‌كنند.

إن قيل ما تأويل أن ليلة النصف من شعبان يقسم الآجال و الأرزاق و قد تظاهرت [تظافرت‏] الروايات أن تقسيم الآجال و الأرزاق ليلة القدر في شهر رمضان فالجواب لعل المراد أن قسمة الآجال و الأرزاق التي يحتمل أن تمحى و تثبت ليلة نصف شعبان و الآجال و الأرزاق المحتومة ليلة القدر أو لعل قسمتها في اللوح المحفوظ ليلة نصف شعبان- و قسمتها بتفريقها بين عباده ليلة القدر أو لعل قسمتها في ليلة القدر و في ليلة النصف من شعبان أن يكون معناه أن الوعد بهذه القسمة في ليلة القدر كان في ليلة نصف شعبان فيكون معناه أن قسمتها ليلة القدر كان ابتداء الوعد به أو تقديره ليلة نصف شعبان كما لو أن سلطانا وعد إنسانا أن يقسم عليه مالا [الأموال‏] في ليلة القدر و كان وعده به ليلة نصف شعبان فيصح أن يقال عن الليلتين أن ذلك قسم فيهما

اگر گفته شود تأويل و توجيه اين بخش از روايت گذشته كه فرمود: «سرآمد عمر انسان‌ها در شب نيمه‌ى شعبان مشخص مى‌شود و روزى‌ها در آن تقسيم مى‌گردد.» با اين‌كه در احاديث بسيار آمده است: «سرآمد عمر انسان‌ها در شب قدر كه در ماه رمضان واقع است، مشخص مى‌گردد و روزى‌ها در آن شب تقسيم مى‌شود.» چيست؟ ، در پاسخ مى‌گوييم:   1 . شايد مراد اين باشد كه تعيين سرآمد عمر انسان‌ها و تقسيم روزى‌ها كه در شب نيمه‌ى شعبان صورت مى‌گيرد، امكان محو و اثبات در آن وجود دارد؛ ولى آنچه در شب قدر مشخص مى‌گردد، حتمى است.  2 . شايد مقصود اين باشد كه در شب نيمه‌ى شعبان در علم الهى معين و تقسيم مى‌گردد و در شب قدر بين بندگانش مشخص و تقسيم مى‌شود.  3 . احتمال ديگر اين است كه در شب نيمه‌ى شعبان در لوح محفوظ مشخص مى‌شود؛ و در شب قدر بين بندگان تقسيم مى‌شود.   4 . احتمال ديگر اين است كه در شب نيمه‌ى شعبان وعده‌ى تعيين سرآمد عمر انسان‌ها و تقسيم روزى‌ها در شب قدر داده مى‌شود و در نتيجه در شب نيمه شعبان وعده‌ى تعيين و تقسيم آن داده مى‌شود، يا اين‌كه در شب نيمه‌ى شعبان مقدر مى‌گردد؛ و سرانجام در شب قدر تقسيم مى‌گردد؛ چنان‌كه پادشاهى در شب نيمه‌ى شعبان وعده بدهد كه در شب قدر اموالى را به كسى عطا خواهد كرد. بدين ترتيب درست است در مورد هر دو شب گفته شود سرآمد عمر انسان‌ها در آن تعيين و روزى‌ها تقسيم و مشخص مى‌گردد.

وَ رُوِيَ عَنِ السَّيِّدِ يَحْيَى بْنِ الْحُسَيْنِ فِي كِتَابِ الْأَمَالِي حَدِيثاً أَسْنَدَهُ إِلَى مَوْلَانَا عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏

«سيد يحيى بن حسين» در كتاب «الامالى» نقل كرده است كه مولى على-عليه السّلام- فرمود كه رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-فرمود:

مَنْ صَلَّى لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ مِائَةَ رَكْعَةٍ بِأَلْفِ مَرَّةٍ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ يَمُوتُ الْقُلُوبُ وَ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرَى مِائَةَ مَلَكٍ يُؤْمِنُونَهُ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ

هركس در شب نيمه‌ى شعبان  صد ركعت نماز با  هزار بار «قُلْ هُوَ اَللّٰهُ أَحَدٌ» بخواند، آن روز كه دل‌ها مى‌ميرد، دل او نمى‌ميرد و از دنيا نمى‌رود تا اين‌كه ببيند صد فرشته او را از عذاب الهى ايمنى مى‌دهند؛

ثَلَاثُونَ مِنْهُمْ يُبَشِّرُونَهُ بِالْجَنَّةِ وَ ثَلَاثُونَ كَانُوا يَعْصِمُونَهُ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ ثَلَاثُونَ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ آنَاءَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ عَشَرَةٌ يَكِيدُونَ مَنْ كَادَه‏

 سی تن از آن فرشته‌ها به او بشارت بهشت داده و  سی تن او را از شيطان مصون و محفوظ مى‌دارند و  سی تن در لحظات شبانه‌روز براى او استغفار مى‌كنند و  ده تن از آن‌ها، هركس را كه قصد مكر و فريب او را داشته باشند، دچار مكر و فريب مى‌كنند.

[منبع]

۱۰ - نماز رسول الله (ص) در شب نیمه شعبان

رَوَيْنَاهَا بِإِسْنَادِنَا إِلَى جَدِّي أَبِي جَعْفَرٍ الطُّوسِيِّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏

جدّم «ابو جعفر طوسى» -رحمه اللّه-آورده است كه رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-فرمود:

مَنْ تَطَهَّرَ لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَأَحْسَنَ الطُّهْرَ وَ لَبِسَ ثَوْبَيْنِ نَظِيفَيْنِ ثُمَّ خَرَجَ إِلَى مُصَلَّاهُ

هركس در شب نيمه‌ى شعبان طهارت [وضو]بگيرد و نيكو طهارت بگيرد و دو پاره لباس پاكيزه بپوشد و آن‌گاه به سوى جايگاه گزاردن نماز خود برود

فَصَلَّى الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَلَّى بَعْدَهَا رَكْعَتَيْنِ يَقْرَأُ فِي أَوَّلِ رَكْعَةٍ الْحَمْدَ وَ ثَلَاثَ آيَاتٍ مِنْ أَوَّلِ الْبَقَرَةِ وَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ ثَلَاثَ آيَاتٍ مِنْ آخِرِهَا

و بعد از نماز عشا،  دو  ركعت نماز-در ركعت اول سوره‌ى «حمد» و  سه  آيه‌ى اول سوره‌ى «بقره» و آية الكرسى و  سه  آيه‌ى آخر سوره‌ى «بقره»

ثُمَّ يَقْرَأُ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ الْحَمْدَ وَ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ سَبْعَ مَرَّاتٍ

و در ركعت دوم سوره‌ى «حمد» یک  بار و سوره‌ى «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ اَلنّاسِ» را  هفت  بار و سوره‌ى «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ اَلْفَلَقِ»  هفت بار و سوره‌ى «قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ»  هفت بار-بخواند

ثُمَّ يُسَلِّمُ وَ يُصَلِّي بَعْدَهَا أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ يَقْرَأُ فِي أَوَّلِ رَكْعَةٍ يس وَ فِي الثَّانِيَةِ حم الدُّخَانِ وَ فِي الثَّالِثَةِ الم السَّجْدَةِ وَ فِي الرَّابِعَةِ تَبَارَكَ الْمُلْكُ

و بعد از سلام نماز، چهار  ركعت ديگر نماز-در ركعت اول سوره‌ى «يس» و در ركعت دوم سوره‌ى «حم دخان» و در ركعت سوم «الم سجده» و در ركعت چهارم سوره‌ى «تَبارَكَ اَلَّذِي بِيَدِهِ اَلْمُلْكُ» -بخواند

ثُمَّ يُصَلِّي بَعْدَهَا مِائَةَ رَكْعَةٍ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ بِقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ عَشْرَ مَرَّاتٍ

و بعد از اين نماز، صد  ركعت نماز ديگر-در هر ركعت سوره‌ى «حمد» یک  بار و سوره‌ى «قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ»  ده  بار-بخواند،

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ مَرَّةً وَاحِدَةً قَضَى اللَّهُ تَعَالَى لَهُ ثَلَاثَ حَوَائِجَ إِمَّا فِي عَاجِلِ الدُّنْيَا أَوْ آجِلِ الْآخِرَةِ ثُمَّ إِنْ سَأَلَ أَنْ يَرَانِي مِنْ لَيْلَتِهِ رَآنِي‏

خداوند متعال  سه  حاجت او را يا در دنياى زودرس، يا در آخرت ديررس، برآورده مى‌كند و اگر در آن شب از خدا بخواهد كه مرا ببيند، مرا مى‌بيند.

[منبع]

۱۱ - دعای سجده رسول الله (ص) در شب نیمه شعبان

رَوَيْنَاهَا بِإِسْنَادِنَا إِلَى جَدِّي أَبِي جَعْفَرٍ الطُّوسِيِّ فِيمَا رَوَاهُ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏

جدّم «ابو جعفر طوسى» در حديثى آورده است كه امام صادق-عليه السّلام-فرمود:

لَمَّا كَانَ لَيْلَةُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص عِنْدَ بَعْضِ نِسَائِهِ‏

در شب نيمه‌ى شعبان رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-نزد يكى از همسران خود بود.

وَ رَوَى الزَّمَخْشَرِيُّ فِي كِتَابِ النابق [الْفَائِقِ‏]

زمخشرى در كتاب «الفائق» آورده است:

أَنَّ أُمَّ سَلَمَةَ تَبِعَتِ النَّبِيَّ ص فَوَجَدَتْهُ قَدْ قَصَدَ الْبَقِيعَ ثُمَّ رَجَعَتْ وَ عَادَ فَوَجَدَ فِيهَا أَثَرَ السُّرْعَةِ فِي عَوْدِهَا وَ لَمْ يَذْكُرِ الدَّعَوَاتِ

امّ سلمه» در پى پيامبر-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم- روانه شد و ديد كه آن حضرت آهنگ «بقيع» را دارد، برگشت و آن حضرت نيز بازگشت و آثار به سرعت راه رفتن را در «امّ سلمه» ديد. زمخشرى دعاهاى آينده را ذكر نكرده است.

ثُمَّ قَالَ الطُّوسِيُّ فِي رِوَايَةِ الصَّادِقِ ع فَلَمَّا انْتَصَفَ اللَّيْلُ قَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَنْ فِرَاشِهَا فَلَمَّا انْتَبَهَتْ وَجَدَتْ رَسُولَ اللَّهِ ص قَدْ قَامَ عَنْ فِرَاشِهَا

سپس طوسی گفت: در روایتی از امام صادق ؛ زمانى كه شب به نيمه رسيد، از رختخواب برخاست. وقتى آن همسر رسول خدا -صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-از خواب بيدار شد، ديد كه آن حضرت از رختخواب برخاسته است

فَدَخَلَهَا مَا يَتَدَاخَلُ النِّسَاءُ وَ ظَنَّتْ أَنَّهُ قَدْ قَامَ إِلَى بَعْضِ نِسَائِهِ و قامت [فَقَامَتْ‏] وَ تَلَفَّفَتْ بِشَمْلَتِهَا وَ ايْمُ اللَّهِ مَا كَانَ قَزّاً وَ لَا كَتَّاناً وَ لَا قُطْناً

و آنچه در اين موقعيت براى زن‌ها پيش مى‌آيد براى او پيش آمد و گمان كرد كه رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-نزد يكى از همسران ديگرش رفته است. از اين‌رو، برخاست و ملحفه‌اش را-كه به خدا سوگند، از جنس خز يا كتان يا پنبه نبود،

وَ لَكِنْ كَانَ سَدَاهُ شَعْراً وَ لَحْمَتُهُ أَوْبَارَ الْإِبِلِ فَقَامَتْ تَطْلُبُ رَسُولَ اللَّهِ ص فِي حُجَرِ نِسَائِهِ حُجْرَةً حُجْرَةً فَبَيْنَا كَذَلِكَ

بلكه روى آن از مو و درون آن از كرك شتر بود-به تن پيچيد و در حجره‌هاى همسران رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-يكى پس از ديگرى به جست‌وجوى آن حضرت پرداخت،

إِذَا نَظَرَتْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص سَاجِداً كَثَوْبٍ مُتَلَبِّطٍ بِوَجْهِ الْأَرْضِ فَدَنَتْ مِنْهُ قَرِيباً فَسَمِعَتْهُ فِي سُجُودِهِ وَ هُوَ يَقُولُ

ولى ناگهان ديد كه رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-مانند پارچه‌ى افتاده، به زمين چسبيده و در حال سجده است، نزديك رفت و شنيد كه در حال سجده مى‌گويد:

سَجَدَ لَكَ سَوَادِي وَ خَيَالِي وَ آمَنَ بِكَ فُؤَادِي هَذِهِ يَدَايَ وَ مَا جَنَيْتُهُ عَلَى نَفْسِي

تن و [عالم]خيالم براى تو سجده نموده‌اند و دلم به تو ايمان آورده است. اين دست‌هاى من و آنچه بر خود جنايت نموده‌ام.

يَا عَظِيمُ تُرْجَى لِكُلِّ عَظِيمٍ اغْفِرْ لِيَ الْعَظِيمَ

اى بزرگى كه براى هر امر بزرگ به تو اميد بسته مى‌شود، گناه بزرگ مرا بيامرز؛

فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ إِلَّا الرَّبُّ الْعَظِيمُ

زيرا جز پروردگار بزرگ نمى‌تواند گناه بزرگ را بيامرزد.

ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ ثُمَّ عَادَ سَاجِداً فَسَمِعَتْهُ يَقُولُ

سپس رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-سر از سجده بلند كرد و دوباره به سجده رفت، آن همسر رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-شنيد كه حضرت در حال سجده مى‌گويد:

أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ الَّذِي أَضَاءَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ وَ انْكَشَفَتْ لَهُ الظُّلُمَاتُ

به نور روى [ذات، يا اسما و صفات]تو كه آسمان‌ها و زمين‌ها بدان روشن است و تاريكى‌ها در برابر آن برطرف شده‌اند

وَ صَلُحَ عَلَيْهِ أَمْرُ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ مِنْ فُجَاءَةِ نَقِمَتِكَ وَ تَحْوِيلِ عَافِيَتِكَ وَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ

و امور پيشينيان و متأخران بدان سامان يافته، پناه مى‌برم از اين‌كه كيفرت به طور ناگهانى شامل حالم شود و عافيتت دگرگون گردد و نعمتت از دستم برود.

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي قَلْباً تَقِيّاً نَقِيّاً وَ مِنَ الشِّرْكِ بَرِيئاً لَا كَافِراً وَ لَا شَقِيّاً

خدايا، دلى پاك و پاكيزه و مبرا از شرك را روزى‌ام كن، نه اين كه كافر و يا بدبخت گردم.

ثُمَّ عَفَّرَ خَدَّيْهِ فِي التُّرَابِ فَقَالَ

سپس رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-دو طرف صورتش را به خاك ماليد و فرمود:

عَفَّرْتُ وَجْهِي فِي التُّرَابِ وَ حَقٌّ لِيَ أَنْ أَسْجُدَ لَكَ

روى خود را بر خاك مى‌مالم و براى من سزاوار است كه در برابر تو سجده نمايم.

فَلَمَّا هَمَّ رَسُولُ اللَّهِ ص بِالانْصِرَافِ هَرْوَلَتْ إِلَى فِرَاشِهَا فَأَتَى رَسُولُ اللَّهِ ص فِرَاشَهَا وَ إِذَا لَهَا نَفَسٌ عَالٍ

وقتى رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-خواست برگردد، آن همسر رسول خدا -صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-به تندى به رختخواب رفت. وقتى رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-به رختخواب بازگشت، ديد كه نفس‌نفس مى‌زند.

فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص مَا هَذَا النَّفَسُ الْعَالِي أَ مَا تَعْلَمِينَ أَيَّ لَيْلَةٍ هَذِهِ هَذِهِ لَيْلَةُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فِيهَا تُقَسَّمُ الْأَرْزَاقُ

رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-به او فرمود: چرا نفس‌نفس مى‌زنى؟ آيا نمى‌دانى كه امشب، چه شبى است؟ امشب، شب نيمه‌ى شعبان است، همان شبى كه روزى‌ها در آن تقسيم مى‌گردد

وَ فِيهَا تُكْتَبُ الْآجَالُ وَ فِيهَا يُكْتَبُ وَفْدُ الْحَاجِّ وَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَيَغْفِرُ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ مِنْ خَلْقِهِ أَكْثَرَ مِنْ عَدَدِ شَعْرِ مِعْزَى كَلْبٍ

و سرآمد عمر انسان‌ها نوشته مى‌شود و نيز گروه حاجيان نوشته مى‌شود و خداوند در اين شب، تعداد بيشتر از شماره‌ى موى قبيله‌ى «كلب» از مردم را مى‌آمرزد

وَ يُنْزِلُ اللَّهُ تَعَالَى مَلَائِكَتَهُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ بِمَكَّة

و نيز خداوند متعال فرشتگان را از آسمان به سوى زمين و «مكه» گسيل مى‌دارد.

رَوَيْنَاهَا بِإِسْنَادِنَا إِلَى جَدِّي أَبِي جَعْفَرٍ الطُّوسِيِّ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ رَوَاهَا عَنْ بَعْضِ نِسَاءِ النَّبِيِّ ص قَالَتْ‏

نيز جدّم «ابو جعفر طوسى» -رحمه اللّه-به نقل از يكى از همسران پيامبر -صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-آورده است:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي لَيْلَتِهِ الَّتِي كَانَ عِنْدِي فِيهَا فَانْسَلَّ مِنْ لِحَافِي فَانْتَبَهْتُ فَدَخَلَنِي مَا يَدْخُلُ النِّسَاءَ مِنَ الْغَيْرَةِ

رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-در آن شب كه نزد من بود، به آرامى خود را از زير لحاف بيرون كشيد. من بيدار شدم و غيرتى كه در اين موقعيت براى زن‌ها پيش مى‌آيد، برايم پيش آمد

فَظَنَنْتُ أَنَّهُ فِي بَعْضِ حُجَرِ نِسَائِهِ فَإِذَا أَنَا بِهِ كَالثَّوْبِ السَّاقِطِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ سَاجِداً عَلَى أَطْرَافِ أَصَابِعِ قَدَمَيْهِ وَ هُوَ يَقُولُ

و گمان كردم كه رسول خدا -صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-به حجره‌ى يكى ديگر از همسرانش رفته است؛ ولى ناگهان ديدم كه مانند پارچه‌ى افتاده بر زمين، بر سر انگشتانش سجده كرده و مى‌گويد:

أَصْبَحْتُ إِلَيْكَ فَقِيراً خَائِفاً مُسْتَجِيراً فَلَا تُبَدِّلِ اسْمِي وَ لَا تُغَيِّرْ جِسْمِي وَ لَا تُجْهِدْ بَلَائِي وَ اغْفِرْ لِي

صبح كردم در حالى كه نيازمند، بيمناكم و به تو پناه آورده‌ام؛ پس نام مرا دگرگون مساز و تنم را تغيير مده و به بلاى طاقت‌فرسا دچار مكن و مرا بيامرز.

ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ سَجَدَ الثَّانِيَةَ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ

سپس سر از سجده برداشت و دوباره به سجده رفت. شنيدم كه مى‌گويد:

سَجَدَ لَكَ سَوَادِي وَ خَيَالِي وَ آمَنَ بِكَ فُؤَادِي هَذِهِ يَدَايَ بِمَا جَنَيْتُ عَلَى نَفْسِي

تن و [عالم]خيالم براى تو سجده نموده‌اند و دلم به تو ايمان آورده است. اين دست‌هاى من و آنچه بر خود جنايت نموده‌ام.

يَا عَظِيمُ تُرْجَى لِكُلِّ عَظِيمٍ اغْفِرْ لِي ذَنْبِيَ الْعَظِيمَ فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الْعَظِيمَ إِلَّا الْعَظِيمُ

اى بزرگى كه براى هر امر بزرگ به تو اميد بسته مى‌شود، گناه بزرگ مرا بيامرز؛ زيرا جز پروردگار بزرگ كسى نمى‌تواند گناه بزرگ را بيامرزد.

ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ سَجَدَ الثَّالِثَةَ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ

بعد سر از سجده برداشت و براى بار سوم به سجده رفت. شنيدم كه مى‌گويد:

أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عِقَابِكَ وَ أَعُوذُ بِرِضَاكَ مِنْ سَخَطِكَ وَ أَعُوذُ بِمُعَافَاتِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ

از كيفر تو به گذشتت و از ناخشنودى و خشم تو به خشنودى‌ات و از عذاب تو به عافيتت

وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ وَ فَوْقَ مَا يَقُولُ الْقَائِلُونَ

و از تو به تو پناه مى‌برم. تو همان گونه هستى كه خود، خود را ستوده‌اى و برتر از آنچه گويندگان و توصيف‌كنندگان درباره‌ى تو مى‌گويند.

ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ سَجَدَ الرَّابِعَةَ فَقَالَ

آن‌گاه سر از سجده برداشت و براى بار چهارم به سجده رفت. شنيدم كه مى‌گويد:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَشْرَقَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ قَشَعَتْ بِهِ الظُّلُمَاتُ

خداوندا، به نور روى [ذات، يا اسما و صفات]تو كه آسمان‌ها و زمين بدان روشن و تاريكى‌ها بركنار رفته

وَ صَلَحَ بِهِ أَمْرُ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ أَنْ يَحِلَّ عَلَيَّ غَضَبُكَ أَوْ يَنْزِلَ عَلَيَّ سَخَطُكَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ

و امور پيشينيان و متأخران بدان سامان يافته است، پناه مى‌برم از اين‌كه خشم تو بر وارد و ناخشنودى‌ات بر من فرود آيد. از زوال نعمت

وَ فُجْأَةِ نَقِمَتِكَ وَ تَحْوِيلِ عَافِيَتِكَ وَ جَمِيعِ سَخَطِكَ لَكَ الْعُتْبَى فِيمَا اسْتَطَعْتُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِكَ

و كيفر ناگهانى‌ات و دگرگون شدن عافيتت و از خشم تو در همه‌ى موارد به تو پناه مى‌برم. در آن چه توان دارم به درگاه تو توبه مى‌كنم و هيچ دگرگونى و نيرويى جز به وسيله‌ى تو تحقق نمى‌يابد.

قَالَتْ فَلَمَّا رَأَيْتُ ذَلِكَ مِنْهُ تَرَكْتُهُ وَ انْصَرَفْتُ نَحْوَ الْمَنْزِلِ فَأَخَذَنِي نَفَسٌ عَالٍ ثُمَّ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص اتَّبَعَنِي

وقتى ديدم رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-چنين مى‌كند، او را ترك گفتم و نفس زنان به منزل خود بازگشتم. رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-در پى من آمد

فَقَالَ مَا هَذَا النَّفَسُ الْعَالِي قَالَتْ قُلْتُ كُنْتُ عِنْدَكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ أَ تَدْرِينَ أَيَّ لَيْلَةٍ هَذِهِ هَذِهِ لَيْلَةُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فِيهَا تُنْسَخُ الْأَعْمَالُ وَ تُقْسَمُ الْأَرْزَاقُ

و فرمود: چرا نفس‌نفس مى‌زنى؟ عرض كردم: اى رسول خدا، نزد شما بودم. فرمود: آيا مى‌دانى امشب، چه شبى است؟ امشب، شب نيمه‌ى شعبان است، همان شبى كه اعمال انسان در آن نوشته شده و روزى‌ها تقسيم مى‌گردد

وَ تُكْتَبُ الْآجَالُ وَ يَغْفِرُ اللَّهُ تَعَالَى إِلَّا لِمُشْرِكٍ أَوْ مُشَاحِنٍ أَوْ قَاطِعِ رَحِمٍ أَوْ مُدْمِنِ مُسْكِرٍ أَوْ مُصِرٍّ عَلَى ذَنْبٍ أَوْ شَاعِرٍ أَوْ كَاهِن‏

و نيز سرآمد عمر انسان‌ها نوشته مى‌شود و خداوند متعال همگان-به جز افراد مشرك، كينه‌توز، قطع ارتباط كننده با افراد خانواده، و كسى كه مواد مست‌كننده مصرف مى‌كند، يا بر گناه اصرار مى‌ورزد، يا شاعر پيشه است و يا پيشگو است-مى‌آمرزد.

[منبع]

۱۲ - دعای این شب به منزله زیارت امام زمان (عج)

الجزء الثانی؛ الباب التاسع فيما نذكره من فضل شهر شعبان و فوائده و كمال موائده و موارده‏ و فيه فصول؛‏ فصل فيما نذكره من الدعاء و القسم على الله جل جلاله بهذا المولود العظيم المكان ليلة النصف من شعبان‏

جلد دوم؛ باب نهم: فضیلت ماه شعبان و مزایا و اعمال ماه و در این باب فصل هایی قرار دارد، فصل پنجاهم، در اين بخش دعايى را كه طى آن خداوند-جلّ جلاله-به مولود عظيم الشأن در شب نيمه‌ى شعبان سوگند داده مى‌شود، يادآور مى‌شويم (اولین دعا):

اللَّهُمَّ بِحَقِّ لَيْلَتِنَا هَذِهِ وَ مَوْلُودِهَا وَ حُجَّتِكَ وَ مَوْعُودِهَا

خدايا، به حق اين شب و مولود آن و حجت تو و موعود

الَّتِي قَرَنْتَ إِلَى فَضْلِهَا فَضْلًا فَتَمَّتْ كَلِمَتُكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِكَ وَ لَا مُعَقِّبَ لِآيَاتِكَ

آنكه فضيلت ديگر را همراه فضيلت آن قرار داده‌اى و در نتيجه سخنان تو به درستى و به عدل و داد، اتمام گرديد و هيچ‌كس نمى‌تواند سخنان تو را دگرگون ساخته

نُورُكَ الْمُتَأَلِّقُ وَ ضِيَاؤُكَ الْمُشْرِقُ وَ الْعَلَمُ النُّورُ فِي طَخْيَاءِ الدَّيْجُورِ الْغَائِبُ الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَ كَرُمَ مَحْتِدُهُ وَ الْمَلَائِكَةُ شُهَّدُهُ [شهدائه‏]

و يا نشانه‌هايت را به تأخير بيندازد. يعنى همان نور درخشان و پرتوى روشنگر و پرچم نورانى تو در تاريكى سخت كه غايب و نهان است و تولدش با شرافت و ريشه و نژاد او گرامى است و فرشتگان گواه بر او

وَ اللَّهُ نَاصِرُهُ وَ مُؤَيِّدُهُ إِذَا آنَ مِيعَادُهُ وَ الْمَلَائِكَةُ أَمْدَادُهُ

و خداوند يار و ياور او و فرشتگان كمك كار او خواهند بود آن‌گاه كه ميعاد [ظهور]او فرارسد؛

سَيْفُ اللَّهِ الَّذِي لَا يَنْبُو وَ نُورُهُ الَّذِي لَا يَخْبُو وَ ذُو الْحِلْمِ الَّذِي لَا يَصْبُو

همان شمشير خدايى كه كند نمى‌گردد و همان نور خدايى كه به خاموشى نمى‌گرايد و بردبارى كه هرگز جاهلانه عمل نمى‌كند،

مَدَارُ الدَّهْرِ وَ نَوَامِيسُ الْعَصْرِ وَ وُلَاةُ الْأَمْرِ وَ الْمُنَزَّلُ عَلَيْهِمُ‏ الذِّكْرُ وَ مَا يَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ

هم آنان كه محور و مدار روزگار و پايه‌هاى زمانه و واليان امر هستند و كسانى كه [ذكر و]آنچه در شب قدر فرو فرستاده مى‌شود، بر آنان نازل مى‌گردد

وَ أَصْحَابُ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ تَرَاجِمَةُ وَحْيِهِ وَ وُلَاةُ أَمْرِهِ وَ نَهْيِهِ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى خَاتِمِهِمْ وَ قَائِمِهِمْ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوَامِلِهِمْ [عوالمهم‏]

و عهده‌دار حشر و نشر، ترجمان وحى خدا و واليان امر و نهى الهى هستند. خدايا، پس بر آخرين و قيام‌كننده‌ى آنان كه از عوالم [ظاهرى]در پرده‌ى [غيبت]است، درود فرست

وَ أَدْرِكْ بِنَا أَيَّامَهُ وَ ظُهُورَهُ وَ قِيَامَهُ وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَ اقْرِنْ ثَارَنَا بِثَارِهِ

و چنان كن كه ما روزگار [حكومت]و ظهور و قيام او را دريابيم و ما را از ياران او قرار ده و زمان گرفتن انتقام ما را با گرفتن انتقام او قرين ساز

وَ اكْتُبْنَا فِي أَعْوَانِهِ وَ خُلَصَائِهِ وَ أَحْيِنَا فِي دَوْلَتِهِ نَاعِمِينَ وَ بِصُحْبَتِهِ غَانِمِينَ

و ما را جزو ياوران و ويژگان او بنويس و در زمان حكومت او با خوشى و نعمت زنده بدار و كارى كن كه از مصاحبت او غنيمت برده

وَ بِحَقِّهِ قَائِمِينَ وَ مِنَ السُّوءِ سَالِمِينَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ‏

و براى اداى حق او به پا خيزيم و از بدى و زشتى سالم بمانيم، اى مهربان‌ترين مهربانان،

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ

و ستايش خدا را كه پروردگار جهانيان است و درود خدا بر حضرت محمد، خاتم پيامبران

وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الصَّادِقِينَ وَ عِتْرَتِهِ النَّاطِقِينَ

و فرستادگان و بر خاندان راستگو و گوياى او.

وَ الْعَنْ جَمِيعَ الظَّالِمِينَ وَ احْكُمْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُمْ يَا أَحْكَمَ الْحَاكِمِينَ‏

خدايا، همه‌ى ستمگران را لعنت كن و خود، و ميان ما و آنان حكم فرما، اى فرمانرواترين فرمانروايان

[منبع]

۱۳ - دعای کمیل در شب نیمه ی شعبان

وَ مِنَ الدَّعَوَاتِ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ مَا رَوَيْنَاهُ بِإِسْنَادِنَا إِلَى جَدِّي أَبِي جَعْفَرٍ الطُّوسِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ رُوِيَ‏

يكى ديگر از دعاهاى اين شب، دعايى است كه جدّم «ابو جعفر طوسى» -رضى اللّه عنه-به سند خود نقل كرده است:

أَنَّ كُمَيْلَ بْنَ زِيَادٍ النَّخَعِيَّ رَأَى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع سَاجِداً يَدْعُو بِهَذَا الدُّعَاءِ فِي لَيْلَةِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ‏

«روايت شده است كه «كميل بن زياد نخعى» ديد امير مؤمنان -عليه السّلام-اين دعا را در شب نيمه‌ى شعبان در حال سجده قرائت مى‌نمايد.»

أَقُولُ وَ وَجَدْتُ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى مَا هَذَا لَفْظُهَا قَالَ كُمَيْلُ بْنُ زِيَادٍ

نيز در حديث ديگر از «كميل بن زياد» آمده است:

كُنْتُ جَالِساً مَعَ مَوْلَايَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي مَسْجِدِ الْبَصْرَةِ وَ مَعَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَقَالَ بَعْضُهُمْ مَا مَعْنَى قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ (فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ)

همراه با گروهى از اصحاب امير مؤمنان -عليه السّلام-در مسجد «بصره» در كنار آن حضرت نشسته بوديم كه بعضى از اصحاب گفتند: معناى اين سخن خداوند-عزّ و جلّ-كه مى‌فرمايد: «در آن، امور استوار، جدا گرديده و فيصله داده مى‌شود.» چيست؟

قَالَ ع لَيْلَةُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ وَ الَّذِي نَفْسُ عَلِيٍّ بِيَدِهِ إِنَّهُ مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ جَمِيعُ مَا يَجْرِي عَلَيْهِ مِنْ خَيْرٍ وَ شَرٍّ مَقْسُومٍ لَهُ فِي لَيْلَةِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ- إِلَى آخِرِ السَّنَةِ فِي مِثْلِ تِلْكَ اللَّيْلَةِ الْمُقْبِلَةِ

امير مؤمنان-عليه السّلام- فرمود: اين مسأله در شب نيمه‌ى شعبان رخ مى‌دهد. سوگند به خدايى كه جانم به دست او است، هيچ بنده‌اى نيست مگر آنكه همه‌ى امور او-اعم از خير و شرّ-را كه از شب نيمه‌ى شعبان تا مثل آن از سال آينده رخ مى‌دهد، در شب نيمه‌ى شعبان قسمت و مقدر مى‌گردد

وَ مَا مِنْ عَبْدٍ يُحْيِيهَا وَ يَدْعُو بِدُعَاءِ الْخَضِرِ ع إِلَّا أُجِيبَ [لَهُ‏] فَلَمَّا انْصَرَفَ طَرَقْتُهُ لَيْلًا فَقَالَ ع مَا جَاءَ بِكَ يَا كُمَيْلُ قُلْتُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ دُعَاءُ الْخَضِرِ

و هيچ بنده‌اى آن را احيا نمى‌كند و دعاى «خضر» -عليه السّلام-را نمى‌خواند، مگر آنكه خداوند دعاى او را اجابت مى‌كند. زمانى كه امير مؤمنان -عليه السّلام-به خانه رهسپار شد، شبانه به خدمت آن حضرت رسيدم. فرمود: اى كميل، چه چيز باعث شد كه در اين زمان نزد من بيايى؟ عرض كردم: اى امير مؤمنان، دعاى خضر.

فَقَالَ اجْلِسْ يَا كُمَيْلُ إِذَا حَفِظْتَ هَذَا الدُّعَاءَ فَادْعُ بِهِ كُلَّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ أَوْ فِي الشَّهْرِ مَرَّةً أَوْ فِي السَّنَةِ مَرَّةً أَوْ فِي عُمُرِكَ مَرَّةً

فرمود: اى كميل، بنشين، هرگاه اين دعا را حفظ كردى، در هر شب جمعه، يا در هر ماه  یک  بار، يا در هر سال  یک  بار، يا در طول عمرت  یک  بار آن را بخوان،

تُكْفَ وَ تُنْصَرَ وَ تُرْزَقَ وَ لَنْ تُعْدَمَ الْمَغْفِرَةَ يَا كُمَيْلُ أَوْجَبَ لَكَ طُولُ الصُّحْبَةِ لَنَا أَنْ نَجُودَ لَكَ بِمَا سَأَلْتَ ثُمَّ قَالَ اكْتُبْ

كه خدا تو را كفايت و يارى و به تو روزى عطا مى‌كند و هرگز آمرزش را از دست نمى‌دهى. اى كميل، مصاحبت طولانى تو با ما موجب گرديده آنچه را كه از ما درخواست نمودى، به تو عطا كنيم. سپس فرمود بنويس:

- اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ

خدايا! از تو درخواست مى‌كنم به [حق]رحمتت كه هر چيز را فراگرفته است

وَ بِقُوَّتِكَ الَّتِي قَهَرْتَ بِهَا كُلَّ شَيْ‏ءٍ وَ خَضَعَ لَهَا كُلُّ شَيْ‏ءٍ وَ ذَلَّ لَهَا كُلُّ شَيْ‏ءٍ

و به قدرتت كه هر چيز را با آن مقهور خود گردانيده‌اى و هر چيزى در برابر آن گردن نهاده و همه چيز در مقابلش به خوارى تن در داده است

وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتِي غَلَبَتْ بِهَا كُلَّ شَيْ‏ءٍ وَ بِعِزَّتِكَ الَّتِي لَا يَقُومُ لَهَا شَيْ‏ءٌ

و به شكوه چيره‌ات كه با آن بر همه چيز چيره گرديده‌اى و به سربلندى‌ات كه در برابر آن، چيزى را توان ايستادگى نيست

وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتِي مَلَأَتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ بِسُلْطَانِكَ الَّذِي عَلَا كُلَّ شَيْ‏ءٍ

و به بزرگى‌ات كه پايه‌هاى هر چيز را آكنده كرده و به فرمانروايى‌ات كه بر همه چيز فايق آمده

وَ بِوَجْهِكَ الْبَاقِي بَعْدَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِي غَلَبَتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ

و به روى [ذات، يا اسما و صفات]پايدار تو پس از فناى همه چيز و به اسم‌هايت كه بر پايه‌هاى هر چيزى چيره گرديده است

وَ بِعِلْمِكَ الَّذِي‏ (أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ)

و به حق دانشت كه بر هر چيزى احاطه يافته

وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَضَاءَ لَهُ كُلُّ شَيْ‏ءٍ

و به فروغ رويت كه همه چيز را روشن گردانيده است.

يَا نُورُ يَا قُدُّوسُ يَا أَوَّلَ الْأَوَّلِينَ وَ يَا آخِرَ الْآخِرِينَ

اى نور اى پاك پاك، اى سرآغاز پيشينيان و اى پايان پايان‌ها.

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ

خدايا، آن گناهانى كه پرده‌هاى عصمت را از هم مى‌درد، بر من ببخشاى.

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ

خدايا، آن گناهانى كه كيفرها را فرود مى‌آورد، بر من ببخش.

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ

خدايا، گناهانى كه دگرگون‌كننده‌ى نعمت‌ها است بر من ببخشاى.

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ

خدايا، گناهانى كه سبب عدم استجابت دعا مى‌شود، بر من ببخش.

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلَاءَ

خدايا، گناهانى كه فرود آورنده‌ى بلا است، بر من ببخشاى.

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ وَ كُلَّ خَطِيئَةٍ أَخْطَأْتُهَا

اى خدا، هر گناهى كه از من سرزده و هر خطايى كه مرتكب گرديده‌ام، بر من ببخش.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِذِكْرِكَ وَ أَسْتَشْفِعُ بِكَ إِلَى نَفْسِكَ

خدايا، با ياد تو به سويت تقرب مى‌جويم و تو را به نزد خودت شفيع خويش قرار مى‌دهم

وَ أَسْأَلُكَ بِجُودِكَ أَنْ تُدْنِيَنِي مِنْ قُرْبِكَ وَ أَنْ تُوزِعَنِي شُكْرَكَ وَ أَنْ تُلْهِمَنِي ذِكْرَكَ

و از بخششت تقاضا دارم كه مرا به قرب خود هرچه نزديك‌تر گردانى و در دلم افكنى كه سپاست گزارم و الهامم فرمايى تا به ياد تو پردازم.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ سُؤَالَ خَاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ [ذَلِيلٍ‏] خَاشِعٍ

خدايا، همانند شخص فروتن و خاكسار و خاشع از تو خواستارم كه

أَنْ تُسَامِحَنِي وَ تَرْحَمَنِي وَ تَجْعَلَنِي بِقِسْمِكَ رَاضِياً قَانِعاً وَ فِي جَمِيعِ الْأَحْوَالِ [الأمور] مُتَوَاضِعاً

بر من آسان گيرى و ترحم فرمايى و به قسمت خود خشنود و قانع كنى و در همه‌ى حالات [امور]فروتن گردانى.

اللَّهُمَّ وَ أَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ وَ أَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدَائِدِ حَاجَتَهُ وَ عَظُمَ فِيمَا عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ

خدايا، از تو درخواست مى‌كنم هم‌چون كسى كه در شدت تنگدستى و در نهايت سختى دست نياز به سوى تو دراز كرده است و به طمع آنچه در پيش تو است، رغبتش بالا گرفته است.

اللَّهُمَّ عَظُمَ سُلْطَانُكَ وَ عَلَا مَكَانُكَ وَ خَفِيَ مَكْرُكَ

خدايا، سلطنت تو بزرگ و مقامت بلند و مكرت نهان و تدبير و امرت آشكار

وَ ظَهَرَ أَمْرُكَ وَ غَلَبَ جندك [قَهْرُكَ‏] وَ جَرَتْ قُدْرَتُكَ وَ لَا يُمْكِنُ الْفِرَارُ مِنْ حُكُومَتِكَ

و لشكرت [قهرت]فايق و قدرتت جارى است و از قلمرو حكومتت امكان گريز نيست.

اللَّهُمَّ لَا أَجِدُ لِذُنُوبِي غَافِراً وَ لَا لِقَبَائِحِي سَاتِراً وَ لَا لِشَيْ‏ءٍ مِنْ عَمَلِيَ الْقَبِيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلًا غَيْرَكَ

خدايا، جز تو نه آمرزنده‌اى براى گناهانم مى‌يابم، نه پرده‌پوشى براى زشتى‌هايم و نه كسى كه بدكاريم را به نيكى تبديل كند.

(لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ) ‏ وَ بِحَمْدِكَ ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِي

معبودى جز تو نيست، پاكى تو و ستايش تو را است. بر خود ستم كردم و به سبب جهلم گستاخى نمودم،

وَ سَكَنْتُ إِلَى قَدِيمِ ذِكْرِكَ لِي وَ مَنِّكَ عَلَيَّ

ولى به ياد ديرينت از من و منتّى كه بر من نهاده بودى، آرام گرفته‌ام.

اللَّهُمَّ مَوْلَايَ كَمْ مِنْ قَبِيحٍ سَتَرْتَهُ

اى خدا و سرور من، چه زشتى‌ها كه از من فرو پوشيدى

وَ كَمْ مِنْ فَادِحٍ مِنَ الْبَلَاءِ أَقَلْتَهُ وَ كَمْ مِنْ عِثَارٍ وَقَيْتَهُ

و چه بلاهاى گرانبار كه از سرم دور داشتى و چه لغزش‌ها كه مرا از آن‌ها حفظ فرمودى

وَ كَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ وَ كَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِيلٍ لَسْتُ أَهْلًا لَهُ نَشَرْتَهُ

و چه بسيار ناگوارى‌ها كه برطرف و چه بسيار حسن شهرت‌ها-با آنكه در خورش نبودم-درباره‌ى من منتشر ساختى.

اللَّهُمَّ عَظُمَ بَلَائِي وَ أَفْرَطَ بِي سُوءُ حَالِي وَ قَصُرَتْ بِي أَعْمَالِي

خداوندا، گرفتارى‌ام بزرگ شده و زشتى حالم از اندازه گذشته و اعمالم نارسا گشته

وَ قَعَدَتْ بِي أَغْلَالِي وَ حَبَسَنِي عَنْ نَفْعِي فقد أملي [بُعْدُ آمَالِي‏]

و زنجيرها زمين‌گيرم كرده‌اند و آرزوهاى دورودرازم مانع بهره‌مندى‌ام شده‌اند

وَ خَدَعَتْنِي الدُّنْيَا بِغُرُورِهَا وَ نَفْسِي بِخِيَانَتِهَا [بحمايتها] وَ مِطَالِي [مطالبي‏]

و دنيا از يك طرف با فريبكارى خود و نفسم از سوى ديگر با خيانت [جنايت، حمايت] ورزيدن و امروز و فردا كردنم مرا فريب داده است.

يَا سَيِّدِي فَأَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ أَنْ لَا يَحْجُبَ عَنْكَ دُعَائِي سُوءُ عَمَلِي وَ فِعَالِي

[پس]اى سرور من، تو را به عزتت سوگند، از تو مى‌خواهم كارى كنى كه زشتى رفتار و كردارم مانع اجابت دعايم نشود

وَ لَا تَفْضَحْنِي بِخَفِيِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرِّي [سريري‏] وَ لَا تُعَاجِلْنِي بِالْعُقُوبَةِ عَلَى مَا عَمِلْتُهُ فِي خَلَوَاتِي

و مرا با اسرار پنهانم كه از آن آگاهى، رسوا مساز و به واسطه‌ى آنچه در اوقات خلوتم-

مِنْ سُوءِ فِعْلِي وَ إِسَاءَتِي وَ دَوَامِ تَفْرِيطِي وَ جَهَالَتِي وَ كَثْرَةِ شَهَوَاتِي وَ غَفْلَتِي

خواه بدكارى و زشت رفتارى يا مداومت بر كوتاهى و نادانى و فزونى شهوت‌رانى و غفلت‌زدگى-انجام داده‌ام، در كيفر من شتاب مكن.

وَ كُنِ اللَّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لِي [بي‏] فِي كُلِّ الْأَحْوَالِ رَءُوفاً وَ عَلَيَّ فِي جَمِيعِ الْأُمُورِ عَطُوفاً

خدايا، تو را به عزتت سوگند مى‌دهم كه در همه‌ى احوال به من مهر ورز، و در همه‌ى كارها با من مهربان باش.

إِلَهِي وَ رَبِّي مَنْ لِي غَيْرُكَ أَسْأَلُهُ كَشْفَ ضُرِّي وَ النَّظَرَ فِي أَمْرِي

خدايا، پروردگار من، جز تو چه كس را دارم تا از وى بخواهم كه رنجورى‌ام را بزدايد و در كارم نظر افكند؟

إِلَهِي وَ مَوْلَايَ أَجْرَيْتَ عَلَيَّ حُكْماً اتَّبَعْتُ فِيهِ هَوَى نَفْسِي

اى خدا و سرور من، حكمى بر من راندى كه در آن مورد به پيروى از هواى نفسم برخاستم

وَ لَمْ أَحْتَرِسْ فِيهِ مِنْ تَزْيِينِ عَدُوِّي فَغَرَّنِي بِمَا أَهْوَى وَ أَسْعَدَهُ عَلَى ذَلِكَ الْقَضَاءُ

و از ظاهرآرايى دشمن خويش نهراسيدم، پس او نيز با به كار گرفتن هواى نفسانى‌ام مرا فريفت و در اين امر تقدير با آن روى موافقت نمود

فَتَجَاوَزْتُ بِمَا جَرَى عَلَيَّ مِنْ ذَلِكَ من نقض [بَعْضَ‏] حُدُودِكَ وَ خَالَفْتُ بَعْضَ أَوَامِرِكَ

و در نتيجه به سبب آنچه بر من گذشت، از برخى حدودت پا فراتر نهادم [شكستم]و با بعضى از فرمان‌هايت مخالفت نمودم.

فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَيَّ فِي جَمِيعِ ذَلِكَ وَ لَا حُجَّةَ لِي فِيمَا جَرَى عَلَيَّ فِيهِ قَضَاؤُكَ وَ أَلْزَمَنِي [فِيهِ‏] حُكْمُكَ وَ بَلَاؤُكَ

اكنون در همه‌ى اين‌ها حجت براى تو است و مرا در آنچه حكم و قضاى تو بر من رفت و حكم و امتحانت مرا بدان ملزم كرد حجتى نيست.

وَ قَدْ أَتَيْتُكَ يَا إِلَهِي بَعْدَ تَقْصِيرِي وَ إِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي مُعْتَذِراً نَادِماً

معبودا، اينك بعد از كوتاهى و زياده‌روى در كار خويشتن به درگاهت آمده‌ام در حالى كه پوزش‌خواه و پشيمان

مُنْكَسِراً مُسْتَقِيلًا مُسْتَغْفِراً مُنِيباً مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً لَا أَجِدُ مَفَرّاً مِمَّا كَانَ مِنِّي وَ لَا مَفْزَعاً أَتَوَجَّهُ إِلَيْهِ فِي أَمْرِي

و شكسته دل و آمرزش‌خواه، باز آمده، مقر و باور دارنده و معترف هستم. نه از آنچه از من سرزد گريزى دارم و نه پناهگاهى هست كه در كار خود بدان رو كنم،

غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْرِي وَ إِدْخَالِكَ إِيَّايَ فِي سَعَةٍ مِنْ رَحْمَتِكَ

مگر آنكه پوزشم را بپذيرى و مرا در گستره‌ى رحمت خويش درآورى.

إِلَهِي فَاقْبَلْ عُذْرِي وَ ارْحَمْ شِدَّةَ ضُرِّي وَ فُكَّنِي مِنْ شَدِّ [أسر] وَثَاقِي

خدايا، پس عذرم را بپذير و بر پريشان‌حالى‌ام رحم آور و از بند سخت [اسارتم]برهان.

يَا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِي وَ رِقَّةَ جِلْدِي وَ دِقَّةَ عَظْمِي

پروردگارا، بر ناتوانى تن، نازكى پوست و شكنندگى استخوانم رحم كن،

يَا مَنْ بَدَأَ خَلْقِي وَ ذِكْرِي وَ تَرْبِيَتِي وَ بِرِّيِ وَ تَغْذِيَتِي هَبْنِي لِابْتِدَاءِ كَرَمِكَ وَ سَالِفِ بِرِّكَ بِي

اى آغازگر آفرينشم، اى به يادآورنده و پرورنده و نكويى‌كننده و خورد و نوش بخشنده‌ى من، به حكم سابقه‌ى كرم و نيكى ديرينه‌ات به من، مرا ببخش.

إِلَهِي سَيِّدِي وَ رَبِّي أَ تُرَاكَ مُعَذِّبِي بِالنَّارِ بَعْدَ تَوْحِيدِكَ

اى خدا و سرور و پروردگار من، پس از اقرار به يگانگى

وَ بَعْدَ مَا انْطَوَى عَلَيْهِ قَلْبِي مِنْ مَعْرِفَتِكَ‏

و شناخت قلبى تو

وَ لَهِجَ بِهِ لِسَانِي مِنْ ذِكْرِكَ وَ اعْتَقَدَهُ ضَمِيرِي مِنْ حُبِّكَ

و گويايى زبانم در يادآوريت و دل استوارى‌ام به مهر تو

وَ بَعْدَ صِدْقِ اعْتِرَافِي وَ دُعَائِي خَاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ

و اعتراف راستين و دعاى خاضعانه به ساحت پروردگارى‌ات،

هَيْهَاتَ أَنْتَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ أَوْ تُبَعِّدَ مَنْ أَدْنَيْتَهُ

آيا باز مرا به واسطه‌ى آتش جهنم عذاب مى‌كنى؟ ! هرگز! تو بزرگوارتر از آن هستى كه پرورش داده‌ى خود را ضايع گردانى، يا كسى را كه به خود نزديك كرده‌اى دور گردانى،

أَوْ تُشَرِّدَ مَنْ آوَيْتَهُ أَوْ تُسَلِّمَ إِلَى الْبَلَاءِ مَنْ كَفَيْتَهُ وَ رَحْمَتُهُ

يا پناه داده‌ى خود را آواره سازى، يا آن‌كس را كه عهده‌دارش شده و مورد مهرش قرار داده‌اى، باز به دست بلا سپارى.

وَ لَيْتَ شَعْرِي يَا سَيِّدِي وَ إِلَهِي وَ مَوْلَايَ أَ تُسَلِّطُ النَّارَ عَلَى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ سَاجِدَةً

اى سرور و معبود و مولايم، كاش مى‌دانستم آيا بر چهره‌هايى كه بر آستان عظمتت سر بر سجده ساييده‌اند،

وَ عَلَى أَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحِيدِكَ صَادِقَةً وَ بِشُكْرِكَ مَادِحَةً

بر زبان‌هايى كه صادقانه به توحيدت گويا و به شكرانه‌ات ستوده‌اند،

وَ عَلَى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِإِلَهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً وَ عَلَى ضَمَائِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتَّى صَارَتْ خَاشِعَةً

يا بر دل‌هايى كه حقيقتا اعتراف به خدايى تو داشته‌اند، يا بر نهادهايى كه چنان دانش تو را برداشته‌اند كه فروتن شده‌اند؟

وَ عَلَى جَوَارِحَ سَعَتْ إِلَى أَوْطَانِ تَعَبُّدِكَ [توحيدك‏] طَائِعَةً فأشارت [وَ أَشَارَتْ‏] بِاسْتِغْفَارِكَ مُذْعِنَةً

يا بر اندام‌هايى كه فرمان بردار [و مشتاقانه]، به سوى جايگاه‌هاى پرستش و عبادت [يگانگى]تو شتافته‌اند و معترفانه از تو پوزش خواسته‌اند، آتش جهنم را چيره مى‌كنى؟ !

مَا هَكَذَا الظَّنُّ بِكَ وَ لَا أُخْبِرْنَا بِفَضْلِكَ عَنْكَ يَا كَرِيمُ يَا رَبِّ

هرگز چنين گمان در مورد تو نداشتم و چنين خبرى از فضل تو به ما نرسيده است. اى كريم، اى پروردگار.

وَ أَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِي عَنْ قَلِيلٍ مِنْ بَلَاءِ الدُّنْيَا وَ عُقُوبَاتِها

تو از ناتوانى من در تحمل اندكى از بلاى دنيا و كيفرهاى آن

وَ مَا يَجْرِي فِيهَا مِنَ الْمَكَارِهِ عَلَى أَهْلِهَا عَلَى أَنَّ ذَلِكَ بَلَاءٌ وَ مَكْرُوهٌ قَلِيلٌ مَكْثُهُ يَسِيرٌ بَقَاؤُهُ قَصِيرٌ مُدَّتُهُ

و ناگوارى‌هايى كه بر مردم مى‌گذرد آگاهى. تازه اين بلا و ناگوارى كم‌دوام و كوتاه‌مدت است،

فَكَيْفَ احْتِمَالِي لِبَلَاءِ الْآخِرَةِ وَ جَلِيلِ [و حلول‏] وُقُوعِ الْمَكَارِهِ فِيهَا

پس چگونه در برابر بلاى آخرت و پيشامدهاى بزرگ آن تاب آرم،

وَ هُوَ بَلَاءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ وَ يَدُومُ مَقَامُهُ وَ لَا يُخَفَّفُ عَنْ أَهْلِهِ

حال آنكه بلاى آن طولانى است و درنگ در آن به درازا مى‌كشد و از عذاب اهلش كاسته نمى‌گردد؛

لِأَنَّهُ لَا يَكُونُ إِلَّا عَنْ غَضَبِكَ وَ انْتِقَامِكَ وَ سَخَطِكَ

زيرا آن عذاب از خشم و انتقام و قهر تو سرچشمه گرفته است

وَ هَذَا مَا لَا تَقُومُ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ

و آسمان‌ها و زمين آن را بر نمى‌تابند.

يَا سَيِّدِي فَكَيْفَ لِي وَ أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ

اى سرور من، پس چه كنم من كه بنده‌ى ناتوان و خوار و پست و بيچاره و درمانده‌ى توام.

يَا إِلَهِي وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلَايَ لِأَيِّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَشْكُو وَ لِمَا مِنْهَا أَضِجُّ وَ أَبْكِي

خدايا، پروردگارا، اى آقا و سرور من، از كدام چيز به درگاهت شكوه كنم و از كدام‌يك بنالم و بگريم؟

لِأَلِيمِ الْعَذَابِ وَ شِدَّتِهِ أَمْ لِطُولِ الْبَلَاءِ وَ مُدَّتِهِ

از عذاب دردناك و شدتش، يا از طول بلا و مدتش؟

فَلَئِنْ صَيَّرْتَنِي في العقوبات [لِلْعُقُوبَاتِ‏] مَعَ أَعْدَائِكَ وَ جَمَعْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَهْلِ بَلَائِكَ وَ فَرَّقْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَحِبَّائِكَ وَ أَوْلِيَائِكَ

پس اگر در كيفردهى، مرا قرين دشمنانت گردانى و همنشين بلا رسيدگان كنى و ميان من و دوستان و اوليايت جدايى افكنى-

فَهَبْنِي يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلَايَ وَ رَبِّي صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِكَ

اى خدا و سرور و مولا و اى پروردگار من-گيرم كه در آن حال بر عذابت صبر كردم، ولى چگونه تاب دورى‌ات را بياورم؟

وَ هَبْنِي صَبَرْتُ عَلَى حَرِّ نَارِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ إِلَى كَرَامَتِكَ

گيرم كه سوز آتش را برتافتم، اما چگونه چشم از كرامتت بردوزم،

أَمْ كَيْفَ أَسْكُنُ فِي النَّارِ وَ رَجَائِي عَفْوُكَ

يا چگونه با اين‌كه ديده‌ى اميد به عفوت دارم، در آتش جاى گيرم؟

فَبِعِزَّتِكَ يَا سَيِّدِي وَ مَوْلَايَ أُقْسِمُ صَادِقاً لَئِنْ تَرَكْتَنِي نَاطِقاً لَأَضِجَّنَّ إِلَيْكَ بَيْنَ أَهْلِهَا ضَجِيجَ الْآمِلِينَ [الآلمين‏]

اى آقا و سرور من، به عزتت صادقانه سوگند مى‌خورم كه اگر مرا با زبان گويا ميان دوزخيان واگذارى، حتما در ميانشان چون آرزومندان [دردمندان]شيون سر مى‌دهم

وَ لَأَصْرُخَنَّ إِلَيْكَ صُرَاخَ الْمُسْتَصْرِخِينَ

و هم‌چون يارى خواهان فرياد مى‌كشم

وَ لَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكَاءً الْفَاقِدِينَ وَ لَأُنَادِيَنَّكَ أَيْنَ كُنْتَ يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ

و مانند آنان كه جگرگوشه‌ى خود را از كف داده‌اند، زار مى‌گريم و هركجا باشى تو را ندا در مى‌دهم و مى‌گويم: اى ياور مؤمنان،

يَا غَايَةَ آمَالِ الْعَارِفِينَ يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ

اى آخرين آرزوى عارفان، اى فريادرس فريادخواهان،

يَا حَبِيبَ قُلُوبِ الصادفين [الصَّادِقِينَ‏] وَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ

اى محبوب دل راستان و اى معبود جهانيان.

أَ فَتُرَاكَ سُبْحَانَكَ يَا إِلَهِي وَ بِحَمْدِكَ تَسْمَعُ فِيهَا صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ يُسْجَنُ [يسجر] فِيهَا بِمُخَالَفَتِهِ

منزهى و پاكى و ستايش تو را است، آيا گمان دارى كه فرياد بنده‌ى مسلمانى را بشنوى كه بر اثر نافرمانى‌اش در آتش جهنم زندانى شده

وَ ذَاقَ طَعْمَ عَذَابِهَا بِمَعْصِيَتِهِ وَ حُبِسَ بَيْنَ أَطْبَاقِهَا بِجُرْمِهِ وَ جَرِيرَتِهِ

و بر اثر گناهش مزه‌ى عذاب آن را مى‌چشد و در درون طبقات آن به سبب جرم و جنايتش محبوس گرديده

وَ هُوَ يَضِجُّ إِلَيْكَ ضَجِيجَ مُؤَمِّلٍ لِرَحْمَتِكَ وَ يُنَادِيكَ بِلِسَانِ أَهْلِ تَوْحِيدِكَ وَ يَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ

ولى هم‌چون اميدواران رحمتت به سوى تو شيون سر مى‌دهد و تو را با زبان يكتا پرستانت فرا مى‌خواند و به دامن پروردگارى‌ات چنگ در مى‌زند!

يَا مَوْلَايَ فَكَيْفَ يَبْقَى فِي الْعَذَابِ وَ هُوَ يَرْجُو مَا سَلَفَ مِنْ حِلْمِكَ

اى سرور من، چنين كسى چگونه در عذاب باقى مى‌ماند، حال آنكه به سابقه‌ى بردبارى تو چشم اميد دارد؟ !

أَمْ كَيْفَ تُؤْلِمُهُ النَّارُ وَ هُوَ يَأْمُلُ فَضْلَكَ وَ رَحْمَتَكَ

يا چگونه دوزخ او را گزند مى‌رساند با آنكه به فضل و رحمت تو طمع بسته؟ !

أَمْ كَيْفَ تُحْرِقُهُ لَهَبُهَا وَ أَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَ تَرَى مَكَانَهُ

يا چگونه زبانه‌ى آتش او را مى‌سوزاند، با آنكه ناله‌اش را مى‌شنوى و جايش را مى‌بينى؟ !

أَمْ كَيْفَ يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ زَفِيرُهَا وَ أَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ

يا چگونه شعله‌ى سوزان آتش او را در بر مى‌گيرد، با آنكه تو خود از ناتوانى وى آگاهى؟ !

أَمْ كَيْفَ يتغلغل [يَتَقَلْقَلُ‏] بَيْنَ أَطْبَاقِهَا وَ أَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ

يا چگونه در ميان طبقات دوزخ پيچان و شتابان مى‌دود [مى‌جوشد]، حال آنكه تو از راست‌گويى او [در يكتاپرستى]خبر دارى؟ !

أَمْ كَيْفَ تَزْجُرُهُ زَبَانِيَتُهَا وَ هُوَ يُنَادِيكَ يَا رَبَّهُ

يا چگونه نگهبانان جهنم عذابش مى‌كنند و حال آنكه او ندا در مى‌دهد: اى پروردگار من؟ !

أَمْ كَيْفَ يَرْجُو فَضْلَكَ فِي عِتْقِهِ مِنْهَا فَتَتْرُكَهُ فِيهَا

يا چگونه با اميدى كه در رهايى از آتش به فضلت بسته است، باز او را در آن فرو مى‌گذارى؟ !

هَيْهَاتَ مَا ذَلِكَ الظَّنُّ بِكَ وَ لَا الْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ

هرگز! چنين گمان به تو نمى‌رود و از فضلت چنين رفتارى معروف نيست

وَ لَا مُشْبِهٌ لِمَا عَامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدِينَ مِنْ بِرِّكَ وَ إِحْسَانِكَ

و چنين رفتارى با آن نيكى و احسانى كه با يكتاپرستان انجام داده‌اى، شباهتى ندارد.

فَبِالْيَقِينِ أَقْطَعُ لَوْ لَا مَا حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جَاحِدِيكَ وَ قَضَيْتَ بِهِ مِنْ إِخْلَادِ مُعَانِدِيكَ

پس به يقين حتم دارم كه اگر حكم به عذاب منكرانت و فرمان به باقى نگاه داشتن دشمنانت در آتش نداده بودى،

لَجَعَلْتَ النَّارَ كُلَّهَا بَرْداً وَ سَلَاماً

حتما دوزخ را يكسره سرد و بى‌زيان مى‌كردى

وَ مَا كَانَ [كَانَتْ‏] لِأَحَدٍ فِيهَا مَقَرّاً وَ لَا مُقَاماً

و هيچ‌كس در آنجا منزل و مقام نمى‌داشت.

لَكِنَّكَ‏ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلَأَهَا مِنَ الْكَافِرِينَ‏

ليكن تو-كه اسم‌ها و كمالات تو پاك است-سوگند خورده‌اى كه جهنم را از كافران

مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ‏ وَ أَنْ تُخَلِّدَ فِيهَا الْمُعَانِدِينَ

-اعم از جنيان و انسان‌ها-پرسازى و دشمنان را جاودانه در آن نگاه دارى

وَ أَنْتَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً وَ تَطَوَّلْتَ بِالْإِنْعَامِ مُتَكَرِّماً (أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ)

و تو-كه ستايشت والا است-خود از آغاز فرمودى و كريمانه نعمت ارزانى داشته و گفتى: «آيا كسى كه مؤمن است با آن‌كس كه بدكار است يكسان است؟ ! هرگز يكسان نيستند.»

إِلَهِي وَ سَيِّدِي فَأَسْأَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِي قَدَّرْتَهَا

اى معبود و سرور من، به حق آن قدرتى كه مقدر نمودى

وَ بِالْقَضِيَّةِ الَّتِي حَتَمْتَهَا وَ حَكَمْتَهَا وَ غَلَبْتَ مَنْ عَلَيْهِ أَجْرَيْتَهَا

و به آن فرمانى كه حتم كردى و بدان حكم راندى و بر هركس كه آن را راندى، چيره گرديد،

أَنْ تَهَبَ لِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ كُلَّ جُرْمٍ اجترمته [أَجْرَمْتُهُ‏] وَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ

از تو درخواست مى‌كنم كه در اين شب و در اين لحظه، هر بزهى كه از من سرزده و هر گناهى كه مرتكب شده

وَ كُلَّ قَبِيحٍ أَسْرَرْتُهُ وَ كُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ كَتَمْتُهُ أَوْ أَعْلَنْتُهُ أَخْفَيْتُهُ و [أَوْ] أَظْهَرْتُهُ

و هر عمل زشتى كه انجام داده‌ام و هرگونه عمل نابخردانه‌اى كه پوشيده داشته يا ظاهر ساخته‌ام، چه در نهان و چه آشكارا،

وَ كُلَّ سَيِّئَةٍ أَمَرْتَ بِإِثْبَاتِهَا الْكِرَامَ الْكَاتِبِينَ الَّذِينَ وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ مَا يَكُونُ مِنِّي

و هر بدكارى كه فرشتگان بزرگوار نويسنده‌ى اعمال را به ثبت آن دستور داده‌اى، همان فرشته‌هايى كه بر ضبط آنچه از من سر مى‌زند برگماشته‌اى

وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَيَّ مَعَ جَوَارِحِي وَ (كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ)‏ عَلَيَّ مِنْ وَرَائِهِمْ

و آن‌ها را همراه با اندام‌هايم بر من گواه گردانيده‌اى و تو خود از پس ايشان بر من ديده‌بانى

وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِيَ عَنْهُمْ وَ بِرَحْمَتِكَ أَخْفَيْتَهُ وَ بِفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ

و بر آنچه از آنان پنهان مانده، گواهى ولى به حكم رحمتت آن را پوشيده داشتى و به خاطر فضلت آن را ناديده گرفتى، بر من ببخشى

وَ أَنْ تُوَفِّرَ حَظِّي مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَنْزَلْتَهُ [تنزله‏] أَوْ إِحْسَانٍ فَضَّلْتَهُ [تفضله‏]

و از هر خيرى كه نازل مى‌كنى و هر احسانى كه تفضل مى‌كنى

أَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ [تنشره‏] أَوْ رِزْقٍ بَسَطْتَهُ [تبسطه‏] أَوْ ذَنْبٍ تَغْفِرُهُ أَوْ خَطَإٍ تَسْتُرُهُ يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ

و هر نيكى كه پراكنده مى‌سازى و هرگونه روزى كه مى‌گسترانى و هر گناهى كه مى‌آمرزى و هر خطايى كه فرو مى‌پوشانى، مرا بهره‌اى وافر عنايت كن. پروردگارا پروردگارا پروردگارا،

يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلَايَ وَ مَالِكَ رِقِّي يَا مَنْ بِيَدِهِ نَاصِيَتِي

معبود من، سرور من، آقاى من، اى صاحب اختيار من، اى آنكه [موى] پيشانى و زمام امورم به دست تو است،

يَا عَلِيماً بِفَقْرِي [بضري‏] وَ مَسْكَنَتِي يَا خَبِيراً بِفَقْرِي وَ فَاقَتِي يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ

اى آگاه از پريشانى و بينوايى من، اى باخبر از فقر و بيچارگى من، پروردگارا پروردگارا پروردگارا،

أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ وَ قُدْسِكَ وَ أَعْظَمِ صِفَاتِكَ وَ أَسْمَائِكَ

از تو به حق و پاكى خود و بزرگ‌ترين صفات و اسم‌هايت درخواست مى‌كنم

أَنْ تَجْعَلَ أَوْقَاتِي مِنَ [في‏] اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً وَ بِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً وَ أَعْمَالِي عِنْدَكَ مَقْبُولَةً

كه شبانه روز مرا با ياد خودت آباد گردانى و به خدمت و بندگى خويشتن در پيوندى و اعمالم را نزد خود مقبول گردانى،

حَتَّى يَكُونَ أَعْمَالِي و إرادتي [وَ أَوْرَادِي‏] كُلُّهَا وِرْداً وَاحِداً وَ حَالِي فِي خِدْمَتِكَ سَرْمَداً

تا بدان جا كه همه‌ى اعمال و اوراد [خواسته‌ى]من، وردى واحدى گردد و حالم در خدمت و بندگى‌ات تداوم يابد.

يَا سَيِّدِي يَا مَنْ إِلَيْهِ مُعَوَّلِي يَا مَنْ إِلَيْهِ شَكَوْتُ أَحْوَالِي يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ

اى سرور من، اى كسى كه تكيه‌گاه من به تو است، اى خدايى كه نزد تو از حالات خود شكوه سر مى‌دهم، پروردگارا پروردگارا پروردگارا،

أقر [قَوِّ] عَلَى خِدْمَتِكَ جَوَارِحِي وَ اشْدُدْ عَلَى الْعَزِيمَةِ جَوَانِحِي

اندام‌هايم را براى خدمت و بندگى‌ات نيرومند فرما و استخوان‌هايم را بر اين تصميم استوار گردان

وَ هَبْ لِيَ الْجِدَّ فِي خَشْيَتِكَ وَ الدَّوَامَ فِي الِاتِّصَالِ بِخِدْمَتِكَ

و جديت در هراس از خود را به من ارزانى دار و در پيوستن به خدمت و بندگى‌ات مرا مداومت عنايت كن،

حَتَّى أَسْرَحَ إِلَيْكَ فِي مَيَادِينِ السَّابِقِينَ وَ أُسْرِعَ إِلَيْكَ فِي الْمُبَارِزِينَ [المبادرين‏]

تا در ميدان‌هاى سبقت‌گيرندگان، شتابان به سوى تو آيم و در ميان پيشتازان به سوى تو تازم

وَ أَشْتَاقَ إِلَى قُرْبِكَ فِي الْمُشْتَاقِينَ وَ أَدْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ الْمُخْلِصِينَ

و در ميان مشتاقان با شوق تمام به جانب تو بشتابم و چون مخلصان [پاكان با تمام وجود]به تو هرچه نزديك‌تر گردم

وَ أَخَافَكَ مَخَافَةَ المؤمنين [الْمُوقِنِينَ‏] وَ أَجْتَمِعَ فِي جِوَارِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ

و هم‌چون اهل يقين [مؤمنان]از بيمت هراسان باشم و همراه با مؤمنان در جوار تو گرد هم آييم.

اللَّهُمَّ وَ مَنْ أَرَادَنِي بِسُوءٍ فَأَرِدْهُ وَ مَنْ كَادَنِي فَكِدْهُ

خدايا، هركس كه مى‌خواهد به من بدى برساند، بدى به او برسان و هركس كه قصد فريب مرا دارد، گرفتار نيرنگ خود ساز

وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَحْسَنِ عِبَادِكَ نَصِيباً عِنْدَكَ وَ أَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ

و مرا در پيش خود از بهره‌ورترين و نزديك‌ترين بندگان و از كسانى كه از همه بيشتر از قرب و منزلتت برخوردار است، قرار ده؛

وَ أَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ فَإِنَّهُ لَا يُنَالُ ذَلِكَ إِلَّا بِفَضْلِكَ وَ جُدْ لِي بِجُودِكَ

زيرا جز به فضل تو نمى‌توان بدين مقام دست يافت و به بزرگوارى‌ات بر من ببخش

وَ اعْطِفْ عَلَيَّ بِمَجْدِكَ وَ احْفَظْنِي بِرَحْمَتِكَ وَ اجْعَلْ لِسَانِي بِذِكْرِكَ لَهِجاً وَ قَلْبِي بِحُبِّكَ مُتَيّماً

و به بلندپايگى خود بر من مهرورز و به رحمت خود مرا حفظ كن و زبانم را به يادت گويا و دلم را سرگشته‌ى مهرت بگردان

وَ مُنَّ عَلَيَّ بِحُسْنِ إِجَابَتِكَ وَ أَقِلْنِي عَثْرَتِي وَ اغْفِرْ زَلَّتِي

و با اجابت نيكو بر من منّت گذار و از لغزشم درگذر و گناهم را بيامرز؛

فَإِنَّكَ قَضَيْتَ عَلَى عِبَادِكَ بِعِبَادَتِكَ وَ أَمَرْتَهُمْ بِدُعَائِكَ وَ ضَمِنْتَ لَهُمُ الْإِجَابَةَ

زيرا تو خود بندگانت را فرمان به عبادت خويشتن داده و به آن‌ها امر فرمودى كه تو را بخوانند و اجابت دعاى آنان را ضمانت كردى؛

فَإِلَيْكَ يَا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِي وَ إِلَيْكَ يَا رَبِّ مَدَدْتُ يَدِي

پس اى پروردگار من، اينك من فقط به سوى تو روى آورده‌ام و اى پروردگار من، فقط به درگاه تو دست دراز كرده‌ام،

فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لِي دُعَائِي وَ بَلِّغْنِي مُنَايَ وَ لَا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجَائِي

پس به عزتت سوگند، دعايم را اجابت فرما و مرا به آرزويم برسان و اميدم را از فضل خود مگسل

وَ اكْفِنِي مِنْ شَرِّ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ مِنْ أَعْدَائِي

و از گزند دشمنانم، اعم از جنيان و انسان‌ها كفايت فرما.

يَا سَرِيعَ الرِّضَا اغْفِرْ لِمَنْ لَا يَمْلِكُ إِلَّا الدُّعَاءَ

اى زود خشنود شونده، بنده‌اى را ببخش كه چيزى جز دعا در اختيار ندارد؛

فَإِنَّكَ فَعَّالٌ لِمَا تَشَاءُ يَا مَنِ اسْمُهُ دَوَاءٌ وَ ذِكْرُهُ شِفَاءٌ وَ طَاعَتُهُ غِناً

زيرا هرچه را خواهى مى‌كنى. اى خدايى كه نامت دوا و يادت شفا و اطاعتت توانگرى است،

ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ‏ مَالِهِ الرَّجَاءُ وَ سِلَاحُهُ الْبُكَاءُ

بر كسى كه سرمايه‌اش اميد و سلاحش گريه است، رحم كن.

يَا سَابِغَ النِّعَمِ يَا دَافِعَ النِّقَمِ يَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِي الظُّلَمِ يَا عَالِماً لَا يُعَلَّمُ

اى ارزانى دارنده‌ى نعمت‌ها، اى دور كننده‌ى بدبختى‌ها، اى نور وحشت‌زدگان در تاريكى‌ها، اى دانايى كه از كسى چيزى نياموخته‌اى،

صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَصَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ

بر محمد و آل محمد درود و صلوات فرست و با من آن‌چنان كه زيبنده‌ى تو است، رفتار كن.

وَ الْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً

درود و سلام شايسته‌ى خداوند بر حضرت محمد و امامان فرخنده از خاندان او.

[منبع]

۱۴ - نماز شب نیمه شعبان در کربلا

مَا رُوِّينَاهُ عَنْ أَبِي الْقَاسِمِ رَحِمَهُ اللَّهُ مِنْ كِتَابِ الزِّيَارَاتِ عَنْ سَالِمِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏

عملى است كه «ابو القاسم» -رحمه اللّه-در كتاب «الزيارات» آورده است كه امام صادق -عليه السّلام-فرمود:

مَنْ بَاتَ لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ بِأَرْضِ كَرْبَلَاءَ يَقْرَأُ أَلْفَ مَرَّةٍ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ يَسْتَغْفِرُ اللَّهَ أَلْفَ مَرَّةٍ وَ يَحْمَدُ اللَّهَ أَلْفَ مَرَّةٍ

هركس شب نيمه‌ى شعبان را در سرزمين «كربلا» بيتوته كند و  هزار بار سوره‌ى «قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ» بخواند و  هزار بار استغفار كند و  هزار بار خدا را ستايش كند: «ألحمد للّه»

ثُمَّ يَقُومُ فَيُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ أَلْفَ مَرَّةٍ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَكَّلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مَلَكَيْنِ يَحْفَظَانِهِ مِنْ كُلِّ سُوءٍ

سپس برخيزد و  چهار  ركعت نماز-در هر ركعت آية الكرسى  هزار بار-بخواند، خداوند-عزّ و جلّ-  دو  فرشته را بر او مى‌گمارد تا او را از هر نوع گزند

وَ مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ وَ سُلْطَانٍ وَ يَكْتُبَانِ لَهُ حَسَنَاتِهِ وَ لَا يُكْتَبُ عَلَيْهِ سَيِّئَةٌ وَ يَسْتَغْفِرَانِ لَهُ مَا دَامَا مَعَه‏

و نيز از شرّ هر شيطان و تسلطجويى حفظ كنند و اعمال نيك او را بنويسند و تا زمانى كه در آنجا اقامت دارد، گناهى بر او ننويسند و براى او استغفار كنند.

[منبع]

۱۵ - ثواب زیارت سیدالشهدا (ع) در شب نیمه شعبان

فَنَقُولُ رَوَيْنَا بِإِسْنَادِنَا إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ دَاوُدَ الْقُمِّيِّ الْمُتَّفَقِ عَلَى صَلَاحِهِ وَ عِلْمِهِ وَ عَدَالَتِهِ تَغَمَّدَهُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ بِرَحْمَتِهِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع يَقُولُ‏

«محمد بن احمد بن داوود قمى» -كه همگان بر شايستگى، دانش و عدالت او اتفاق نظر دارند و خداوند-جلّ جلاله-او را غرقه‌ى رحمتش كند! -به نقل از «ابو حمزه ثمالى» آورده است كه از حضرت على بن حسين- عليهما السّلام-شنيدم كه مى‌فرمود:

مَنْ أَحَبَّ أَنْ يُصَافِحَهُ مِائَةُ أَلْفِ نَبِيٍّ وَ أَرْبَعَةٌ وَ عِشْرُونَ أَلْفَ نَبِيٍّ فَلْيَزُرِ الْحُسَيْنَ ع لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ

هر كس دوست دارد كه  صد و بیست و چهار هزار  پيامبر با او مصافحه نموده و دست بدهند، در شب نيمه‌ى شعبان به زيارت امام حسين-عليه السّلام-برود؛

فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ وَ أَرْوَاحَ النَّبِيِّينَ يَسْتَأْذِنُونَ اللَّهَ فِي زِيَارَتِهِ فَيَأْذَنُ لَهُمْ فَطُوبَى لِمَنْ صَافَحَهُمْ وَ صَافَحُوهُ مِنْهُمْ خَمْسَةٌ أُولُو الْعَزْمِ

زيرا در آن شب فرشتگان و ارواح پيامبران براى زيارت آن حضرت از خدا اجازه مى‌گيرند و خداوند به آن‌ها اجازه مى‌دهد. خوشا به حال كسى كه با آن‌ها مصافحه نمايد و آن‌ها با او مصافحه كنند، كه پنج رسول اولو العزم؛

مِنَ الْمُرْسَلِينَ نُوحٌ وَ إِبْرَاهِيمُ وَ مُوسَى وَ عِيسَى وَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ

يعنى حضرت نوح، ابراهيم، موسى، عيسى و حضرت محمد -صلّى اللّه عليه و عليهم اجمعين-نيز جزو آنان هستند.

قُلْتُ لِمَ سُمُّوا أُولُو الْعَزْمِ قَالَ لِأَنَّهُمْ بُعِثُوا إِلَى شَرْقِهَا وَ غَرْبِهَا وَ جِنِّهَا وَ إِنْسِهَا

عرض كردم: «چرا آنان اولو العزم ناميده شده‌اند؟» فرمود: «براى آنكه آنان بر شرق و غرب عالم و بر همه‌ى جنّيان و انسان‌ها مبعوث شده بودند.»

وَ مِنْ ذَلِكَ مَا رَوَيْنَاهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ دَاوُدَ الْقُمِّيِّ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ الَّذِي مَا كَانَ‏ فِي زَمَانِهِ مِثْلُهُ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ الْعَبْدِ الصَّالِحِ الْمُعَظَّمِ فِي زُهْدِهِ وَ فَضْلِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏

«محمد بن داوود قمى» به سند خود از «ابن ابى عمير» -كه در زمان خود همتايى نداشت، به نقل از «معاوية بن وهب» -همان بنده‌ى شايسته و بزرگوار در زهد و فضل -آورده است كه امام صادق-عليه السّلام-فرمود:

إِذَا كَانَ أَوَّلُ يَوْمٍ مِنْ شَعْبَانَ نَادَى مُنَادٍ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ يَا وَفْدَ الْحُسَيْنِ

زمانى كه روز اول شعبان فرا مى‌رسد، منادى‌اى از زير عرش ندا در مى‌دهد: اى كسانى كه به زيارت امام حسين-عليه السّلام- آمده‌ايد،

لَا تُخْلُو لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ مِنْ زِيَارَةِ الْحُسَيْنِ ع فَلَوْ تَعْلَمُونَ مَا فِيهَا لَطَالَتْ عَلَيْكُمُ السَّنَةُ حَتَّى يَجِي‏ءَ النِّصْفُ‏

مبادا شب نيمه‌ى شعبان از زيارت آن حضرت دست بداريد. اگر مى‌دانستيد كه چه چيزهايى در آن نهفته است، حتى به مدت يك سال در كنار آن حضرت مى‌مانديد تا شب نيمه‌ى شعبان سال آينده برسد.

وَ مِنْ ذَلِكَ بِإِسْنَادِنَا إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ دَاوُدَ بِإِسْنَادِنَا إِلَى يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏

«محمد بن داوود» به نقل از «يونس بن يعقوب» آورده است كه امام صادق -عليه السّلام-فرمود:

يَا يُونُسُ لَيْلَةُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ يُغْفَرُ لِكُلِّ مَنْ زَارَ الْحُسَيْنَ ع مِنَ الْمُؤْمِنِينَ مَا قَدَّمُوا مِنْ ذُنُوبِهِمْ وَ قِيلَ لَهُمْ اسْتَأْنِفُوا الْعَمَلَ

«اى يونس، شب نيمه‌ى شعبان همه‌ى گناهان گذشته‌ى زايران مؤمن امام حسين-عليه السّلام-آمرزيده مى‌گردد و به آن‌ها گفته مى‌شود: عمل از سر گيريد.»

قَالَ قُلْتُ هَذَا كُلُّهُ لِمَنْ زَارَ الْحُسَيْنَ ع فِي لَيْلَةِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ

عرض كردم: «آيا اين‌همه براى كسى است كه آن حضرت را در شب نيمه‌ى شعبان زيارت كند؟»

قَالَ يَا يُونُسُ لَوْ خَبَّرْتُ النَّاسَ بِمَا فِيهَا لِمَنْ زَارَ الْحُسَيْنَ ع لَقَامَتْ ذُكُورٌ رِجَالٌ عَلَى الْخَشَبِ‏

فرمود: «اى يونس، اگر آنچه را كه به زايران امام حسين-عليه السّلام- عنايت مى‌شود به مردم مى‌گفتم، سر افراد بر بالاى چوبه‌ى دار مى‌رفت.»

أقول لعل معنى قوله ع لقامت ذكور رجال على الخشب أي كانوا قد صلبوا على الأخشاب لعظيم ما كانوا ينقلونه و يروونه في فضل زيارة الحسين ع في النصف من شعبان من عظيم فضل سلطان الحساب و عظيم نعيم دار الثواب الذي لا يقوم بتصديقه ضعف الألباب و اعلم أن الذي استسلم له الحسين ع لما ادعي إلى الشهادة و بذله من نفسه العزيزة من الأمور الخارقة للعادة مع كونه عارفا بها قبل التعرض لها بما أخبر به جده و أبوه ص بتلك الأهوال على التفصيل لا يستكثر له مهما أعطاه الله جل جلاله و أعطى لأجله زائريه الساعين لله جل جلاله على ما يريده الحسين ع من التعظيم و التبجيل فالذي يستكثر العباد عند الله جل جلاله قليل فإنه جل جلاله القادر لذاته الرحيم لذاته الكريم لذاته الذي لا ينقصه مهما أعطى من هباته بل يزيد في ملكه زيادة عطاياه و صلاته و من أهم المهمات إخلاص الزائرين في هذه و تطهير النيات و أن يكون الزيارة لمجرد أمر الله جل جلاله فالعبادة له جل جلاله بها و الطاعة له في الموافقة له في التعظيم لها و يكون إذا زار مع كثرة الزائرين فكأنه زار وحده دون الخلائق أجمعين فلا يكون ناظره و خاطره متعلقا بغير رب العالمين و هذا أمر شهد به صريح العقول من العارفين و قال جل جلاله‏ (وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ)

شايد مراد از جمله‌ى اخير اين باشد كه اگر فضايل زيارت امام حسين-عليه السّلام-در شب نيمه‌ى شعبان را مى‌گفتم، افراد بسيار به واسطه‌ى نقل روايات مربوط به فضايل زيارت امام حسين-عليه السّلام-در شب نيمه‌ى شعبان، اعم از تفضل‌هاى سترگ پادشاه روز حساب و نعمت‌هاى بزرگ سراى ثواب و پاداش، كه عقول ضعيف توان تصديق آن را ندارند، به بالاى چوبه‌ى دار مى‌رفتند. تسليم امام حسين-عليه السّلام-در برابر امر خدا، آن‌گاه كه به سوى شهادت فراخوانده شد و جان عزيز خود را بذل كرد، از امور خارق العاده است؛ زيرا آن حضرت به واسطه‌ى اطلاع دادن جدّ و پدر بزرگوارش-صلوات اللّه عليهم-به تفصيل از امور هولناكى كه پيش آمد، آگاه بود. بنابراين، هر اندازه خداوند-جلّ جلاله-به آن حضرت عطا كند، و از زايران آن حضرت كه براى خدا مى‌كوشند، به هر اندازه كه امام حسين-عليه السّلام-مى‌خواهد تعظيم شود، نبايد بسيار شمرده شود؛ زيرا آنچه بندگان بسيار مى‌شمارند، در نزد خداوند-جلّ جلاله-اندك است؛ چرا كه خداوند-جلّ جلاله-به خودى خود و ذاتا قادر، رحيم و كريم است و هر قدر عطا كند، عطايايش كاستى نمى‌پذيرد، بلكه افزونى عطايا و پاداش‌ها بر فرمانروايى و سلطنت او مى‌افزايد. يكى از امور بسيار مهم، اخلاص زايران در زيارت و تطهير نيت خويش است و اين كه زيارتشان فقط براى اجراى فرمان خداوند-جلّ جلاله-باشد و با انجام زيارت، خدا را عبادت كنند و با تعظيم زيارت، از او اطاعت كنند، به‌گونه‌اى كه اگر انسان در كنار زايران بسيار به زيارت آن حضرت برود، گويى كه به تنهايى و بدون حضور هيچ‌كس آن حضرت را زيارت مى‌كند و ديده‌ى خاطرش به غير پروردگار جهانيان تعلق نداشته باشد و اين امرى است كه عقول عارفان به صراحت بر آن گواهى مى‌دهد؛ چنان‌كه خداوند-جلّ جلاله-مى‌فرمايد: «و دستور داده نشده‌اند جز آنكه با اخلاص در عبادت، خدا را عبادت كنند.»

وَ مِنَ الْمَنْقُولِ مَا رَوَيْنَاهُ بِإِسْنَادِنَا إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ دَاوُدَ الْقُمِّيِّ بِإِسْنَادِنَا إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ قَالَ‏

در حديثى آمده است

سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا لِمَنْ زَارَ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ ع فِي النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ يُرِيدُ بِهِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا عِنْدَهُ لَا عِنْدَ النَّاسِ

كه از امام صادق-عليه السّلام-پرسيده شد: پاداش كسى كه امام حسين-عليه السّلام-را در نيمه‌ى شعبان زيارت كند و مقصودش از زيارت فقط خدا و آنچه نزد او است باشد، نه نزد مردم، چيست؟

غَفَرَ اللَّهُ لَهُ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ ذُنُوبَهُ وَ لَوْ أَنَّهَا بِعَدَدِ شَعْرِ مِعْزَى كَلْبٍ ثُمَّ قِيلَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَغْفِرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ الذُّنُوبَ كُلَّهَا

فرمود: خداوند در آن شب گناهان او را مى‌آمرزد، اگرچه به شماره‌ى بزهاى قبيله‌ى «كلب» باشد. كسى عرض كرد: فدايت گردم! آيا خداوند-عزّ و جلّ-همه‌ى گناهان او را مى‌آمرزد؟

قَالَ أَ تَسْتَكْثِرُ لِزَائِرِ الْحُسَيْنِ ع هَذَا كَيْفَ لَا يَغْفِرُهَا وَ هُوَ فِي حَدِّ مَنْ زَارَ اللَّهَ‏ عَزَّ وَ جَلَّ فِي عَرْشِهِ‏

فرمود: آيا اين را براى زاير امام حسين-عليه السّلام-بسيار مى‌شمارى؟ چگونه نيامرزد در حالى كه زيارت او در حد زيارت خداوند-عزّ و جلّ-در عرش است.

وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ عَنِ الصَّادِقِ ع‏

در حديث ديگر از امام صادق-عليه السّلام-آمده است:

يَغْفِرُ اللَّهُ لِزَائِرِ الْحُسَيْنِ ع فِي نِصْفِ شَعْبَانَ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ

خداوند گناهان گذشته [و اثرات گناهان گذشته ی] زائرین امام حسین (ع) در نیمه شعبان را می آمرزد

[منبع]

۱۶ - متن زیارت امام حسین (ع) در شب نیمه شعبان

أقول إن هذه الزيارة مما يزار بها الحسين ع أول رجب أيضا و إنما أخرنا ذكرها في هذه الليلة لأنها أعظم فذكرناها في الأشرف من المكان‏

در اول ماه رجب نيز مى‌توان با اين زيارت، امام حسين-عليه السّلام-را زيارت نمود. علت اين‌كه ما آن را در ضمن اعمال شب نيمه‌ى شعبان ذكر مى‌كنيم آن است كه شب نيمه‌ى شعبان ، از عظمت بيشترى برخوردار است. از اين رو، ما اين زيارت را در بهترين جا يادآور مى‌شويم. در هر حال، متن روايت مربوط به زيارت نيمه‌ى شعبان به اين صورت است:

وَ هِيَ إِذَا أَرَدْتَ ذَلِكَ فَاغْتَسِلْ وَ الْبَسْ أَطْهَرَ ثِيَابِكَ وَ قِفْ عَلَى بَابِ قُبَّتِهِ ع مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ

هر گاه خواستى آن حضرت را زيارت كنى، غسل كن و پاكيزه‌ترين لباس خود را بپوش و بر آستانه‌ى گنبد آن حضرت رو به قبله بايست

وَ سَلِّمْ عَلَى سَيِّدِنَا رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ عَلَى فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ عَلَيْهِ وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ

و بر سرورمان رسول خدا، امير مؤمنان على و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسين و امامانى كه فرزند او هستند -صلوات اللّه عليه و عليهم اجمعين-صلوات بفرست،

ثُمَّ ادْخُلْ وَ قِفْ على [عِنْدَ] ضَرِيحِهِ وَ كَبِّرِ اللَّهَ تَعَالَى مِائَةَ مَرَّةٍ وَ قُلْ

سپس وارد شو و نزد ضريح آن حضرت بايست و  صد بار تكبير بگو، سپس بگو:

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ

سلام بر تو اى پسر رسول خدا، سلام بر تو اى پسر خاتم پيامبران،

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ

سلام بر تو اى پسر سرور رسولان، سلام بر تو اى پسر سرور جانشينان پيامبران،

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ

سلام بر تو اى ابا عبد اللّه، سلام بر تو اى حسين بن على،

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ [الزَّهْرَاءِ] سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللَّهِ وَ ابْنَ وَلِيِّهِ

سلام بر تو اى پسر فاطمه‌ى [زهرا]، سرور زنان جهانيان، سلام بر تو اى ولى خدا و پسر ولى خدا،

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَفِيَّ اللَّهِ وَ ابْنَ صَفِيِّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ ابْنَ حُجَّتِهِ

سلام بر تو اى برگزيده‌ى خدا و پسر برگزيده‌ى خدا، سلام بر تو اى حجت خدا و پسر حجت خدا،

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللَّهِ وَ ابْنَ حَبِيبِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا سَفِيرَ اللَّهِ وَ ابْنَ سَفِيرِهِ

سلام بر تو اى محبوب خدا و پسر محبوب خدا، سلام بر تو اى پيك خدا و پسر پيك خدا،

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا خَازِنَ الْكِتَابِ الْمَسْطُورِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الزَّبُورِ

سلام بر تو اى گنجينه‌دار كتاب نگاشته‌شده، سلام بر تو اى وارث تورات، انجيل و زبور،

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ الرَّحْمَنِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا شَرِيكَ الْقُرْآنِ

سلام بر تو اى امانت‌دار خداوند رحمت‌گستر، سلام بر تو اى شريك قرآن،

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَمُودَ الدِّينِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَابَ حِكْمَةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ

سلام بر تو اى استوانه‌ى دين، سلام بر تو اى در حكمت پروردگار جهانيان،

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَيْبَةَ عِلْمِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْضِعَ سِرِّ اللَّهِ

سلام بر تو اى محرم اسرار علم خدا، سلام بر تو اى جايگاه راز خدا،

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ

سلام بر تو اى خون خدا و پسر خون خدا و يگانه‌ى بى‌همتا،

السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ وَ أَنَاخَتْ بِرَحْلِكَ

سلام بر تو و بر روح‌هايى كه در آستانه‌ى تو فرود آمده و مقيم درگاه تو شدند.

بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ

پدر و مادرم و جانم به فدايت اى ابا عبد اللّه، واقعا مصيبت

وَ جَلَّتِ الرَّزِيَّةُ بِكَ عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ الْإِسْلَامِ

و گرفتارى توبر ما و بر همه‌ى مسلمانان بزرگ و سخت است.

فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ

بنابراين، خداوند گروهى را كه ستم و جور بر شما اهل بيت را پايه‌ريزى كردند، لعنت كند

وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ الَّتِي رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِيهَا

و نيز كسانى را كه شما را از مقامتان به كنار رانده و از مراتبى كه خداوند براى شما مشخص نموده بود كنار گذاشتند، لعنت كند.

بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ

پدر و مادر و جانم به فدايت اى ابا عبد اللّه،

أَشْهَدُ لَقَدِ اقْشَعَرَّتْ لِدِمَائِكُمْ أَظِلَّةُ الْعَرْشِ مَعَ أَظِلَّةِ الْخَلَائِقِ

گواهى مى‌دهم كه قطعا سايه‌هاى عرش همراه با سايه‌هاى آفريده‌ها به خاطر ريخته شدن خون شما به لرزه درآمد

وَ بَكَتْكُمُ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ وَ سُكَّانُ الْجِنَانِ وَ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ

و آسمان و زمين و ساكنان بهشت‌ها و خشكى و دريا بر شما گريستند.

صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ عَدَدَ مَا فِي عِلْمِ اللَّهِ لَبَّيْكَ دَاعِيَ اللَّهِ

درود خدا بر شما به شماره‌ى آنچه در علم خدا است. لبيك اى فراخواننده به سوى خدا،

إِنْ كَانَ لَمْ يُجِبْكَ بَدَنِي عِنْدَ اسْتِغَاثَتِكَ وَ لِسَانِي عِنْدَ اسْتِنْصَارِكَ فَقَدْ أَجَابَكَ قَلْبِي وَ سَمْعِي وَ بَصَرِي

اگر هنگام فريادخواهى تو، تن من و هنگام يارى‌طلبى‌ات زبانم به تو پاسخ نداد، قطعا دل، گوش و چشم [دلم]به تو پاسخ مثبت دادند.

(‏ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولًا) أَشْهَدُ أَنَّكَ طُهْرٌ طَاهِرٌ مُطَهَّرٌ

پاكا پروردگار ما و قطعا وعده‌ى او تحقق خواهد يافت. گواهى مى‌دهم كه تو پاك، بى‌آلايش و پاكيزه

مِنْ طُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهَّرٍ فَطَهُرَتْ بِكَ الْبِلَادُ وَ طَهُرَتْ أَرْضٌ أَنْتَ فِيهَا وَ طَهُرَ حَرَمُكَ

و فرزند شخصيت پاك، بى‌آلايش و پاكيزه هستى. بنابراين، سرزمين‌ها به وجود تو پاكيزه گرديد و نيز زمينى كه تو در آن هستى مطهّر، من طهر طاهر [مدفون گرديده‌اى]و نيز حرم تو پاكيزه است.

أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمَرْتَ بِالْقِسْطِ وَ الْعَدْلِ وَ دَعَوْتَ إِلَيْهِمَا

گواهى مى‌دهم كه تو به دادگرى و عدالت فرمان داده و بدان دو فراخواندى

وَ أَنَّكَ صَادِقٌ صِدِّيقٌ صَدَقْتَ فِيمَا دَعَوْتَ إِلَيْهِ وَ أَنَّكَ ثَارُ اللَّهِ فِي الْأَرْضِ

و اين‌كه تو راستگو و بسيار درستكارى و در فراخوان خويش راست گفتى و اين‌كه تو خون خدا در زمين هستى

وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ عَنِ اللَّهِ وَ عَنْ جَدِّكَ رَسُولِ اللَّهِ وَ عَنْ أَبِيكَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ

و نيز گواهى مى‌دهم كه به نقل از خدا و جدت رسول خدا و پدرت امير مؤمنان

وَ عَنْ أَخِيكَ الْحَسَنِ وَ نَصَحْتَ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِ رَبِّكَ وَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ

و برادرت امام حسن رسانيدى و خيرخواهى كردى و در راه پروردگارت جهاد نمودى و خالصانه به عبادت او پرداختى تا اين‌كه امر يقينى [مرگ]فرارسيد.

فَجَزَاكَ اللَّهُ خَيْرَ جَزَاءِ السَّابِقِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً

پس خداوند بهترين پاداش پيشاهنگان را به تو عطا كند و درود و سلام شايسته‌ى خدا بر تو.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ الرَّشِيدِ

خداوندا، بر محمد و آل محمود درود فرست و نيز بر امام حسين كه ستمديده، شهيده راه‌يافته،

قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ وَ أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ صَلَاةً نَامِيَةً زَاكِيَةً مُبَارَكَةً

كشته‌ى اشك‌ها و اسير اندوه‌ها بود، درود فرست، درودى بالنده، پاك و خجسته

يَصْعَدُ أَوَّلُهَا وَ لَا يَنْفَدُ آخِرُهَا أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلَادِ أَنْبِيَائِكَ الْمُرْسَلِينَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ

كه اول آن صعود نموده و آخر آن پايان نپذيرد، به بهترين صورت كه بر يكى از فرزندان پيامبران مرسل درود فرستاده‌اى، اى پروردگار جهانيان.

ثُمَّ قَبِّلِ الضَّرِيحَ وَ ضَعْ خَدَّكَ الْأَيْمَنَ عَلَيْهِ وَ الْأَيْسَرَ وَ دُرْ حَوْلَ الضَّرِيحِ فَقَبِّلْهُ مِنْ أَرْبَعِ جَوَانِبِهِ

سپس ضريح را ببوس و سمت راست و چپ صورتت را بر روى قبر آن حضرت بگذار و گرد ضريح آن حضرت بگرد و آن را از چهار سو ببوس،

ثُمَّ امْضِ وَ قِفْ على [عِنْدَ] ضَرِيحِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ وَ قُلْ

سپس از كنار ضريح آن حضرت به سوى ضريح على بن حسين-عليهما السّلام-برو و رو به قبله بايست و بگو:

السَّلَامُ مِنَ اللَّهِ وَ السَّلَامُ مِنْ مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَائِهِ الْمُرْسَلِينَ وَ عِبَادِهِ الصَّالِحِينَ

سلام از سوى خدا و سلام از سوى فرشتگان مقرب و پيامبران مرسل و بندگان شايسته

وَ جَمِيعِ أَهْلِ طَاعَتِهِ مِنْ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ

و همه‌ى اهل طاعت از آسمانيان و زمينيان، بر ابى عبد اللّه حسين بن على و رحمت و بركات خدا بر او.

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَوَّلَ قَتِيلٍ مِنْ نَسْلِ خَيْرِ سَلِيلٍ مِنْ سُلَالَةِ إِبْرَاهِيمَ الْخَلِيلِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَبِيكَ إِذْ قَالَ [أَبُوكَ‏]

سلام بر تو اى اولين كشته از نسل بهترين فرزند از فرزندان ابراهيم خليل، درود خدا بر تو و بر پدرت آن‌گاه كه خطاب به تو فرمود:

قَتَلَ اللَّهُ قَوْماً قَتَلُوكَ يَا بُنَيَّ مَا أَجْرَأَهُمْ عَلَى الرَّحْمَنِ [اللَّهِ‏] وَ عَلَى انْتِهَاكِ حُرْمَةِ الرَّسُولِ عَلَى الدُّنْيَا بَعْدَكَ الْعَفَا

«خداوند كسانى را كه تو را كشتند، بكشد. پسرم! چقدر اينان در برابر خدا و دريدن حرمت رسول خدا گستاخ‌اند. بعد از تو ديگر خاك بر سر دنيا باد!»

أَشْهَدُ أَنَّكَ ابْنُ حُجَّةِ اللَّهِ وَ ابْنُ أَمِينِهِ حَكَمَ اللَّهُ عَلَى قَاتِلِيكَ وَ أَصْلَاهُمْ‏ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً

گواهى مى‌دهم كه تو پسر حجت خدا و پسر امانت‌دار خدا هستى. خداوند در مورد قاتلان تو فرمان راند و آنان را با آتش جهنم بسوزاند و چه جايگاه زشتى!

وَ جَعَلَنَا اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنْ مُلَاقِيكَ وَ مُرَافِقِيكَ وَ مُرَافِقِي جَدِّكَ وَ أَبِيكَ وَ عَمِّكَ وَ أَخِيكَ وَ أُمِّكَ الْمَظْلُومَةِ الطَّاهِرَةِ الْمُطَهَّرَةِ

و ما را در روز قيامت از ملاقات‌كنندگان و همدمان تو و همدمان جد، پدر، عمو، برادر و مادر ستمديده و پاك و پاكيزه‌ات گرداند.

أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ مِمَّنْ قَتَلَكَ وَ قَاتَلَكَ وَ أَسْأَلُ اللَّهَ مُرَافَقَتَكُمْ فِي دَارِ الْخُلُودِ وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ

از كسانى كه تو را كشتند و با تو جنگيدند به درگاه خدا بى‌زارى مى‌جويم و از خدا همدمى با شما را در سراى جاودانى درخواست مى‌كنم. سلام، رحمت و بركات خدا بر تو.

السَّلَامُ عَلَى الْعَبَّاسِ بْنِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامُ عَلَى جَعْفَرِ بْنِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامُ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ

سلام بر عباس ابن امير المؤمنين، سلام بر جعفر بن امير المؤمنين، سلام بر عبد اللّه بن امير المؤمنين،

السَّلَامُ عَلَى أَبِي بَكْرِ بْنِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامُ عَلَى عُثْمَانَ بْنِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامُ عَلَى الْقَاسِمِ بْنِ الْحَسَنِ

سلام بر ابى بكر بن امير المؤمنين، سلام بر عثمان بن امير المؤمنين، سلام بر قاسم بن حسن،

السَّلَامُ عَلَى أَبِي بَكْرِ بْنِ الْحَسَنِ السَّلَامُ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ السَّلَامُ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ

سلام بر ابى بكر بن حسن، سلام بر عبد اللّه بن حسن، سلام بر عمر بن عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب،

السَّلَامُ عَلَى جَعْفَرِ بْنِ عَقِيلٍ السَّلَامُ عَلَى عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَقِيلٍ السَّلَامُ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْلِمِ بْنِ عَقِيلٍ

سلام بر جعفر بن عقيل، سلام بر عبد الرحمن بن عقيل، سلام بر عبد اللّه بن مسلم بن عقيل،

السَّلَامُ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي سَعْدِ بْنِ عَقِيلٍ السَّلَامُ عَلَى عَوْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ

سلام بر محمد بن ابى سعد بن عقيل، سلام بر عون بن عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب،

السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ بَيْتِ الْمُصْطَفَى السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الشُّكْرِ وَ الرِّضَا

سلام بر شما اى خاندان محمد مصطفى، سلام بر شما اى اهل سپاسگزارى و خشنودى.

السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَنْصَارَ اللَّهِ وَ رِجَالَهُ مِنْ أَهْلِ الْحَقِّ وَ الْبَلْوَى وَ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى بَصِيرَةٍ فِي سَبِيلِهِ

سلام بر شما اى ياوران و مردان خدايى از اهل حق و بلا و كسانى كه با بصيرت در راه خدا جهاد نموديد،

أَشْهَدُ أَنَّكُمْ كَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ (وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ)‏

گواهى مى‌دهم كه شما همان گونه‌ايد كه خداوند-سربلند و والا-فرمود: «چه بسا پيامبرى كه انسان‌هاى خدايى فراوانى در ركاب او جنگيدند و در برابر مصايبى كه در راه خدا به آنان رسيد، دچار سستى و ضعف و خوارى نشدند و خداوند شكيبايان را دوست دارد.»؛

فَمَا ضَعُفْتُمْ وَ مَا [لا] اسْتَكَنْتُمْ حَتَّى لَقِيتُمُ اللَّهَ عَلَى سَبِيلِ الْحَقِّ وَ نَصْرِهِ وَ كَلِمَةِ اللَّهِ التَّامَّةِ

زيرا شما هرگز دچار ضعف و خوارى نشديد تا اين‌كه خدا را براساس راه حق و يارى خدا و سخن كامل او، ملاقات نموديد.

صَلَّى اللَّهُ عَلَى أَرْوَاحِكُمْ وَ أَبْدَانِكُمْ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً فُزْتُمْ وَ اللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنِّي كُنْتُ مَعَكُمْ‏ (فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً)

درود و سلام شايسته‌ى خدا بر روح و تن شما. شما رستگار شديد. به خدا سوگند، من نيز دوست داشتم كه اى كاش با شما مى‌بودم تا رستگار مى‌گرديدم.

أَبْشِرُوا بِمَوَاعِيدِ اللَّهِ الَّتِي لَا خُلْفَ لَهَا إِنَّهُ‏ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ أَشْهَدُ أَنَّكُمُ النُّجَبَاءُ وَ سَادَةُ الشُّهَدَاءِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ

شما را بشارت به وعده‌هاى خدا كه هرگز تخلف‌پذير نيست و خداوند هرگز خلف وعده نمى‌كند. گواهى مى‌دهم كه شما گرامى و سرور شهيدان در دنيا و آخرت هستيد

وَ أَشْهَدُ أَنَّكُمْ جَاهَدْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قُتِلْتُمْ عَلَى مِنْهَاجِ رَسُولِ اللَّهِ أَنْتُمُ السَّابِقُونَ وَ الْمُجَاهِدُونَ

و نيز گواهى مى‌دهم كه شما در راه خدا جهاد كرديد و بر راه و روش رسول خدا كشته شديد. شما پيشگامان و مجاهدان هستيد

أَشْهَدُ أَنَّكُمْ أَنْصَارُ اللَّهِ وَ أَنْصَارُ رَسُولِهِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَكُمْ وَعْدَهُ وَ أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ

و گواهى مى‌دهم كه شما ياوران خدا و رسول خدا هستيد. ستايش خدا را كه وعده‌ى خود به شما را تحقق بخشيد و آنچه را كه دوست مى‌داشتيد به شما نشان داد. سلام، رحمت و بركات خدا بر شما.

ثُمَّ الْتَفِتْ فَسَلِّمْ عَلَى الشُّهَدَاءِ فَقُلْ

سپس رو به شهداى كربلا بكن و به آن‌ها سلام كن و بگو:

السَّلَامُ عَلَى سَعِيدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَنَفِيِّ السَّلَامُ عَلَى حُرِّ بْنِ يَزِيدَ الرِّيَاحِيِّ السَّلَامُ عَلَى زُهَيْرِ بْنِ الْقَيْنِ

سلام بر سعيد بن عبد اللّه حنفى، سلام بر حر بن يزيد رياحى، سلام بر زهير بن قين،

السَّلَامُ عَلَى حَبِيبِ بْنِ مَظَاهِرٍ السَّلَامُ عَلَى مُسْلِمِ بْنِ عَوْسَجَةَ السَّلَامُ عَلَى عُقْبَةَ بْنِ سِمْعَانَ

سلام بر حبيب بن مظاهر، سلام بر مسلم بن عوسجه، سلام بر عقبة بن سمعان،

السَّلَامُ عَلَى بُرَيْرِ بْنِ خُضَيْرٍ السَّلَامُ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَيْرٍ السَّلَامُ عَلَى نَافِعِ بْنِ هِلَالٍ

سلام بر برير بن خضير، سلام بر عبد اللّه بن عمير، سلام بر نافع بن هلال،

السَّلَامُ عَلَى مُنْذِرِ بْنِ الْمُفَضَّلِ الْجَعْفَرِيِّ [الْجُعْفِيِ‏] السَّلَامُ عَلَى عُمَرَ بْنِ قَرَظَةَ الْأَنْصَارِيِّ

سلام بر منذر بن مفضل جعفى [جعفرى]، سلام بر عمر [عمرو]بن قرظه [قرطه] انصارى،

السَّلَامُ عَلَى أَبِي ثُمَامَةَ الصَّيْدَاوِيِّ [الصائدي‏] السَّلَامُ عَلَى جُونٍ [عون‏] مَوْلَى أَبِي ذَرٍّ الْغِفَارِيِّ

سلام بر ابى ثماثه صائدى [صيداوى]، سلام بر جون [عون]آزادشده‌ى ابى ذر غفارى،

السَّلَامُ عَلَى عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَزْدِيِّ السَّلَامُ عَلَى عَبْدِ الرَّحْمَنِ وَ عَبْدِ اللَّهِ ابْنَيْ عُرْوَةَ

سلام بر عبد الرحمن بن عبد اللّه ازدى، سلام بر عبد الرحمن و عبد اللّه دو پسر عروه،

السَّلَامُ عَلَى سَيْفِ بْنِ الْحَارِثِ السَّلَامُ عَلَى مَالِكِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَائِرِيِّ

سلام بر سيف بن حارث، سلام بر مالك بن عبد اللّه حائرى،

السَّلَامُ عَلَى حَنْظَلَةَ بْنِ سَعْدٍ الشَّيْبَانِيِّ [الشَّامِيِ‏] السَّلَامُ عَلَى قَاسِمِ بْنِ الْحَارِثِ الْكَاهِلِيِّ

سلام بر حنظلة بن اسعد [سعد]شبامى [شيبانى، شامى]، سلام بر قاسم بن حارث كاهلى،

السَّلَامُ عَلَى بِشْرِ بْنِ عُمَرَ الْحَضْرَمِيِّ السَّلَامُ عَلَى عَابِسِ [عايش‏] بْنِ شِيبٍ الشَّاكِرِيِّ

سلام بر بشر بن عمر حضرمى، سلام بر عابس [عايش]بن شبيب شاكرى،

السَّلَامُ عَلَى حَجَّاجِ بْنِ مَسْرُوقٍ الْجُعْفِيِّ السَّلَامُ عَلَى عَمْرِو بْنِ خَلَفٍ وَ سَعِيدٍ مَوْلَاهُ

سلام بر حجاج بن مسروق جعفى، سلام بر عمرو بن خلف و سعيد كه آزاد شده‌ى او بود،

السَّلَامُ عَلَى حَسَّانَ بْنِ الْحَارِثِ السَّلَامُ عَلَى مُجَمِّعِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْعَائِدِيِّ

سلام بر حسان بن حارث، سلام بر مجمع بن عبد اللّه عائذى،

السَّلَامُ عَلَى نُعَيْمِ بْنِ عَجْلَانَ السَّلَامُ عَلَى عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ يَزِيدَ السَّلَامُ عَلَى عُمَرَ بْنِ أَبِي كَعْبٍ

سلام بر نعيم بن عجلان، سلام بر عبد الرحمن بن يزيد، سلام بر عمر بن ابى كعب،

السَّلَامُ عَلَى سُلَيْمَانَ بْنِ عَوْفٍ الْحَضْرَمِيِّ السَّلَامُ عَلَى قَيْسِ بْنِ مُسْهِرٍ الصَّيْدَاوِيِّ

سلام بر سليمان بن عوف حضرمى، سلام بر قيس بن مسهر صيداوى،

السَّلَامُ عَلَى عُثْمَانَ بْنِ عُرْوَةَ [قروة] الْغِفَارِيِّ السَّلَامُ عَلَى غَيْلَانَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ

سلام بر عثمان بن فروه [عروه]غفارى، سلام بر غيلان بن عبد الرحمن،

السَّلَامُ عَلَى قَيْسِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْهَمْدَانِيِّ السَّلَامُ عَلَى عُمَيْرِ بْنِ كَنَّادٍ السَّلَامُ عَلَى جَبَلَةَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ

سلام بر قيس بن عبد اللّه همدانى، سلام بر عمير بن كناد، سلام بر جبلة بن عبد اللّه،

السَّلَامُ عَلَى مُسْلِمِ بْنِ كَنَّادٍ السَّلَامُ عَلَى سُلَيْمَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ الْأَزْدِيِّ السَّلَامُ عَلَى حَمَّادِ بْنِ حَمَّادٍ الْمُرَادِيِّ

سلام بر مسلم بن كناد، سلام بر سليمان بن سليمان ازدى، سلام بر حماد بن حماد مرادى،

السَّلَامُ عَلَى عَاهِرِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ مَوْلَاهُ مُسْلِمٍ السَّلَامُ عَلَى بَدْرِ بْنِ رَقِيطٍ وَ ابْنَيْهِ عَبْدِ اللَّهِ وَ عُبَيْدِ اللَّهِ

سلام بر عامر بن مسلم و آزادشده‌ى او كه مسلم نام داشت، سلام بر بدر بن رقيط و دو پسرش عبد اللّه و عبيد اللّه،

السَّلَامُ عَلَى رُمَيْثِ بْنِ عُمَرَ السَّلَامُ عَلَى سُفْيَانَ بْنِ مَالِكٍ السَّلَامُ عَلَى زُهَيْرِ بْنِ سَيَّارٍ

سلام بر رميث بن عمر، سلام بر سفيان بن مالك، سلام بر زهير بن سيار،

السَّلَامُ عَلَى قَاسِطٍ وَ كَرِشٍ ابْنَيْ زُهَيْرٍ السَّلَامُ عَلَى كِنَانَةَ بْنِ عَتِيقٍ السَّلَامُ عَلَى عَامِرِ بْنِ مَالِكٍ

سلام بر قاسط و كرش دو پسر زهير، سلام بر كنانة بن عتيق، سلام بر عامر بن مالك،

السَّلَامُ عَلَى مَنِيعِ بْنِ زِيَادٍ السَّلَامُ عَلَى نُعْمَانَ بْنِ عَمْرٍو السَّلَامُ عَلَى جُلَاسِ بْنِ عَمْرٍو

سلام بر منيع بن زياد، سلام بر نعمان بن عمرو، سلام بر جلاس بن عمرو،

السَّلَامُ عَلَى عَامِرٍ بْنِ حليدة [خليدة] [جُلَيْدَةَ] السَّلَامُ عَلَى زَائِدَةَ بْنِ مُهَاجِرٍ السَّلَامُ عَلَى شَبِيبِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ النَّهْشَلِيِّ

سلام بر عمر بن جليده [خليده]، سلام بر زائده بن مهاجر، سلام بر حبيب [شبيب]بن عبد اللّه نهشلى،

السَّلَامُ عَلَى حَجَّاجِ بْنِ يَزِيدَ السَّلَامُ عَلَى جوين [جُوَيْرِ] بْنِ مَالِكٍ السَّلَامُ عَلَى ضُبَيْعَةَ بْنِ عَمْرٍو

سلام بر حجاج بن يزيد، سلام بر جوير [جوين]بن مالك، سلام بر ضبيعة بن عمرو،

السَّلَامُ عَلَى زُهَيْرِ بْنِ بَشِيرٍ السَّلَامُ عَلَى مَسْعُودِ بْنِ الْحَجَّاجِ السَّلَامُ عَلَى عَمَّارِ بْنِ حَسَّانَ

سلام بر زهير بن بشير، سلام بر مسعود بن حجاج، سلام بر عمار بن حسان،

السَّلَامُ عَلَى جُنْدَبِ بْنِ حُجَيْرٍ السَّلَامُ عَلَى سُلَيْمَانَ بْنِ كَثِيرٍ السَّلَامُ عَلَى زُهَيْرِ بْنِ سُلَيْمَانَ

سلام بر جندب بن حجير، سلام بر سليمان بن كثير، سلام بر زهير بن سليمان،

السَّلَامُ عَلَى قَاسِمِ بْنِ حَبِيبٍ السَّلَامُ عَلَى أَنَسِ بْنِ كَاهِلٍ الْأَسَدِيِّ السَّلَامُ عَلَى حُرِّ بْنِ يَزِيدَ الرِّيَاحِيِّ

سلام بر قاسم بن حبيب، سلام بر انس بن كاهل اسدى، [سلام بر حر بن يزيد رياحى]،

السَّلَامُ عَلَى ضَرْغَامَةَ بْنِ مَالِكٍ السَّلَامُ عَلَى زَاهِرٍ [زاهد] مَوْلَى عَمْرِو بْنِ الْحَمِقِ

سلام بر ضرغامة بن مالك، سلام بر زاهر آزاد شده‌ى عمرو بن حمق،

السَّلَامُ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَقْطُرَ رَضِيعِ الْحُسَيْنِ السَّلَامُ عَلَى مُنْجِحٍ مَوْلَى الْحُسَيْنِ

سلام بر عبد اللّه بن يقطر شيرخواره‌ى امام حسين، سلام بر منجح آزادشده‌ى حسين،

السَّلَامُ عَلَى سُوَيْدٍ مَوْلَى شَاكِرٍ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَيُّهَا الرَّبَّانِيُّونَ

سلام بر سويد آزاد شده‌ى شاكر، سلام بر شما اى مردان خدايى،

أَنْتُمْ خِيَرَةُ اللَّهِ اخْتَارَكُمُ اللَّهُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنْتُمْ خَاصَّتُهُ اخْتَصَّكُمُ اللَّهُ

شما گزيدگان خداييد كه خداوند شما را براى حضرت ابا عبد اللّه- درود بر او-برگزيد و شما ويژگان خداييد كه خداوند شما را از خواص [آن حضرت] گردانيد.

أَشْهَدُ أَنَّكُمْ قُتِلْتُمْ عَلَى الدُّعَاءِ إِلَى الْحَقِّ وَ نَصَرْتُمْ وَ وَفَيْتُمْ وَ بَذَلْتُمْ مُهَجَكُمْ مَعَ ابْنِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ

گواهى مى‌دهم كه شما در راه دعوت به حق كشته شديد و يارى كرديد و وفا نموديد و از جان خود در ركاب فرزند رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندان او- گذشتيد

وَ أَنْتُمْ سُعَدَاءُ سَعِدْتُمْ وَ فُزْتُمْ بِالدَّرَجَاتِ فَجَزَاكُمُ اللَّهُ مِنْ أَعْوَانٍ وَ إِخْوَانٍ خَيْرَ مَا جَازَى مَنْ صَبَرَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ

و شما نيكبختيد و به درجات [والا]نايل و كامياب گرديديد. بنابراين، خداوند بهترين پاداشى را كه به شكيبايان در ركاب رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندان او-عطا كرده است، به شما ياوران و برادران عطا كند.

هَنِيئاً لَكُمْ مَا أُعْطِيتُمْ وَ هَنِيئاً لَكُمْ به [بِمَا] حُيِّيتُمْ [حببتم‏] طَافَتْ عَلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ الرَّحْمَةُ وَ بَلَغْتُمْ بِهَا شَرَفَ الْآخِرَةِ

گوارا باد شما را آن چه به شما عطا شده است و گوارا باد شما را تحيتى كه به شما داده شده است. رحمت از سوى خدا گرداگرد شما را فراگرفته و به شرافت آخرت رسيديد.

فَإِذَا أَرَدْتَ وِدَاعَهُ ع فَقُلْ مَا رَأَيْنَاهُ فِي بَعْضِ وِدَاعَاتِهِ [وداعه‏]

و هرگاه خواستى از آن حضرت-عليه السّلام-خداحافظى كنى، براساس برخى وداع‌هاى آن حضرت بگو:

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَفْوَةَ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا خَالِصَةَ اللَّهِ

سلام بر تو اى مولاى من، سلام بر تو اى حجت خدا، سلام بر تو اى برگزيده‌ى خدا، سلام بر تو اى ويژه‌ى خدا،

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا قَتِيلَ الظَّمَاءِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا غَرِيبَ الْغُرَبَاءِ يَا عَزِيزَ الْغُرَمَاءِ

سلام بر تو اى مولاى من، سلام بر تو اى حجت خدا، سلام بر تو اى برگزيده‌ى خدا، سلام بر تو اى ويژه‌ى خدا،

السَّلَامُ عَلَيْكَ سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا سَئِمٍ وَ لَا قَالٍ فَإِنْ أَمْضِ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِينَ

سلام كسى كه خداحافظى مى‌كند ولى هرگز خسته و ناخوشايند نمى‌گردد. بنابراين، اگر برمى‌گردم، نه از روى خستگى است و اگر بمانم، نه به خاطر گمان بد به آنچه به شكيبايان وعده داده شده است.

لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكَ وَ رَزَقَنِي اللَّهُ الْعَوْدَ إِلَى مَشْهَدِكَ وَ الْمُقَامَ بِفِنَائِكَ

خداوند، اين زيارت را آخرين زيارت من قرار ندهد و بازگشت به محل شهادت [و حضور]شما و اقامت در آستانه‌ى شما

وَ الْقِيَامَ فِي حَرَمِكَ وَ إِيَّاهُ أَسْأَلُ أَنْ يُسْعِدَنِي بِكُمْ وَ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة

و ايستادن در حرم شما را به من روزى كند و از او مى‌خواهم كه مرا به واسطه‌ى شما نيكبخت گردانيده و در دنيا و آخرت با شما قرار دهد.

[منبع]

۱۷ - نماز و دعای مخصوص سید الشهداء در این شب

وَ هِيَ مَنْقُولَةٌ مِنْ خَطِّ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الطِّرَازِيِّ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ مَا هَذَا لَفْظُهُ وَ نَقَلْتُ مِنْ خَطِّ الشَّيْخِ أَبِي الْحَسَنِ مُحَمَّدِ بْنِ هَارُونَ أَحْسَنَ اللَّهُ تَوْفِيقَهُ مَا ذَكَرَ أَنَّهُ حَذَفَ إِسْنَادَهُ قَالَ‏

در هر حال، «محمد بن على طرازى» در كتاب خود و به خطّ خود آورده است: شيخ «ابو الحسن محمد بن هارون» -كه خداوند توفيق انجام اعمال نيك را به او عطا كند! -به خط خود با حذف اسناد آورده است:

وَ مِنْ صَلَاةِ لَيْلَةِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ عِنْدَ قَبْرِ سَيِّدِنَا أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ص أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ خَمْسِينَ مَرَّةً وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ خَمْسِينَ مَرَّةً

يكى از نمازهاى شب نيمه‌ى شعبان كه در كنار قبر سرورمان حضرت ابو عبد اللّه حسين بن على-صلوات اللّه عليه-خوانده مى‌شود، به اين صورت است كه  چهار  ركعت-در هر ركعت سوره‌ى «فاتحة الكتاب»  پنجاه  بار و سوره‌ى «قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ»  پنجاه  بار-بخوان

وَ تَقْرَأُهُمَا فِي الرُّكُوعِ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ إِذَا اسْتَوَيْتَ مِنَ الرُّكُوعِ مِثْلَ ذَلِكَ وَ فِي السَّجْدَتَيْنِ وَ بَيْنَهُمَا مِثْلَ ذَلِكَ كَمَا تَفْعَلُ فِي صَلَاةِ التَّسْبِيحِ

و نيز آن دو سوره‌ى (فاتحه و اخلاص) را در ركوع ده بار و پس از بلند شدن از ركوع در حال ايستاده ده بار و در هر دو سجده و به هنگام نشستن بين دو سجده، ده بار بخوان

[منبع]

وَ تَدْعُو بَعْدَهَا وَ تَقُولُ

و در تعقيب اين دو ركعت بگو:

أَنْتَ اللَّهُ الَّذِي اسْتَجَبْتَ لِآدَمَ وَ حَوَّاءَ حِينَ‏ (قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ‏)

تويى خدايى كه دعاى حضرت آدم و حوا را اجابت نمودى آن‌گاه كه گفتند: «پروردگارا، به خود ستم نموديم. اگر ما را نيامرزى و بر ما رحم نكنى، قطعا از زيان‌ديدگان خواهيم بود.»

وَ نَادَاكَ نُوحٌ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَ نَجَّيْتَهُ وَ آلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ وَ أَطْفَأْتَ نَارَ نُمْرُودَ عَنْ خَلِيلِكَ

و حضرت نوح تو را ندا در داد و دعاى او را اجابت نموده و او و خاندان او را از اندوه بزرگ رهانيدى و آتشى را كه نمرود برافروخته بود خاموش ساختى و دوست ويژه‌ى خود حضرت ابراهيم را نجات داده

إِبْرَاهِيمَ فَجَعَلْتَهَا عَلَيْهِ‏ (بَرْداً وَ سَلاماً) وَ أَنْتَ الَّذِي اسْتَجَبْتَ لِأَيُّوبَ حِينَ نَادَاكَ‏ (أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ)

و آن را براى او سرد و مايه‌ى سلامتى قرار دادى و تويى خدايى كه دعاى حضرت ايوب را اجابت نمودى. آن‌گاه كه ندا در داد: «به راستى كه رنجورى به من رسيده است و تو مهربان‌ترين مهربانان هستى.»

فَكَشَفْتَ مَا بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَ آتَيْتَهُ‏ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِكَ‏ وَ ذِكْرى‏ لِأُولِي الْأَلْبابِ

و تو رنجورى او را برطرف ساخته و از روى رحمت و به عنوان تذكر براى خردمندان، خاندان او و همسان آنان را به او ارزانى داشتى

وَ أَنْتَ الَّذِي اسْتَجَبْتَ لِذِي النُّونِ حِينَ نَادَاكَ‏ (فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ)

و تويى خدايى كه دعاى حضرت ذو النون [يونس]را اجابت نمودى، آن‌گاه كه در تاريكى‌ها ندا در داد كه: «معبودى جز تو نيست، پاكى تو و من از ستمكاران هستم.»

فَنَجَّيْتَهُ مِنَ الْغَمِّ وَ أَنْتَ الَّذِي اسْتَجَبْتَ لِمُوسَى وَ هَارُونَ دَعْوَتَهُمَا حِينَ قُلْتَ‏ (قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُما)

و تو او را از اندوه رهانيدى و تويى خدايى كه دعاى حضرت موسى و هارون را اجابت نمودى، آن‌گاه كه گفتى: «قطعا دعاى شما به اجابت رسيد.»

وَ أَغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمَهُ وَ غَفَرْتَ لِدَاوُدَ ذَنْبَهُ وَ نَبَّهْتَ قَلْبَهُ وَ أَرْضَيْتَ خَصْمَهُ رَحْمَةً مِنْكَ [وَ ذِكْرَى‏]

و فرعون و قوم او را غرق نمودى و گناه حضرت داوود را آمرزيدى و دل او را هشيار نمودى و خصم و طرف دعوى او را از روى رحمت و تذكر، خشنود ساختى

وَ أَنْتَ الَّذِي فَدَيْتَ الذَّبِيحَ‏ (بِذِبْحٍ عَظِيمٍ)‏ حِينَ‏ (أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ) فَنَادَيْتَهُ بِالْفَرَجِ وَ الرَّوْحِ

و تويى خدايى كه از قربانى [حضرت اسماعيل]جلوگيرى كرده و در عوض آن قربانى بزرگ [امام حسين]را پذيرفتى، آن‌گاه حضرت ابراهيم و اسماعيل تسليم فرمان تو گرديده و حضرت ابراهيم، حضرت اسماعيل را بر روى كنار پيشانى به زمين خواباند

وَ أَنْتَ الَّذِي نَادَاكَ زَكَرِيَّا نِداءً خَفِيًّا قالَ (رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً

و تو نداى گشايش و رحمت در دادى و تويى خدايى كه حضرت زكريا آهسته تو را ندا در داد و گفت: «پروردگارا، استخوان من سست شده و سرم از پيرى شعله سان و سپيد گرديده است

وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا) وَ قُلْتَ‏ (وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ كانُوا لَنا خاشِعِينَ‏)

و من هيچ‌گاه-اى پروردگار من-در دعا به درگاه تو نااميد نبوده‌ام.» خود گفتى: «و با تمايل و بيم ما را مى‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند.»

وَ أَنْتَ الَّذِي اسْتَجَبْتَ لِلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لِتَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِكَ

و تويى خدايى كه دعاى كسانى را كه به تو ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام مى‌دادند، اجابت نمودى تا از روزى افزون خود به آنان ارزانى دارى.

رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِي أَهْوَنَ الرَّاغِبِينَ إِلَيْكَ وَ اسْتَجِبْ لِي كَمَا اسْتَجَبْتَ لَهُمْ بِحَقِّهِمْ عَلَيْكَ وَ طَهِّرْنِي

پروردگارا، پس مرا خوارترين گراينده و درخواست‌كننده قرار مده و به حق آنان بر تو، همان گونه كه دعاى آنان را اجابت نمودى، دعاى مرا اجابت نما و مرا پاكيزه ساز

وَ تَقَبَّلْ صَلَاتِي وَ حَسَنَاتِي وَ طَيِّبْ بَقِيَّةَ حَيَاتِي وَ طَيِّبْ وَفَاتِي وَ اخْلُفْنِي فِيمَنْ أُخَلِّفُ وَ احْفَظْهُمْ رَبِّ بِدُعَائِي

و نماز و كارهاى نيكم را بپذير و باقى‌مانده‌ى عمرم و نيز مرگم را خوش و پاكيزه بگردان و تو خود جانشين جانشينان من باش و-اى پروردگار من-به دعاى من، از آنان نگاه‌دارى كن

وَ اجْعَلْ ذُرِّيَّتِي ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً تَحُوطُهَا بِحِيَاطَتِكَ مِنْ كُلِّ مَا حُطْتَ مِنْهُ ذُرِّيَّةَ أَوْلِيَائِكَ وَ أَهْلَ طَاعَتِكَ بِرَحْمَتِكَ يَا رَحِيمُ [يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ‏]

و فرزندان مرا، فرزندانى پاكيزه قرار ده و با هر چيز كه فرزندان دوستان و اطاعت‌كنندگان از خود را پاييدى و نگاه داشتى فرزندان مرا بپا و نگاه دار، به رحمتت اى مهربان [مهربان‌ترين مهربانان]،

يَا مَنْ‏ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ وَ [هُوَ] عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ رَقِيبٌ وَ مِنْ كُلِّ سَائِلٍ قَرِيبٌ وَ مِنْ كُلِّ دَاعٍ مِنْ خَلْقِهِ مُجِيبٌ

اى كسى كه بر هر چيز توانا و نگاه‌بان هر چيز هستى و به هر درخواست‌كننده‌اى نزديكى و دعاى همه‌ى آفريده‌ها را اجابت مى‌كنى.

أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ الْأَحَدُ الصَّمَدُ الَّذِي‏ (لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ)

تويى خدايى كه معبودى جز تو نيست و زنده و پاينده و بى‌همتا و بى‌نيازى كه نه كسى را زاده‌اى و نه كسى تو را زاده است

تَمْلِكُ الْقُدْرَةَ الَّتِي عَلَوْتَ بِهَا فَوْقَ عَرْشِكَ وَ رَفَعْتَ بِهَا سَمَاوَاتِكَ وَ أَرْسَيْتَ بِهَا جِبَالَكَ وَ فَرَشْتَ بِهَا أَرْضَكَ

و هيچ‌كس همتاى تو نيست و قدرتى را در اختيار دارى كه با آن بر فراز عرش قرار گرفته و آسمان‌ها را با آن برافراشته و كوه‌ها را استوار ساخته و زمين را گسترده

وَ أَجْرَيْتَ بِهَا الْأَنْهَارَ وَ سَخَّرْتَ بِهَا السَّحَابَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ خَلَقْتَ بِهَا الْخَلَائِقَ

و رودها را جارى ساخته و ابرها، آفتاب، ماه، شب و روز را مسخر آن نموده و آفريده‌ها را با آن آفريده‌اى.

أَسْأَلُكَ‏ بِعَظَمَةِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ الَّذِي أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمَاوَاتُ وَ أَضَاءَتْ بِهِ الظُّلُمَاتُ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

به عظمت روى [ذات، يا اسما و صفات] گرامى تو كه آسمان‌ها بدان درخشان و تاريكى‌ها روشن گرديده است، درخواست مى‌كنم كه بر محمد و آل محمد درود فرستى

وَ أَنْ تَكْفِيَنِي أَمْرَ مَنْ يُعَادِينِي وَ أَمْرَ مَعَادِي وَ مَعَاشِي وَ أَصْلِحْ يَا رَبِّ شَأْنِي وَ لَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ

و امر دشمنان و معاد و معاش مرا كفايت نمايى و اى پروردگار من، كار مرا سامان ده و به اندازه‌ى يك چشم بر همزدن به خويشتن وامگذار

وَ أَصْلِحْ أَمْرَ وُلْدِي وَ عِيَالِي وَ أَغْنِنِي وَ إِيَّاهُمْ مِنْ خَزَائِنِكَ وَ سَعَةِ رِزْقِكَ وَ فَضْلِكَ وَ ارْزُقْنِي الْفِقْهَ فِي دِينِكَ

و امر فرزندان و افراد تحت تكفّل مرا سامان ده و با عطاى خود كه از گنجينه‌ها و روزى گسترده و افزونت ارزانى مى‌دارى، من و آنان را بى‌نياز گردان و ژرف‌انديشى در دينت را روزى‌ام كن

وَ أَنْفِعْنِي بِمَا نَفَعْتَ بِهِ مَنِ ارْتَضَيْتَ مِنْ عِبَادِكَ وَ اجْعَلْنِي‏ (لِلْمُتَّقِينَ إِماماً) كَمَا جَعَلْتَ إِبْرَاهِيمَ فَإِنَّ بِتَوْفِيقِكَ يَفُوزُ الْمُتَّقُونَ

و با آنچه به بندگان مورد پسندت سود رساندى، به من سود رسان و همان گونه كه حضرت ابراهيم را پيشواى تقواپيشگان گردانيدى، مرا نيز پيشواى اهل تقوا بگردان؛ زيرا با توفيق تو تقواپيشگان رستگار گرديده

وَ يَتُوبُ التَّائِبُونَ وَ يَعْبُدُكَ الْعَابِدُونَ وَ بِتَسْدِيدِكَ وَ إِرْشَادِكَ نَجَا الصَّالِحُونَ

و توبه‌كنندگان توبه و عبادت‌كنندگان عبادتت مى‌كنند و به يارى و راهنمايى تو شايستگان نجات مى‌يابند.

اللَّهُمَّ آتِ نَفْسِي تَقْوَاهَا وَ أَنْتَ وَلِيُّهَا وَ مَوْلَاهَا وَ أَنْتَ خَيْرُ مَنْ زَكَّاهَا

خدايا، تقواى لازم را به نفس من عطا كن، زيرا تو سرپرست و سرور آن هستى و تو بهترين كسى هستى كه مى‌توانى آن را پاكيزه سازى.

اللَّهُمَّ بَيِّنْ لَهَا رَشَادَهَا وَ تَقْوَاهَا وَ نَزِّلْهَا مِنَ الْجِنَانِ أَعْلَاهَا وَ طَيِّبْ وَفَاتَهَا

خدايا، رشد و تقوا را براى آن روشن كن و در برترين بهشت فرود آر و مرگ

وَ مَحْيَاهَا وَ أَكْرِمْ مُنْقَلَبَهَا وَ مَثْوَاهَا وَ مُسْتَقَرَّهَا وَ مَأْوَاهَا أَنْتَ رَبُّهَا وَ مَوْلَاهَا

و زندگى آن را خوش و پاكيزه ساز و انتقال و اقامت و آرامگاه و پناهگاه آن را گرامى بدار، زيرا تو پروردگار و سرپرست آن هستى.

اللَّهُمَّ اسْمَعْ وَ اسْتَجِبْ بِرَحْمَتِكَ وَ مَنْزِلَةِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ

خدايا، [دعاى مرا]بشنو و به واسطه‌ى رحمتت و به مقام و منزلتى كه حضرات محمد، على، فاطمه، حسن، حسين،

وَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى

على بن حسين، محمد بن على، جعفر بن محمد، موسى بن جعفر، على بن موسى،

وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ وَ الْحُجَّةِ الْقَائِمِ

محمد بن على، على بن محمد، حسن بن على و حضرت حجت كه قيام مى‌كند

صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ عِنْدَكَ وَ بِمَنْزِلَتِهِمْ لَدَيْكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين‏

-درودهاى خدا بر او و آنان-در نزد تو دارند و به حق آنان در پيشگاه تو، دعايم را اجابت نما. اى مهربان‌ترين مهربانان.

[منبع]

۱۸ - دعای بین نمازهای شب در شب نیمه شعبان

رَوَيْنَا ذَلِكَ بِإِسْنَادِنَا إِلَى جَدِّي أَبِي جَعْفَرٍ الطُّوسِيِّ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ فِيمَا ذَكَرَهُ عِنْدَ ذِكْرِ [شَهْرِ] شَعْبَانَ فِي عَمَلِ لَيْلَةِ النِّصْفِ مِنْهُ فَقَالَ مَا هَذَا لَفْظُهُ‏

جدّم «ابو جعفر طوسى» -رضوان اللّه عليه-در ضمن اعمال شب نيمه‌ى شعبان آورده است:

فَإِذَا صَلَّيْتَ صَلَاةَ اللَّيْلِ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ ادْعُ بِهَذَا الدُّعَاءِ وَ قُلْ

بعد از آنكه  دو ركعت از نماز شب را خواندى، اين دعا را بخوان:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلَائِكَةِ

خداوندا، بر محمد و آل محمد درود فرست، هم آنان كه درخت نبوت، جايگاه رسالت، محل آمدوشد فرشتگان،

وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ أَهْلِ بَيْتِ الْوَحْيِ وَ أَعْطِنِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ أُمْنِيَّتِي وَ تَقَبَّلْ وَسِيلَتِي

معدن دانش و خاندان وحى هستند و در اين شب، آرزويم را به من عطا كن و كسانى را كه به آن‌ها توسل نمودم بپذير؛

فَإِنِّي بِمُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ أَوْصِيَائِهِمَا إِلَيْكَ أَتَوَسَّلُ وَ عَلَيْكَ أَتَوَكَّلُ

زيرا من با توسل به حضرت محمد و على و جانشينان آن دو به درگاهت روى آورده و بر تو توكل نمودم

وَ لَكَ أَسْأَلُ يَا مُجِيبَ الْمُضْطَرِّينَ يَا مَلْجَأَ الْهَارِبِينَ وَ مُنْتَهَى رَغْبَةِ الرَّاغِبِينَ وَ نَيْلِ الطَّالِبِينَ

و از تو درخواست كردم، اى اجابت‌كننده‌ى [دعاى]بيچارگان، اى پناه‌گاه گريختگان و منتهاى گرايش گرايندگان و خواسته‌ى نهايى طالبان.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَاةً كَثِيرَةً طَيِّبَةً تَكُونُ لَكَ رِضًا وَ لِحَقِّهِمْ قَضَاءً

خدايا، بر محمد و آل محمد درود فرست، درودى فراوان و پاكيزه كه موجب خشنودى تو و اداى حق آنان گردد.

اللَّهُمَّ اعْمُرْ قَلْبِي بِطَاعَتِكَ وَ لَا تُخْزِنِي بِمَعْصِيَتِكَ وَ ارْزُقْنِي مُوَاسَاةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَيْهِ

خدايا، دلم را با طاعتت زنده دار و به واسطه‌ى معصيت رسوايم مكن و كارى كن با كسانى كه روزى‌شان را تنگ و اندك قرار داده‌اى

مِنْ رِزْقِكَ بِمَا وَسَّعْتَ عَلَيَّ مِنْ فَضْلِكَ فَإِنَّكَ وَاسِعُ الْفَضْلِ وَازِعُ الْعَدْلِ لِكُلِّ خَيْرٍ أَهْلٌ

با روزى افزونى كه بر من گسترده‌اى، هم دردى كنم؛ زيرا تو گسترنده‌ى روزى افزون و توزيع‌كننده‌ى عدل و داد و زيبنده‌ى هر خير و خوبى هستى.

ثُمَّ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ قُلْ

سپس  دو ركعت نماز بخوان و بعد از آن بگو:

اللَّهُمَّ أَنْتَ الْمَدْعُوُّ وَ أَنْتَ الْمَرْجُوُّ وَ رَازِقُ الْخَيْرِ وَ كَاشِفُ السُّوءِ الْغَفَّارُ ذُو الْعَفْوِ الرَّفِيعِ وَ الدُّعَاءِ السَّمِيعِ

خداوندا، تو خوانده مى‌شوى و به تو اميد بسته مى‌شود و تو عطاكننده‌ى خير و برطرف‌كننده‌ى بدى و بسيار آمرزنده و داراى گذشت بلندپايه‌اى و دعا را شنيده

أَسْأَلُكَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ الْإِجَابَةَ وَ حُسْنَ الْإِنَابَةِ وَ التَّوْبَةَ وَ الْأَوْبَةَ وَ خَيْرَ مَا قَسَمْتَ فِيهَا وَ فَرَقْتَ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ حَكِيمٍ

و مورد استجابت قرار مى‌دهى. در اين شب، اجابت، انابه [توبه با تمام وجود]، توبه و بازگشت نيك و نيز بهترين چيزهايى را كه در اين شب تقسيم نموده و تمامى امور استوار را كه در آن فيصله مى‌دهى،

فَأَنْتَ بِحَالِي زَعِيمٌ عَلِيمٌ وَ لِي [وَ بِي‏] رَحِيمٌ امْنُنْ عَلَيَّ بِمَا مَنَنْتَ بِهِ عَلَى الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنْ عِبَادِكَ

از تو درخواست مى‌كنم؛ زيرا تو ضامن حال من هستى و از آن آگاهى و نسبت به من مهربانى. [پس]هرچه بر بندگان ناتوانت ارزانى داشته‌اى، بر من ارزانى دار

وَ اجْعَلْنِي مِنَ الْوَارِثِينَ وَ فِي جِوَارِكَ [كنفك‏] مِنَ اللَّابِثِينَ فِي دَارِ الْقَرَارِ وَ مَحَلِّ الْأَخْيَارِ

و مرا از وارثان و از كسانى قرار ده كه در سراى آرامش و جايگاه نيكان، در جوار [و تحت حمايت]تو جاى مى‌گيرند.

ثُمَّ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ قُلْ

سپس  دو ركعت نماز بخوان و بعد از آن بگو:

سُبْحَانَ الْوَاحِدِ الَّذِي لَا إِلَهَ غَيْرُهُ الْقَدِيمِ الَّذِي لَا بَدْءَ لَهُ الدَّائِمِ الَّذِي لَا نَفَادَ لَهُ الدَّائِبِ

پاكا خداى يگانه‌اى كه معبودى جز او نيست و ديرينه‌اى كه آغازى ندارد و جاودانه‌اى كه پايانى و كوشايى

الَّذِي لَا فَرَاغَ لَهُ الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ خَالِقِ مَا يُرَى‏ وَ مَا لَا يُرَى عَالِمِ كُلِّ شَيْ‏ءٍ بِغَيْرِ تَعْلِيمٍ السَّابِقِ فِي عِلْمِهِ

كه فراغتى براى او نيست و زنده‌اى كه هرگز نمى‌ميرد و آفريننده‌ى تمام چيزهايى است كه ديده مى‌شود و يا ديده نمى‌شود و بدون آموزش از هر چيز آگاه است

مَا يَهْجُسُ الْمَرْءُ فِي وَهْمِهِ‏ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا يُشْرِكُونَ‏

و آنچه در انديشه‌ى انسان نمى‌گذرد، در علم او پيشى گرفته و ثبت است. پاك و بلندمرتبه باد خداوند از آنچه شريك او قرار مى‌دهند.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ سُؤَالَ مُعْتَرِفٍ بِبَلَائِكَ الْقَدِيمِ وَ نَعْمَائِكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ خَيْرِ أَنْبِيَائِكَ

خدايا، همانند كسى كه به نيكوكارى ديرينه و نعمت‌هايت اعتراف دارد، از تو درخواست مى‌كنم كه بر حضرت محمد، بهترين پيامبران

وَ أَهْلِ بَيْتِهِ أَصْفِيَائِكَ وَ أَحِبَّائِكَ وَ أَنْ تُبَارِكَ لِي فِي لِقَائِكَ

و خاندان برگزيده و دوستان او درود فرستى و ملاقات با خود را برايم مبارك گردانى.

ثُمَّ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ قُلْ

سپس  دو ركعت نماز بخوان و بعد از آن بگو:

يَا كَاشِفَ الْكَرْبِ وَ مُذَلِّلَ كُلِّ صَعْبٍ وَ مُبْتَدِئَ النِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا وَ يَا مَنْ مَفْزَعُ الْخَلْقِ إِلَيْهِ

اى برطرف‌كننده‌ى اندوه و خوارى و آسان‌سازنده‌ى سختى‌ها و آغازگر نعمت‌ها پيش از استحقاق و اى كسى كه آفريده‌ها به تو پناه آورده

وَ تَوَكُّلُهُمْ عَلَيْهِ أَمَرْتَ بِالدُّعَاءِ وَ ضَمِنْتَ الْإِجَابَةَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْدَأْ بِهِمْ فِي كُلِّ خَيْرٍ

و بر تو توكل دارند، به دعا كردن دستور دادى و اجابت آن را ضمانت كردى. پس بر محمد و آل محمد درود فرست و هر خير را نخست به آنان عطا كن

وَ افْرِجِ هَمِّي وَ ارْزُقْنِي بَرْدَ عَفْوِكَ وَ حَلَاوَةَ ذِكْرِكَ وَ شُكْرَكَ وَ انْتِظَارَ أَمْرِكَ انْظُرْ إِلَيَّ نَظْرَةً رَحِيمَةً [رحمة] مِنْ نَظَرَاتِكَ

و آن‌گاه اندوه مرا بگشا و خنكى گذشت و شيرينى ياد و سپاسگزارى از خود و چشم به راه بودن فرمانت را روزى‌ام كن و با نظر رحمتى از نظرهاى رحمتت، به من بنگر

وَ أَحْيِنِي مَا أَحْيَيْتَنِي مَوْفُوراً مَسْتُوراً وَ اجْعَلِ الْمَوْتَ لِي جَذَلًا وَ سُرُوراً وَ اقْدِرْ لِي وَ لَا تُقَتِّرْ فِي حَيَاتِي إِلَى حِينِ وَفَاتِي

و تا زمانى كه مرا زنده نگاه داشته‌اى، برخوردار و پوشيده [از گزند دشمنان]زنده بدار و مرگ را مايه‌ى شادمانى و خوشحالى من قرار ده و به نفع من العيش من مقدر فرما و در حال زندگى تا هنگام مرگم روزى‌ام را تنگ و اندك قرار مده،

حَتَّى أَلْقَاكَ مِنَ الْعَيْشِ سَئِماً وَ إِلَى الْآخِرَةِ قَرِماً إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ

تا اين‌كه مبادا با خستگى و رنجورى با تو ملاقات كنم و وارد قيامت گردم، به راستى كه تو بر هر چيز توانايى.

ثُمَّ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ قُلْ بَعْدَهُمَا قَبْلَ قِيَامِكَ إِلَى الْوَتْرِ

سپس  دو  ركعت نماز بخوان و پيش از خواندن نماز وتر بگو:

اللَّهُمَّ رَبَ‏ (الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ) بِحَقِّ هَذِهِ اللَّيْلَةِ الْمَقْسُومِ فِيهَا بَيْنَ عِبَادِكَ مَا تَقْسِمُ

خدايا، اى پروردگار زوج و فرد و پروردگار شب آن‌گاه كه روان مى‌گردد، به حق اين شب كه قسمت‌هاى خود را در آن ميان بندگانت تقسيم مى‌كنى

وَ الْمَحْتُومِ فِيهَا مَا تَحْتِمُ أَجْزِلْ فِيهَا قِسَمِي وَ لَا تُبَدِّلِ اسْمِي وَ لَا تُغَيِّرْ جِسْمِي

خدايا، اى پروردگار زوج و فرد و پروردگار شب آن‌گاه كه روان مى‌گردد، به حق اين شب كه قسمت‌هاى خود را در آن ميان بندگانت تقسيم مى‌كنى

وَ لَا عَنِ الرُّشْدِ عَمًى وَ اخْتِمْ لِي بِالسَّعَادَةِ وَ الْقَبُولِ يَا خَيْرَ مَرْغُوبٍ إِلَيْهِ وَ مَسْئُولٍ

و به جاى راه يافتگى دچار كورى باطنى مفرما و كار مرا به نيكبختى و پذيرش پايان ده، اى بهترين كسى كه به درگاه او گراييده و از او درخواست مى‌شود.

ثُمَّ قُمْ وَ أَوْتِرْ فَإِذَا فَرَغْتَ مِنْ دُعَاءِ الْوَتْرِ وَ أَنْتَ قَائِمٌ فَقُلْ قَبْلَ الرُّكُوعِ

سپس برخيز و نماز وتر را بخوان و بعد از آنكه دعاى نماز وتر را خواندى، در حال ايستاده پيش از ركوع بگو:

اللَّهُمَّ يَا مَنْ شَأْنُهُ الْكِفَايَةُ وَ سُرَادِقُهُ الرِّعَايَةُ يَا مَنْ هُوَ الرَّجَاءُ وَ الْأَمَلُ وَ عَلَيْهِ فِي الشَّدَائِدِ الْمُتَّكَلُ‏

خدايا، اى كسى كه كار تو كفايت و سراپرده‌ات رعايت است و اى خدايى كه اميد و آرزو و تكيه‌گاه همه در سختى‌ها هستى،

(مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ)‏ وَ ضَاقَتْ عَلَيَّ الْمَذَاهِبُ‏ (وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ‏) كَيْفَ أَخَافُ

اكنون رنجورى به من رسيده و تو مهربان‌ترين مهربانان هستى و در اثر گوناگونى راه‌ها و روش‌ها [ى كسب روزى]دچار تنگنا شده‌ام و تو بهترين روزى‌رسان هستى. چگونه بيمناك گردم

وَ أَنْتَ رَجَائِي وَ كَيْفَ أَضِيعُ وَ أَنْتَ لِشِدَّتِي وَ رَخَائِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا وَارَتِ الْحُجُبُ مِنْ جَلَالِكَ

در حالى كه تو اميد منى؟ ! و چگونه ضايع گردم در حالى كه تو اندوخته‌ى من براى حال سختى و اميد منى [حال گرفتارى من هستى]؟ ! خدايا، به جلال و جمال تو كه در پرده‌ى حجاب هستند

وَ جَمَالِكَ وَ بِمَا أَطَافَ الْعَرْشُ مِنْ بَهَاءِ كَمَالِكَ وَ بِمَعَاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِكَ الثَّابِتِ الْأَرْكَانِ

و به حسن كمال تو كه گرداگرد عرش را فرا گرفته است و به گره‌گاه‌هاى سربلندى از عرش تو كه پايه‌هايش استوار است

وَ بِمَا تُحِيطُ بِهِ قُدْرَتُكَ مِنْ مَلَكُوتِ السُّلْطَانِ يَا مَنْ لَا رَادَّ لِأَمْرِهِ وَ (لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ)‏ اضْرِبْ بَيْنِي

و به ملكوت سلطه‌ات كه قدرتت بر آن احاطه دارد، از تو درخواست مى‌كنم. اى كسى كه هيچ‌كس نمى‌تواند دستور تو را برگردانده و فرمانت را به تأخير اندازد، ميان من

وَ بَيْنَ أَعْدَائِي سِتْراً مِنْ سِتْرِكَ وَ كَافِيَةً مِنْ أَمْرِكَ يَا مَنْ لَا تَخْرِقُ قُدْرَتَهُ عَوَاصِفُ الرِّيَاحِ

و دشمنانم پرده‌اى از پرده‌هاى خود و كفايت‌كننده‌اى از فرمانت ايجاد كن، اى خدايى كه بادهاى سخت و ويرانگر نمى‌توانند قدرت او را بشكافند

وَ لَا تَقْطَعُهُ بَوَاتِرُ الصِّفَاحِ وَ لَا تَنْفُذُ فِيهِ عَوَامِلُ الرِّمَاحِ يَا شَدِيدَ الْبَطْشِ يَا عَالِيَ الْعَرْشِ اكْشِفْ ضُرِّي

و شمشيرهاى برنده نمى‌توانند او را قلع كنند و سرنيزه‌هاى تيز نمى‌توانند در او كارگر افتند. اى سخت‌گير، اى داراى عرش بلند، رنجورى‌ام را برطرف نما،

يَا كَاشِفَ ضُرِّ أَيُّوبَ وَ اضْرِبْ بَيْنِي وَ بَيْنَ مَنْ يَرْمِينِي بِبَوَائِقِهِ وَ يَسْرِي [و يسر] إِلَيَّ طَوَارِقُهُ بِكَافِيَةٍ مِنْ كَوَافِيكَ

اى برطرف‌كننده‌ى رنجورى حضرت ايوب و نيز ميان من كسانى كه مرا آماج گرفتارى‌ها قرار داده و حوادث سركوب‌كننده را به سوى من روانه مى‌سازند، با يكى از كفايت‌ها

وَ وَاقِيَةٍ مِنْ دَوَاعِيكَ وَ فَرِّجْ هَمِّي وَ غَمِّي يَا فَارِجَ غَمِّ يَعْقُوبَ وَ اغْلِبْ لِي مَنْ غَلَبَنِي يَا غَالِباً غَيْرَ مَغْلُوبٍ‏

و انگيزه‌هاى نگاه‌دارنده‌ات مانع ايجاد كن و اندوه و غم مرا بزدا، اى زداينده‌ى غم حضرت يعقوب، و مرا بر كسانى كه مى‌خواهند بر من چيره گردند چيره گردان، اى چيره‌اى كه هرگز مغلوب نمى‌گردى. «

(وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً)

و خداوند آنان را كه كفر ورزيده‌اند، بى‌آنكه به مالى رسيده باشند به غيظ و حسرت برگرداند و زحمت جنگ از مؤمنان برداشت و خدا همواره نيرومند و شكست‌ناپذير است.» ،

(فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلى‏ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظاهِرِينَ) ‏ يَا مَنْ نَجَّى نُوحاً مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ

«و كسانى را كه ايمان آورده بودند، بر دشمنانشان يارى كرديم تا بر آنان چيره شدند.» اى خدايى كه حضرت نوح را از قوم ستمگر نجات دادى،

[وَ] يَا مَنْ نَجَّى لُوطاً مِنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ يَا مَنْ نَجَّى هُوداً مِنَ الْقَوْمِ الْعَادِينَ يَا مَنْ نَجَّى مُحَمَّداً مِنَ الْقَوْمِ الْمُسْتَهْزِئِينَ

اى كسى كه حضرت لوط را از دست قوم گناه‌كار رهانيدى، اى خدايى كه حضرت هود را از قوم ستم‌پيشه نجات دادى، اى خدايى كه حضرت محمد را از دست قوم استهزاكننده رهانيدى.

أَسْأَلُكَ بِحَقِّ شَهْرِنَا هَذَا وَ أَيَّامِهِ الَّذِي كَانَ رَسُولُكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَدْأَبُ فِي صِيَامِهِ وَ قِيَامِهِ مَدَى سِنِيهِ وَ أَعْوَامِهِ

به حق اين ماه و روزهاى آنكه عادت رسول تو- درود خدا بر او و خاندان او-در طول سال‌هاى عمر شريف خويش اين بود كه روزهاى آن را روزه گرفته و در شب‌هاى آن به شب‌خيزى بپردازد،

أَنْ تَجْعَلَنِي فِيهِ مِنَ الْمَقْبُولِينَ أَعْمَالَهُمْ الْبَالِغِينَ فِيهِ آمَالَهُمْ وَ الْقَاضِينَ فِي طَاعَتِكَ آجَالَهُمْ

از تو خواستارم كه مرا از كسانى قرار دهى كه اعمالشان را پذيرفته و به آرزوهايشان نايل ساخته‌اى و عمرشان را در طاعت تو به‌سر آورده‌اند

وَ أَنْ تُدْرِكَ بِي صِيَامَ الشَّهْرِ الْمُفْتَرَضِ شَهْرِ الصِّيَامِ عَلَى التَّكْمِلَةِ وَ التَّمَامِ

و به من توفيق دهى كه روزه‌ى ماه صيام را كه روزه‌دارى آن واجب است، به صورت كامل تا آخرين روز درك كنم

وَ اسْلَخْهَا بِانْسِلَاخِي مِنَ الْآثَامِ فَإِنِّي مُتَحَصِّنٌ بِكَ ذُو اعْتِصَامٍ بِأَسْمَائِكَ الْعِظَامِ

و با پايان يافتن آن از همه‌ى گناهان درآيم؛ زيرا من به تو پناهنده شده و به اسم‌هاى بزرگ تو

وَ مُوَالاةِ أَوْلِيَائِكَ الْكِرَامِ أَهْلِ النَّقْضِ وَ الْإِبْرَامِ إِمَامٍ مِنْهُمْ بَعْدَ إِمَامٍ مَصَابِيحِ الظَّلَامِ

و ولايت دوستان گرامى‌ات كه شكست و بست امور به دست آن‌ها است و يكى پس از ديگرى پيشواى [امت]را عهده دارند و چراغ‌هاى [روشنگر]تاريكى

وَ حُجَجِ اللَّهِ عَلَى جَمِيعِ الْأَنَامِ عَلَيْهِمْ مِنْكَ أَفْضَلُ الصَّلَاةِ وَ السَّلَامُ

و حجت‌هاى خدا بر همه‌ى مردمان هستند-برترين درود و سلام بر آنان-چنگ زده‌ام.

اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ الْبَيْتِ الْحَرَامِ وَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ وَ الْمَشَاعِرِ الْعِظَامِ

خدايا، به حق خانه‌ى محترم و ركن [كعبه]و مقام [ابراهيم]و جايگاه‌هاى عبادت بزرگ از تو درخواست مى‌كنم

أَنْ تَهَبَ لِيَ اللَّيْلَةَ الْجَزِيلَ مِنْ عَطَائِكَ وَ الْإِعَاذَةَ مِنْ بَلَائِكَ

كه عطاى فراوانت و در آمدن از بلاها [يى را كه بدان دچار هستم]در اين شب به من ارزانى دارى.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَوْصِيَاءِ الْهُدَاةِ الدُّعَاةِ الرُّعَاءِ

خدايا، بر حضرت محمد و خاندان او كه جانشينان هدايتگر و فراخواننده [مردم به سوى خدا]هستند، درود فرست

وَ أَنْ لَا تَجْعَلَ حَظِّي مِنْ هَذَا الدُّعَاءِ تِلَاوَتَهُ وَ اجْعَلْ حَظِّي مِنْهُ إِجَابَتَهُ‏ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ

و بهره‌ى مرا از اين دعا، فقط خواندن آن قرار مده، بلكه بهره‌ى مرا از آن، اجابت آن بگردان، به راستى كه تو بر هر چيز توانايى.

أقول و رأيت في كتاب عتيق بمشهد مولانا علي ع رواية نافلة الليل على هذه الصفات و الدعوات عن مولانا زين العابدين ع و فيها أن هذا الفصل يقوله من بعد الفراغ من ركعة الوتر و هو اللهم يا من شأنه الكفاية إلى آخره‏

در كتابى كهن در حرم مولى على-عليه السّلام-ديدم كه روايت نافله‌ى شب نيمه‌ى شعبان و دعاهاى آن را به كيفيت گذشته به نقل از مولاى ما حضرت زين العابدين -عليه السّلام-آورده و افزون بر آن، گفته است: دعاى «أللّهمّ يا من شأنه الكفاية. . .»، بعد از فراغت از نماز وتر بخوان.

[منبع]

۱۹ - در مورد احیای شب نیمه شعبان

اعلم أن من وفق لعمل [للعمل‏] كلما [كما] ذكرناه على الوجه الذي يليق بمراقبة الله جل جلاله و ذكر العقل و القلب بأن الله جل جلاله يراه فإنه يستبعد أن يبقى معه شي‏ء من هذه الليلة المذكورة خاليا عن الأعمال المبرورة و إن كان له عذر عن بعض ما رويناه و شرحناه أو كان عمله له على عادة أهل الغفلة في صورة العمل و القلب مشغول بدنياه فربما بقي معه وقت من هذه الليلة فإياه ثم إياه أن يضيعه بما يضره من الحركات و السكنات أو بما لا ينفعه بعد الممات فقد قدمنا في الروايات المتظاهرات أن هذه الليلة من الأربع ليال التي تحيا بالعبادات‏

هركس آن‌گونه كه زيبنده‌ى مراقبه‌ى خداوند-جلّ جلاله-است و با توجه عقلى و قلبى به اين حقيقت كه خداوند او را مى‌بيند، به عمل موفق گرديده است، بعيد است كه لحظه‌اى از اوقات او در شب نيمه‌ى شعبان خالى از اعمال نيك باشد؛ ولى اگر در انجام برخى از اعمالى كه ما نقل كرده و شرح داديم عذر داشته باشد، يا به شيوه‌ى اهل غفلت تنها صورتا به عمل بپردازد ولى قلبش به دنيا اشتغال داشته باشد، شايد برخى از اوقات اين شب را خالى از اعمال نيك بگذارند؛ ولى مبادا و مبادا چنين كسى اوقات خود را با حركات و سكنات مضرّ يا آنچه بعد از مرگ نفعى به حال او نمى‌رساند سپرى كند؛ زيرا براساس روايات صريح گذشت كه: «اين شب، يكى از  ۴  شبى است كه در طول سال احياى آن مستحب است.»

وَ رَأَيْتُ فِي حَدِيثٍ خَاصٍّ عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ‏

نيز در حديث ويژه به نقل از پيامبر اكرم -صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-آمده است:

مَنْ أَحْيَا لَيْلَةَ الْعِيدِ وَ لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ‏

«هركس شب عيد و شب نيمه‌ى شعبان را احيا كند، روزى كه دل همه مى‌ميرد، دلش نمى‌ميرد.»

فإن غلبك النوم بغير اختيارك حتى شغلك عن بعض عبادتك و دعائك و أذكارك فليكن نومك لأجل طلب القوة على العبادة كنوم أهل السعادة و لا تنم كالدواب على العادة فتكون متلفا بنوم الغافلين ما ظفر به من إحيائها من العارفين و أما ما يختم به هذه الليلة فقد قدمنا عدة خاتمات لأوقات معظمات فاعمل على ما قدمناه ففيه كفاية لمن عرف مقتضاه و نزيد هاهنا أن نقول الآن إذا كان أواخر هذه الليلة نصف شعبان- فاجعل تسليم أعمالك إلى من تعتقد أنه داخل بينك و بين الله جل جلاله في آمالك و توسل إليه و توجه إلى الله جل جلاله بإقبالك عليه في أن يسلم عبادتك من النقصان و يحملها بالعفو و الغفران و يفتح لها [بها] أبواب القبول و يرفعها في معارج درجات المأمول و لا تحسن ظنك بنفسك و بطاعتك فكم من عمل قد عملته في دنياك بغاية اجتهادك و إرادتك ثم بانت لك فيه من العيوب و غلط العقول و القلوب ما تعجب من الغفلة عنه فكيف إذا كان الناظر في عملك الله جل جلاله الذي لا يخفى عليه شي‏ء منه‏

بنابراين، اگر بدون اختيار خواب بر تو غلبه كرد و تو را از انجام پاره‌اى از عبادات، دعاها و اذكار بازداشت، حداقل خوابت همانند خواب سعادت‌مندان به جهت گرفتن نيرو بر انجام عبادت باشد و مانند چهارپايان براساس عادت نخواب، تا مبادا به واسطه‌ى خواب غافلان، آنچه را كه عارفان با احياى آن به دست مى‌آورند، از دست بدهى. نحوه‌ى ختم اعمال در چندين مورد از اوقات بزرگ كه اعمال به واسطه‌ى آن به پايان مى‌رسد، گذشت. بنابراين، براساس آن عمل كن؛ زيرا مطالبى كه در آنجا يادآور شديم براى هركس كه از معناى آن آگاهى داشته باشد، كافى است؛ ليكن اكنون در اين جا مى‌افزاييم كه وقتى اواخر شب نيمه‌ى شعبان رسيد، اعمال خود را به معصومى كه اعتقاد دارى واسطه‌ى ميان تو و خداوند-جلّ جلاله-در برآوردن آرزوهايت مى‌باشد، بسپار و به او توسل كن و با توجه به او به درگاه خدا توجه كن تا عبادات تو را خالى از نقصان و همراه با عفو و مغفرت به خدا بسپارد و درهاى قبولى اعمال را گشوده و اعمالت را در معارج و درجات صعود اعمال به‌گونه‌اى كه اميد دارى، بالا برد و هرگز به خود و طاعتت خوش‌بين مباش؛ زيرا چه بسيار اعمالى كه با نهايت تلاش و آرزو در دنيا به جا آورده‌اى ولى بعد براى تو روشن شده است كه داراى عيب و نقصان بوده است و عقل و دل از غفلت شگفت‌زده شده‌اند. حال چگونه خواهد بود اگر خداوند -جلّ جلاله-كه هيچ‌چيز بر او پنهان نيست، ناظر بر اعمالت باشد.

[منبع]

۲۰ - نماز مخصوص شب های بیض ماه شعبان

أَخْبَرَهُمْ أَبُو الْحُسَيْنِ أَحْمَدُ بْنُ أَحْمَدَ بَنِ سَعِيدٍ الْكَاتِبُ رَضِيَ اللَّهُ‏ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ القياني [الْقُنَانِيُ‏] قَالَ سَمِعْتُ جَدِّي يَقُولُ سَمِعْتُ أَحْمَدَ بْنَ أَبِي الْعَيْنَاءِ يَقُولُ قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ص‏

در حديثى از امام جعفر بن محمد صادق-صلوات اللّه عليه-آمده است:

أُعْطِيَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ ثَلَاثَ أَشْهُرٍ لَمْ يُعْطَهَا أَحَدٌ مِنَ الْأُمَمِ رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ شَهْرِ رَمَضَانَ

 سه  ماه به اين امت داده شده است كه به هيچ‌يك از امت‌ها داده نشده است: رجب، شعبان و ماه رمضان

وَ ثَلَاثَ لَيَالٍ لَمْ يُعْطَ أَحَدٌ مِثْلَهَا لَيْلَةَ ثَلَاثَ عَشْرَةَ وَ لَيْلَةَ أَرْبَعَ عَشْرَةَ وَ لَيْلَةَ خَمْسَ عَشْرَةَ مِنْ كُلِّ شَهْرٍ

و  سه  شب به اين امت داده شده است كه به هيچ‌كس داده نشده است: شب سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم از هر ماه

وَ أُعْطِيَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ ثَلَاثَ سُوَرٍ لَمْ يُعْطَهَا أَحَدٌ مِنَ الْأُمَمِ يس وَ تَبَارَكَ الْمُلْكُ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ

و  سه  سوره به اين امت داده شده است كه به هيچ‌يك از امت‌ها داده نشده است: سوره‌ى «يس» ، سوره‌ى «تَبارَكَ اَلَّذِي بِيَدِهِ اَلْمُلْكُ» و سوره‌ى «قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ».

فَمَنْ جَمَعَ بَيْنَ هَذِهِ الثَّلَاثِ فَقَدْ جَمَعَ أَفْضَلَ مَا أُعْطِيَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ فَقِيلَ وَ كَيْفَ يَجْمَعُ بَيْنَ هَذِهِ الثَّلَاثِ

بنابراين، هركس اين  سه را جمع كند، برترين عطايايى را كه به اين امت داده شده است، جمع كرده است. عرض شد: چگونه انسان بين اين  سه جمع كند؟

فَقَالَ يُصَلِّي [فِي‏] كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ لَيَالِي الْبِيضِ مِنْ هَذِهِ الثَّلَاثَةِ الْأَشْهُرِ

فرمود: در هريك از شب‌هاى بيض [به شب‌هاى سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم ماه‌هاى قمرى، شب‌هاى بيض (سپيد و درخشان) گفته مى‌شود] از اين  سه  ماه نماز بخواند؛

فِي لَيْلَةِ الثَّانِيَةَ عَشَرَ رَكْعَتَيْنِ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ [مَرَّةً] وَ هَذِهِ الثَّلَاثَ سُوَرٍ

يعنى در شب سيزدهم  دو ركعت در هر ركعت سوره‌ى «فاتحة الكتاب» و  سه  سوره‌ى يادشده را بخواند،

وَ فِي اللَّيْلَةِ الرَّابِعَةَ عَشَرَ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ هَذِهِ الثَّلَاثَ سُوَرٍ

و در شب چهاردهم  چهار ركعت در هر ركعت سوره‌ى «فاتحة الكتاب» و  سه  سوره‌ى يادشده را بخواند،

وَ فِي اللَّيْلَةِ الْخَامِسَةَ عَشَرَ سِتَّ رَكَعَاتٍ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ هَذِهِ الثَّلَاثَ سُوَرٍ

و در شب پانزدهم  شش ركعت نماز بخواند در هر ركعت سوره‌ى «فاتحة الكتاب» و  سه  سوره‌ى يادشده ( یعنی سوره‌ى «يس» ، سوره‌ى «تَبارَكَ اَلَّذِي بِيَدِهِ اَلْمُلْكُ» و سوره‌ى «قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ» ) را بخواند،

فَيَحُوزُ فَضْلَ هَذِهِ الْأَشْهُرِ الثَّلَاثَةِ وَ يُغْفَرُ لَهُ كُلُّ ذَنْبٍ سِوَى الشِّرْك‏

فضيلت اين  سه  ماه را حايز گرديده و همه‌ى گناهان او به جز شرك به خدا آمرزيده مى‌گردد.

[منبع]
ساخته شده به عشق اباصالح المهدی صلوات الله و سلامه علیه
ایمیل : admin mahdi14.com
شبکه های اجتماعی : mahdi14dotcom